
با اوج گرفتن تنش میان تهران و باکو، به نظر میرسد ارمنستان به دنبال اهداف جدیدی در ایران است. در این میان ترکیه نیز به زمین بازی آذربایجان پیوسته است. در شرایطی که ما دچار تنش در شمال غربی هستیم، تحلیل شرایط جایگاه ویژهای دارد. دیدار با میرقاسم مومنی، کارشناس مسائل قفقاز در این خصوص به گفتگو میپردازد.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: جمهوری آذربایجان و ایران وارد فاز جدیدی از تنش با یکدیگر شدهاند و مانورهای نظامی هر دو کشور را به تکاپو انداخته است. از سوی دیگر رفتار آذربایجان با کامیونهای ایرانی سطح تنش را افزایش چشمگیری داده است. برخی ردپای اسرائیل و ترکیه را در این تنش دنبال میکنند، گروه دیگر این تنش را بازی جدید روسیه و آمریکا در منطقه میدانند.
در پی این تنشها روابط ایران با ارمنستان که از طریق این کشور میتواند به اروپا و همسایگان شمالی برسد، پررنگتر شده است. افزایش روابطی که به سفر وزیرخارجه ارمنستان به ایران ختم شده است. وزارت امور خارجه ارمنستان در صفحه توییترش سفر کاری آرارات میرزویان، وزیر امور خارجه این کشور به ایران را اعلام کرده است. چندی پیش نیز نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان در اظهاراتی به اهمیت روابط کشورش با ایران تاکید کرده و بیان کرد ایروان هیچ گاه در توطئهای علیه ایران دست نداشته است.
در خصوص شرایط پیش آمده با دو همسایه شمال غربی کشور دیدار با میرقاسم مومنی، کارشناس مسائل قفقاز به گفتگو میپردازد.
میرقاسم مومنی در مورد شرایط پیش آمده با جمهوری آذربایجان و نزدیکی این روزهای تهران با ایروان میگوید: «روابط ایران با کشورهای مشترک المنافع بعد از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ روابط خوبی بوده است. ایران به عنوان کشوری که با بیشتر آنها همسایه بوده ضمن تایید استقلال آنها، روابط خوبی با این کشورها ایجاد کرده است. در شمال غرب کشورمان کشورهای جمهوری آذربایجان، ارمنستان و منطقه خودمختار قرهباغ قرار دارند و ایران نیز بر اساس حسن همجواری و همسایگی روابط خوبی با آذربایجان و ارمنستان داشته است. اختلاف آذربایجان و ارمنستان که از سمت حاکمیت قره باغ بود، به نوعی تاثیری بر مسائل داخلی ایران نیز داشت زیرا ایران کشوری است که از لحاظ تاریخی به این مناطق که جزئی از خاک و حوزه تمدنی ایران بود میتواند در حل مشکلات کمک کند. ایران همیشه روابط خوب اقتصادی و سیاسی با آذربایجان و ارمنستان داشته و سعی کرده است در ایجاد روابط تعادل داشته باشد. اما شاهد بودیم که در حوزههای قفقاز دخالت کشورهای منطقهای و فرا منطقهای اوضاع را نابسامان کرده است. برخی کشورها مثل ترکیه که به دنبال ایجاد امپراتوری ترک بوده است، پانترکیسم را مطرح میکند و میخواهد حوزه تمدنی عثمانی را ایجاد کند. از سوی دیگر اسرائیل در جهت گرفتن امتیازات اقتصادی، امنیتی و حضور در دریای خزر از طریق آذربایجان در طرف دیگر ماجرا است. مسئله دیگر خط لوله نفتی باکو، تفلیس و جیحان که با سرمایه گذاری آمریکا و اروپاییها شکل گرفته است و در جهت ترانزیت نفت و گاز به منطقه در تنظیمات امنیتی منطقه تأثیر داشته است. در واقع متاسفانه به علت ضعف دیپلماسی، سیاستگذاری و مدیریت و برنامهریزی بلند مدت ما در استراتژی جهت نوع تعامل با قفقاز، کل فرصتهایمان را از دست دادیم و نتوانستیم اقتصادی، سیاسی، نظامی، امنیتی و فرهنگی به اهداف خودمان برسیم. ترکیه فقط با شعار پانترکیسم توانسته در کشورهای مشترک المنافع یک ساختار قدرتی را تشکیل دهد که این ساختار نفوذش حتی در مراکز تصمیم گیری این کشورها حضور دارد. اما ایران با داشتن تاریخ، دین، فرهنگ و زبان مشترک نتوانسته به نتایج خوبی برسد.»
