تیتر امروز

نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید
افاضات اضافه

نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید

عوام‌الملک پس از نامه‌های متعدد به حضرت مسعود و عدم دریافت پاسخ، این بار مسیر جدیدی را امتحان کرده که کاملا جوابگو و موفق خواهد بود؛ او قرار است نامه‌های مستقیمش را به شکل غیرمستقیم بفرستد تا...
سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟
ویژه برنامه نوروزی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی؛ بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ (قسمت چهارم)

سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟

این چهارمین قسمت از ویژه برنامه نوروزی ۱۴۰۴ دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی است که به بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ می‌پردازد. در این برنامه بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید آمریکا و سقوط بشار...
نشستی برای تحلیل و پیش‌بینی مهمترین مسایل و اولویت‌های جمهوری اسلامی در دهه پنجم انقلاب

آسیب‌شناسی وضع موجود و اولویت‌های دهه پنجم انقلاب

در صورتی که به سیاستها و رفتارها و تصمیمات و ساختارهای گذشته و امروز نگاهی کاملا انتقادی نداشته باشیم و با تعصب از عملکرد گذشته دفاع کنیم و از آن مهمتر برای آینده طرح و برنامه‌ای برای حکمرانی نداشته باشیم، بین ملت و دولت بویژه نسل جدید کشور با نظام زاویه‌ای معنادار ایجاد و مشروعیت نظام با چالش عمیقی مواجه و اصل انقلاب و نظام با تهدید مواجه خواهد شد.

کد خبر: ۶۳۴۳
۱۶:۵۰ - ۱۴ مرداد ۱۳۹۷

دیدارنیوز - چند ماه قبل به همت یکی از نهادهای مطالعاتی، نشستی با حضور حدود ۲۰تن از صاحبنظران و کارشناسان دانشگاهی و اجرایی کشور برگزار شد که موضوع آن به آسیب‌شناسی وضع موجود و تعیین اولویت مسائل دهه پنجم انقلاب اسلامی مربوط بود. در این جلسه چندساعته، شرکت کنندگان نظرات خودشان را در چند زمینه بیان کردند که حاصل آن در این نوشته تجمیع شده است. می‌توان با این نظرات موافق یا مخالف بود اما قطعا نمی‌توان این نظرات را در برنامه‌ریزی برای بهبود وضعیت کشور نادیده گرفت. امیدواریم که برای عموم هم مفید باشد. 
 
مقدمه:

دهه چهارم انقلاب اسلامی رو به اتمام است و با دهه فجر سال 9۷ انقلاب اسلامی وارد دهه پنجم عمر خود ‌می‌شود. 4 دهه حکمرانی برای هر نظامی فرصتی است که علی‌رغم همه مشکلات و موانع بتواند به دستاوردهای‌ افتخارآمیز، الگوهای جذاب کشورداری و توسعه و ترسیم چشم‌اندازی امیدبخش برای مردم خود در آینده دست یابد.

نظام جمهوری اسلامی ‌علی‌رغم دستاوردهای مهمی که در بخشهای مختلف داشته و انکار آنها خلاف رویکرد واقع‌گرایی است اما این دستاوردها:
 
 اولا با آرمانهای اصیل انقلاب و امام راحل فاصله زیادی دارد و موجب ناامیدی و یاس برخی لایه‌ها و طبقات اجتماعی شده است. 

ثانیا با انتظارات و توقعات مردم بویژه نسل جدید ایرانی شکاف عمیق و معناداری دارد که تهدید جدی برای استمرار انقلاب و بقای نظام محسوب ‌می‌شود.

از این رو به نظر ‌می‌رسد در صورتی که به سیاستها و رفتارها و تصمیمات و ساختارهای گذشته و امروز نگاهی کاملا انتقادی نداشته باشیم و با تعصب از عملکرد گذشته دفاع کنیم و از آن مهمتر برای آینده طرح و برنامه‌ای برای حکمرانی نداشته باشیم، بین ملت و دولت بویژه نسل جدید کشور با نظام زاویه‌ای معنادار ایجاد و مشروعیت نظام با چالش عمیقی مواجه و اصل انقلاب و نظام با تهدید مواجه خواهد شد.

