
مصطفی تاجزاده قصد کاندیداتوری در انتخابات را دارد، نیتی که حالا علنی شده و جامعه سیاسی را به دو بخش موافق و مخالف خود تقسیم کرده و مرزهایی در دل جریان اصلاحات کشیده است.
دیدارنیوز ـ حامد سیاسیراد: چند روز پس از جدال لفظی و مناظره گونه سید مصطفی تاجزاده با غلامحسین کرباسچی در فضای کلاب هاوس، خبر احتمال کاندیداتوری تاجزاده فضای سیاسی – انتخاباتی کشور را تحت تأثیر قرار داد.
در آن مناظره کلاب هاوسی، کرباسچی تاجزاده را به تک روی و اقدام مجزا از خرد جمعی اصلاحطلبان متهم کرد. چند روز بعد، اما در شرایطی که الیاس حضرتی از تصمیم تاجزاده برای حضور در انتخابات خبر داده بود، او عنوان کرد در حال مشورت و رایزنی و صحبت با دوستان و صاحبنظران است تا اینگونه نشان دهد خرد جمعی برایش ارزشمند است.
با این حال، خبر حضور تاجزاده در عرصه انتخابات جریان اصلاحات را تقسیم به دو کرد. برخی از چهرههای اصلاحطلب و بخشی از بدنه این جریان حامی تاجزاده در پیشبرد این تصمیمش هستند و برخی دیگر به شدت مخالف چنین حضوری هستند و از هجمه و حمله و اعلام نارضایتی هیچ کم نگذاشتند.
در مناظره کلاب هاوسی پیش گفته، کرباسچی تاجزاده را متهم کرد که با انتقادات تند و تیز و نوع عمل سیاسیاش موجب شده تا پروژه اعتمادسازی با حاکمیت که از سوی برخی اصلاحطلبان پیش گرفته شده، آسیب ببیند و حالا روشن است جریانی که به دنبال این اعتمادسازی بودهاند به هیچ وجه از حضور انتخاباتی نقاد تیز زبان قدرت راضی نیست. نشانه این نارضایتی نیز در عکس صفحه یک روزنامه ارگان رسمی حزب کارگزاران مشخص است.
وقتی میخواهند به سوابق رسمی او اشاره کنند، او را معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات مینامند و وقتی میخواهند به سوابق اصلاحطلبانه او اشاره کنند، ۷ سال زندانش را یادآوری میکنند.
سید مصطفی تاجزاده، زاده ۱۳۳۶، دانشجوی رشته مهندسی مکانیک در آمریکا بود که همراه با تلاطم انقلاب شد و درس و دانشگاه را رها کرد و به ایران برگشت و سازمان مجاهدین انقلاب را تشکیل داد. او سالها یار غار سید محمد خاتمی بود. در دوران حضور خاتمی در وزارت ارشاد، او معاونش بود و وقتی خاتمی به کتابخانه ملی رفت، باز هم او بود که همراهش بود.
با روی کار آمدن دولت اصلاحات، تاجزاده به عنوان معاون سیاسی وزارت کشور و مسئول ستاد انتخابات کشور شد. ایستادگی تاجزاده بر سر نتایج انتخابات مجلس ششم باعث شکایت شورای نگهبان از او و محکوم شدنش به انفصال از خدمت شد.
در این برهه تاجزاده از چهرههای مؤثر حزب مشارکت بود و از چهرههای شناخته شده اصلاحطلبان. جایگاه او در میان اصلاحطلبان موجب شد تا در اولین و تا به امروز آخرین تجربه کاندیداتوریاش، سرلیست اصلاحطلبان در انتخابات شورای شهر دوم شود.
نارضایتی عمومی از عملکرد شورای منحل شده اصلاحطلب شهر تهران در دور اول موجب شد تا تاجزاده و یارانش در لیست انتخاباتی اصلاحطلبان در شورای شهر دوم قافیه را به اصولگرایان ببازند و نتیجه آن، ظهور پدیدهای به نام احمدینژاد باشد.