در ادامه مومنی از علت نرسیدن ایران به اهدافش در منطقه قفقاز بیان میکند: «ما اصلاً نگاهی به قفقاز و کشورهای شمال غربی نداشته ایم و نگاهمان بیشتر به جنوب، حوزه عربی و شمال آفریقا بوده است که حتی نتونستیم راهی باز کنیم. مثلاً در مانوری که ایران انجام داده، جمهوری آذربایجان اعتراض میکنند و ترکها اتحادیه تشکیل میدهند. اما پاکستان که اصلاً هیچ سنخیتی با قفقاز ندارد، در آنجا حضور پیدا میکند و نیروهای نظامی اش را میآورد. در واقع هر کشوری برای منافع خودش در تلاش است. پاکستان برای این به قفقاز آمده است تا مانع راهیابی هندوستان به دریای سیاه از طریق کریدور جنوب به شمال (ایران، آذربایجان، ارمنستان و گرجستان) شود. یعنی در رقابتی که ایجاد شده برای سرمایه گذاری آمده است. اما ما نتوانستیم در آذربایجان که ۸۵ درصدش شیعه است، جایگاهی داشته باشیم و در ارمنستان و گرجستان که در واقع تاریخ و فرهنگ مشترکی داریم و به نوعی شاخههای درخت کهنسال ایران بوده، حضور یابیم. به همین دلیل ما مشکل داریم و امروز ترکیه توانسته حضور داشته باشد و همچنین اسرائیل در آذربایجان و گرجستان حضور دارد و حضورش را کم کم آشکار خواهد کرد. اما ما هنوز نمیدانیم چیکار باید بکنیم یا نباید بکنیم؟»
در ادامه این کارشناس قفقاز میگوید: «ارمنستان از یک سمت در محاصره آذربایجان و از سمت دیگر در محاصره ترکیه است و هر دو کشور اختلاف دارند. بحث پروژه قتل ارامنه را علیه ترکیه مطرح کرده و از سمت دیگر بحث اختلافات مرزی با آذربایجان را مطرح میکند. ما از سه راه میتوانیم به دریای سیاه راه پیدا کنیم؛ از طریق آذربایجان، ترکیه و ارمنستان. راه آذربایجان و ترکیه بسته است و ایران از تنها مسیری که میتواند به کریدور جنوب به شمال دسترسی داشته باشد و از تجارت با روسیه، اوکراین، کشورهای بالتیک و دریای سیاه استفاده کند، ارمنستان است. الان جمهوری آذربایجان این مسیر را بسته و ایران عملاً از تجارت با ارمنستان و دیگر کشورهای منطقه محروم شده است. این نیاز ایران است که در مقابل پیمانهایی که ترکیه و آذربایجان بستهاند، با ارمنستان برای حفظ منافع ملی خودش متحد شود. البته در واقع ما دیر اقدام کرده ایم. وقتی جنگ قره باغ شروع شده بود، آیا کارشناسان و مسئولین ما که در مورد این موضوع تصمیم میگرفتند، نمیدانستند که بخشی از مسیر کاپان به گریس که حدود ۲۴ کیلومتر است در خاک آذربایجان قرار میگیرد و در صورت آزاد شدن این خاک توسط جمهوری آذربایجان، میتوانند آن جاده را ببندند. ما قبلاً دیده بودیم که آذربایجانیها جاده آستارا را بسته اند و نگذاشتند کامیونهای ایرانی ترانزیت کنند. چرا در زمان جنگ ۴۴ روزه این مسائل را بررسی نکردند تا بتوانند با جمهوری آذربایجان توافق نامه امضاء کنند. الان مسیر را بستند و دوتا از رانندههای ما را گرفتند و یک معضل امنیتی، سیاسی و اقتصادی ایجاد شده است. آیا نمیشد این مشکل را قبلاً حل کرد؟ این سوالاتی است که متاسفانه کسی جوابگو نیست. مشکل ما این است که افرادی بر روابط ما با این منطقه تصمیم میگیرند، اصلاً اشراف بر منطقه قفقاز ندارند.»