از این رو پیشنهاد ‌می‌شود نهادها و دستگاههای اصیل نظام که حقیقتا به حفظ اصل انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ‌می‌اندیشند با حمایت از طرح‌های مطالعاتی و پژوهشی عمیق و عینی و بی‌تعارف و مجامله اما راهشگا، زمینه تغییرات لازم در ساختارها و سیاست‌ها و تصمیمات و حتی افراد و مسئولان کشور را فراهم سازند تا انشاءالله نظام بتواند وجهه‌ای کارآمد و مقتدر یافته و با تقویت و تعمیق اعتماد و علاقه همه طبقات اجتماعی به حاکمیت آرمانهای نظام احیا شود.  تجربه جهانی نظام‌های پیش‌رو و کارآمد و مقتدر، نشان ‌می‌دهد که این گونه نظام‌ها، در مقابل اشتباهات خود تعصب نداشته و برای بهبود رویه‌ها منعطف هستند.

در همین راستا در گزارش راهبردی ذیل که منبعث از گفتگو و مصاحبه با دهها نفر از مدیران و مسئولان نظام و مراجعه به اسناد است، مهمترین نقدها به گذشته و اولویت‌های کشور در دهه پنجم انقلاب اجمالا و مختصر مطرح شده است که در صورت حمایت و تامین اعتبار لازم ‌می‌تواند مقدمه تهیه گزارش راهبردی در سطحی تفصیلی برای بهره‌برداری نظام جمهوری اسلامی در سطح تصمیم‌سازی باشد.

انتظار است با نظرات ارایه شده، نگاه مشفقانه و دلسوزانه شود و حتی مواردی که با مذاق و قوه عاقله و تجربه خواننده سازگار نیست، مواجهه‌ای عقلانی و استدلالی شود تا بتوان در فاز تکمیلی،این پژوهش به صواب نزدیک‌تر شودو بتوان در نهایت با افزایش مشروعیت و اقتدار و کارآمدی نظام و جلب هر چه بیشتر رضایت و مشارکت همه مردم به بهترین وجهی از همه مجاهدت‌های خفی و جلی انجام شده برای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی پاسداری کرد.
 
  مهمترین آسیب‌های ۴دهه جمهوری اسلامی
  
۱- ‌علی‌رغم اینکه سال‌ها همواره مباحث سیاسی و جناحی مهمترین مسایل ایران خوانده ‌می‌شد برگزاری جلسات پنچ‌گانه (اکنون ششگانه) بررسی آسیب‌های اجتماعی در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی نشان ‌می‌دهد تغییر اولویت درستی رخ داده است و مهمترین آسیبی که نظام را تهدید ‌می‌کند، همین حوزه است. جالب اینجاست بسیاری از متخصصان دلسوز، سال‌ها این مطلب را متذکر ‌می‌شدند اما چندان مورد توجه واقع نمی‌شد و از این غفلت، آسیب‌های بزرگی به کشور وارد شد اما ورود رهبری به این مساله نشان ‌می‌دهد نظام همچنان قابلیت اصلاح و تغییر اولویت‌ها را دارد. بررسی محتوای جلسات مذکور هم نشان ‌می‌دهد که رویکرد‌های نهادها و دستگاه‌های ذی‌ربط در این مساله چقدر ضعیف و نارساست و حتی به نظر ‌می‌رسد با ورود مقام معظم رهبری، برخی از دستگاه‌ها با مسئولیت‌ناپذیری قصد انتقال بار این مسئولیت را از شانه‌های خود به رهبری و دفتر معظم‌له را  دارند که باید هوشیار بود.
 
