
یوسف نوری سرانجام به عنوان وزیر آموزش و پرورش دولت سیزدهم انتخاب شد؛ فردی که از او به عنوان یکی از چهرههای نزدیک به حمیدرضا حاجی بابایی وزیر سابق آموزش و پرورش و از نمایندگان متنفذ مجلس یاد میشود.
دیدارنیوز – رسول شکوهی: پس از کش و قوس چند ماهه بین دولت و مجلس در نهایت یوسف نوری توانست رای اعتماد مجلس شورای اسلامی را کسب کند. نوری با اینکه حواشی مختلفی مانند رزومه عجیب و غریب و حضور در هیات مدیره چند شرکت اقتصادی پیرامونش بود، در نهایت همانطور که پیشبینی میشد - در یادداشت «نوری حتما رای میآورد اما...» به آن اشاره داشتیم – به وزارت آموزش و پرورش رسید.
در روزهایی که هنوز این وزارتخانه بدون وزیر بود شایعاتی به گوش میرسید که اختلاف نظرهایی در رابطه با انتخاب وزیر آموزش و پرورش در دولت ابراهیم رئیسی و جریانات تاثیرگذار در آموزش و پرورش به وجود آمده و به همین خاطر گزینههای مطرح شده با مخالفتهای جدی روبرو میشوند. به صورت مشخص این شایعات به اختلافات بین جمیله علم الهدی همسر رئیس جمهور و حمیدرضا حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش در دولت محمود احمدی نژاد و نماینده فعلی مجلس اشاره داشتند.
فارغ از این شایعات باید به این نکته اشاره کنیم که به جز این دو نفر یعنی علم الهدی و حاجی بابایی، افراد و جریانات دیگری هم در آموزش و پرورش و بیرون از آن هستند که در تصمیمات و سیاستگذاریهای این وزارتخانه و انتصابات آن تاثیرگذار هستند. به عنوان مثال برخی معتقدند که هنوز غلامعلی حداد عادل و جریان نخبگان سیاسی نزدیک به او از جمله جریانات تاثیرگذار در آموزش و پرورش به حساب میآیند.
میتوان به این اسامی و جریانات باز هم افزود، ولی در حال حاضر به علت نزدیکی نوری به حاجی بابایی بیشترین احتمال اثرگذاری بر جریان مدیریت وزارت آموزش و پرورش از جانب جریان حاجی بابایی مطرح میشود. نوری میتواند با عملکرد خود و انتصاب معاونانش به این سوال پاسخ دهد که آیا نوری نسخه جدیدی از حاجی بابایی است یا خودش مستقل از هر فرد و جریانی به مدیریت وزارتخانه خواهد پرداخت.
در رابطه با حاجی بابایی باید گفت که نمیتوان او را به مانند برخی از وزرای آموزش و پرورش یک چهره تعلیم و تربیتی دانست و بیشتر او را به عنوان یک مدیر اجرایی، سیاسی و مالی میشناسیم. مدیری اجرایی که رفته رفته با حضور در عرصه سیاسی و به صورت مشخص مجلس، به عنوان یک چهره سیاسی شناخته شد. او با کادرسازی و حضور جدی در عرصه سیاست حتی خود را بعضا به عنوان گزینه ریاست مجلس هم مطرح کرد.
حاجی بابایی نماینده دوره پنجم، ششم، هفتم، هشتم، دهم و یازدهم مجلس شورای اسلامی است. در دوران نمایندگی اش عضو هیئت رئیسه و رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس بوده است. همچنین در دوران طولانی نمایندگی مجلس در کمیسیونهای بودجه، تلفیق، اصل نود و امنیت ملی و سیاست خارجی نیز عضویت داشته است. در حال حاضر هم رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس است.
حضور طولانی مدت در مجلس از حاجی بابایی یک چهره تاثیرگذار در قوه مقننه ساخته است و همانطور که گفته شد او یک چهره سیاسی مدیریتی است و به عنوان یک چهره تربیتی نمیتوان از او یاد کرد. عملکردش در دوران وزارت آموزش و پرورش در دولت دهم نیز این مساله را اثبات میکند. حاجی بابایی در دوران وزارت آموزش و پرورش با ویژگیهای مدیریتی و سیاستگذاریها و به صورت مشخص استخدامها توانست پایگاه مشخصی در آموزش و پرورش بدست بیاورد.
منتقدان او صدور احکام استخدامی را بی رویه، غیرقانونی و بدون پشتوانه، دارای اهداف تبلیغاتی و کاندیداتوری عنوان میکنند که بار مالی زیادی به دولتهای بعدی تحمیل کرد و هزاران نیروی غیرمتخصص را برای جلب نظر نمایندگان وقت مجلس، بر آموزش و پرورش بار کرد. منتقدان حاجی بابایی به عدم اشراف تربیتی او بر مسائل آموزش و پرورش تاکید دارند و نمونههایی نیز برای این ادعا مطرح میکنند.
