دیدارنیوز ـ پرستو بهرامی راد: قرارداد برجام از لیست اولویتهای جو بایدن که بارها در کارزارهای انتخاباتی خود از برجام گفته بود خارج شده است. همین امر ایران را که انتظار داشت دولت جدید آمریکا بازگشت به برجام را اولویت خود قرار دهد نگران کرده است.
از سوی دیگر، زمان کمی به پایان دولت دوازدهم باقی مانده است و میانهروها در ایران سعی دارند تا روند احیای برجام را کلید بزنند. تا جایی که محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران مکانیسمی برای هماهنگسازی و همزمان کردن اقدامات واشنگتن و تهران جهت اجرای کامل تعهدات برجامی مطرح کرده است. او در مصاحبه با شبکه خبری سیانان گفته است: «جوزپ بورل میتواند نقش میانجی و هماهنگکننده را بین ایران و آمریکا در راستای بازگشت به برجام ایفا کند.» در واقع ظریف نقش اروپاییها را در احیای برجام پررنگ کرده و نقش میانجی به اتحادیه اروپا در ارتباط ایران و ایالات متحده در بحث برجام داده است. پیتر استانو، سخنگوی جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفته که بروکسل سخت در تلاش برای نجات برجام است.
با این حال آنتونی بلینکن، وزیر خارجه کابینه جو بایدن، هنوز بر این موضع است که اگر ایران به تعهداتش در برجام برگردد، ایالات متحده هم همین کار را خواهد کرد. در صورتی که نخست دونالد ترامپ، رئیس جمهوری سابق آمریکا از برجام خارج شده بود و ایران به دلیل خروج آمریکا و عمل نکردن اروپاییها به تعهدات خود گام به گام از برجام خارج شد. با این حال رابرت مالی، نماینده ویژه دولت آمریکا در امور ایران گفته است، بایدن با صراحت گفت که خواستار بازگشت به برجام است. صحبت از یک توافق گستردهتر نیست مگر بعد از آنکه طرفها بار دیگر برجام را رعایت کرده و با هم آشتی کردند. در آن صورت گفتگوهای تازهای ممکن است وجود داشته باشد. به تازگی هم ند پرایس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در واکنش به پیشنهاد محمدجواد ظریف گفت: «دولت آمریکا نخست با متحدان بینالمللی و سپس با کنگره در این زمینه رایزنی خواهد کرد.»
در واقع به نظر میرسد برجام هنوز بلاتکلیف است و باید دید قبل از انتخابات ۱۴۰۰ در ایران به کدام سمت حرکت خواهد کرد؟ برای بررسی این روند دیدار با رحمن قهرمانپور، کارشناس مسائل آمریکا به گفتگو پرداخته است.

رحمن قهرمانپور در خصوص روند احیای برجام بعد از ورود بایدن به کاخ سفید میگوید: «اگر موضوع را از پنجره دیپلماتیک نگاه بکنیم، میتوان گفت دو طرف در حال چانه زنی دیپلماتیک هستند و طبیعی است که در عالم دیپلماسی وقتی دولتها عوض میشوند دو طرف میخواهند به توافق برسند سطح خواستههایشان را بالا میبرند که بتوانند امتیاز بیشتری بگیرند. اگر از این زاویه نگاه کنیم شاید بتوان گفت که دو طرف در حال چانه زنی هستند؛ اما شواهد و قرائن نشان میدهد دولت بایدن براساس پیش بینی که وزارت خارجه یا خود آقای ظریف داشتند، آنقدر به برجام اهمیت نمیدهد. در واقع دو تا دیدگاه وجود داشت؛ یک دیدگاه این بود که ایران، خاورمیانه و برجام همچنان برای بایدن مهم است، بنابراین جزء موضوعاتی است که بایدن بلافاصله بعد از ورود به کاخ سفید در دستور کار خود قرار میدهد که به نظرم آقای ظریف به این دیدگاه اعتقاد داشت. دیدگاه دیگر این بود که روند تحولات جهانی و سیاست بینالملل در سالهای گذشته طوری بود که دولت بایدن حتی اگر بخواهد نمیتواند در عمل موضوع خاورمیانه و ایران را در اولویت و فوریت قرار دهد. نظر شخصی من این است که حوادث ۶ ژانویه اولویتهای بایدن را تا حد قابل توجهی تغییر داد. یعنی درست است که انتخابات نوامبر برگزار شد و آقای ترامپ هم قبول نمیکرد، اما اتفاقات ۶ ژانویه و حمله طرفداران ترامپ به ساختمان کنگره و حضور ۲۰ مقام رسمی آمریکایی در این حملات به نوعی زنگ خطر را در کاخ سفید و در بین هر دو حزب به صدا در آورد، مبنی بر اینکه شکاف سیاسی در آمریکا حتی از آن چیزی که فضای بعد از سوم نوامبر بود عمیقتر است. ما اثر این را در سخنرانی تحلیف بایدن دیدیم بنابراین حوادث ۶ ژانویه باعث شد نه تنها موضوع ایران و خاورمیانه بلکه موضوع سیاست خارجی را به نوعی از دستور کار فوری کاخ سفید خارج کرد و این اتفاق مهمی بود.»