۲-  چند سال قبل برخی از معتمدین نظام، طرح بررسی چالش‌های پیش روی نظام را به عنوان پژوهشی راهبردی پیشنهاد دادند ولی متاسفانه نهادهای ذی‌ربط برخوردار از بودجه‌های پژوهشی و دارای مسئولیت در این حوزه، هیچ گونه استقبالی از آن نکردند و حمایتی از آن به‌عمل نیاوردند. که این مساله بسیار نگران کننده است. وقتی کشور و نظام با انواع تهدید‌های داخلی و خارجی و معضلات متنوع دست به گریبان است، ساختار و سازمان هوشمندی برای انجام این پروژه‌ها وجود ندارد و بودجه‌های پژوهشی اغلب حیف و میل ‌می‌شود و صرف اهم امور نمی‌شود.
 
۳- با بروز بحران در گفتمان اصولگرایی به‌عنوان گفتمان حاکم در نهادهای اصلی نظام بویژه در انتخابات ریاست جمهوری که عملا خود را در ناکارامدی «جمنا» نشان داد، برخی از دلسوزان هوشمند نظام به اهمیت بازنگری در این گفتمان پی برده‌اند اما به نظر ‌می‌آید باید در سطحی کلان‌تر برخی گفتمان‌های کلان نظام در سیاست داخلی و بویژه خارجی نیز با شجاعت و بدون هیاهوی رسانه‌ای، بازنگری شده و ارتقا یابد. اولویت‌های کشور در دهه پنجم انقلاب نیز باید ناظر به تغییر ضروری گفتمانی باشد به‌گونه‌ای که بتواند به نیازهای کشور پاسخ دهد. طرح حاضر هشداری ناظر به چنین مساله‌ای است.
 
۴- بعد از 4 دهه از انقلاب اسلامی باید با صراحت  و شجاعت و صداقت به این پرسش پاسخ دهیم که کدام اهداف و آرمان‌های انقلاب محقق نشد ه است و در تحلیل آن خودفریبی نکنیم و علل آن را بیان کنیم تا در دهه پنجم، این خطاها تکرار نشود، هر چند اگر به غلط جنبه تقدس پیدا کرده باشد. البته با رویکردی منصفانه باید ببینیم کدام آرمان‌ها بطور نسبی تحقق پیدا کرده و علت موفقیت چه بوده تا در دهه پنجم تقویت شود. امروز باید با صراحت بگوییم برای منطقه و جهان چه الگوی موفقیت‌آمیزی در حکمرانی ارایه داده‌ایم که واقعا برای جهان جذاب و قابل تبعیت است؟ مثلا در اقتصاد و همچنین مقابله با مواد مخدر و فساد و فحشا و آسیب‌های اجتماعی، کدام کشور حاضر است از مدل ما پیروی کند و...؟ بررسی‌های اولیه کارنامه چندان درخشانی را نشان نمی‌دهد و این مساله باید آسیب‌شناسی شود.
 
۵- جمهوری اسلامی بخاطر فاصله گرفتن از واقع‌گرایی به بهانه‌های مختلف مانند مصلحت‌اندیشی و ایدئولوژی‌زدگی و آرمان‌خواهی بی‌توجه به واقعیت‌ها و محدودیت‌های رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی، توان آینده‌اندیشی علمی پایینی  دارد در حالی که لازمه یک نظامی سیاسی پویا، آینده‌اندیشی مبتنی بر فکت و واقعیت و نه آرزوهاست.اگر دوره جمهوری اسلامی را به سه دوره انقلاب و غلیان آرمان‌ها بین سال‌های 1356 تا 1360، دوره تثبیت نظام یعنی دهه مهم 60 و دوره جمهوری اسلامی از سالهای دهه 70 به بعد تقسیم‌بندی کنیم، متوجه ضعف آینده‌اندیشی در نظام ‌می‌شویم و دلیل آن غافلگیری‌های متعددی است که دچار آن شده‌ایم. این مساله موجب شد که نظام هم کمتر بتواند با آمادگی قبلی از فرصت‌های پیش رو استفاده کند.
 
