دیدارنیوز ـ میگوید تا زمانی که زنده باشد هرچقدر بتواند برای مناطق دورافتاده مدرسه میسازد. نمیخواهد هیچ اسم و حتی نشانهای از او در این گزارش برده شود. عقیده دارد کار خیر باید پنهان بماند تا اجرش دوچندان شود:
«نمیدونی مدرسه ساختن برای بچههایی که هیچوقت مدرسهای نداشتن و توی کپر و چادر درس خواندهاند چقدر لذت داره. وقتی کار ساخت مدرسه تموم میشه و میبینی کلی بچه توی حیاط مدرسه جمع شدن و توی دستشون گل دارن تا بهت هدیه بدن از خود بیخود میشی. تازه میفهمی چه کار بزرگی توی زندگی خودت و دیگران کردی. وقتی بچهها رو سرکلاس میبینی که با چه شور و علاقهای درحال درس خواندن هستن کیف میکنی. آدم پیش خودش میگه باقیات صالحات به چی میگن؟ به همین که بتونی شرایط رو برای آدمهای دیگه طوری رقم بزنی که بتونن برای جامعهشون مفید باشن.»
در دفتر نسبتاً کوچک خیابان میرزاپور تصمیمات مهمی گرفته میشود و اتفاقات بزرگی میافتد. آدمها چراغ خاموش میآیند و هرکدام به اندازهای که در توانشان باشد برای ساخت مدارس کمک میکنند. عدهای هم که ساکن و مقیم خارج از کشورند در این کار خیرخواهانه و انساندوستانه مشارکت میکنند. باید گفت در طول 21 سال گذشته هزاران کلاس درس در سراسر کشور بخصوص مناطق دورافتاده و بدون امکانات کشور از جمله سیستانوبلوچستان، خراسان جنوبی، کرمان و کهگیلویه و بویراحمد ساخته شده و همه این تلاشها نتیجه همدلی بسیاری از مردم و خیرین است.
میهمان دکتر محمدرضا حافظی، رئیس جامعه خیرین مدرسه ساز کشور و عضو ملی یونسکو هستم، مرد 87 ساله قبراقی که پشت میز چوبی سادهاش قرار است از خیرین مدرسه ساز بگوید:
«پیش از اینکه از مدارس ساخته شده برایتان بگویم باید به این نکته اشاره کنم هر عزیزی که حتی هزار تومان برای ساخت مدرسه کمک کند از نظر ما خیر است. پروندههای ثبت شده نشان میدهد حدود 650 هزار نفر در ساخت مدارس مختلف در سراسر کشور مشارکت داشتهاند. در این بین بیش از هزار نفر هم که ساکن خارج از کشورند در این امر خداپسندانه ما را همراهی کردهاند.
اما درباره مشارکت اعضای خیرین مدرسهساز باید بگویم از 21 سال پیش تاکنون در مجموع 37 درصد از مدارس ساخته در کشور با مشارکت خیرین بوده و در سال 97 هزار و 700 مدرسه یا به عبارتی 8 هزار کلاس درس به همت خیرین ساخته شده.»
دکتر حافظی لابهلای مصاحبه، اشاره کوچکی هم به تهران میکند که بیشترین مدارس قدیمی و رتبه نخست غیرایمن بودن مدارس در کشور را دارد و از جمله محرومترین شهرهاست. گفته او آنقدر عجیب بهنظر میرسد که میخواهم توضیح بیشتری در این باره بدهد: «بیشتر مدارس تهران استیجاری هستند و مدارسی که در مالکیت دولتند بسیار قدیمی و ناایمن هستند و اگر خدای ناکرده زلزلهای بیاید اتفاقات بسیار بدی میافتد. ما تا جایی که توانستهایم با کمک خیرین تعدادی از این مدارس را مرمت و باسازی کردهایم ولی نیاز به بودجه زیادی داریم تا همه مدارس را بازسازی و ایمن کنیم. بتازگی با شهرداری تفاهمنامهای امضا کردهایم که نزدیکی پارکها زمینهایی برای ساخت مدارس ایمن در اختیارمان بگذارد.
اما چرا ساخت مدرسه در تهران نسبت به شهرهای دیگر کمتر است؟ دلیلش گرانی زمین و مصالح است. به عنوان مثال خرید زمین و ساخت مدرسهای در مرکز شهر بیش از 5 میلیارد تومان هزینه دارد و با این پول میشود دهها مدرسه در شهرهای دیگر ساخت و البته خیرین علاقهمندند که در زادگاه یا شهر و روستاهای دورافتاده مدرسه بسازند. در مقابل تهران، سیستان و بلوچستان جزو ارزانترین مناطقی است که میشود آنجا مدارس زیادی ساخت.»
به گفته رئیس جامعه خیرین مدرسهساز کشور استانهای خراسان رضوی و خوزستان بیشترین خیر را در ساخت مدارس دارند و برای ایمنسازی و ساخت مدارس مورد نیاز کشور نیاز به 40هزار میلیارد تومان پول است که همراهی مردم و خیرین بخشی از این هزینه را فراهم کرده است.
جامعه خیرین مدرسهساز در چند کشور اروپایی و آسیایی و امریکایی هم مدارسی برای جمعیت ایرانیان مقیم و مسلمانان ساخته است. این مجمع با تبلیغ و ترغیب خیرین داخلی و خارجی، مجامعی در سایر کشورها راهاندازی کرده تا برای فراموش نشدن فرهنگ و زبان فارسی بین کودکان ایرانی تلاش کند.
