
روبرتو مانچینی سرمربی تیم ملی ایتالیا که روزگاری دیگو مارادونا و ناپولی را متوقف کرد، میخواست مثل یک «کیک بوکسر» با خوان سباستین ورون درگیر شود و از سوی جانفرانکو زولا همزمان مورد احترام و نفرت قرار داشت، حالا تیمش را به یک ماشین برنده و بیمهار تبدیل کرده.
دیدارنیوز ـ آرش راهبر: فردا دو تیم ایتالیا و اسپانیا در یک بازی پرهیجان در نیمه نهایی یورو، به مصاف هم خواهند رفت. ایتالیا تا اینجا محکمترین تیم مسابقات نشان داده و ظاهرا شانس پیروزی این تیم بیش از اسپانیا است. تیمی که فریاد انسجام و همدلی بازیکنانش در ابتدای هر بازی به گوش میرسد چگونه از خاکستر ایتالیایی که حتی نتوانست در جام جهانی ۲۰۱۸ حضور پیدا کند، سر بر آورده و حالا به دنبال قهرمانی در یورو پس از چند دهه است. به گمان بسیاری دلیل اصلی این موفقیتها، روبرتو مانچینی سرمربی خوشسیما و شیکپوش تیم ملی ایتالیاست که اشتیاق دائمی برای به دست آوردن پیروزی و جنگندگی جزء جداییناپذیر شخصیت و زندگی او بوده است.
او از ایتالیای ناکام و سرخورده ۲۰۱۸، چشمگیرترین تیم یورو ۲۰۲۰ را ساخته و آتزوریها با هدایت او توانایی سوراخ کردن هر مانعی را دارند حتی اسپانیا و انگلیس را، آن هم در ورزشگاه ومبلی... رمز موفقیت ایتالیا را باید در شخصیت مانچینی از گذشته تا امروز جستوجو کرد.
دوران مربیگری روبرتو مانچینی یک نمایش ویژه دارد که آن به دست آوردن قهرمانی در لیگ برتر جزیره با منچستر سیتی است، آن هم در ماه می ۲۰۱۲، روزی که سرجیو آگوئرو آن شوت معروف را به دروازه کوئینز پارک رنجرز زد و آبی آسمانی منچستر پس از ۴۴ سال قهرمان شد.
در دوران مربیگری خود در ایتالیا، مانچینی چند قهرمانی در سری آ، جام حذفی و کوپا ایتالیا به دست آورد که حاصل حضور او روی نیمکت فیورنتینا، لاتزیو و اینتر بود. با این حال اینها تنها موفقیتهای او در فوتبال نیستند، چون ویترین افتخارات او در زمانی که بازیکن بوده نیز پر از جام است، دورانی که روبرتو نشانههایی از توانایی خود برای رهبری دیگران را از خود نشان داد.
در سال ۲۰۱۳ جیانی ریورا اسطوره رم و ایتالیا نام او را در کنار فرانچسکو توتی، روبرتو باجو و الساندرو دل پیرو به عنوان یکی از چند چهره برجسته و تاثیرگذار بر فوتبال ایتالیا در ۳۰ سال اخیر قرار داد.
روبرتو از جمله استعدادهایی بود که خیلی زود آشکار شد، وقتی اولین بازی خود را در سن ۱۶ سالگی برای بولونیا انجام داد و به عنوان جوانترین بازیکن سری A شد. روزگاری که البته برای او چندان آسان نگذشت: «دلم برای خانواده ام تنگ شده بود، خوشحال نبودم. کار دشواری بود.»
تارسیزیو بورگنیچ مربی تیم در ۳۰ بازی از مسابقات لیگ به او بازی داد و در حالی که تیم داشت سقوط میکرد، روبرتو با زدن ۹ گل، به عنوان بهترین گلزن تیم معرفی شد. همین ماجرا باعث شد باشگاه سمپدوریا نام او را برای فصل بعد یادداشت کند و برای استخدام مانچینی ۱۷ ساله، ۲/۲ میلیون پوند کنار بگذارد. مانچینی از فهرست تیم ملی ایتالیا برای جام جهانی ۱۹۸۲ ایتالیا دور ماند در حالی که انتظار این بود که او نیز در کنار نامهای بزرگ قهرمان این مسابقات شود. با این حال قصه جذاب و طولانی مانچینی و سمپدوریا آغاز شده بود.