اوجگیری روایت سیاسی تاجزاده، اما نه به برهه انقلاب مربوط است و نه به دوران اصلاحات. انتخابات ۸۸ ملموسترین نقطه عطف زیست سیاسی تاجزاده بود.
نقل است وقتی نتایج انتخابات آمد، تاجزاده به نیروهای ستادی میرحسین موسوی و هم حزبیهایش اعلام کرده «برویم کار کنیم برای چهار سال دیگر!»، اما تنها یک روز پس از اعلام نتایج انتخابات، او و بسیاری دیگر از اصلاحطلبان با جهانی جدید روبرو بودند، جهان زندان.
دنیای زندان انفرادی هفت ساله برای تاجزاده همراه بود با تنهایی، روزهداری و کنشگری. او در دوران زندان اقدام به تولید محتوای سیاسی کرد و خود را به عنوان یک منتقد گذشته و نیروی دموکراسی خواه امروز معرفی کرد. انتقادات او ، هر بار موجی جدید از بحث و گفتگو و مخالف و مخالف را شکل میداد.
مصطفی تاجزاده در زندان تک نفره خود از حسن روحانی حمایت کرد و به حضور گسترده مردم پای صندوقهای رأی کمک کرد.
او ۱۵ خرداد ۱۳۹۵ از زندان آزاد شد تا برای انتخابات ۱۳۹۶، خارج از زندان فعالیت کند. او در رابطه با مشی خود در انتخابات ۱۳۹۶ اعلام کرد: «به لحاظ شخصی به روحانی رأی میدهم، ولی به لحاظ جریانی به اندیشه اصلاحی رأی میدهم؛ یعنی به دموکراسی در ایران و صلح در منطقه رأی میدهم.»
حضور او در خارج از زندان طی پنج سال گذشته مصادف بوده با دیالوگ ممتد با سیاسیون، از قدرتمندان جناح رقیب تا طیفهای مختلف اردوگاه خودی. حضور رسانهای او بیش از هر سیاستمدار دیگری در ایران بوده است و اگرچه گاهی موجب بروز انتقاداتی از سوی موافقانش هم شده است. او توانسته است شبکههای مجازی را برای خود به رسانهای پرمخاطب تبدیل کند و حالا قصد دارد تا نقشی نو زده و با کاندیداتوری در انتخابات بسیاری را غافلگیر کند.
نظرات تاجزاده و نوع نگاهش به اصلاحطلبی اگرچه عموماً حاصل تأملات شخصی او است و او طی پنج سال حضور سیاسیاش خارج از زندان با هیچ یک از احزاب و گروهها به شکل مطلق همراه نشده است، اما حالا دیگر یگانه و بدیع نیست.
بسیاری از دوستان تاجزاده در حزب مشارکت حالا در حزب «اتحاد ملت» فعالیت حزبی میکنند، همان حزبی که طی یکی دو سال اخیر ریزشهای بسیاری از رأس تا بدنه را شاهد بوده و نیروهای جدا شده از این مجموعه عموماً به زبانی حرف میزنند که تاجزاده حرف میزند و گفتاری مشابه او دارند.
در میان سیاسیون شناخته شده اصلاحطلب نیز از سالهای گذشته تا به حالا چهرههایی هنوز هم دال مرکزی سیاستورزی خود را دموکراسیخواهی میدانند و از این رو به تاجزاده شبیهاند. سرآمد این چهرهها سعید حجاریان است. حجاریان تئوریسین اصلاحات بوده و اگرچه کلامش بیش از عامه، سیاسیون را هدف میگیرد، اما به نوعی سخنگوی اصلی گفتمان اصلاحطلبی دموکراسیخواه است.