دکتر حافظی در این باره عنوان میکند: «شاید نزدیک به 10 درصد از ایرانیان در کشورهای دیگر زندگی میکنند و ما برای اینکه فرزندان ایرانیان مقیم خارج زبان فارسی را فراموش نکنند در چند کشور از جمله امارات متحده عربی، آلمان (4 شهر بزرگ) و ترکیه مدارسی ساختهایم و تا چند ماه آینده هم مدارسی در کانادا خواهیم ساخت. در این زمینه و با توجه به حضور ایرانیان در امریکا و امکانات بالقوه در این کشور سعی میکنیم مجمع خیرینی در این کشور راهاندازی کنیم تا آنجا هم چندین مدرسه برای کودکان ایرانی ساخته شود. ما حتی برای شیعیان هند 14 مدرسه ساختهایم و امکاناتی هم برای کودکان کشمیری در مدارس خیریهساز فراهم کردهایم.»
روبهروی دفتر رئیس، دفتر اداری است. هراز گاهی مردی یا زنی مراجعه میکند و چند دقیقه بعد با تکه کاغذی شبیه به رسید خارج میشود. آدمهایی که به این دفتر میآیند همه تجار و پزشک و مهندس سرشناس نیستند تا حتماً کمکی چند ده میلیونی و حتی میلیاردی کنند. اینجا هرکس به نسبت توانش پولی برای ساخت مدرسه هدیه میکند. برخی از معلمان و فرهنگیان هم داوطلبانه خواستهاند تا آخر عمرشان مبلغی از حقوقشان کسر شود و به صندوق خیرین مدرسهساز واریز شود.
دکتر درباره مشارکتهای مردمی حتی دانشآموزان برای ساخت مدارس میگوید: «زمانی که این مجمع 21 سال پیش راهاندازی شد صندوق مجمع 16میلیارد و 800 میلیون تومان جمع کرد. سال بعد مبلغ 40 میلیارد، سال بعدش 80 میلیارد و سال 88 نزدیک به 740میلیارد تومان برای ساخت مدارس جمع شد. یادم میآید آن زمان اعتبار دولت 386 میلیارد تومان بود.
گذشته از فعالیت خیرخواهانه خیرین، مردم از هر قشر و طبقهای به ما کمک میکنند. چند سال پیش 126هزار قلک بین دانشآموزان استان گلستان پخش شد. سال بعد که قلکها جمعآوری شد، وقتی یکی از همکارانم قلکی را باز کرد متوجه شد که حجم زیادی از این قلک پر از میخ و خرده آهن است و کلاً توی آن 200 تومان پول بیشتر نیست. دانشآموزی که این قلک را داده بود، گفت به این دلیل توی قلک را پر از میخ و خرده آهن کرده چون از دوستانش خجالت میکشیده و خواسته با سنگین کردن قلک از آنها کم نیاورد.
همین پول قلکها منجر به ساخته شدن مدرسه بزرگی در گلستان شد و این دانشآموز بین خیرین حاضر شد و چند دقیقهای برایشان با لحن نوجوانانه سخنرانی کرد و آنقدر حضار را تحت تأثیر قرار داد که در همان جلسه قرار شد مدرسه دیگری به نام مدرسه جوانان ساخته شود.
سال پیش هم در منطقه 11 تهران برای دانشآموزان سخنرانی کردیم که به جای خرید فشفشه و مواد محترقه شب چهارشنبه سوری که خطرات زیادی هم دارد پولهایشان را برای ساخت مدرسه کمک کنند و شعاری درست شد به نام «مدرسهسازی به جای ترقهبازی» و با کمک دانشآموزان و خانوادههایشان و خیرین، مدرسهای در همین منطقه ساخته شد.»
او از خیری به نام حاج اکبر میگوید که 13 سال پیش مدرسه ساخت و سال بعدش 3 مدرسه دیگر. وقتی او به حج مشرف میشود از خدا میخواهد یاریاش کند تا 12 مدرسه به نیت 12 امام بسازد و چنین کاری را به پایان میرساند و دوباره سال بعدش به حج میرود و این بار تصمیم به ساخت 72 مدرسه به نیت 72 شهید کربلا میگیرد. حاج اکبر در طول 13 سال گذشته 110 مدرسه ساخته و حالا میخواهد تا زمانی که زنده است هرچه میتواند مدرسه بسازد.
دکتر حافظی خاطرهای جالب تعریف میکند از مخترع جوانی که در یکی از مدارس خیریهساز تحصیل کرده بوده: «در مراسمی تحت عنوان مخترعان جوان با دختر جوانی روبهرو شدم که به گفته خودش در یکی از مدارس خیریهساز درس خوانده بود و مرا بخوبی میشناخت. این دختر در طول چند سال 12 اختراع به اسم خود ثبت کرده بود. اختراع آخرش هم مربوط به جلوگیری از بلند شدن شنهای روان بود. با دیدن اختراعات این دختر خیلی خوشحال شدم و به خود بالیدم که زحمات خیرین منجر به شکوفایی استعدادهای خیلی از دانشآموزان شده.»
همه کسانی که برای مشارکت در ساخت مدرسه به دفتر میآیند یک جمله مشترک دارند؛ اینکه مدرسهسازی اعتیاد میآورد. راست هم میگویند آدمهایی به این دفتر سر میزنند که نه یک یا دو مدرسه بلکه دهها مدرسه در سراسر کشور ساختهاند. این خیرین به عشق بالا و پایین پریدن بچهها در حیاط مدرسه، درس خواندن و پیشرفتشان از هیچ کوششی فروگذاری نمیکنند.
منبع: ایران/حمید حاجیپور/۲۲ مهر ۹۷