گفت و گو با مهدی اسلامی استاد دانشگاه و مشاور کمیسیون فرهنگی مجلس؛ بخش اول
دیدارنیوز – اقتصاد بخش جدا نشدنی زندگی روزمره ما است. موضوعی که بسیاری از دعواهای مهم تاریخ حول آن شکل گرفته است. دعواهای نظری و عملی. کرونا علاوه بر اینکه بر جان مردم دست انداخته است، بر مال آنها نیز اثرات زیادی داشته و دارد و هنوز مشخص نیست که تا کجا پیش میرود. بسیاری از دولتها حتی در اردوگاه سرمایهداری هم به سراغ سیاستهای حمایتی رفتهاند تا این دوره را به سلامت بگذرانند.
کشور ما مدت طولانی است که درگیر بحرانهای مختلف اقتصادی بوده و این دوره شرایط را سختتر هم کرده است. برای فهم بهتر شرایط اقتصادی و تاثیراتی که در حوزههای مختلف گذاشته است و کارهایی که باید بکنیم و کردهایم به سراغ مهدی اسلامی استاد دانشگاه و مشاور کمیسیون فرهنگی مجلس رفتهایم. اسلامی در گفتگو با دیدارنیوز به نکات اصلی دوره کرونا و تاثیراتی که بر اقتصاد کشور و راههایی که میتوان برای هر چه بهتر گذراندن این دوره استفاده شود پرداخت. در بخش دوم این گفتگو به سراغ دوران پسا کرونا و مخصوصا جنبههای اقتصادی آن رفتهایم.
به دیدارنیوز خوش آمدید. به عنوان شروع قصد پرسیدن این سوال را از آقای دکتر اسلامی دارم که از اسفند ماه که متوجه وضع شیوع کرونا در کشور شدند و بحثهای گوناگونی در این زمینه ایجاد شد، اوضاع اقتصادی کشور چگونه بود و با کرونا به چه شرایطی رسید؟
سلام عرض میکنم و از شما ممنونم که اجازه دادید تا در خدمت شما باشیم و در این برهه خاص زمانی که بحث کرونا یکی از بحثهای جدی مملکت ما شده و تقریبا همه ساحتهای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را تحت تاثیر قرار داده است، وقتی را به صحبت درباره آن اختصاص دادهاید. همان طور که فرمودید، قبل از اینکه کرونا گریبانگیر ما شود، دچار مسائل مختلف در کشور بودیم. با تحریمهای ظالمانهای که کشور ما با آن دست و پنجه نرم میکرد، کماکان سبب اذیت و کاهش توان ما بود. بحث قابل توجه دیگر این بود که ما سالیان زیادی توسعه بهرهوری را در کشور عقب انداخته بودیم. بدین معنا که آمارهای مختلف داده میشد. برای مثال در بحث مصرف انرژی، گفته میشد که اولین و یا دومین کشوری هستید که انرژی را خیلی بیخود مصرف میکنید، حمل و نقل نظم خوبی ندارد و ماشینهای تک نفره زیاد دیده میشوند. بحثهای دیگری هم همانند این که در ساختمانهای خود اتلاف انرژی زیادی داشتیم، مطرح بود. بحث دیگر مشکلات بیکاری بود که بعضاً دیده میشد که در مشاغل مختلف وجود دارد و در زمینه فارغالتحصیلان دانشگاهی، در سطح کارشناسی ارشد بیش از ۳۰ درصد فارغالتحصیلان دچار بیکاری هستند و فرصت یافتن شغل خوبی را نداشتند. همه این شرایط جمع شد و متاسفانه بحث کرونا نیز به آن اضافه شد. ضمن اینکه تحریمهای جدید مالی نیز متاسفانه ما را دچار چالش کرد. مشکل دیگری که ما شاهد آن بودیم، بحث نفت و قیمت آن بود که در حین درگیری کرونا، شاهد آن بودیم.
این وضعیت با این مواردی که شما اشاره کردید در سال ۹۸ تا پایان بهمن ماه وجود داشت و ما با آن درگیر بودیم.
اواخر پارسال قیمت نفت کاهش یافت و این سیر کاهش ادامه یافت و مرتب قیمت آن کمتر شد. کشورها هزینهای را صرف تولید و استخراج نفت میکنند و اگر این قیمت از حدی کمتر شود، دیگر مقرون به صرفه نیست و نمیتواند بودجه دولت را تامین کند. پس شما دیدید که با این چالش نیز مواجه بودیم. بعد از کرونا از اتفاقاتی که افتاد و زنجیرهوار خود باعث تشدید این بحران شد، به این مسئله دامن زد. برای مثال، ما شاهد این بودیم که حمل و نقل به شدت کاهش یافت. طبق آماری که به تازگی داشتیم، ۹۰ درصد هواپیماها زمین گیر شدند. همه اینها با مصرف انرژی همراه است و بدین ترتیب تقاضا برای انرژی کاهش یافت. از طرف دیگر نیز بحران قیمت داشتیم و مشاهده نمودیم که متاسفانه قیمت آن کمتر و کمتر شد. به هر حال این شرایطی بود که قبل از اینکه ما درگیر کرونا شویم، با آن روبرو بودهایم. البته ما چالشهایی هم در نظام سلامت و پرداخت هزینههای سلامت داشتیم که خود سربارهایی را برای بودجه سنواتی کشور ما ایجاد کرد.
میتوانید مثال بزنید؟
مانند بحث بیمه همگانی که نظام تامین اجتماعی و سلامت که در یکی دو سال اخیر هزینه و بار زیادی را بر بودجه کشور وارد کرده بود و مرتب تسویه آنها عقب میافتاد. بحث دیگر صندوقهای بازنشستگی در کشور و بحران جدی که داشتند و یا بحرانهای اقتصادی مختلف همانند ساختارهای اقتصادی غلط و نظامی که بر سیستمهای بانکی ما حاکم بود که در پی اصلاح آن نظامها بودیم. اینها جزو مسائل و مشکلات کلیدی مملکت است.
آقای دکتر اسلامی با توجه به صحبتی که شما فرمودید، من میخواهم این را بپرسم که اگر در دهههای گذشته بخواهیم وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را در ۴۰، ۵۰ یا ۶۰ سال یا حتی در ۳۰ سال و هر طور که مد نظر شما است، مورد بررسی قرار دهیم، در مقایسه با وضع اقتصادی ما در سال ۹۸، در چه شرایطی بوده است؟
واقعا با توجه به همه فشارهایی که از هر طرف به اقتصاد مملکت ما وارد میشود، متاسفانه شاید در ۴۰ الی ۵۰ سال گذشته در بدترین شرایط بودیم و دچار این حادثه شدهایم و شاید پسانداز بسیاری از خانوادهها دیگر فروکش کرده بود و به قول بازاریها دیگر توان از جیب خوردن را نداشتند که متاسفانه به این شکل زمین گیر شده و این بار درگیر قرنطینه خانگی شدند.
یعنی با این وضع اقتصادی که شما بیان کردید، کرونا سبب ضربه مجددی به شرایط اقتصادی که در ۴۰ الی ۵۰ سال پیش ما شاهد آن نبودهایم، شد. این ضربه بیشتر به دولت یا حاکمیت یا به خود مردم زده شده است؟ اگر این را نیز مقایسه کنید، ممنون میشوم.
واقعیت این است که این یک بحران همه گیر بوده است. بدین معنا که ما شاهد این هستیم که فقیر و غنی، بالا و پایین و خصوصی و عمومی و دولتی نداشته است. این چالشی بوده است که همه افراد و همه جاها را درگیر کرده است. همه نحلههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را درگیر کرده است و این که ما بخواهیم ارزیابی کنیم که بر روی کدام تاثیر بیشتری داشته است، کار بسیار طاقت فرسا و مشکلی است.
بنابراین میفرمایید که نمیتوان مقایسه کرد.
نه. من نکتهای را عرض کنم. تاثیراتی که ما میتوانیم در حوزه اقتصادی ارزیابی کنیم، تاثیراتی نسبتاً میان مدت و بلند مدت است و در بازه زمانی کم معمولاً نمیتوانند تاثیرات خود را نشان دهند. به همین دلیل است که گاهی وقتی با دوستانمان مطرح میکنیم که الان کسب و کارهای مختلف چه آسیبهایی در اثر شیوع ویروس کرونا دیدهاند، میگویند که پیشبینی کنید که چه آسیبهایی در نیمه دوم سال خواهند دید و چه خطراتی برای آنها دارد.
یعنی بحث پساکرونا را مطرح میکنند؟
چه بسا دو تا از سناریوها این است که کرونا به این زودیها تمام نشود. حتی اگر کرونا هم تمام شود، سبک زندگی مردم در این دوران عوض شده است. این که ما منتظر باشیم که آنها حتماً به شرایط قبل از کرونا برگردند، به نظر میرسد که به این سادگی رخ نمیدهد و شاید یک سری از هزینه جایگزین و یک سری از خدماتی که آنها تا پیش از این از یک روش محلی و سنتی دریافت میکردند، کاملاً تغییر پیدا کند و اثری از بازارهای قبلی و فضای خوبی که برا آنها متصور بودیم، حین و بعد از کرونا نخواهد بود.
در همین لحظهای که با یکدیگر صحبت میکنیم، میتوانید وضعیت اقتصادی مردم و یا قشرهای گوناگونی که در بحث کرونا آسیب بسیار زیادی دیدهاند و به قول شما پسانداز آنها رو به اتمام است، دستهبندی کرده و نام ببرید و بگویید که کدام کسب و کارها دچار این شرایط شدهاند؟
افرادی که برای نان شب باید کار میکردند، یعنی روزانه باید کار میکردند که شب بخورند، به قرنطینه خانگی که دچار شدند، طبیعتاً کار خود را از دست دادند و تعطیل کردند و حداقل در آن بازه زمانی دیگر درآمدی نداشتند. بعضی از حرفهها مانند حرفههایی که در حوزههای گردشگری یا حتی در حوزههای حمل و نقل که درخواست برای آنها به شدت کاهش یافت و البته شاید درخواستها صفر نشد، ولی بودجه اقتصادی برای آن مجموعهها وجود نداشت تا از آنها حمایت کند. خیلی از مشاغل هم در اولویت هزینه کرد مردم، دیگر جایی نداشت. شاید صنایع و خدماتی که لوکس بودند، دیگر جایگاه خود را از دست دادند و مردم به جای آنکه در آنجا هزینه کنند، بخشی از درآمد یا پولی که داشتند را به خرید وسایل پزشکی، سلامتی، ماسک و مواد شوینده اختصاص دادند. بخشی دیگر از آن را هم برای روزهای آینده پسانداز کردند. زیرا با وجود عدم قطعیت بالای کرونا، از اتفاقات آینده بی خبر هستند.

این موضوع کرونا و وضع اقتصادی تنها مربوط به کشور ما نیست. در سراسر دنیا این اتفاق افتاد و وضعیت اقتصادی بسیاری از کشورها را تحت تاثیر قرار داد و به نوعی همه آسیب دیدند. مهم این است که مردم و مشاغلی که آسیب دیدند، حمایتهای دولتی داشتند یا نداشتند؟ در کدام کشورها این حمایتها انجام شده و در کدام کشورها انجام نشده است؟ آیا مطالعهای در این زمینه انجام پذیرفته است؟
بله. الحمدالله بخشهای مختلف کشور مطالعات خوبی را انجام دادهاند. یکی از اولین کارهای که انجام شد، توسط اتاق بازرگانی اصفهان بود و در مورد حمایتهایی که در بین کشورها مختلف انجام شده، مطالعهای تطبیقی داشتند که حدود ۳۰ الی ۴۰ صفحه و در اوایل بیماری کرونا منتشر شد و به نظر میرسد که میتواند تجربیات خوبی را به کسانی که به این حوزه علاقمند هستند، انتقال دهد. این مطالب در اینترنت در دسترس همه قرار دارد. آن چیزی که مشخص است این است که بخشی از این حمایتها از طرف دولت صورت گرفته است. برای مثال در بحثهای مالیاتی و بیمه، در آن گزارش لیست شده است. البته گزارشهای دیگری هم از نهادهای بینالمللی، رسمی و غیر رسمی منتشر شده که باید اعتبار آنها را مورد بررسی قرار دهیم. بخشی از این تخفیفها یا امتیازهایی که داده شد این بوده که یا دوره تنفس وامها را افزایش دهند یا در ارتباط با بیمه بوده و به نوعی بیمه بیکاری را در نظر بگیرند. کشورهایی که توانمندی بیشتری داشتند، توانستند توشههایی را برای افرادی که در قرنطینه خانگی بودند، در نظر بگیرند. در کنار این موارد یک سری از فعالیتها را سازمانهای مردم نهاد انجام دادند.
همه دنیار این کار را انجام میدهند.
بله معمولاً این گونه بوده است. یک سری فعالیتها را نیز کسب و کارهای عمومی و خصوصی انجام دادند. اگر اجازه بفرمایید، من چند نمونه از اینها را خدمت شما عرض کنم. یعنی فلسفه این دوستان این بوده است که آنقدر این ویروس و پاندمی که به وجود آمده، گسترده بوده و ابعاد ناشناخته دارد که واقعا ما نباید توقع داشته باشیم که دولت و حاکمیت بیایند و این مشکل را حل کنند و این اتفاق نخواهد افتاد. ضمن اینکه سرعت تغییرات در این دوره نیز بسیار زیاد است. برخی از شرکتها آمدند و از بحث مسئولیت اجتماعی خود استفاده کردند. یعنی حداقل دو یا سه فعالیت اجتماعی را بر عهده داشتند. اول اینکه در حوزهای که خود فعالیت میکردند، سعی کردند خود را متناسب با سبک جدید زندگی مردم تغییر دهند. برای مثال اگر فروشگاه یا رستورانی بوده که به سبک سنتی فروش داشته است، نرمافزار و سختافزار لازم را خریده و وبسایت ایجاد کرده که این مجموعهها آدرس اپلیکیشن خود را پشت درب نوشتهاند و یا در سایتی قرار دادهاند که افراد توانستهاند آن اپلیکیشن را دانلود کرده و یا احیاناً برای مشتریها پیامک کردهاند که اتفاقاً در کشور ما خیلی از این اتفاقات افتاده است و مردم قطعاً دیدهاند. دسته دوم، خدمات مجموعههایی بوده است که به طور غیر مستقیم آن خدمت را انجام داده و خدمت اصلی آنها نبوده است. برای مثال شرکتهایی وجود داشتهاند که بیان کردهاند، اگر شما تقاضای خرید محصولی از یک مغازه را دارید، ما حاضر هستیم که در کنار سرویسی که خودمان ارائه میدهیم، به شما کمک کنیم که به صورت رایگان آن محصول را به شما تحویل دهیم. در حوزههای غیرتخصصی مانند توزیع کالاهای بهداشتی، برخی از شرکتها به صورت خودجوش وارد شدند. مهمتر از همه این است که بخش خصوصی سعی کرد حس با هم بودن و اتحاد را حفظ کند. اینکه مردم احساس نکنند که رها شدهاند و اینکه افراد صدمه دیده از این موضوع بسیار زیاد هستند، فکر نکنند که خدایی نکرده بی پناه هستند. شرکتهای خصوصی سعی کردند که حس همبستگی اجتماعی را ایجاد کنند.
برخی به همین مثالی که شما زدید اشاره میکنند. اگر در بخش خصوصی فعالیتی به صورت NGO ایجاد شد و کمپینهایی را راه انداختند و موفقیتهایی را به وجود آوردند، از یک جهت به سبب حفظ و نگهداری و بقای خودشان بوده و از جهت دیگر معتقد هستند که از سو دولت و حاکمیت به تنهایی و از سوی دیگر بخش خصوصی به تنهایی نمیتواند از پس این موضوع برآید. بهترین کار این است که همه دست به دست هم دهند و به یکدیگر کمک کنند تا این مشکل را برطرف کنند. در برخی از کشورها این موضوع به صورت خیلی خوب و منطقی جا افتاده است و در بعضی کشورها این اتفاق نیفتاده است. ما در کشورمان شاهد برخی از این موارد و کمکهایی که در اینجا به وجود آمده، هستیم. به نظر شما این وضعیت و همگرایی و به قول شما این تفاهم اجتماعی چقدر میتواند مشکل اقتصادی ما را در دوران کرونا برطرف نماید یا حداقل از شدت آن تا حدودی کم کند؟
این که ما عدد و رقم ارائه دهیم، واقعا کار سختی است. ولی اگر اجازه بفرمایید، نمونههایی که توانستند اثرگذار باشند را خدمتتان عرض کنم. مثلا کمپین نفس یکی از فعالیتهای اجتماعی بوده که انجام شده است. شرکتهای مختلف حداقل تا آخرین لحظهای که من آمار داشتم، توانسته اند حدود ۵۰ میلیارد جمعآوری کنند که به صورت کمک نقدی و غیر نقدی بلاعوض به آن قشری که درگیر مبارزه با بیماری کرونا هستند، بوده است. یعنی در واقع بیشتر توانستهاند به بخش درمان کمک کنند. بخشهای دیگری هم بودهاند که به صورت داوطلبانه در این مراکز بهداشتی حاضر شدهاند. بخشهایی نیز برای تامین ارزاق کمک کردهاند. خیلی از افراد همین جا توانستهاند نقش مهمی را از خود نشان دهند. برخی از مشاهیر ورود پیدا کرده و توانستهاند اجتماعی را برای کمک به این افراد تشکیل دهند. حتی روشهای نوین خدمترسانی و حمایتی نیز مانند پیش خرید خدمت، بعضاً ابداع شد. سوال قبلی که شما پرسیدید این بود که کسب و کارهای ما چه خسارتهایی از کرونا دیدند؟ یکی دیگر از دسته کسب و کارهایی که ما میبینیم از ناحیه شیوع کرونا ضرر کرده است، کسب و کارهایی بودند که بازار آنها از بین نرفته است. مانند سلمانیها که ما خود نیز کم و بیش درگیر این مشکل هستیم. بالاخره بخش اعظم آنها بعد از یک دورهای باز خواهند گشت و اینها هنوز بازار اصلی خود را از دست ندادهاند. اما به هر حال تا کی میتوانند از پسانداز خود بخورند. یک راه حل این است که ما پیش خرید خدمت کنیم و خدمت نسیه از آنها بگیریم. یعنی برای مثال اگر ما دو ماه یک بار نیاز داریم که به آرایشگاه برویم، در سال هزینه مراجعات را محاسبه کرده و به او میدهیم. در یک سال آینده هنگام مراجعه در قبال خدماتی که دریافت میکنیم و به اندازه هزینهای که به او دادهایم، به او پول ندهیم. این شیوهای است که میتواند کمک کند که آن شخصی که آبرومند است و آنهایی که مکانی را اجاره کردهاند و طبق قرارداد خودشان باید به صاحب ملک پول دهند، کسانی که شاگرد دارند و آن شاگرد مجال این را ندارد که در شرایط کرونا در جای دیگری کاری پیدا کند، بتوانیم آنها را حفظ کنیم و حداقلهایی را به آنها بدهیم تا خدایی نکرده محتاج نان شب خود نباشند.
در گذشتههایی نه چندان دور، یعنی بیش از ۵ الی ۶ دهه گذشته رسم بر این بود که اگر کسی در یک کسب و کاری در بازار - منظور از بازار مجموعه کسب و کارها منظور است نه صرفاً به عنوان جایی که سقف داشته باشد - اگر کسی دچار ورشکستگی میشد، کسانی از صاحبان آن صنف که آشنا بودند، کمک میکردند و طلبهای خود را نمیگرفتند یا برای طلبهای خود مدت میگذاشتند و حتی وام به او میدادند و کمک میکردند و محصول آن را میفروختند تا اینکه بتوانند آن فرد یا شرکت یا تجارت خانه را سر پا نگاه دارند. با توجه به اینکه ما در کشور این چنین تجربه و اپیدمی و به قول شما پاندمی در سراسر دنیا نداشتیم، به نظر میرسد با وجود کرونا کار تازهای انجام شده است. آیا آن تفکر و اندیشهای که در دهههای گذشته وجود داشته و یکدیگر را حفظ میکردند، در تجربیات، تحلیلها و پژوهشهایی که شما و همکارانتان داشتید، در چنین شرایطی اتفاق افتاد یا نه؟ این به یک بخش فرهنگی برمیگردد که ما فرهنگ کهن گذشته را از دست دادهایم یا همچنان در یک شرایطی که به آنها احتیاج داریم، آن را حفظ کردهایم؟
من در میان فرمایشات حضرت عالی داشتم فکر میکردم که در خیلی از کشورها ما دیدیم که اعلام کردند که باید به سنتها برگردیم. در خیلی از کشورها ما دیدیم که دست و پای بسیاری از سیاه پوستانی که به آنها ظلم و ستم کرده بودند را بوسیدند و چه بسا فکر کردند که این اتفاقاتی که رخ داده، نتیجه آن ظلمهایی است که در آنجا اتفاق افتاده است. عملاً به نظر میرسد که این بازگشت بسیار جدی است و اینکه خدمت شما عرض کردم که سیستم توزیعی شده و عدم همسویی با توسعه جهانی و مدرنیته شکل گرفته، در اینجا به درد ما خورد. محله محوری است که میتواند به ما کمک کند و اتحاد و روح واحد را در یک محله یا یک جماعت میتواند برای ما حفظ کند. شما مثال خوبی زدید. پدربزرگها برا ما نقل میکنند که در ایام قدیم اگر کاسبی میدید که همسایه خود درآمدی کسب نکرده است، مشتری خود را برای او میفرستاد. توصیهای که پدران و مادران ما معمولاً به ما میکنند، این است که مایحتاج خود را از مغازه نزدیک به محل سکونت خود بگیرید و روزی آن قرار است که از اینجا تامین شود. من میتوانم با یک تماس از هایپرمارکت و مجموعههای دیگر مایحتاج خود را تامین کنم. اما اگر این کار را انجام دهیم، برای آن کاسب محله چه اتفاقی خواهد افتاد و چگونه باید زندگی خود را بگذراند. مثال دیگری که میتوانم برای شما بزنم این است که خیلی از کسانی که در صنعت حمل و نقل فعالیت میکردند، به حمل و نقل رستورانها و مغازهها روی آوردند و گفتند آن چیزی که برای مثال این نانوایی، بقالی، سوپرمارکت و رستوران نمیتواند از عهده آن بر آید، حمل و نقل است. خب من میتوانم این وظیفه و نقش را در اینجا بازی کنم؛ بنابراین من به صورت موقت در این حوزه کار میکنم. ضمن اینکه کسی که قبلاً در این حوزه از این سرویسها استفاده نمیکرد، برای مثال سوپرمارکتی که قبلاً یک پیک داشت، الان قبول کرده است تا با مجموعهها و کسب و کارهایی که میتوانند این خدمت را بدهند، قرارداد ببندد و در لیست آنها قرار گیرد. این نوع تفکر، یک نگاه مشارکتی است و توانسته است اقتصادی مشارکتی برای ما درست کند که شاید توسعه یافته همان فرمایشی است که شما قبلاً فرمودید. امروز در کشور معاونت علمی روی بحث دانش بنیان مخصوصاً در حوزه کرونا، خیلی سرمایهگذاری خوبی میکند. ریش سفیدان قدیم که میآمدند و از چیزی که نیاز بوده حمایت میکردند، میبینیم که امروز هم در قالب و نظم جدید و اقتصاد استارتآپ همین اتفاق میافتد. همه کسب و کارها و همه کسانی که یک تجارتی را دارند، باید به فکر تغییر سریع و ایجاد چابکی در خود باشند تا با توجه به عدم قطعیتی که کرونا و شرایط پساکرونا ایجاد میکند، به سرعت بتوانند کسب و کار خود را متحول کنند و با شرایط و نیازمندی جدیدی که الان بر محله، شهر و یا کشور خودشان حاکم است، بتوانند اقدام کنند.
در دوران جنگ ۸ ساله، مردم از این روشها و این سبکهایی شما اشاره میفرمایید، خیلی استفاده کردند. اما در بحث کرونا با آن شدت دوران جنگ نبود، اما اتفاقهایی افتاد. گروهی از خانمها و آقایان جمع شدند و حتی خط تولید خود را تغییر دادند و با ورود به نیازهای روز جامعه، در آنجا فعالیتهایی را انجام دادند. حتی دیده شد که از مردم کوچه و محل درخواست کردند که به صورت گروههایی با هم فکری و به صورت گروههای اجتماعی محله خود را ضد عفونی کنند. این موضوع در اینجا مهم است که آیا حاکمیت از این مورد برای موفقیت خود بهرهبرداری کرد و از شما میخواهم با توجه به این که جنابعالی در یک کار پژوهشی در مجلس شورای اسلامی دارید و به عنوان مشاور در کمیسیون فرهنگی هستید، این را توضیح بفرمایید. نکته بعدی بحث نگاه حاکمیت به مردم است. یعنی با توجه به کسری بودجه و کمبودهایی که در کشور وجود دارد، حاکمیت چگونه میتواند کمک کند و این وضع اقتصادی را برای اقشار آسیب دیده جبران کند؟
