
نشریه انگلیسی نشنال اینترست در گزارشی به موضوع شکل گیری مجدد مقاومت در مقابل طالبان در نواحی شمالی افغانستان پرداخته است و نسبت به ظهور یک نسل جدید از مقاومت ابراز خوش بینی کرده است.
دیدارنیوز - نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» در گزارشی به قلم «هولی مککی» به بررسی جنگ داخلی افغانستان و پیشرویهای طالبان پرداخته است. وی ضمن اشاره به پیشینه برخی گروههای ضدطالبان و مجاهدینی که در گذشته به مقابله با طالبان برخواستند، احیای مجدد این گروهها که اخیر تحت عنوان خیزشهای مردمی گرد هم جمع شدهاند را به عنوان ظرفیتی مطرح میکند که شاید بتوانند جلوی پیشروی طالبان را بگیرند. البته خیزشهای مردمی تا کنون توفیق چندانی در برابر طالبان نداشتهاند که دلایل مختلفی برای آن ذکر میشود؛ بر اساس آنچه در این تحلیل ارائه شده، فرماندهان گروههای موسوم به اتحاد شمال و خیزشهای مردمی که برای قیام علیه طالبان برخواستهاند، دلیل عدم موفقیت خود را نبود سلاح کافی بیان کردهاند.
از نظر این تحلیلگر آمریکایی، اگرچه شکلگیری نیروهای خیزش مردمی میتواند در مقابله با طالبان مفید باشد، اما همچنین ممکن است در آینده دردسرهایی برای دولت مرکزی افغانستان نیز ایجاد کند؛ زیرا ممکن است آنها پس از تجهیز شدن، دست به سرپیچی از دولت بزنند. «هولی مککی» در ادامه گروههای خیزش مردمی افغانستان را با شکلگیری بسیج مردمی عراق مشابهت سازی میکند که برای مقابله با تهدید داعش و در پی فتوای آیتالله سیستانی گرد هم جمع شدند.
شایان توجه است که انتشار این تحلیل به منزله تایید محتوای ارائه شده در آن نیست و صرفا با هدف انعکاس اخبار و نظرات مختلف منتشر شده است.
متن کامل این تحلیل بدین شرح است:
مزارشریف-افغانستان، چیزی شبیه آثار یک دومینو وحشتناک است. طالبان به سرعت کنترل بخشهای مختلف افغانستان را به دست میگیرد؛ همزمان با اینکه خاکریز آنها به شهرهای مختلف محل درگیری کشیده میشود، صدها نفر کشته و هزاران نفر آواره میشوند. در حالی که بیشتر جنگهای دو دههای به رهبری ایالات متحده بر مرزهای جنوب شرقی افغانستان با پاکستان متمرکز شده بود، طالبان این بار توانسته با درهم نوردیدن بقایای مقاومت ضدطالبان، با روحیهای بسیار قوی جبهههای جدیدی بگشاید.
با این حال، همه چیز هنوز تمام نشده است.
گروه متشکل از جنگسالاران شمالی موسوم به «اتحاد شمال» بودند که ایالات متحده با اتکای به آنان بلافاصله پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ وارد افغانستان شد و سپس با توسل به زور حکومت طالبان را به سرعت از قدرت خارج کند. امروزه با ادغام چریکهای داخلی –شبهنظامیان داوطلبی که به رهبری فرماندهان سرسخت ضدشوروی- به همراه تعدادی از مردان نیرومند در حال بازگشت هستند؛ آنها که جزء ارتش سنتی نیستند، با بیرون آوردن سلاحهای خود از گنجههای داخلی در حال آمدن به میدان جنگ هستند.
در حالی که تنها چند هفته از خروج ایالات متحده میگذرد، اکنون میتوانست زمان بسیار مهمی برای نیروهای دولتی افغانستان باشد که قدرت هوایی نیز دارد تا نارضایتیهای داخلی را کنار گذاشته و با تمام توان در تقویت این گروهها مشارکت کنند.
نیروهای خیزش مردمی ادعا کردهاند که طالبان را عقب میرانند، اما این نبرد تا به امروز ظاهرا با شکست مواجه شده است. برخی رهبر محلی و مطلع ادعا میکنند که ناکامیهایشان ناشی از کمبود اراده یا مهارت نیست، بلکه فقدان تجهیزات کافی و سلاح است.