آنچه مانچینی در سمپدوریا در پی آن بود یک عشق بزرگ بود. در فوتبال ایتالیا غیرعادی نیست که بازیکنان، به ویژه آنهایی که دارای استعداد ذاتی مانند مانچینی هستند، مرتباً باشگاه عوض میکنند. اما روبرتو ۱۵ فصل را با پیراهن آبی سپری کرد و این دوره مصادف بود با بیشترین موفقیتها برای باشگاه سمپدوریا.
همزمان با مانچینی باشگاه سمپدوریا با دو بازیکن انگلیسی یعنی لیام بردی و ترور فرانسیس نیز قرارداد امضا کرد، بازیکنانی که مشهورتر از مانچینی بودند، اما روبرتوی جوان دوست نداشت بازیکن جایگزین باشد و از همان روزهای نخست اشتیاق خود را برای قرار گرفتن در تیم اصلی آشکار کرد و در تمرینات تیم مشکلات زیادی بین او و فرانسیس ایجاد شد.
فرانسیس از نگاه مانچینی به عنوان یک رقیب دیده میشد و این مسائل طبیعی بود. فرانسیس نیز یک بار به روزنامه سان گفت: «در یک مسابقه تمرینی دوستانه حادثهای کوچک بین ما رخ داد که در آن زمان تصور میکردم همه چیز هست و هیچ چیز هم نیست! ما در زمین با هم اختلاف پیدا کردیم و جر و بحث ما تا رختکن ادامه پیدا کرد. در دوستی ما شکافی به وجود آمد، اما فراتر از این نرفت. بعد از آن ما این اختلاف را جبران کردیم و همبازیهای خوبی شدیم و برای سه سال دیگر دیگر مشکلی بین ما به وجود نیامد.»
بعد از دو سال که موقعیت سمپدوریا در سری A تثبیت شد، سر و کله صمیمیترین دوست روبرتو نیز پیدا شد. در حالی که مانچینی بهترین گلزن سمپدوریا در فصل قبل بود، حضور جیان لوکا ویالی در این تیم باعث شد که دوقلوهای گلزن بترکانند و پاشنه همه تیمها را دربیاورند.
ویالی و مانچینی دوست دوران کودکی بودند و در اولین فصلی که کنار هم بازی کردند کوپا ایتالیا را بالای سر بردند در حالی که دو بریتانیایی تیم یعنی ترِوِر فرانسیس و گرِیم سونس نیز سهمی هر چند کوچک در این موفقیت داشتند. ویالی درباره روزهای اوج و قد کشیدنش با مانچینی در سمپدوریا گفت: «مانچینی این آرزو و این مهارت را داشت که همیشه آخرین پاس را بدهد.» با این حال ویالی هم با همین اندازه فداکاری با مانچینی بازی میکرد و به همین خاطر در بازی برگشت فینال جام حذفی مقابل میلان، گل پیروزیبخش را زد تا دو نفری جام را بالای سر ببرند.
این تازه آغاز یک راه طولانی بود، زیرا سامپدوریا موفق به کسب سه پیروزی دیگر در کوپا ایتالیا شد و دوستی و همکاری این دو نیز تا سالهای بعد و حتی امروز در تیم ملی ایتالیا ادامه پیدا کرد.
موفقیت این دو در کوپا ایتالیا در فصل ۸۹ ـ ۱۹۸۸ باعث شد آنها به جام برندگان جام اروپا در فصل ۱۹۹۰ راه پیدا کنند و تا فینال جلو بروند، جایی که تنها کاشته خارقالعاده رونالد کومان در تیم بارسلونا میتوانست قهرمانی را از آنها بگیرد! این موفقیتها به دوقلوهای گلزن این اعتماد به نفس را داد که در فصل بعد هم جام قهرمانی لیگ ایتالیا را ببرند و هم اینکه ویالی در صدر گلزنان بایستد در حالی که مانچینی در رتبه دوم جدول بهترین گلزنان قرار گرفت. این ترکیب باورنکردنی در سمپدوریا باعث شد که حتی ناپولی و مارادونا به عنوان مدافع عنوان قهرمانی سری A، دستشان از جام کوتاه بماند.