تأثیر برجام بر انتخابات ۱۴۰۰
احیای برجام میتواند یکی از گزینههای انتخابات ایران در ۱۴۰۰ باشد و میانهروها از قضا به دنبال احیا کردن برجام در این ماههای آخر هستند. با این حال چقدر احیای برجام میتواند برای دولت روحانی و انتخابات ۱۴۰۰ مهم باشد؟ قهرمانپور بیان میکند: «آقای روحانی در فاصله چند ماهی که به ریاست جمهوریاش مانده به قول معروف به دنبال این است که میراث خوبی از خود به جای بگذارد. مهمترین میراث آقای روحانی در سیاست خارجی هم همان برجام بود، برجامی که در واقع بلاتکلیف است و قاعدتاً اگر وضعیت به همین گونه پیش برود میتوان گفت آقای روحانی در قیاس با آقای احمدی نژاد و خاتمی میراث بزرگی نخواهد داشت. مثلاً اگر بگوییم پرداخت یارانه میراث آقای احمدی نژاد یا میراث آقای خاتمی تنش زدایی و جامعه مدنی بود، اما آقای روحانی به جز برجام میراثی ندارد؛ بنابراین آقای روحانی مسئله شخصی دارد و برجام برایش مهم است. فشار میآورد تا جایی که ممکن است وزارت خارجه بازگشت به برجام و حتی بازگشت بدون پیش فرض برجام را رقم بزند. از طرف دیگر برای وزارت خارجه و آقای ظریف هم موضوع برجام یک حالت پرستیژ پیدا کرده است. به خاطر اینکه آقای ظریف بارها گفته بود که به عنوان یک استاد حقوق بینالملل قراردادی تنظیم کرده که مو لای درزش نمیرود و امکان خروج از آن وجود ندارد. بعد از آنکه ترامپ از برجام خارج شد، نه تنها در بعد سیاسی بلکه در بین اهالی دانشگاهی و آکادمی به هر حال سوالات جدی در مورد ماهیت فنی این توافق و ضعفهایی که این توافق داشت مطرح شد. آقای ظریف به نوعی به دنبال اعاده حیثیت از تیم خود و وزارت خارجه است و میخواهد ثابت کند که برجام همچنان یک توافق معتبر، مهم و قابل دفاع از نظر فنی و دانشگاهی است. مصاحبههای اخیراً آقای ظریف با رسانهها نشان داده میدهد که برخلاف آنچه قبلاً گفته است خیلی هم بی میل به نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری نیست و مشخص است که آقای ظریف برای اینکه بتواند در انتخابات دست برتر را داشته باشد بایستی در حوزه سیاست خارجی بتواند مانور بدهد. مانور دادن در سیاست خارجی هم منوط به بازگشت دولت بایدن به برجام و رفع تحریمها است تا آقای ظریف و جریان اصلاح طلب بتواند از این موضوع استفاده بکند. اما من این موضوع را در مورد آقای ظریف ثانویه میبینم، یعنی آقای ظریف اگر در انتخابات هم نیاید نیز سعی دارد برجام را احیا بکند تا بتواند از آن دفاع بکند.»
بیشتر بخوانید:
وی در ادامه میگوید: «به لحاظ تکنیک انتخابات یک مسئله به ذات نمیتواند مسئله اصلی انتخابات باشد، یعنی نامزدها و جناحهای سیاسی هستند که آن موضوع را با کمپینهای انتخاباتی تبدیل به موضوع اصلی میکنند. در انتخابات رأی دهندگان موضوعات مختلفی دارند، ولی اینکه چه موضوعی برای آنها در کانون دعوا یا اولویت اصلی قرار گیرد بستگی به کمپینها دارد؛ بنابراین برجام فینفسه آنطوری که آقای دیاکو حسینی گفتهاند که هر کسی برجام را دنبال نکند رای نمیآورد، اینگونه نیست. شما باید رأی دهنده را قانع کنی که چرا موضوع برجام بسیار مهم است، یعنی استدلال، آمار و ارقام بیاوری و بعد نخبگان و رسانه از آن حمایت بکنند و در بین مردم بحث بشود که برجام به اقتصاد مردم و حل مشکلات اقتصادی و ... ربط دارد. چه کسی میتواند این کار را بکند؟ کمپینها. برای همین میخواهم بگویم برجام به خودی خودش نمیتواند باعث برنده شدن نامزد انتخاباتی شود. نامزدها باید بتوانند موضوع مورد نظر را بیاورند و تبدیل به دغدغه اصلی رای دهنده بکنند.»