مومنی در مورد تقابل ایران و آذربایجان و شدت آن اظهار کرد: «فکر نکنم تقابل ما با آذربایجان بیش از این شود. البته این تقابلی که ایجاد شده با خود آذربایجانیها نیست. آذریها اصلاً به دنبال تشنج و بحران با ایران نیستند؛ خانواده الهام علی اف و هئیت حاکمه به دنبال این نیستند. این امتیازاتی است که ترکیه، اسرائیل، اروپا و آمریکا به آذربایجان در قبال آزادسازی مناطق اشغالی ارمنستان، داده اند. من مطمئن هستم این بحث تشنجی که ایجاد شده، قطعاً زیر نظر اسرائیل و ترکیه بوده است. یعنی آذریها آنقدر بیسیاست نیستند که با کشوری مثل ایران درگیری ایجاد کنند. چون تازه جنگ در آذربایجان تمام شده است و آنها نیاز به آرامش و همفکری با احزاب سیاسی دارند و آقای الهام علی اف و دولتش دنبال تنش نبودند. مطمئناً این تنش با سفارش ترکیه و اسرائیل یا برای نیات آمریکاییها جهت بستن را بر ایران و محکم کردن تحریمها بوده است. این تنشها را در واقع باید یک تصمیم فرا آذری بدانیم. اجماع برای فشار به ایران جهت دادن امتیازات بیشتر بوده است. ترکیه البته به دنبال کریدور نخجوان به باکو است تا ترانزیت خط لوله انرژی خودش را از طریق این کریدور انجام دهد و راه ایران به دریاس سیاه را ببندد. اسرائیل نیز به دنبال تنش و بحران سازی است که بتواند ایران و آذربایجان را به اهداف قومی و پانترکیستی مشغول کند. چون یکی از شیوههای اسرائیل برای ایجاد تنش، استفاده از اختلافهای قومی، قبیلهای و زبانی است که از این راه میخواهد استفاده کند.»
در مقابل سوال آیا ایران باید پایگاه نظامی در ارمنستان ایجاد کند؟ این کارشناس مسائل قفقاز میگوید: «ارمنستان مرزها و پایگاه هایش طبق قراردادی در اختیار روسیه قرار دارد و روسیه ضامن حفظ مرزهای ارمنستان است. به همین دلیل ایران نمیتواند و نمیخواهد در خاک ارمنستان حضور پیدا کند. ولی میتواند در قالب همکاریهای نظامی و تسلیحاتی با ارمنستان همکاری داشته باشند. این یک اتفاق عادی است مثل پاکستان که امروز به آذربایجان آمده است. در این شرایط بهتر است که ایران رزمایشهای مشترکی ایران با ارمنستان انجام دهد. البته این مسئله مربوط به سیاست گذاریهای کلان نظام میشود.»
در ادامه مومنی بیان میکند: «به زودی ترکیه و آذربایجان با همکاری هم رزمایش جدیدی در نخجوان انجام میدهند. این رزمایش در واقع هدفش ایران است. این اقدامات تنش زا است و میتواند سطح تنش را بالاتر ببرد. چراکه ترکیه به دنبال منافع خودش است و منافعش در ایجاد اختلال در روابط بین ایران و آذربایجان است. هرچه آذربایجان از ایران دورتر شود ترکیه و اسرائیل میتوانند از این کشور سوءاستفاده کنند. ولی این را نباید فراموش کرد که تنش به نفع هیچ کس نیست. نه ایران میتواند از تنش سود ببرد و نه آذربایجان. این اتفاقات موقتی برای امتیازگیری است و البته قدرتها را هم محک میزنند. قطعاً اگر ایران قدرتمند وارد شود آنها کوتاه میآیند. ترکیه و آذربایجان نمیتواند در یک اختلاف بلند مدت با ایران مقاومت کنند و میدانند که نیروهای نظامی ایران توان این را دارند که از خاک خودشان دفاع کنند و اجازه نمیدهند که اسرائیل به عنوان تهدیدی علیه ایران اقداماتی در همسایگی ایران انجام دهد.»
در آخر مومنی از نقش روسها در تنشهای قفقاز میگوید: «این تنشها موقتی است، ولی اینجا بحث بده و بستان است. من فکر میکنم روسها در این منطقه حضور دارند و به نوعی سعی دارند بر حسب مصالح خودشان ورود کنند. در بحث این که آیا کریدور نخجوان و ترکیه به باکو ایجاد بشود یا نشود؟ اگر روسها موافقت کنند مطمئناً این کار انجام میشود و اگر موافقت نکنند نمیشود. ایران نمیخواهد این کریدور راه بیافتد، چون تبعات امنیتی برای ایران دارد و ژئوپلتیک منطقه به هم میخورد. همچنین درآمد اقتصادی ایران کاهش پیدا میکند. به نظر من روسها میتوانند این مسئله را خاتمه دهند. روسها اگر نظرشان ایجاد کریدور بین نخجوان و باکو باشد مطمئناً این را قبول خواهند کرد. در واقع در شرایط عادی نظرات در ارمنستان در واقع نظر روسیه است. در این مورد هم بی شک روسیه بازی کننده اصلی خواهد بود.»