۶- برای تعیین اولویت‌های کشور در دهه پنجم انقلاب اسلامی نمی‌توانیم از وضعیت منطقه و جهان و نیازهای کشور و مصالح نظام غافل باشیم زیرا در جهان امروزی این حوزه‌ها بر هم تاثیر جبری ‌می‌گذارد. برای مثال هنوز سیاست مشخص و صحیحی در خصوص تعامل با اهل سنت نداریم و در حالی که سخن از وحدت اسلامی ‌می‌زنیم هنوز جرات نداریم یا نخواستیم برای اهل سنت در تهران مسجد اهل سنت را برپا کنیم، هنوز شهامت پخش نماز اهل سنت را حتی از یکی از شبکه سراسری نداریم و سخن از وحدت ‌می‌گوییم نخبگان مذهبی ما از پشت سر امام جماعت اهل سنت نماز خواندن پرهیز دارند. آیا با این عملکرد ‌می‌توان مدعی وحدت اسلامی شد؟ برگزاری کنفرانس‌های تشریفاتی وحدت اسلامی با هزینه‌های میلیاردی نیز فقط نارضایتی داخلی را دامن زده و حتی برخی این کنفرانس‌ها را از نظر هزینه‌های تحمیلی به بیت‌المال با جشن‌های قبل از انقلاب مقایسه ‌می‌کنند و اینکه ‌می‌توان با بودجه‌های این کنفرانس‌های بی‌فایده تعدادی مدرسه برای مناطق محروم ساخت. در دوران ریاست جمهوری مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خصوص تعامل با اهل سنت، سیاست‌های بسیار پیشرو و خوبی در شورای عالی امنیت ملی تصویب شد اما هیچگاه اجرا نشد.

۷- مساله مهم دیگر تفرقه شدید نیروهای سیاسی داخل جبهه انقلاب است که هنوز برای آن فکری نشده و متاسفانه برخی فقط با مدل سر به زیر برف کردن کبک‌ها، آن را انکار ‌می‌کنند و آشتی ملی را شعاری موهوم و غیرضروری ‌می‌دانند در حالی که این مساله از مهمترین اولویت‌های نظام و کشور است و اجماع داخلی ‌می‌تواند خنثی کننده همه دسیسه‌های خارجی هم باشد.

۸- گفتمان مردم‌سالاری دینی در 20 سال گذشته با چالش‌های جدی مواجه شده است. مهمتری چالش آن نیز به حاشیه رفتن گفتمان امام خمینی است که کاملا حامی دموکراسی بود و با عبارت جمهوری دموکراتیک اسلامی مخالفت کرد و می‌گفت دموکراسی در درون جمهوری اسلامی هست اما در سال‌های اخیر مهمترین مخالف صریح دموکراسی و رای مردم یعنی آیت‌الله مصباح یزدی بعنوان تئوریسین نظام و جایگزین شهید مطهری معرفی ‌می‌شود و قدر ‌می‌بیند.

۹- در ایران بر خلاف همه جای دنیا خواستاران اجرای بی‌تنازل اصول قانون اساسی در اقلیت و حاشیه قرار گرفته‌اند و از آن ‌می‌توان به‌عنوان چالش قانون اساسی در جمهوری اسلامی نام برد. برای مثال قانون اساسی به صراحت دخالت نظامیان در سیاست را منع کرده اما این اصل کاملا به حاشیه رفته است.

