گفتوگوی دیدارنیوز با مهدی زاهدی اول عضو اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران؛ بخش اول
دیدارنیوز – کرونا جدای از آن که بر جان و سلامتی آدمها در سطح جهانی اثر گذاشت تاثیرات اقتصادی زیادی داشت. تا حدی که بسیاری از کارشناسان از دوران اقتصادی جدیدی صحبت میکنند. وضعیتهای خاص این دوره و حتی دوره پسا کرونا بسیاری از صاحبنظران را به این عقیده رسانده که باید برای این دوره فکری جدی کرد.
دیدارنیوز در همین راستا به سراغ مهدی زاهدی اول از اعضای اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران رفته است تا تحلیلی جامع نسبت به وضعیت فعلی و پیش رو کسب کند. زاهدی اول از اوضاع بد صادرات و واردات گفت، ولی به توسعه استارتآپها و کسب و کارهای نوین نیز اشاره داشت. این گفتگو دو بخش دارد که در بخش اول وضعیت فعلی مورد بررسی قرار گرفته است و در بخش دوم به سراغ دوران پسا کرونا رفتهایم.
برای مشاهده فیلم کامل این گفت و گو روی لینک زیر کلیک کنید.
اولین سوالی که برای هر خوانندهای مطرح میشود. این است این کرونا که از پایان بهمن ماه آن را شناختیم با توجه به شرایطی که حاکمیت در قرنطینه و در تعطیلی برخی از مراکز به وجود آورده است وضعیت اقتصادی ما به چه صورتی است. از دو زاویه بحث خواهیم کرد؛ یکی وضعیت اقتصادی خرد که به جامعه مربوط میشود. یک وضعیت اقتصاد کلان به حاکمیت باز میگردد. ابتدا میخواهم از حضورتان خواهش کنم در بحث آسیبهای خرد اقتصادی صحبت کنیم.
خدمت همه خوانندگان عزیز سلام عرض میکنم. در حوزه اقتصاد خرد و بحث کرونا تأثیرات بسزایی داشت. وقتی کرونا شناخته شد چند کار را با خود داشت. از شرق شروع شد و به تمام دنیا تسری داد. اولین چیزی که به تمام دنیا تسری داد بحث رکود اقتصادی بود. بلافاصله به خاطر محدودیتهایی که در تولید مواد بهداشتی و حوزه سلامت بود تورمهای ناشی از این مسئله ایجاد شد. در اصل کرونا یک رکود تورمی شدیدی ایجاد کرد. نزدیک به اتفاقاتی که در سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۸ در اقتصاد دنیا رخ داد. الان کارشناسهای مختلف این را اینگونه تفسیر میکنند که این اتفاق سنگینتر هم هست. یعنی قبلاً گفته میشد جوانب مسائل مربوط به کرونا نزدیک به بحرانهای سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۱ است. اما الان میگویند شدت آن از آن بحرانها بیشر شده است و اقتصادهای مختلفی را دستخوش تغییر کرده است. از جمله اقتصاد چین که با متوقف کردن فعالیتها و حمایتهای صددرصدی دولت شاخص بورس از ۲۰ هزارمیلیارد دلار به ۱۰ هزار میلیارد دلار رسید. این اتفاق بزرگی است. به آرامی این مسئله همهگیر شد و امروز در غرب و ایالات متحده درگیر این پروژه هستند. فقط تفاوت در این است یک اقتصاد دولت کاملاً حمایت میکرد با یک اقتصادی که دولت تلاش میکند حمایت بکند، اما حمایتهایش بازتر است. اتفاقی که در کل دنیا رخ داد ما یک رکود تورمی سرسام آوری را تجربه کردیم. نکته بعد که اتفاق افتاد کسری بودجههایی است که برای دولتهای مختلف ایجاد شد. این کسری بودجهها به اولین جایی که فشار آورد در مخارج دولتها بود. مثلاً اقتصادی مثل اقتصاد ایران، هزینههای دولت حتی تحریک کننده تقاضا و اقتصاد و رونق دهنده اقتصاد است و در خیلی جاها اقتصاد ما متکی به دولت است. یک دولتهایی هم هستند که دولت بسیار کوچک است آنها هم کسری بودجهشان باعث شد تحریکپذیری اقتصاد توسط این دولتها یک مقداری محدود شود. این مسئله خودش باعث میشود تقاضا در جامعه کمتر شود و از این به بعد فشار بر اقتصاد خرد وارد میشود. یعنی تولیدکنندهای که کالایش را تولید کرده است و میخواهد آن را بفروشد، اما به خاطر محدودیتهای مختلف مثل نقدینگی و تأمین مواد اولیه امکان فروش کالایش را ندارد.
