
روایت حضور پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا روایتی است آکنده از حسرت. سرخها بارها در چند قدمی این جام خوش و آب رنگ ایستادند اما دستشان هرگز به آن نرسید. سجاد شجاعی در سلسله یادداشتهایی از منظر یک هوادار به مرور این حسرتها پرداخته است.
دیدارنیوز _ سجاد شجاعی: میانه دهه هفتاد در بحبوحه روزهای پر التهاب پیش از دوم خرداد در شرایطی که هر از گاهی صدای نارضایتیهای ناشی از سیاستهای تعدیل اقتصادی دولت سازندگی از گوشه و کنار کشور بلند میشد و جامعه از هر نظر تغییر وضع موجود را مطالبه میکرد، فوتبال اولین جرقههای تغییر را در ورزش زد.
در حالی که پس از انقلاب و شرایط خاص دوران جنگ و دهه شصت تقریبا هیچ مربی خارجی در تیمهای ورزشی ایران حضور نداشت، استانکو پوکلهپوویچ در نیمه اول دهه هفتاد پا به فوتبال ایران گذاشت. مرد یوگسلاو پس از یک دوره کوتاه سکانداری تیم ملی روی نیمکت پرسپولیس نشست و معمار تیمی شد که استخوانبندی اصلی تیم ملی آن زمان را تشکیل میداد تا سهم زیادی در پوست اندازی فوتبال ایران داشته باشد. در آن روزها هرجا که میرفتی اثرات فوتبال در جامعه قابل مشاهده بود از گل کوچکهای محلی و جامهای رمضان که با توپ دولایه پلاستیکی و تیر دروازههای دستساز برگزار میشد تا گیشه روزنامه فروشی که با نشریات کم تعداد اما پر مخاطب ورزشی، هواداران فوتبال را به سمت خود میکشاند و مدارس پسرانهای که زنگ ورزششان در واقع زنگ فوتبال بود و هرکدام از بچهها به محض پا به توپ شدن خودش را جای یکی از بازیکنان محبوبش تصور میکرد.
همان روزها بود که فهمیدم عاشق تیمی هستم با لباس سرخ و تمام فکر و ذکرم شد پرسپولیس، که حتی معیار انتخاب دوست در مدرسه و محل زندگی هم برایم طرفداری از این تیم بود. پرسپولیس روزهای خوبی را با استانکو میگذراند. ستارههای جوانی که بیشترشان بعدها تشکیل دهنده نسل طلایی فوتبال ایران شدند و حماسه ملبورن را رقم زدند، در پرسپولیس آن سالها جمع شده بودند.
پرسپولیس استانکو دو فصل پیاپی قهرمان لیگ ایران یا همان جام آزادگان شد. آسیا اما حکایت دیگری بود. پرسپولیس استانکو پس از قهرمانی ایران و با یک برد خاطره انگیز مقابل آلیمای قزاقستان و گذشتن از سد دیگر حریفان به مرحله نهایی باشگاههای آسیا رسید. بازیهای پرسپولیس در مراحل قبل امیدها را برای کسب جام قهرمانی آسیا بیشتر کرده بود. مجتبی محرمی پس از یک محرومیت طولانی به فوتبال برگشته و بازوبند کاپیتانی پرسپولیس را به بازو بسته بود. مجتبی که حدود دو سال پیش و در دیدار مقابل رقیب سنتی با دعوایی به سبک فیلمفارسی حسابی از خجالت رفیق قدیمیاش درآمده بود، روزهای سخت محرومیت را سپری کرده و آمده بود تا خیلی چیزها را ثابت کند، برگشته بود تا بگوید هنوز بهترین چپ پای ایران است و همچنان میخواهد در مستطیل سبز آقایی کند.
اکثر بازیکنان پرسپولیس در تیم ملی بازی میکنند و خداداد عزیزی هم بهصورت قرضی و برای باشگاههای آسیا به تیم اضافه شده. کوالالامپور میزبان مرحله نهایی مسابقات است و در بازی ماقبل فینال باید به مصاف پوهانگ استیلرز برویم، گل اول را زمانی دریافت کردیم که هنوز ارتباط تصویری با مالزی برقرار نشده بود. حالا اواسط بازی است و ما گل دوم را هم خوردیم که داور یک پنالتی برایمان میگیرد.
دل تو دلم نیست! «یعنی میشه اختلاف رو کم کرد و برگشت به بازی؟» آقا مجتبی میره پشت توپ، همیشه مطمئن پنالتی میزد اما این بار...!!! حتی تو چارچوب هم نمیزنه، پنالتی مجتبی از بالای دروازه بیرون میره تا تیم خوب استانکو در یک قدمی فینال دستش از جام کوتاه بماند و پوهانگ قهرمان آن دوره شود.
شاید تنها قاب خاطرهانگیز این بازی صحنهای بود که عابدزاده برای جلوگیری از اتلاف وقت، بازیکن مصدوم پوهانگ را با دست از زمین بیرون کشید و کارت زرد گرفت.
روزی که شماره هشت محبوب و متعصب پنالتی خراب کرد اولین حسرت من در هشت سالگی برای تیم محبوبم در آسیا رقم خورد. آن سالها قهرمانی در آسیا هنوز برای تیمهای ایرانی به یک رویای دست نیافتنی بدل نشده بود؛ استقلال و پاس چند سال قبل قهرمانیهای آسیایی را تجربه کرده بودند. کسی فکر نمیکرد که این حسرت هشت سالگی میتواند دههها به طول بینجامد. داستان پرسپولیس در آسیا اما....
«ادامه دارد»