۱۰- به علت بسیاری از سیاست‌بازی‌های و سیاست زدگی‌ها، سرمایه اجتماعی در ایران به‌شدت آسیب دیده است که بخشی از ۱۵میلیون پرونده قضایی ناشی از همین فقدان سرمایه اجتماعی است. نهادهای حاکمیتی مقبولیت اقناعی ندارند بلکه اگر مشروعیتی نزد برخی از طبقات و گروه‌ها دارند از نوع اسکاتی و تعبدی است. نتیجه این مساله پذیرفتن اتهامات وارده به نهادهای نظام از سوی مردم است حتی وقتی صحیح هم نباشد. نهادهای مشروعیت‌بخش نظام مانند روحانیت و ولایت فقیه، اعتبار اولیه را نزد مردم ندارد اما برای سرپوش گذاشتن بر این واقعیت تلخ به‌جای اصلاح عملکردها و پاسخ به پرسش‌های جامعه، سعی کرده‌ایم با تبلیغات، واقعیت را طور دیگری بازنمایی کنیم و در این فرایند گاهی خودمان هم دچار خودفریبی ‌می‌شویم.

۱۱- مقام معظم رهبری چند سال قبل با بیان برخی شاخص‌ها از فروپاشی قریب‌الوقوع تمدن غرب سخن گفتند. اگر با همان شاخص‌ها نظام جمهوری اسلامی هم ارزیابی شود باید بگوییم که جمهوری اسلامی هم در معرض فروپاشی قرار دارد مگر آن که بسیاری از رویه‌ها و رویکردها و عملکرد‌های موجود را اصلاح کنیم.

۱۲- هنوز نحوه مواجهه با نهادهای غیرپاسخگو به مردم در نظام جمهوری اسلامی روشن نشده است و این مساله یکی از حوزه‌های تزلزل مشروعیت نظام است.در حالی که نظام از راس تا ذیل باید در خصوص حق نظارت عمومی و پاسخگویی مستمر و منظم پیش‌قدم باشد.

۱۳- یکی از مشکلاتی که بطور جدی در نخبگان کشور ناامیدی و یاس ایجاد کرده است و اگر برای آن راه‌حلی نیندیشیم ‌می‌تواند به فروپاشی منجر شود، این است که نظرات کارشناسی و آسیب‌شناسی در سلسله مراتب هرم قدرت در جمهوری اسلامی، از یک سطحی بالاتر نمی‌رود و موثر نیست و اغلب بایگانی ‌می‌شود یا به انواع حیل مورد توجه قرار نمی‌گیرد. آرشیو دفاتر و نهادهای ذی‌ربط در نظام، مملو از نظرات کارشناسی مناسب و خوب است که به فراخور مسایل و موضوعات مستحدثه تهیه شده است ولی جایی بهتر از آرشیو‌ها پیدا نکرده است.
 
۱۴- به زعم بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران نظام اسلامی نظامی است که با توجه به پتانسیل‌های خوب و بالایی که برای قدرت و اقتدار دارد، نتوانسته از این ظرفیت به نحو احسن استفاده کند. به عبارت دیگر این نظام هنوز ظرفیت بهره‌برداری از داشته‌ها و پتانسیل‌های خود را در راستای تامین و افزایش منافع ملی نیافته و در فرصت‌سوزی مهارت بالایی دارد. برای مثال به حاشیه راندن مسئولان عالی‌رتبه همین نظام به خاطر اختلافات سیاسی و کینه‌های شخصی و کوته‌بینی‌ها و همچنین راندن نخبگان اجتماعی در حوزه‌های هنری و فرهنگی و...، نمونه این  فرصت‌سوزی‌ها است. در یک کلام با وجود تلاش‌های بسیار نتوانستیم بنای رفیع و جذاب و الگو در ایران از حکمرانی بسازیم.
  
۱۵- صداقت و صفای انقلابی به خاطره‌ها پیوسته است. آزادگی و شجاعت و صراحت انقلابی فراموش شده است و منابع و شخصیت‌های الهام‌بخش در این حوزه‌ها وجود ندارد. امروز متاسفانه مداحان مهمترین منبع حکومتی معنویت‌بخشی به جامعه شده‌اند.
 