طرح ظریف برای برجام
طرح ظریف واکنشهای مختلفی را شکل داده است. بسیاری راهکار آن را برای تعجیل در احیای برجام مناسب مطرح کردند و برخی میانجیگری اروپا را بی فایده دانستهاند.
قهرمانپور در این خصوص میگوید: «امروز مسئله اصلی فقدان میانجی نیست. مسئله اصلی این است که برجام جزء اولویتهای اصلی کاخ سفید نیست. یعنی هر تحلیل گری که با مسائل داخلی آمریکا آشنا باشد و به او بگویید فهرست دغدغههای دولت بایدن را بنویسید، احتمالاً در ۲۰ الی ۳۰ مورد اول، مسئله برجام نخواهد بود. مسائل اولیه امروز آمریکا شکاف سیاست داخلی، کرونا، اوباماکر، میراث ترامپ، مشکلات اقتصادی، تغییر آب و هوایی و در سیاست خارجی مسئله چین، روسیه و اروپا است؛ بنابراین برجام مسئله اصلی و اولویت کاخ سفید نیست که آنها بیایند مسئله برجام را حل کنند. ما باید منتظر باشیم و ببینیم در کاخ سفید اولویتها و فوریتها چه زمانی تغییر میکند، وگرنه به نظر من مسئله تکنیک بازگشت به برجام کار سختی نیست. اگر دقت کنید فردی مثل بلینکن که از طرفداران بازگشت به برجام بود، امروز موضع خود را تغییر داده است. در واقع افرادی که موافق بازگشت بدون پیش شرط بایدن به برجام بودند، به نوعی تضعیف شدهاند.»
سرانجام برجام کجاست؟
برجام در یک بلاتکلیفی قرار دارد و هر روز به مرگ خود نزدیکتر میشود. در این بین سخنان ضد و نقیضی که از کاخ سفید به گوش میرسد، نشان از پیچیدگی شرایط برجام دارد. بر همین اساس قهرمانپور سرنوشت برجام را اینگونه مطرح میکند: «دیدگاههای مختلفی در ایران نسبت به برجام وجود دارد. اخیراً بعضی دیپلماتها به آن معتقد هستند که برجام باید دروازه ورود ایران برای استفاده از فرصتهای بینالمللی باز کند. در عبارت فنی یعنی گروهی معتقد هستند برجام یک فرصت استراتژیک برای ایران است، یعنی یک رابطه استراتژیک با اروپا یا در آینده با آمریکا برقرار کنند. اما دیدگاه دیگر میگوید آمریکا و اروپا چنین نگاهی به برجام ندارند و به طور مشخص آمریکا هدفش مهار چین است، بنابراین برای اینکه به قول معروف زنجیرها یا تهدیدهای غیر ضروری را مهار بکند به برجام روی آورده است و بنابراین در نگاه دولت آمریکا قرار نیست برجام گام اول برای ورود ایران در مناسبات بین المللی با غرب باشد؛ بنابراین این نگاه معتقد است که، چون آمریکا احساس میکند تهدید ایران خیلی جدی نیست به همین دلیل موضوع برجام را از دستور کار خارج کرده و تا زمانی که احساس کند تهدید ایران قابل مهار است بدون بازگشت برجام این سیاست را ادامه خواهد داد. جواب اینکه کدام یکی از این نگاهها درست است، واقعا سخت است. ولی این نگاهها نه حقیقت محض هستند و نه کاملاً غلط. در واقع موضوع برجام پیچیدهتر شده است. یعنی در واقع موضوعات مختلف مثل مسئله ۶ ژانویه، برجام را از اولویت و فوریت دستور کار خارج کرده است و چون گره خورده با موضوعات مختلف مسائل منطقهای، مسائل اعراب، اسرائیل و موضوعات دیگر بنابراین گره برجام قدری بیشتر شده است. یعنی گرهها و زنجیرهای مختلفی به پای برجام در دو سال اخیر بسته شده و بنابراین کار را یک ذره دشوار کرده است. باید دید در داخل کاخ سفید چه اتفاقاتی میافتد. من فکر میکنم در شرایط فعلی اولویت کاخ سفید اگر تغییر بکند راههای جدیدی گشوده خواهد شد. ولی انتخابات ایران خیلی دغدغه آمریکاییها نیست. مسائل داخلی خودشان مثل استیضاح ترامپ، کرونا، اختلافات جمهوری خواهان برسر بودجه کرونا، مهار چین و مسائل دیگری برایشان اولویت دارد. اگر کاخ سفید فرصت پیدا کند قدری از این مسائل فارغ شود شاید به موضوع ایران و برجام بپردازد.»