یکی از منابع نزدیک به طیف سیاسی شمال گفت: «روند صلح باید اولویت اصلی باقی بماند، اما امروز روند دوحه فقط به پیشرفت نظامی طالبان و پیروزی آنها کمک میکند». شرکای سنتی ما و متحدان ثابت شده آمریکا در شمال به شدت به حمایت ما نیاز دارند و آنها تنها امید قابل اتکا هستند. کمک به آنها برای حفاظت از جمهوریت [افغانستان]و فداکاریهای ما جهت منافع ملی ایالات متحده است. برای اولین بار، بسیاری از جنگجویان با «مارشال عبدالرشید دوستم» -معاون اسبق رئیس جمهور و رهبر اتحاد شمال- در استانهای شمالی بیعت کردهاند. در شهر مهم مزارشریف که به محاصره طالبان در آمده است، نیروهای افغان نیستند که در شهر گشت میزنند. این نیروهای جوان خیزش مردمی هستند که بیشتر در خیابانهای شلوغ به چشم میآیند و با وجود عدم اطمینان هنوز سرشار از زندگی هستند.
عطا محمد نور که یکی از فرماندهان اتحاد شمال است، مجددا بر نسل جدیدی از جنگجویان در شمال حکومت میکند. در منطقه دره پنجشیر و اطراف آن، حدود ۶۰۰ نیرو تحت فرماندهی احمد مسعود -پسر مرحوم احمدشاه مسعود- (یکی از فرماندهان اصلی اتحاد شمالی که چند روز قبل از حملات ۱۱ سپتامبر توسط طالبان کشته شد) فعالیت میکنند.
در حالی که آمار دقیقی موجود نیست، گفته میشود که هزاران جنگجوی خیزش مردمی در ماههای اخیر با تشدید جنگ به این نبرد پیوستهاند.
اما بسیاری از رهبری همان نگرانی قبلی را ابراز میکنند: ما به سلاح نیاز داریم.
مارشال دوستم اوایل این هفته به منظور تامین تجهیزات و حمایتهای کابل، با رئیس جمهور اشرف غنی در کابل دیدار کرد. کسانی که با رهبران شمال ارتباط داشتند، از این دیدار ابراز رضایت کردند، اما باید دید در صحنه نبرد چه اتفاقی میافتد.
البته تسلیح رهبران محلی یک شمشیر دو لبه است و مجموعه دیگری از مشکلات احتمالی را برای کابل به ارمغان میآورد.
این حمایت نظامی واشنگتن از رهبران محلی معروف به «مجاهدین» در دهه ۱۹۸۰ برای دفع حمله شوروی بود که در ابتدا آنها را متلاشی و طالبان را به وجود آورد. سابقه طولانی درگیریهای قومی، بی اعتمادی و حاشیهسازی بین اکثریت پشتوها، تاجیکها و دیگر گروههای کوچکتر مانند ازبکها و هزارهها وجود دارد.
منابع مرتبط با کاخ ریاست جمهوری و ریاست امنیت ملی اعلام کردهاند که روندی در حال پیگیری است تا نیروهای خیزش مردمی را به جای ارتش، تحت نظارت ریاست امنیت ملی -بالاترین بازوی امنیتی و اطلاعاتی- در بیاورند. به نیروهای مذکور -که تعداد آنها بیش از شش هزار نفر عنوان شده- حقوق دولتی داده میشود و انتظار میرود که به توافق رسمی پایبند باشند. با این حال، زمان چنین روندی مشخص نیست و اینکه جنگجویان محلی -که منطقه خود را بهتر از هر کس دیگری میشناسند و اشتیاق زیادی برای دفاع از جوامع خود دارند- از دستورات دولت مرکزی پیروی خواهند کرد یا خیر.
تا حدی میتوان آنها را با نیروهای بسیج مردمی عراق مقایسه کرد. بسیج مردمی عراق پس از صدور فتوای فوری توسط آیت الله العظمی سیستانی عراق بلافاصله پس از حمله داعش و تصرف دومین شهر بزرگ عراق در موصل شکل گرفت. بیش از ۱۰۰۰۰۰ نیروی متعلق به شبهنظامیان مختلف گرد هم جمع شدند تا در کنار نیروهای عراقی در عملیاتهای زمینی –که چند سال طول کشید- برای مبارزه با داعش همکاری کنند.
در حالی که بسیج مردمی عراق با توجه به وفاداری شدید خود به ایران و دشمنی با حکومت بغداد، مشکلات زیادی برای بغداد ایجاد کرده است، اما در آن زمان برای مقابله با تهدید فوری داعش ضروری بود.
مشکلات ثانویه که تحلیلگران دفاعی در آن زمان شناسایی کرده بودند، باید بعدا حل میشد.
شر کدام یک کمتر است؟ کشوری که به طور بالقوه فروپاشیده و بر اساس خطوط قومی اداره میشود؟ یا امارت اسلامی تحت سلطه طالبان با روابط نزدیک با گروههای تروریستی؟ زمان آن فرا رسیده که قدرتهای بزرگ به سرعت تصمیم بگیرند؛ افغانستان در حال سقوط به عصر حجر است و طالبان همچنان از این تنشهای داخلی استفاده میکند.