۱۶- در کشور به‌طور نهادینه به علم و تخصص بویژه به علوم انسانی و اجتماعی بهای لازم داده نمی‌شود و از این مهم غافل هستیم که اگر به علم تکیه کنیم همان شعارهای ایدئولوژیک نظام هم بهتر تحقق ‌می‌یابد. هنوز کسانی به خود جرات ‌می‌دهند در تریبون‌های عمومی ترویج خرافات کنند و با علم ستیز نمایند و متاسفانه همه این موارد به حساب حاکمیت گذاشته ‌می‌شود. هنوز عده‌ای به غلط ‌می‌اندیشند که تنها با تکیه بر معارف دینی ‌می‌توان به همه پرسش‌ها و نیازهای جامعه و کشور پاسخ داد. در حالی که هنوز نمی‌دانند دین هر آنچه را که باید ‌می‌گفته، گفته و نه هر آنچه نیاز هست و وحی، بشر را از علم و عقل و تجربه بی‌نیاز نکرده است.
  
۱۷- جمهوری اسلامی باید بداند حتی اگر بخواهد ماموریت‌های جهانی داشته باشد این در گرو موفقیت و کارآمدی و مشروعیت حداکثری در داخل است وگرنه ماموریت جهانی مهمترین بلیه نظام ‌می‌شود چنانچه امروز مردم دایما این سوال را مطرح ‌می‌کنند که چرا پول و سرمایه ما صرف خارج از کشور ‌می‌شود. حتی در سوریه که استراتژی پیش‌دستی در سرزمین ثالث در برابر دشمن را مطرح کردیم، این سوال مطرح شده که کشورشان سپر بلای جمهوری اسلامی شده است، یعنی بازی دوسر سوخت. ایران اگر ‌می‌خواهد برای هویت و فرهنگ خود  و صدور آن در خارج از کشور برنامه‌ای داشته باشد باید هزینه‌های آن را از مازاد درآمد ملی استفاده کند نه جیب و معیشت مردم و بودجه‌های مدرسه‌سازی و راه‌سازی و نیازهای اولیه کشور.
 
۱۸- در جمهوری اسلامی سه چارچوب داریم که عبارتند از منافع ملی و امنیت ملی و ایدئولوژی یا آرمانها اما متاسفانه هنوز از منافع ملی و حدود و ثغور آن تعریف روشنی نشده است و به آسانی مرزهای منافع ملی و امنیت ملی از سوی ایدئولوژی  خدشه‌دار ‌می‌شود.
 
  ۱۹- ما بطور ناخواسته و با وجودی که در جهان اسلام، اقلیت مذهبی هستیم اما رفتارها و سیاستهای حداکثری اتخاذ کرده‌ایم و نتیجه آن آشوب در جهان اسلام شده است که به ناحق به نام ایران گذاشته شده است و جهان اسلام هم به شکل سلف سرویس در حال خودنابودی است. امروز در داخل سوریه ‌می‌گویند اگر اسراییل به سوریه حمله کرده بود، این همه ویرانی ناشی از جنگ بین مسلمانان ایجاد نمی‌شد. سهم ایران در کاهش این درگیری‌ها چقدر بوده است و باید به جهان اسلام در این خصوص توضیح دهیم. سوریه الان لقمه چربی برای بلعیده شدن از سوی اسراییل است و بازسازی آن چند دهه طول ‌می‌کشد و سوریه متحد قابل تصور نیست. مردم سوریه در حال حاضر دهانی باز، دستی دراز و چشمانی بسته دارند.
 
۲۰- در شبکه‌های اجتماعی گفته ‌می‌شود نتیجه سیاست‌های جمهوری اسلامی این شده است که مردم در خانه‌های خود ویسکی ‌می‌خورند و در ادارات و جامعه نماز ‌می‌خوانند و بر خلاف گذشته که ریش‌ها را تیغ ‌می‌زدند، امروز با ریش مردم را تیغ ‌می‌زنند. طرح این مباحث و هزاران موارد مشابه واقعا تاسف‌بار و قابل تامل است و نباید از کنار آنها با نیشخند و کنایه گذشت و طرح آنها را به حساب ضدانقلاب جاهل گذاشت. از درهم‌تنیدگی نادرست و نیندیشیده و نامتوازن دین و سیاست، خسارت‌های زیادی به کشور وارد شده است و نسبت به این مقوله نیاز به بازاندیشی جدی داریم. تجربه تلخ 4 دهه گذشته ظاهرا  رویکرد آخوند خراسانی و آیت‌الله بروجردی، عمیق‌تر و دوراندیشانه‌تر بود.
 
