دیدارنیوز ـ رسول شکوهی: این روزها که کشورهای مختلف و مخصوصا کشور ما درگیر اپیدمی کرونا شده اند بسیاری فرصت کرده اند تا مروری بر ادبیات و فرهنگ فارسی داشته باشند و از دل آن تعبیرهای مختلفی برای وضعیت فعلی نیز حاصل شده است. با یک نگاه دم دستی و ابتدایی در زندگی روزمره و البته در ادبیات فارسی میتوان به تعداد زیادی از عبارتها و اشعاری که بر لزوم «دم را غنیمت شمار» تاکید دارند رسید. یعنی امروز و اکنون در فرهنگ عامه ما بسیار مهم است. امروزی که باید آن را غنیمت شمرد، چون هیچ تضمینی درباره آینده وجود ندارد. معلوم نیست که فردایی وجود داشته باشد یا نه. این مختص امروز و دیروز نیست و مدت زمان زیادی است که جامعه ایران با این عینک به مسائل مختلف نگاه میکند.
آنجا که خیام نیشابوری میگوید: «چون عهده نمیشود کسی فردا را/ حالی خوش دار این دل پر سودا را/ مینوش به ماهتابای ماه که ماه/ بسیار بتابد و نیابد ما را» بر این مساله تاکید دارد. خیام در این نگاه شاید فرد محوری ادبیات ما باشد. یا حتی در اشعار حافظ نیز از این دست مضامین زیاد است: «هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار/ کس را وقوف نیست که انجام کار چیست»، «ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی/ مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد».
حتی برخی پا را فراتر گذاشته اند و بر این عقیده هستند که نگاههایی از این دست باعث شده که جامعه ایران آنچنان که باید هیچ وقت در مسیر توسعه قرار نگرفته است، چون فرهنگ زندگی در ایران بر اساس امروز و اکنون است و با این نگاه نمیتوان به سمت توسعه حرکت کرد. به زبان سادهتر وقتی مفهومی به نام انباشت در ایران شکل نمیگیرد، توسعه نیز هیچ وقت شکل نخواهد گرفت. یکی از این افراد محمدعلی همایون کاتوزیان از استادان دانشگاه و از نظریه پردازان برجسته تاریخ و اقتصاد است. شاید نام نظریه «ایران جامعه کوتاه مدت» را شنیده باشید.

کاتوزیان در مقالهای به همین نام، ایده خود را مطرح میکند. او در بخشی از این مقاله میگوید: «از آنجا که تداوم درازمدتی در میان نبوده، جامعه ایران در فاصله ۲ دوره کوتاه، تغییراتی اساسی به خود دیده و به این ترتیب تاریخ آن بدل به رشتهای از دورههای کوتاه مدت به هم پیوسته شده است؛ بنابراین تغییرات این جامعه فراوان و بیشتر نمایان بوده و تحرک اجتماعی در درون طبقات گوناگون بسیار بیشتر از جوامع سنتی اروپایی بوده است، اما در این جامعه تغییرات انباشتی درازمدت از جمله انباشت درازمدت مالکیت، ثروت، سرمایه و نهادهای اجتماعی و خصوصی حتی نهادهای آموزشی بسیار دشوار بوده است. این نهادها در هر دوره کوتاه مدت وجود داشته یا به وجود آمده، اما در دورههای کوتاه مدت بعد، یا بازسازی شده یا دستخوش تغییراتی اساسی شده اند؛ بنابراین نشانههای ماهیت کوتاه مدت جامعه به معنایی که یاد شد در سراسر تاریخ دیرینه ایران؛ خواه دوران پیش از اسلام و خواه دوران اسلامی، یافت میشود».
کاتوزیان معتقد است که ما ایرانیان هر از چندگاه با یک دگرگونی بنیادی در نظام سیاسی، تمام دستاوردها و تجربهها و سرمایههای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی را که در دوران پیش از آن داشتهایم، نابود میکنیم و همه چیز ناگهان به نقطه صفر و آغازین آن باز میگردد. این به آن معناست که ما هر از چند گاهی عمارتی نو میسازیم، اما پس از مرور زمان (معمولاً ۲۰ یا ۳۰ سال) این ساختمان نو به عنوان عمارتی کلنگی و کهنه، ویران میشود. نگاهی به وضعیت ساختمان سازی در ایران هم اگر داشته باشیم همین ادعا را تایید میکند. عمر ساختمانها در ایران نهایتا به ۳۰ سال میرسد.
کاتوزیان در دو گانهای که بین جامعه ایران و اروپا میسازد در مقام مقایسه بر این باور است که جامعه اروپا جامعهای بلند مدت و با ثبات و دارای نظام ساختاری قاعدهمند و برخوردار از استمرار و وضعیت تحول درونی بوده، ولی جامعه ایران را رشتهای از کوتاه مدتها و بیثباتیها دانسته که هر یک طی چرخهای کوتاه در پی دیگری میآمدهاند و تغییرات و تحولات روی داده دارای اصول و ضوابط درونی و قاعدهمند نبوده است. نمونههایی هم که کاتوزیان اشاره میکند فارغ از این بحث ادبیات روزمره، به عدم شکل گیری انباشت و عدم وجود امنیت حتی در ساختارهای قدرت نیز اشاره میکند.

همه اینها گفته شد تا به وضعیت این روزهای کشور برسیم. بدون تعارف ایران در وضعیت مناسبی قرار ندارد. همه استانهای کشور درگیر ویروس کرونا شده اند و در برخی استانها شرایط به شدت وخیم است. دولت و نهادهای رسمی همچنان سیاست کج دار و مریز را پیش گرفته اند و قاطعیت در این حوزه محدود شده است؛ همچون اظهارنظرهای مقامات نظیر اینکه در خانه بمانید و فقط برای موارد ضروری خارج شوید. در عمل، اما همچنان کشور درگیر کمبود امکانات گسترده است. بعد از آنکه مشکل کمبود کیتهای تست کرونا با کمک سازمان بهداشت جهانی حل شد، اما هنوز کشور با کمبود ماسک و دستکش و مواد شوینده روبرو است.
اتفاق عجیب آنجایی است که در وضعیت فعلی خبرهایی مبنی بر ترافیک در جادههای شمال به گوش میرسد. با اینکه استانهای مازندران و گیلان اعلام کردند که محدودیتهایی جدی برای رفت و آمد در نظر گرفته اند، اما گروههای مختلفی از نقاط مختلف کشور به این سمت در حرکت هستند. شاید بتوان رفتار آن بخشی از جامعه را که برای فرار از استرس و فشار کرونا با هدف فرار به جاده زده باشد را فهمید، اما نگاه ساختاری به ما میگوید مشکل در جای دیگری است. در شرایطی که قرنطینه انجام نمیشود، در شرایطی که شهر قم باید زودتر از اینها قرنطینه میشد و در شرایطی که ابتداییترین تدابیر برای این موضوع صورت نگرفت طبیعی است که جامعه مسیر خود را برود.

شکاف تاریخی دولت و ملت در ایران یکی از مباحثی است که در دورههای مختلف خود را نشان داده است. بی اعتمادی به ساختار اطلاع رسانی و همچنین بی اعتمادی به تدابیر دولت باعث شده که افکار عمومی توجه آنچنانی به صحبتهای مسئولین نداشته باشد و کار خود را بکند. این شکاف در سالی که گذشت تشدید شد، ولی حتی در وضعیت کنونی نیز کورسوی امیدی به تدبیر دولتمردان وجود ندارد. آنجا که رئیس جمهور کشور میگوید که از شنبه همه چیز به عالت عادی بر میگردد یا وقتی از مردم میخواهند که در خانه بمانند، ولی در عمل ادارات را تعطیل نمیکنند و از صداوسیما میخواهند که برنامههای طنز پخش کند، نباید از جامعه توقع همراهی داشت.
امروز با رشد رسانههای جدید، مردم از اخبار زودتر از صاحبان قدرت خبر دار میشوند. دولتی که نمیتواند امکانات بیمارستانی را به وفور آماده کند تا کادر درمان نگران ماسک و لباس مخصوص و ... نباشند چه توقعی دارد که جامعه حرفش را گوش کند و برای فرار از استرس به شمال پناه نبرد؟ چرا در دیگر کشورهایی که درگیر ماجرای کرونا شده اند نمیشنویم که مردم به سمت مناطق خوش آب و هوا در حرکت هستند و قصد سفر دارند؟ چرا در دیگر کشورها نمیشنویم که بیمارستانها کمبود امکانات دارند؟ شاید ببینیم و بشنویم که مردم به مراکز خرید هجوم برده اند و آذوقه و امکانات دوران قرنطینه را تهیه کرده اند، اما خبری از این دست مسائل نیست.
شاید به دلایل تاریخی مختلف، بتوان گفت که ایرانیها برای امروز زندگی میکنند و کوتاه مدت نگاه میکنند. بماند که آن هم به دلایل وضعیتی است که حکومتهای گوناگون در طول تاریخ به وجود آورده اند. اما دولتها وظیفه روشنی دارند. اقداماتی که اکثر دولتهای جهان انجام داده اند جزو سادهترین اقداماتی بود که یک دولت باید انجام میداد. شاید باید بپذیریم که دولت در ایران نیز به مانند جامعه دارد با عنوان کوتاه مدت، خود را تعریف میکند.