دیگر سیاستمداری که حالا بسیاری او را با تاجزاده هم داستان میدانند، فائزه هاشمی رفسنجانی است. او نیز به مانند تاجزاده قصد حضور در انتخابات را داشت و مانند تاجزاده اعلام کرد حاضر نیست در انتخاباتی مشارکت کند که بهزعم او آزاد و رقابتی نیست. فائزه هاشمی نیز به مانند تاجزاده ابزار رسانه را به خوبی میشناسد هرچند حضور رسانهای او طی ماههای اخیر بسیار جنجالیتر بوده و موجب برخورد امنیتی و قضایی با او نیز شده است. فائزه هاشمی رفسنجانی در حضور کلاب هاوسیاش توانست رکورد شنوده این بستر گفتگو و توزیع آرای جدید را بشکند و بیش از ۳۰ هزار مخاطب آنلاین جذب کند.
باری، فعالیت تاجزاده، فائزه هاشمی و بسیاری دیگر از آنهایی که هنوز خود را اصلاحطلب و نه برانداز میدانند، اما روش و منش آنها در دموکراسیخواهی خلاصه میشود شاید نشان از ظهور یک جریان جدید از دل جریان اصلاحات در فضای سیاسی کشور باشد، جریانی که اگرچه در آن گفتمانی قدیمی توسط چهرههایی قدیمی حمل میشود، اما همصدایی این چهرهها در کنار جلب توجه عمومی موجب میشود تا جریان شکلگرفته را جریانی نو قلمداد کنیم.
تاجزاده و حامیانش برانداز نیستند و برخلاف براندازان سرنگونیطلبی و سلطنتطلبها، دموکراسیخواه و خشونتپرهیز هستند. آنها با اپوزیسیون دموکراسیخواه خارجی ایران نیز تفاوت میکنند چرا که حاکمیت را نقد میکنند، به حاکمیت توصیه میکنند و عملکردی از سوی حاکمیت که به چشمشان مثبت بیاید را تشویق میکنند، رفتاری که از اپوزیسیون نمیبینیم. از سوی دیگر جایگاهشان در میان اصلاحطلبان و سابقهشان در دل حاکمیت تفاوت دیگر آنها است با اپوزیسیون داخل کشور.
حالا مرز تاجزاده و همفکرانش با جریان تحولخواه، اما بسیار کمرنگ است، اما نسبت آنها با اصلاحطلبان پیچیده است. آنها حامیانی از میان بدنه اصلاحات و نیز چهرههای شناخته شده اصلاحات دارند، اما رفتارشان با نیروهای بوروکراتیک اصلاحات در تضاد است. بال بوروکراتیک اصلاحات توان حمل رادیکالیسم تاجزاده و امثال او را ندارد. از سویی پروژه اعتمادسازی با حاکمیت این بخش از اصلاحطلبان با پروژه اعتمادسازی با جامعه که از طرف تاجزاده و امثال او در پیش گرفته شده است در تضاد است. نسبت تاجزاده و حامیان او با اصولگرایان نیز نیاز به شرح و بسط ندارد.
تاجزاده به خوبی میداند شانسی برای گرفتن تأیید صلاحیت از شورای نگهبان ندارد و حتی بر اساس قانون جزا، او به واسطه هفت سال حبس امنیتی اساساً حق حضور در انتخابات به عنوان کاندیدا را از دست داده است. انتخابات، اما در کنار ظرفیتی که برای گردش و جانشینی دولتمردان ایجاد میکند، فضایی است برای عمومی شدن سیاست در ایران.
تاجزاده و فائزه هاشمی و بسیاری دیگر از اصلاحطلبان دموکراسیخواه تا به امروز از بستر فضای مجازی و به خصوص فضای نوظهور کلاب هاوس برای عمومی کردن گفتمانشان استفاده کردهاند و حالا به نظر میرسد تاجزاده قصد دارد انتخابات را ابزاری کند برای بسط گفتمانیاش و از روز طرح نامش به عنوان کاندیدا تا روز اعلام نتایج بررسی صلاحیتها به شکل عمومی بیان کند. او قصد دارد چه چیزی را چگونه اصلاح کند و چگونه میخواهد با اصولگرایان، براندازان و اصلاحطلبان بهبودخواه و بوروکراتیک در فضای سیاسی رقابت کند. باید منتظر ماند و دید که این فعال سیاسی تا چه اندازه در این راه موفق خواهد بود.