انجام بدون مطالعه طرحِ ناقص پایه ششم ابتدایی و توسعه بی رویه مدارس تیزهوشان درسطح کشور از جمله مسائلی است که در دوره حاجی بابایی اجرایی شد و منتقدان به آن اشاره دارند. در رابطه با بحث پرورشی نیز این انتقادات مطرح است که با نگاهی سلیقهای و جناحی با این حوزه برخورد شد و تغییرات مکرر تشکیلاتی، اعتباری و نیروی انسانی به عنوان گواهی بر این مدعا مطرح میشود.
به هر روی باید پذیرفت که حاجی بابایی با هر روشی که منتقدان یا موافقانش میتوانند درباره آن ساعتها صحبت کنند، توانسته سرمایه اجتماعی مشخصی در آموزش و پرورش برای خود بسازد. البته این اتفاق در دورهای که پول در کشور وجود داشت و شرایط اقتصادی کشور بهتر بود رخ داد. شاید بتوان گفت که نوری هم به دنبال تکرار همین الگو است و میخواهد با نهایی کردن لایحه رتبه بندی معلمان برای خود سرمایه اجتماعی بسازد و به عنوان یک چهره در آموزش و پرورش مطرح شود.
به صراحت باید گفت که این اتفاق نه شدنی است و نه نوری ظرفیت انجام آن را دارد. نوری هم به مانند حاجی بابایی یک چهره مدیریتی است با این تبصره که نفوذ و سرمایه اجتماعی حال حاضرش میان فرهنگیان قابل توجه نیست. نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد وضعیت اقتصادی کشور در این دوره و مقایسه آن با دوره مدیریت حاجی بابایی در آموزش و پرورش است. با رتبه بندی که حتی ۲۵ هزار میلیارد آن هم به احتمال زیاد تصویب نمیشود و صحبت از ۱۲.۵ هزار میلیارد میشود نمیتوان در دل فرهنگیان خانه کرد. بماند که رئیس کمیسیون برنامه و بودجه یعنی حاجی بابایی هم تا به امروز جلوی اقدامات دولت و به صورت مشخص سازمان برنامه و بودجه اقدام مشخصی نداشته و حاجی بابایی تا این حد هم مشخص نیست که به کمک نوری میآید یا نه.
ویژگی دیگری که حاجی بابایی داشت و نوری ندارد سیاسی بودن است. حاجی بابایی روند رشد خود در عرصه سیاسی را قبل و بعد از دوران وزارت دنبال کرد و این ظرفیت و تیم همراه را داشت، ولی نوری اینگونه نیست. نوری حتی در انتخاب تیم خود هم کم توان است، چون در طول سالیان حضورش در آموزش و پرورش و بخشهای دیگر اقتصادی و مدیریتی تیمی جمع نکرده است. این موضوع به صورت مشخص در انتخاب معاونان قطعا خود را نشان خواهد داد.
نوری ویژگیهای شخصیتی حاجی بابایی را هم ندارد. حاجی بابایی سخنور خوبی است، ولی نوری این ویژگی را ندارد و این موضوع را در صحبت هایش در جلسه رای اعتماد میتوان دید. حاجی بابایی به دلیل سابقه وزارتی و مدیریتی و سیاسی در قد و قواره میرکاظمی رئیس سازمان برنامه و بودجه قرار میگرفت و شاید میتوانست جلوی تصمیمات این نهاد مقاومت کند. اما نوری بعید است بتواند در مقابل سازمان برنامه و بودجه مقاومتی داشته باشد چه رسد به اعمال فشار.
به هر روی نوری به مانند حاجی بابایی نگاه تعلیم و تربیتی ندارد و نمیتوان او را به عنوان یک چهره تعلیم و تربیتی مطرح کرد. او به مانند حاجی بابایی یک مدیر اجرایی است که به مراتب نسبت به او ضعیفتر است، چون نه سیاسی است، نه کادرسازی کرده و نه پایگاه اجتماعی در میان فرهنگیان دارد. شرایط اقتصادی هم به گونهای است که نوری نمیتواند با نهایی کردن رتبه بندی، خود را میان فرهنگیان و جامعه به عنوان یک وزیر موفق جا بیاندازد.
پس بهتر است دولت و شخص نوری به جای آنکه به دنبال نسخه جدید حاجی بابایی باشند، خود مسیر مستقلی را دنبال کنند، چون در آن مسیر قطعا موفق نخواهند شد و فرصت ساختن مسیر جدید را هم از بین میبرند. به اندازه کافی از جانب گروههای مختلف و جریانات سیاسی تحت فشار قرار خواهد گرفت و بهتر است از همین ابتدا خود را وامدار کسی نداند و نکند.