در این دوره بسیاری از مشاغل از بین رفتند و بعضی از مشاغل و افراد شغلشان را از دست دادند و بیکار شدند. ضمن اینکه در بعضی از مشاغل مخصوصاً در عرصه مواد بهداشتی توسعه و درآمد به وجود آمد. در صنایع غذایی هم همین گونه است. در مورد این دو بخش توضیح دهید.
صنایع غذایی عملاً توسعه پیدا نکرده است. قبلاً بخشی از صنایع غذایی صادر میشد که آن بخش به خاطر اینکه مصرف داخلی بیشتر شده و ذخیره احتمالی در منازل بیشتر شده در مقطعی در صنعت غذا تقاضا زیاد خواهد شد. آن دوره هم گذشت و دولت با تأمین کالاهای اساسی صنایع غذایی توانست آن را مدیریت کند و شرکتهای صنایع غذایی هم توانستند ذخیرهسازی خانوارها را تأمین کنند و افزایش قیمت زیادی در صنایع غذایی رخ نداد. البته افزایش قیمت وجود داشت، اما خیلی فاحش نبود. شغلها عملاً از بین نرفت و صنعت فعال است. البته توسعه به مراتب محدود میشد.

توسعه در همان مقطع وجود داشت. یعنی اگر قرار بود از ۷۰ درصد ظرفیت خود استفاده کنند به ۷۵ درصد یا بیشتر افزایش پیدا کرد.
بله، از ظرفیتها استفاده کردند. البته ما نمونه داشتیم که خیلی از آنها هم کمک کردند. یک مجموعه پروتئینی بود، چون همیشه مواد ضد عفونی کننده برای مصرف خود استفاده میکرد و دستگاههای تولید آن را داشت وقتی این اتفاق افتاد، به صورت سه شیفته مواد ضد عفونی تولید کرد. یک شیفت را خودش مصرف میکرد و دو شیفت را به صورت خیریه به مردم میداد. در مواد غذایی هم این تولید افزایش پیدا کرد. آنجایی که مردم سعی میکردند ذخیره سازی کنند و نگرانی از اینکه ممکن است فردا کالاها موجود نباشد رخ داد که آن هم با مدیریت خوب حاکمیت و تولید کننده از آن گذر کردند. اما در حوزه سلامت این اتفاق سنگینتر بود. مثلاً در زمینه تولید ماسک توان تولید ما ۸۰۰ هزار ماسک در روز بود. با خطوطی که اضافه شد و تغییر ماهیتهایی که در برخی از خطوط ایجاد شد الان این ظرفیت به چهار میلیون هم نزدیک شده است و ما عملاً در بحث ماسک محدودیتی نداریم. در بقیه کالاهایی هم که مرتبط با حوزه سلامت هستند عملا مجموعهها با ظرفیت کامل خود، کار میکنند و میتوانند خود را جمع کنند. اما کرونا با صنایع کوچک و متوسط چه کرد؟ در این راستا کرونا تمام کلیشههای دنیا را شکست. اگر شما قبلاً برای خرید به یک مغازه میرفتید یا اگر محصول خاصی را خرید میکردید، امروز دیگر آن کلیشهها برداشته شده است. عملاً خیلی از خریدها به صورت آنلاین است. سبک خرید از کارخانهها عوض شد و سبک توزیع کارخانه هم عوض شد. الان خیلی از کارخانجات به این فکر افتادهاند که عرضه مستقیم بگذارند و سایتهای خود را فعال کنند یا با فروشگاههایی که در اینترنت فعالیت میکنند همکاری میکنند. این مسئله موجب توسعه استارتآپها میشود و این فرایند رشد میکند. قبلاً تقاضاهای ما به نوع و روشی بود که امروز آن روش دیگر پاسخگو نیست.