  ۲۱- قانون اساسی جمهوری اسلامی نیازمند بازنگری جدی است زیرا تناقض‌های قانون اساسی و ساختار سیاسی مطرح شده در آن بعد از چهل سال، پاسخگوی کارآمدی و مشروعیت نظام نیست. اگر این ساختار اصلاح نشود، روند رو به تزاید ناامیدی مردم بیشتر می‌شود و در نتیجه با هر اتفاقی امکان فروپاشی وجود دارد.
 
۲۲- نظام باید حوزه خصوصی و زندگی خصوصی مردم را به خودشان واگذارد و همه سیاست‌ها و قوانین را متناسب با این رویکرد اصلاح کند. انتخابات در کشور باید کاملا آزاد باشد و اعمال سلیقه تحت عنوان نظارت استصوابی حذف شود و در نهایت شایسته‌سالاری به عنوان یک امر مقدس در همه حوزه‌ها نهادینه شود.
 
 ۲۳- دهه پنجم انقلاب اسلامی باید دهه رشد اقتصادی و رفاه عمومی مردم ایران باشد. مسایل اقتصادی، معضل لاینحل جمهوری اسلامی است که بویژه هم موجب ناامیدی و دلخوری طبقات و دهک‌های پایین درآمدی شده است و از سویی الگو بودن انقلاب و جمهوری اسلامی را بطور جدی به چالش کشیده است. رشد اقتصادی باید به‌گونه‌ای باشد که ساختارهای اقتصادی کشور، پاسخگوی مطالبات مردم و وظایف و کارکرد‌های نظام باشد. در واقع کارآمدی اقتصادی نشان دهنده کارآمدی مدیریت کلان و سیاست‌گذاری نظام اسلامی است و در صورتی که در این حوزه توفیقی حاصل نشود، کل دستاورهای نظام زیر سوال خواهد رفت. از این رو پیشنهاد ‌می‌شود دهه پنجم مبتنی و متکی بر رشد و توسعه و پیشرفت اقتصادی و افزایش درآمد سرانه و ارتقای مبادلات جهانی و پذیرفتن همه الزامات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و بین‌المللی آن باشد.
 
۲۴- نظام اسلامی در دهه پنجم نیازمند توسعه ارتباطات بین‌المللی و سیاست خارجی برون‌گرا و همکاری‌ها و همگرایی‌های راهبردی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است. اگر واقع‌گرا باشیم ایران امروز ‌علی‌رغم موقعیت بالقوه خوبی که دارد، در مناسبات جهانی نقش تاثیرگذاری ندارد و نمی‌تواند از ظرفیت‌های جهانی به سود منافع ملی بهره‌برداری کند. امروزه در جهان هیچ کشوری نمی‌تواند بدون تعامل سازنده با جهان و القای حس امنیت و همکاری با دیگران گلیم خود را از آب بیرون بکشد. ما در ایران نوعی فوبیا و ترس از جهان داریم و به دلایل تاریخی به دیگران «بیگانه» ‌می‌گوییم. این بیگانه‌هراسی و درون‌گرایی در سطح جامعه و دولت بطور توامان دیده ‌می‌شود و مانع از ارتباطات بین‌المللی موثر در سطح مردم و دولت ‌می‌شود. پیشنهاد ‌می‌شود دهه پنجم انقلاب دهه ارتباطات و تعامل سازنده و همه‌جانبه با جهان برای عرضه جذاب فرهنگ ایرانی و اسلامی باشد.
  
امید است موارد ۲۴گانه مذکور در پروژه‌ای کلان‌تر بطور دقیق و مستند و مشروح واکاوی شود.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی