
دیدارنیوز ـ
آرش راهبر: شدهایم مسئول سرویس اموات، منشی فدراسیون درگذشتگان و پیامرسان خبر مرگ و نیستی! حالا دیگر هر روز منتظر مینشینیم تا ببینیم حضرت ملکالموت در کدام یک از مشاهیر را میزند تا مشیت الهی را جاری کند. این روزها که کرونا هم شده دستیار حضرت عزرائیل، روزی نیست که در خیل تسلیمشدگان برابر ویروس موذی، یک آشنا، قوم و خویش یا چهرهای ماندگار نباشد.
صبح امروز هم خبر درگذشت دو پهلوان یکی در عرصه هنر و دیگری در عالم ورزش منتشر شد و باز هم مردم را در سوگ دو بزرگمرد ایران زمین نشاند. حاج محمد خادم پدر دو قهرمان جهان و المپیک در کشتی و کامبوزیا پرتوی نویسنده و کارگردان سینما، مسافران امروز دیار باقی بودند، روحشان شاد...
که خادم یلی بود در خراسان...سالهای سال کشتی ایران دو محمد خادم داشت، که از قضا هر دو به رتبههای بالایی نیز رسیدند. یکی «سید محمد خادم» با پسوند «حقیقت» بود که تا ریاست فدراسیون کشتی هم رسید و خدمات شایانی به کشتی ایران ارزانی داشت و دیگری نیز «حاج محمد خادم» کشتیگیر آزادکار خراسانی بود که با پسوند «ازغدی» شهره آفاق شد. خادم ازغدی درست در سال ۱۹۶۲ و در مسابقات جهانی تولیدو که غروب قهرمانیهای جهان پهلوان تختی آغاز شد، توانست به مدال نقره برسد و در زمره نسل فراموشنشدنی کشتی ایران قرار گیرد.

سید محمد خادم چند سال قبل از دنیا رفت و امروز هم خبر درگذشت حاج محمد خادم به دلیل نارسایی قلبی منتشر شد تا کشتی ایران عملا از حضور این دو همنام بزرگوار محروم شود. حاج محمد خادم از چند سال قبل متوجه شده بود که بر اثر تمرینات دوران جوانی دچار بزرگی فیزیکی قلب شده و این ماجرا او را ناخوش احوال کرده بود. البته حاج محمد خادم در عالم انسانیت نیز قلب بزرگی داشت و همه کشتیگیران همنسل یا سلف او نیز بر این امر معترفاند.
آنچه در حاج محمد خادم بیشتر تجلی یافت، روش تعلیم و تربیت درستی بود که برای پرورش دو فرزند نامدار خود به کار گرفت. همه پیشکسوتان کشتی به این امر اعتراف میکنند که در کنار آنچه در ژن امیررضا و رسول خادم وجود داشت، تربیت و مراقبتی که حاج محمد خادم در راستای بلوغ این دو قهرمان نامدار کشتی به کار گرفت، سهم بسیار بزرگی در نامآور شدن این دو فرزند برومند ایران داشت. حاج محمد خادم در دورانی که کشتی میگرفت به همراه همقطارانش موجب شخصیت بخشیدن و حرارت دادن به این ورزش در میان مردم شد و از وقتی که دو پسرش در نوجوانی دوبنده به تن کردند نیز سایهاش را همواره بر سر آنها گسترانید و طی چند سال، دو قهرمان بزرگ را به تاریخ ورزش ایران تحویل داد. رسول و امیر علاوه بر قهرمانی در کشتی در حوزه مدیریت ورزشی نیز به مدارج عالی رسیدند و زحمات پدر را به ثمر نشاندند.

حاج محمد خادم تا المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا در زمره کادر فنی تیم ملی بود و پس از آن کنار کشید تا مربیان دیگری وارد میدان شوند. از آن پس نیز همواره در قامت یک پیشکسوت مهربان و دلسوز کشتی را دنبال کرد و قد کشیدن فرزندانش در حوزه مدیریتی ورزش را به نظاره نشست. امروز و در سن ۸۵ سالگی نیز نهایتا آن قلب بزرگ و دردمند از حرکت ایستاد تا یکی از مفاخر ورزش ایران آسمانی شود. یادش تا ابد گرامی باد...
سیمرغ جولانگاه قلمخبر درگذشت کامبوزیا پرتوی، کارگردان و فیلمنامه نویس شهیر سینمای ایران را میتوان از بزرگترین مصیبتهای وارده به عالم هنر ایران دانست. آقای پرتوی ۶۵ سال پیش در رشت متولد شد، گرچه اصالتا یک کُرد نازکدل و نکته سنج بود و در همه این سالها نیز قصههایی از نقاط مختلف ایران را تصویر کرد. کامبوزیا پرتوی را همنسلان من با ساخت فیلم گلنار به یاد سپردند، فیلمی لطیف و زیبا برای کودکان و نوجوانان در اواخر دهه ۶۰ که آن روزها هنگامه کرد و خیلی از خانوادهها را به سینما کشاند.
کامبوزیا پرتوی در مقام کارگردان، گزیدهکار و وسواسی بود، اما در عرصه فیلمنامهنویسی فعالیت بیشتری از خود نشان داد. در واقع کامبوزیا پرتوی بود که در سه دهه اخیر به همراه برخی از همکارانش به فیلمنامهنویسی ایران هویت تازهای بخشید و بر ارتقای تکنیکی همقطارانش اصرار ورزید.

کارنامه پرتوی پر از عناوین و افتخارات مهم است. او برای ساخت فیلم ماهی جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم گیفونی ایتالیا و جایزه یونیسف از جشنواره فیلم برلین و جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم آدلاید استرالیا را به دست آورد.
برای کارگردانی کافه ترانزیت جایزه جشنواره بینالمللی فیلم مار دل پلاتا و جایزه فیپرشی جشنواره بینالمللی فیلم داکا و همچنین سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را از جشنواره فیلم فجر و تندیس زرین جشن خانه سینما را کسب کرد و نامزد هوگو طلایی جشنواره بینالمللی فیلم شیکاگو، نامزد جایزه بالن طلایی جشنواره سه قاره در سال ۲۰۰۵ شد. او همچنین برای کارگردانی این فیلم در بخش بهترین کارگردان کاندیدا شد.
او پیشتر نیز جایزه بهترین فیلمنامه را برای فیلم من ترانه ۱۵ سال دارم (رسول صدر عاملی) در سال ۱۳۸۰ از بیستمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. او برای سومین و چهارمین بار هم این جایزه را برای فیلمنامه فیلمهای فراری (علیرضا داوودنژاد) و کامیون دریافت کرد.
کامبوزیا پرتوی در معاشرت اهل پرهیز در کلام بود و به گواه همنشینانش، در عین طنازی در گفتار، تلخی معناداری را در واژهگانش به کار میبرد که کشف رمز آن به عهده شنونده بود. او چند ماه قبل دچار سکته خفیف مغزی شد و تا حد زیادی بهبود یافت، اما چند روز قبل که برای عمل قلب به بیمارستان رفت، به کرونا مبتلا شد و در مقابل این ویروس قدرتمند تاب نیاورد و از بین ما رفت. بدرود تصویرگر واژهگان...