قبل از پاسخ به سوال حضرتعالی خوب است من یک مطلبی را در اینجا توضیح دهم. تفاوت مهمی که جامعه ما در دوران کرونا داشت، با زمان دفاع مقدس چه بوده است. دوران کرونا یک دوران فراگیر و وحشتناکی است. شاید در جریان سیل و زلزله شاهد بودیم و من خود شاهد بودهام که دانشجویان و دوستان من چگونه به صورت گروههایی به روستاهای مختلف رفتند. من دانشجویی داشتم که سه شبانه روز، بخشی پیاده و بخشی سواره و در حالی که یک کودک یک ماهه داشت، به واسطه فقط یک پیامک که از دوستی که کمک خواسته بود، یک گروه چهل نفره را ایجاد کرده و به سمت خوزستان رفتند و اتفاقا هنگامی به آن منطقه رسیدند که ساکنین روستاها بر روی پشت بامهایشان بودند و الحمدلله توانستند بخش زیادی از آنها را نجات دهند. حال خاطرات مفصلی است که امیدوارم اینها جمع شود و جزو سرمایههای ما است و کسانی که متولی تاریخ شفاهی هستند، باید بتواند آنها را در کشور مدیریت کنند. اما در کرونا اتفاق جدیدی افتاد که این نیرو را زمینگیر کرد و آن اتفاق قرنطینه خانگی بود. یعنی کسانی که در بحرانهای قبلی اصلا تردید نمیکردند و به بطن جامعه میآمدند، در شرایط کرونا زمینگیر شدند و خود بخشی از موضوع و چالش شدند؛ بنابراین ما در چنین شرایطی در حال فعالیت هستیم و انشاءالله قصد داریم بر بحران کرونا که با همه پارامترهای قبلی متفاوت بوده، غلبه کنیم. حال چه تدبیری باید شود و چه تدبیری را دولت و حاکمیت اندیشیدهاند، مختلف بوده است. از جمله آنها بحث فاصلهگذاری اجتماعی بوده است که در واقع با پروتکلهای مختلفی که در مجامع مختلف منتشر شد که افراد حضور اجتماعی داشته باشند و این حضور ضابطه داشته باشد و بدون ضابطه نباشد تا هم خود و هم دیگران را بتوانند حفظ کنند. به نظر میرسد که با این شرایط یک مقدار اوضاع توانست بهتر شود. موضوع دیگری که به نظر من خیلی مهم بود، بستههایی بود که برای حمایت از کسب و کار تصویب شد. برای مثال شهرداری تهران یک مقداری فعالیت کسب و کارهای خانگی را بهتر کرد یا برخی از نظارتها بر محیط استارتآپها کمتر شد. ما شاهد بودیم که یکی از مجموعههایی که توزیع کننده بود و در واقع یک بازاری را دارد، برای اینکه بتواند پاسخگوی نیازهای مردم باشد، تا حدود حداقل ۲۰۰۰ نفر به جمعیت خود اضافه کرد. اصلا آن سایت را بسته بودند و حجم مراجعات اینقدر زیاد بود که تا دو الی سه هفته نمیتوانست پاسخ نیازهای مردم را بدهد. هر چند که خود تغییرات استراتژیک داده بود و از کالاهای سنتی که میفروخت، به کالاهای جدید نیاز مردم روی آورد. اگر دولت همچنان میخواست سختگیریهای خود را داشته باشد، آیا این مجموعه میتوانست این تعداد افراد را در این زمان کم بگیرد.

بنابراین شما معتقد هستید که دولت به موقع کمکهای خاص خود را در این موضوع انجام داده است.
من میخواهم بگویم که غیر از این بحثهایی دیگری بوده است. برای مثال، بتوانند وامها را استمهال دهند و به خصوص به بحث مالیات توجه بهتری داشته باشند و حداقل وعده و وعیدهایی داده شد که بخشی از آنها اجرا شد. به نظر میرسد که توانست این امید را در بخشی از فضای کسب و کار ما ایجاد کند که به هر حال توجه حاکمیت به شما است و از طرف دیگر هم برای کسانی که میخواستند جهت کمک به آحاد جامعه و کسب و کارها ورود پیدا کنند را نیز مشمول یک سری جوایز کرد. در نتیجه به نظر میرسد که اگر چه کاملاً اثر بخش و ثمر بخش نبوده، تا حدودی توانسته این امید را در مردم ایجاد کند که به یاد شما هستیم.
ادامه دارد...