اشاره شما به کل دنیا است یا منظورتان ایران است؟
ما هم بخشی از دنیا هستیم. دنیا خیلی از ما جلوتر بود. عملاً خریدها به آن سمت رفته بود و تولید کنندهها هم به آن سمت سوق پیدا کرده بودند و از موجهای صنعتی سوم و چهارم برای تولیدات خود استفاده میکردند. خیلی از کشورها مثل آمریکا و چین در موج چهارم بودند. شما میدانید که در موج چهارم بر خلاف موج دوم و سوم کالا سبکتر میشود. کالایی که تولید میشود حداکثر ۳۰ درصد وزن قبلی خود را نگه میدارد. یعنی کالاها بیشتر تکنولوژی محور شدهاند. اتفاق دیگری که در موج چهارم رخ داد این است که ضایعات در تولید، ۵ درصد موج دوم تکنولوژی است. این باعث میشود که ضایعات و حجم و وزن کالا را مدیریت میکنند. مثلاً کالایی مثل یخچال وزنش کمتر میشود. من قبلا در حمل و نقل بودم باری که تحویل میدادیم مثلا ۲۳ تن میتوانستیم روی کامیون بار بزنیم چرا که حود کامیون هم وزن داشت. امروز کامیونهایی ساخته شده که تا ۲۷ تن هم میتواند بار بزند. وزن خود کامیون پایین آمده است. موجهای مختلف تکنولوژی وزن و ضایعات کالاها را کنترل میکنند این باعث سودآوری بیشترشان میشود.
به نوعی میخواهید اشاره کنید که کرونا موجب شد توسعه و رشد علم یا به تعبیر دیگری فناوریها و به تعبیر شما تکنولوژی سرعت بیشتری داد.
هدفم این نیست که اغراق کنم. اما اگر بخواهیم واقعبین باشیم به ما در ایران خیلی کمک کرد. هر زمان ما میخواستیم چیزی را تغییر دهیم خیلیها مخالفت میکردند. مثلاً اگر یک استارتآپ در حوزه سلامت میخواست کار انجام دهد پروسه طولانی باید طی میکرد. حتی یادم نمیرود یکی از کسانی که آزمایشگاه آنلاین داشت یک زمانی وزارت بهداشت یک نفر از علوم پزشکی شکایت کرد و مدیر عامل آن را بازدداشت کردند. بعد اکوسیستم استارتآپی برای آزادی ایشان خیلی پیگیری کرد و قرار شد اگر دولت از استارتآپها شکایت کند به معاونت حقوقی برود تا بتوانند این را مدیریت کنند که این شکایت اتفاق نیفتد. امروز کرونا دست و بال خیلی از مخالفان را بسته است و نمیتوانند در مقابل این تغییرات کارشکنی کنند.
یعنی شرکتهای استارتآپی که در عرصه بهداشتی و پزشکی کار میکردند الان فعالیتشان گسترده شده و کارشکنیها هم به مراتب بیشتر شده است.
بله درست است. دیگر عملاً نمیتوانند کاری کنند و اگر بخواهند جلوی این اتفاقی که رخ میدهد بگیرند خروجی صورت نمیگیرد. البته نمیخواهم بگویم که قبلاً حمایت صورت نمیگرفت، اما گرفتن مجوز یا امکان حرکت خیلی سخت انجام میشد. شاید شش یا یک سال طول میکشید. الان آن فرایند خیلی سرعت پیدا کرده است. شما اگر میخواستید قبلاً برای تولید ماسک راه بیندازید باید فقط ۶ ماه دنبال استاندارهای بهداشتی آن و نامهنگاریهایتان میبودید. اما الان اینگونه نیست و سرعت پیدا کرده است. این برای ما فیالواقع اتفاق خوبی بود. شاید بتوانیم فاصله مان را با دنیا در این فرایندها کمتر کنیم.

