دیدارنیوز: آغاز
سال ۱۴۰۰ اهمیتی نمادین برای ایران و ایرانیان دارد که این روزها با انبوهی از بحرانها دست و پنجه نرم میکنند. گفتگوها نوروزی دیدار کوششی است برای کاوش در حال و نگاهی به آینده ایران در ابتدای این سال.
اسفندیار عبداللهی: محمدجواد حقشناس عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و عضو شورای شهر تهران مهمان استودیو دیدار بود و به پرسشهای مختلف ما پاسخ داد. محور اول گفت وگوی ما با حقشناس چشم انداز انتخاباتی اصلاحطلبان در انتخابات ریاست جمهوری بود، او در این رابطه معتقد است، سیاستهای شورای نگهبان در سه دهه گذشته بر رویداد مهم و بزرگی بنام انتخابات سایه انداخته است. در طول این سه دهه همیشه برای پیشبینی رفتار شورای نگهبان ابهام داشتیم. یک سوی انتخابات مردم هستند که همیشه نقش خود را دقیق و درست ایفا کردند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با پدیده انتخابات که بخش جمهوریت نظام را نمایندگی میکرد، به عنوان مهمترین دستاورد خودشان نگاه میکردند و همواره پای کار انتخابات بودند و در روز انتخابات از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ شب در صف رای میایستادند. در حالی که کشور درگیر جنگ نابرابر ۸ سال بود، در سرما، گرما، بمباران و کمبودهای معیشتی پای ثابت انتخابات و پشتیبان دائمی حاکمیت بودند.
فیلم کامل گفتگوی نوروزی دیدار با محمدجواد حقشناس را این جا ببینید:
این فعال اصلاحطلب گفت: ضلع دیگر انتخابات برگزار کنندگان و هیاتهای اجرایی انتخابات هستند و ضلع سوم این داستان نهادهای نظارتی هستند که با خوانش خاصی که برای جایگاه نظارت تحت عنوان استصواب، برای خودش تعریف کردهاند، عملا نفس انتخابات را با چالش جدی روبرو کرده و از سی سال پیش شاهد برگزاری یک انتخابات دو مرحلهای هستیم، که انتخاب اول توسط شورای نگهبان انجام میشود و مردم تنها مجبورند از میان گزینههای انتخاب شده شورای نگهبان انتخاب دوم را انجام دهند؛ در نتیجه مشارکت حداکثری از روی میز حذف میشود و با انتخاباتی سرد و عدم اقبال از سوی جامعه روبرو میشویم، اتفاقی که در انتخابات مجلس یازدهم افتاد که رکورد کاهش مشارکت را شکست. این اصلا زیبنده نظامی که عنوان جمهوری اسلامی را یدک میکشد نیست. اکنون که مقام معظم رهبری در دیدار با مردم تبریز بر مشارکت بالا در انتخابات تاکید کردند، امیدوارم نهادهای اجرایی و نظارتی بتوانند ساز و کارهایی را تمهید کنند که این تاکید رهبری محقق شود. معمولا رهبری در انتخاباتهای گذشته سیاستهای انتخاباتی را در پیام نوروزی اعلام میکردند، به نظر میرسد حساسیت این دوره از انتخابات در سطحی بود که ایشان قبل از پیام نوروزی همه را ترغیب به انتخاباتی حداکثری کرده است.
حقشناس خاطرنشان کرد: «علیالقاعده صدا و سیما و نهادهای مسئول از اکنون میباید فضا را برای رقابت و مشارکتی حداکثری آماده میکردند، متاسفانه تا کنون شاهد این همراهی نبودیم و باید پاسخگو باشند که چرا نسبت به سیاست انتخاباتی مد نظر رهبری کم کاری میکنند؟»
وی در مورد نامه سیدمحمد خاتمی به رهبری عنوان کرد: «سیدمحمد خاتمی در آبان ماه نامه مفصلی به رهبری نوشتند، در مورد کم و کیف این نامه شخصا بی خبرم، چون نامه از طریق دفتر آقای خاتمی به دفتر رهبری تقدیم شده است. جز خود ایشان کسی از محتوای نامه اطلاعی ندارد. از آن سو هم با خبر نیستیم که مقام معظم رهبری نامه را خوانده است یا نه. به نظر میرسد نامه سیدمحمد خاتمی سند واجد اهمیتی است که امیدوارم شرایطی برای انتشار این نامه فراهم شود. این نامه برای منافع و مصالح کشور نگاشته شده و اگر پاسخی هم دریافت شده آن هم منتشر شود. یکی از ضرورتهای امروز ما گفتگو است که متاسفانه آن فضایی که باید بین تصمیمسازان، تصمیمگیران و نهادهایی که در کشور صاحب اثر هستند، وجود ندارد؛ بنابراین یکی از شیوههای مرسوم گفتگو همین مکاتبات و نامهنگاریهایی است که سیدمحمد خاتمی از آن استفاده کرده است.»