جانفرانکو زولا، هم تیمی مارادونا در ناپولی در آن روزها واکنشی متناقض نسبت به مانچینی داشت. هم او را تحسین کرد هم اینکه نتوانست ناامیدی خود را از ناکامی مقابل زوج حمله سمپدوریا پنهان کند.
زولا به ایندیپندنت گفت: «در بازی ما مقابل سمپدوریا، مانچینی از ناحیه پشت احساس درد داشت، اما بسیار خوب، بااستعداد و باهوش بود. او در ناپولی به ما یک گل باورنکردنی زد، یکی از بهترین گلهایی تاکنون دیدهام.»
زولا درباره روبرتو چنین ادامه داد: «اما او علاوه بر اینکه یک بازیکن خارق العاده است، همیشه یک رقیب بزرگ نیز بوده است. به همین دلیل همیشه برای او و ویالی احترام زیادی قائل بودیم و همزمان هم از آنها تنفر داشتیم. راستش چند بار سعی کردم در حین بازی او را بزنم...!»
از قضا همین رقبای بزرگ در ایتالیا باعث شدند که او پس از قرار نگرفتن در تیم ملی ایتالیا برای جام جهانی ۱۹۹۴، دیگر پیراهن لاجوردیها را نپوشد. آریگو ساکی برای خط حمله خود بازیکنانی مثل دلپیرو، باجو، توتی، سینیوری، زولا و چند نفر دیگر را ترجیح داد و مانچینی هم بعد از آن مسابقات دیگر به تیم ملی دعوت نشد. او در آخرین بازی خود برای تیم ملی ایتالیا نیمکتنشین بود و ناراحتی خود را پنهان نکرد و احتمالا همین موضوع باعث شد دیگر به تیم ملی دعوت نشود.
با این حال او در سمپدوریا کاملا در نقش یک مدیر در زمین جا افتاد و به خوبی همتیمیهایش را کنترل میکرد. در سال ۱۹۹۳، ویالی از سمپدوریا به یووه رفت و خیلیها معتقد بودند دوره اوج مانچینی هم به پایان خواهد رسید، اما همچنان بهترین گلزن تیم بود و به خاطر تاثیر زیادی که بر تیم داشت، حتی باعث شد دیوید پلات مهاجم نامدار انگلستان نیز به سمپدوریا بپیوندد. مانچینی با ۲۷ سال سن وقتی گوران اریکسون سرمربی سمپدوریا شد و جای وویدین بوسکوف را گرفت، کنار دست او در کنفرانسهای مطبوعاتی مینشست تا همچنان چهره پررنگ تیم باشد.
اریکسون سرمربی وقت سامپدوریا درباره او گفته بود: «مانچینی فوتبالیستی درخشان بود و البته یکی از بهترین بازیکنانی که من تاکنون داشتهام. تکنیک او خیالانگیز بود، اما بدشانس بود که همزمان با درخشش روبرتو باجو بود و آنها باجو را ترجیح دادند. او در زمین فوتبال خلق و خوی آرامی داشت، اما اگر میدید هم تیمیهایش کارشان را درست انجام نمیدهند، عصبانی میشد. این اتفاق برای بازیکنان حریف اتفاق نمیافتاد.»
بعد از مدتی سمپدوریا، با وجود روی فرم بودن مانچینی و حتی با حضور رود گولیت، سینیشا میهایلوویچ، انریکو کیزا، کلارنس سیدورف و خوان سباستین ورون فرو افتاد و به مرز سقوط رسید. شاید روحیه برتریجویی مانچینی بود که در این روزهای سخت او را عصبانی کرد و موجب برخی اختلافها با همتیمیهایش شد.