این بخشهای مثبت بود که شما اشاره کردید. اما آنچه که مسلم است بسیاری از مردم مخصوصا کسانی که مغازه دار، کاسب یا کارمند جایی بودهاند شغل خود را از دست دادهاند و کسی هم حامی آنها نبوده است. به خصوص کسانی که روزمزد بودند و مشاغلی که به خصوص بودند مجبور بودند مدتها مغازه خود را ببندند. کسانی که در خانه یا محل کارشان مستأجر بودند و قادر نبودند هزینه اجاره و حتی آب و برق خود را پرداخت کنند. در این زمینه هم صحبت کنید که چقدر با این آسیبها مواجه هستیم؟
اتفاق اساسی که رخ داده این است که این آسیب بسیار جدی و بزرگ است و به بدنه جامعه فشار وارد میکند و این فشار به حدی است که امرار معاش را با مشکل مواجه کرده است. اما در خصوص شغل باید خدمتتان عرض کنم آنها شغلشان را از دست ندادهاند بلکه شغلشان امروز تعطیل است. یعنی کسی نیست که آن کار را انجام دهد. الان همه بیکار شدهاند و این نشان دهنده توقف اقتصاد در برخی از بخشها است. اگر بخواهیم اقتصاد یک کشور را در نظر بگیریم، حتی چین یا آمریکا اگر بخواهد سه ماه بیشتر متوقف بماند کلاً تعطیل است. حتی چین هم بعد از یک مقطعی کارها را با یک سری پروتکلهای بهداشتی سختگیرانه شروع کرد. مجبور شد برای اینکه اقتصادش از بین نرود این کار را انجام دهد. اما اتفاق دوم این است اینهایی که بیکار شدهاند یک بخشی بر عهده حاکمیت است که با حمایتهای مختلف کاری کند تا بتوانند امرار معاش کنند تاز از این دوره خارج شوند تا این مشاغل باز فعال شود که بتوانند دوباره مشغول به کار شوند. خب در این راستا ریاست جمهوری فرمودند یک میلیون وام میدهیم و از یارانه شما کم میکنیم. این اتفاق به گونهای توسط حاکمیت رخ داده است. یک بخش دیگر مسئولیت اجتماعی شرکتهای بزرگ است. نه اینکه یک شرکت ده میلیون یا ۵۰۰ میلیون کمک کند بعد تبلیغ کند که این کار را انجام داده است. منظور از مسئولیت اجتماعی در شرکتهای بزرگ این است که آنها فرایندهایشان را به نحوی تعریف کنند که نیروی انسانی بیکار نشود یا فعالیتشان متوقف نشود. یعنی از حاشیههای سود خود کم کنند و رویههای خود را اصلاح کنند تا بتوانند آنها را بر سرکار نگه دارند. یک بخش سوم ایجاد میشود که یک فرد واقعا بیکار میشود و امکان نگه داشتن کار وجود نداشته است. حالا ما بیکار شدن را مساوی با گسترش فقر میگذاریم. خب مسئولیت اجتماعی که افراد جامعه دارند به هم کمک کنند و دور هم جمع میشوند صندوق کوچکی میزند و منابعی تزریق میکنند تا بتوانند اینها را از این دوره گذار عبور دهند. باید تلاش شود این اقشار آسیب دیده از دوره گذار عبور کنند و فعالیت اقتصادی از سر گرفته شود. حالا حاکمیت باز میتواند به تولید کننده یا صاحبان صنعت یک سری تسهیلات و اعتبارات دهد که بتوانند مواد اولیه را خریداری کنند و کار را شروع نمایند و کارگران بیکار شده را بر سر کار ببرند.
اینکه شما میفرمایید یک بخش قضیه است. اما مثلاً رانندگان، کارگران ساختمانی و کارگران روزمزد و کسانی که وابسته به جایی نبودهاند و درآمد آنها هم اینقدر بالا نبوده که پس اندازی داشته باشند و بتوانند از این پس انداز خود هزینه کنند، خیلی آسیب دیدهاند. تعداد آنها هم کم نیست. برای اینها چه تدابیری اندیشیده شده است؟
بله درست است. واقعیت این است در دهکهای جامعه دهک ۱ و ۲ وبخشی از دهک ۳ که اصولاً یا تحت حمایت یک سری ارگانها مثل کمیته امداد یا بهزیستی و .. قرار داشتند. در قضیه کرونا اتفاق خاصی برایشان رخ نداده است. درست است ممکن است بیکار شده باشند، اما قبلا هم اگر کار میکردهاند مزایای زیادی نمیگرفته که با قطع آن امروز اتفاق مهمی رخ دهد. اینها مورد حمایت بودند و با حمایت حاکمیت امورات خود را میگذارند؛ لذا من احساس میکنم به این قشر فشار زیادی نمیآید. اما قشری که خیلی به آن فشار خواهد آمد و همیشه نادیده گرفته شده بخشی از دهک ۳ که مشمول حمایت دولت نبود و دهکهای ۴، ۵ و ۶ است. یعنی قشر کارمند، تاکسی رانها و یا قشری که روزمزد بود حالا بیکار شده است. یا کسی که در حوزه هنر مثل سینما و... برایشان مشکل ایجاد شده است. متاسفانه بیشترین حمایت روی دهک ۱ و ۲، ۳ پایین است. ما باید بیشتر به فکر این چند قشر میانی جامعه باشیم. در اصل فاصله طبقاتی که ما تلاش میکردیم در طی این صد سال گذشته سعی میکردیم از بعد ملی شدن صنعت نفت که فاصله طبقاتی بین اقشار کم شود آن اتفاق دارد ایجاد میشود یعنی یا قشر پولدار خواهیم داشت یا قشر بی پول و طبقات وسط از بین میرود.
بر اساس برداشت من این است که دهک ۳، ۴، ۵، ۶ فقیرتر خواهند شد و اگر بخواهیم مجموعه جامعه را در نظر بگیریم جامعه ما به سمت فقر میرود.
بهتر است گفته شود فاصله طبقاتی بیشتر میشود. وقتی فقر را در بحث فلاکت بحث میکنید نمودار فلاکتی که یک زمانی بر سر انتخاب ریاست جمهوری مشهور شد به خاطر اینکه ما قشر قوی هم داریم و قشر ضعیف هم وجود دارد فاصله طبقاتی ایجاد میشود. اینها فقیر مطلق نخواهند شد، چون بالاخره به سمت نهادهای حمایتی مثل کمیته امداد و بهزیستی میروند. ولی این فاصله طبقاتی زیاد خواهد شد.
ما یک بحثی تحت عنوان کرامت انسانی داریم که آن کرامت از دست میرود. یعنی یک آدمی که خودش پول داشته و به کمیته امداد یا بعضی از مؤسسههای خیریه کمک میکرده حالا خودش نیازمند میشود و قرار است دیگران به او کمک کنند. این خیلی دردناک است.
دغدغه اصلی هم که اینجا به وجود میآید این است که آیا شناخت درستی صورت میگیرد. ما امروز که داریم صحبت میکنیم هنوز نتوانستهایم در خصوص یارانهها بگوییم چه کسی برخوردار است و چه کسی غیر برخوردار. این نشان دهنده این است که نمیتوانیم به راحتی شناسایی انجام دهیم؛ لذا این اقشار تا از این دوره گذر کنند برایشان هزینه انسانی زیادی خواهد داشت.
پس این موضوعی که شما اشاره کردید یک بحران اجتماعی به وجود خواهد آورد. در یک جایی باید جلوی این بحران اجتماعی گرفته شود. من به یاد دارم که در اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران یک کمپینی به عنوان کمیپن نفس راه افتاد. برخی از شرکتهای بزرگ در این کمپین کمک کردند. پولهای میلیونی یا میلیاردی برای کمک جمع شد. این کمک به چه گروههایی بود؟
در آنجا فعالان بخش خصوصی که در حوزه کرونا دغدغه داشتند جمع شدند و کمپین نفس را برای یک کار اساسی ایجاد کردند. برای اینکه بتواند ابتدا به سیستم درمان کشور مخصوصاً کادر درمان خدمات ارائه دهند. چون اگر کادر درمان سرپا بماند خب میتواند این فرایند را بگذراند. تلاش در آن حوزه بود. مثل تهیه ماسکهای مختلف و تجهیزات پرشکی مثل ونتیلاتور و تب سنج و... را به واسطه پیگیری برای واردات با قیمت خودش تهیه شد. تجار با هم تصمیم گرفتند به جای درخواستهای زیاد، یک درخواست منطقی و یک خرید صورت گیرد. بیشتر تا مقطع زمانی که الان داریم صحبت میکنیم کادر درمان از آن بهرهمند شد. از این به بعد که کادر درمان تجهیز شده، خدمات دارد عوض میشود. الان دنبال این هستند که بحث معیشتی را ایجاد کنند. یعنی کمک به اقشار آسیب دیدهای که در معیشت خودشان در این دوره گذار که زمان آن هم مشخص نیست امرار معاش کنند. شرکتهای بزرگ هم خیلی کمک کردند. حتی شرکتهای کوچک هم در حد صد هزار تومان یا بیشتر هم کمک کردهاند و ما محدودیت کمک نداشتیم. هر کسی بنا به وسع خود به این کمپین کمک کرد.
میتوانید بیان کنید چه مبلغی جمع شده است؟
دوستانی که در بخش مالی این کمپین هستند بهتر است اظهار نظر کنند. اطلاعاتی که من تا هفته قبل داشتم نزدیک ۱۰ یا ۱۱ میلیارد تومان تجهیز شد که به مصرف خرید کالاها با قیمت منطقی شد. ضمن اینکه این مبلغ فقط نقدینگی بوده که وارد سیستم شده است. خیلی از تولیدکنندگان کالاهایشان را در اختیار گذاشتند که اینها باید تجمیع شود. دوستانی که در بخش مالی کمپین هستند بعداً عدد و رقم دقیقتری ارائه میدهند. اما آنچه نقدی جمع شد با یک قیمت معقول نیازها خرید شد. کمپین تولید کننده را توجیه کرد که هدف کار خیر است و تولید کننده هم کمک کرده و با یک قیمت معقول نیازها خریداری شده است. شاید اثر این ۱۰ یا ۱۱ میلیارد تومان بیشتر از سی یا چهل میلیارد تومان اثر وضعی داشته است.
در بخش صنعت ما سه نوع صنعت داریم. یک سری صنایع کارگاهی خرد داریم که از سه یا چهار نفر شروع میشود تا به ۵۰ نفر برسد. اینها بیشتر از صنایع بزرگ آسیب دیدند. شاید صنایع بزرگ تعطیل نشدند و کارشان را ادامه دادند. ولی این صنایع خرد به خاطر کارگاهی بودن تعطیل شدند و یا دستور داده شد که تعطیل کنند. ضرر اینها چگونه بود؟
صنایع بزرگ ما یا صنایع مادر ما اصولا به واسطه اینکه ارزش افزوده خوبی داشتند و نیروی انسانی کمتری نسبت به سرمایه یا آن فرایند داشتند، به عنوان زیرساختهای کشور کار میکرد. مثلا در بحث گاز و نفت بر سر جای خود حرکت میکرد. یعنی مصرف گاز نسبت به دوره قبل کرونا تغییر نکرد و یک درصد کاهش پیدا کرد که آن هم زیاد مفهومی ندارد. مثلاً اگر پالایشگاهای ما ۲۰ درصد تغییر داشته به خاطر تغییر فصل بوده است. برای اینها اتفاق خاصی نخواهد افتاد. اما صنایع پایین دستی چرخههایشان متوقف شده است. باید تلاشهایی شود. چند راه برای اینها وجود دارد. یکی اینکه افزایش سرمایهگذاری داشته باشند یا در بورس نقدینگی جذب کنند یا دولت در این فرایند به آنها کمک کند و آنها را تامین مالی کند. یا توسعه صادرات اتفاق بیفتد تا بتوانند بازار جهانی برسند که عملاً این امروز امکان پذیر نیست. مرزها تعطیل است و اگر هم مرزی باز باشد رابطه ما با دنیا به نحوی نیست که افزایش صادرات داشته باشیم همین الان نزدیک به نود درصد صادرات غیر نفتی ما غیرفعال است. بحث دیگر این است که دولت یک اعتباری به این بنگاهها بدهد. این اعتبار میتواند در راستای تامین مواد اولیه باشد میتواند در بحث مالیات و بیمه و تسهیل در امور جاریه آن کارگاهها باشد؛ که بتواند این کارگاهها را که کوچک هستند و بنیه قوی هم ندارند، مدیریت کند و از این دوره گذار عبور دهد.