عضو شورای شهر تهران در این باره که اصلاحطلبان گزینههایی هم سطح عزتالله ضرغامی و سعید محمد دارند، اظهار کرد: «در رده ضرغامی و سعید محمد و حتی در شرایط بالاتری از آنها، بیش از ۵۰ چهره اصلاحطلب برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ داریم که قابلیت حضور در این عرصه را دارند، این گزاره که اصلاحطلبان کادر جوان برای انتخابات ریاست جمهوری ندارند درست نیست. در این بخش نه تنها کمبودی نیست بلکه فراوانی زیادی دارد. همیشه اصلاحطلبان در حوزه تعدد چهره با کیفیت و کارکشته در عرصه انتخابات ریاست جمهوری دست بالا را داشتهاند. مثلا در انتخابات سالهای ۸۴ تا ۸۸، مرحوم هاشمی رفسنجانی، اسحاق جهانگیری، محمدرضا عارف، مهدی کروبی، میرحسین موسوی، سیدمحمد خاتمی، مصطفی معین و چهرههای دیگری داشتیم. هیچگاه از لحاظ نیرو اصلاحطلبان در مضیقه نبودهاند، این تنگنظری نهادهای نظارتی بود که ما را گاهی در مضیقه قرار میداد. افراد نامبرده به مرور کنار کشیده و میکشند و باید نسل دوم اصلاحطلبان وارد این عرصه شوند.»
وی ادامه داد: «شما به چهرههای جوان جناح راست اشاره کردید، در جریان اصلاحات هم نسل دهههای ۳۰ و ۴۰ وجود دارند و اتفاقا از نظر رزومه اجرایی و تجربههایی، چون مجلس و جنگ چند رده از کسانی که نام بردید بالاتر هستند. شما از ضرغامی و محمد نام بردید. اگر بپذیریم که این دو رجل سیاسی هستند؟ کدام یک از آنها تجربه وزارت را داشتهاند؟ آقای ضرغامی در وزارت ارشاد معاون وزیر بود؛ من هم همزمان در همان وزرات خانه معاون وزیر بودم. او معاون پارلمانی در صدا و سیما بود، من هم معاون پارلمانی وزارت ارشاد بودم. یا آقای محمدعلی افشانی در همان مقطع ومعاون وزیر بوده و تجربه چند دوره استانداری در استانهای مختلف را دارند. افشانی مانند محمود احمدی نژاد شهرداری تهران را هم تجربه کرده است، اگر بپذیریم احمدینژاد رجل سیاسی است، بسیاری از اصلاحطلبان میان سال از او رجلتر هستند. احمدی نژاد چگونه رجل سیاسی شد؟ اول انقلاب فرماندار شهر خوی بود، در دولت دوم مرحوم هاشمی رفسنجانی استاندار استان تازه تاسیس اردبیل بود و کمتر از یک سال بعد از آن شهردار تهران شد. وقتی در معیار رجل سیاسی امکان شاخصگذاری دقیق وجود ندارد، داستان رد شدن از سوراخ سوزن و دروازه تداعی میشود، کما اینکه آقای احمدی نژاد از سوراخ سوزن شورای نگهبان رد شد و هاشمی رفسنجانی پشت دروازه آن ماند. این نشان میدهد مدیریت این داستان درست و دقیق عمل نمیکند.»
عضو شورای مرکزی درباره گزینههای ریاست جمهوری حزب اعتماد ملی گفت: «حزب از ۴ ماه مانده به نوروز مبحث انتخابات را در دستور کار خود قرار داد. موضوع در کمیتههای مرتبط در دستور کار قرار گرفت، نهایتا دفتر سیاسی حزب تصمیم گرفت حزب اعتماد ملی با نامزد اختصاصی خود وارد انتخابات ریاست جمهوری شود و شورای مرکزی هم این تصمیم را تایید کرد. نهایتا شورای مرکزی از میان پیشنهادات مختلف آقای مهندس افشانی و اینجانب را برای نامزد شدن در انتخابات ۱۴۰۰ مورد تایید قرار دادند.