خوان سباستین ورون فاش کرد: «یک بار با روبرتو ناراحتی شدیدی داشتم. او آدم ملایمی نبود و شخصیت پیچیدهای داشت. البته امروز، او دوست من است و در طول زندگی حرفه ایام واقعاً به من کمک کرد. ما در سمپدوریا و لاتزیو همبازی بودیم و او حتی مربی من در اینتر بود. اما اقرار میکنم شروع سختی داشتیم. در سامپدوریا مقابل پیاچنزا بازی داشتیم. من یک ضربه کرنر بد زدم و او خیلی محترمانه از من خواست که «دفعه بعد، سعی کن توپ را بالاتر بزنی». نمیدانم چرا، اما من بسیار عصبانی شدم و سپس به او توهین کردم. در پایان بازی وقتی وارد اتاق رختکن شدم، او منتظر من بود. میخواست من را با مشت بزند! حتی مثل ورزشکاران رزمی پیراهن خود را از تن درآورده بود و آماده بود با من بجنگد، انگار که ما بوکسور هستیم! خوشبختانه، همتیمیها بودند و اجازه ندادند من را با مشت بزند.»
اسون گوران اریکسون از سمپدوریا که راهی لاتزیو شد، مانچینی را نیز با خود برد. مرد سوئدی عاشق این بود که یک ژنرال در زمین داشته باشد و آنها با هم توانستند دو قهرمانی کوپا ایتالیا، یک قهرمانی در سری آ و همچنین جام برندگان جام (یوفا) را کسب کنند. اریکسون از آن روزها یک خاطره جالب تعریف میکند: «من یک داستان جالب از روبرتو دارم. ما با هافبک میانی خود در لاتزیو مشکل داشتیم و یک روز او وارد دفتر من شد و گفت: «اجازه بده من در هافبک میانی بازی کنم» و من به او گفتم که باید دفاع کردن هم بلد باشد، چون او ذاتا مهاجم بود. اما او گفت این کار را میکند. عجیب این که او ۱۷ بازی در پست هافبک میانی بازی کرد و ما حتی یک بازی را نباختیم و قهرمان لیگ شدیم.»
این ماجرا به طور خلاصه اراده مانچینی برای پیروز شدن را بیان میکند و نشان میدهد که چگونه او به سرعت به یک مربی بااستعداد تبدیل شد. مانچینی در روزهای پایانی بازی خود، مدت کوتاهی را در لسترسیتی گذراند، اما تنها پس از پنج بازی با روباهها به ایتالیا بازگشت تا مربی فیورنتینا شود و مرحله جدیدی از حرفه خود را آغاز کند. در ادامه او به تیمهای بزرگ دیگری نیز رفت که شرح آن را در ابتدا خواندید. مانچینی در تمام این سالها در شیکپوشی و حفظ تناسب اندام خود مشهور بوده و همواره مایه رشک همقطارانش بوده است. عکسهای پاپاراتزیها از او در ۵۵ سالگی و در کنار دریا، مدتها در رسانهها چرخید.
بعد از ایتالیا برای نخستین بار بعد از ۶۰ سال در راه صعود به جام جهانی ۲۰۱۸ ناکام ماند، مانچینی با زنیت سنپترزبورگ توافق به جدایی کرد و به رم آمد تا هدایت آتزوری بختبرگشته را به عهده بگیرد. این پیشنهاد برای او یک اتفاق خاص و یک شروع تازه بود. او به فاصله کوتاهی تیم ایتالیا را به یک ماشین بدون توقف تبدیل کرد و گروهی جنگنده و هماهنگ و فداکار را مهیا کرد.
آنها از سپتامبر ۲۰۱۸ در ۳۰ مسابقه نباختهاند و در هر ده بازی مقدماتی یورو نیز پیروز شدند. این اتفاق در مسابقات مقدماتی یورو نیز ادامه پیدا کرد و آنها حالا در نیمه نهایی هستند و برای به دست آوردن قهرمانی باید از سد اسپانیا و احتمالا انگلیس در فینال بگذرند. اگر مانچینی بتواند به قهرمانی یورو دست پیدا کند قطعا به قهرمان ملی بدل خواهد شد در حالی که این بار جایگاه او افسانهای خواهد شد.