یک صحبتی درباره بازارچههای مرزی بود. چرا که کشورهای پیرامونی از طریق بازارچههای مرزی با ما رابطه اقتصادی دارند. اینها فعال هستند یا راکد شدهاند؟
در یک مقطع زمانی در اوایل کرونا به دلیل ترس متوقف شد، اما الان به مرور دارد اتفاقاتی رخ میدهد. اما الان عملاً آن حجم زیادی از صادرات ما را به خودش نگرفته است. یعنی در حالت عادی هم ۱۵ درصد حجم صادرات ما در آن قالب میگنجد. فکر میکنم الان متوقف شدهاند، اما به مرور و خرد در آنجا کار انجام میشود.
بیشترین کسانی که در بحث کرونا آسیب دیدهاند چه اقشاری بودهاند. لطفاً مشاغل را نام ببرید
اصولاً شرکتهای کوچکی که در حوزه خرید فروش یعنی بازرگانی فعالیت داشتند یا در بخش تولید فعالیت داشتند که کالاهای آنها با صنایع بالادستی یا صنایع همتراز خودشان ارتباط داشتهاند. مثلاً من محصولی تولید میکردم که مواد اولیه این محصول من در کارخانهای که تولید میشد غیر فعال شده است. این اقشار خیلی وابسته به هم هستند و اگر بخواهیم یک به یک نام ببریم خیلی زیاد هستند. مثلاً پیمانکاران دولت این اتفاق خیلی برایشان زیان بار بود. کسانی که مغازهدار هستند، یا کارمندان شرکتهای تجاری که کار واردات و صادرات داشتند یا کار واردات برای تولید محصول خاصی داشتند همه اینها اقشاری هستند که وارد حاشیه خواهند شد.
با بعضی از کارشناسان اقتصادی صحبت میکردیم اشاره میشد که در ایران یک اقتصادی که به بخشهای دیگر رونق میبخشد اقتصاد شب عید ایران است که به خاطر این موضوع تمام بازارهای ایران بسته شد. کسبه تعطیل شدند. خرید و فروشی نبود. مردم در حالت خود قرنطینگی قرار داشتند. سعی میکردند پول خود را نگاه دارند. ضمن اینکه کسبه مجبور بودند مالیات، اجاره ملک و هزینههای روزمره خود را داشته باشند. این بخش را از لحاظ اقتصادی چگونه ارزیابی میکنید؟
کسبه یا خودشان مالک بودند یا مستاجر بودند. آنهایی که مالک بودند دردسری کمتری داشتند. آنهایی که مستاجر بودند مشکل داشتند یا مالکان در قالب مسئولیت اجتماعی امتیازی دادهاند یا خیر. اما عملاً اگر بخواهیم نگاه کنیم در این مقطع زمانی پوشاک بیشترین ضربه را خورد. کارخانههای تجهیزات ماشین هم ضربه خوردند. در یک مقطع زمانی کوتاهی بدون حمایتهای همین زنجیره با خودش و هم کمکهای بیرون این اتفاق نخواهد افتاد.
ادامه دارد...