
در حالی به جمعه ۲ اسفند و روزهای پایانی تبلیغات انتخاباتی داوطلبان نمایندگی دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی نزدیک شدیم که رقابت دو جریان اصلی و رقبای سنتی یعنی اصلاحطلبان و اصولگرایان در این دوره رنگ و بوی گذشته را ندارد و نمیتوان شاهد رقابت تمام عیاری بین این دو جناح بود.فضای کشور نیز هنوز شور و هیجان انتخاباتی نگرفته است و به نظر می رسد هنوز مردم در مورد مشارکت یا عدم مشارکت، مردد هستند.در رابطه با مسائل مختلف سیاست داخلی از جمله شرایط جریانات سیاسی و انتخابات پیش رو، دیدارنیوز با احمد خورشیدی دبیرکل جبهه سوم که از نظر فکری و خط سیاسی بیشتر به محمود احمدی نژاد نزدیک است، گفتگویی انجام داده است. وی در این گفتگو بیان کرد: «آیا قرار است مجلسی مثل قبل داشته باشیم که یک عدهای بیایند تایید صلاحیت بگیرند بعد به آنها رای دهیم و نماینده شوند و فقط خودشان پولدار شوند و به بیزینس بپردازند؟ ما چنین مجلسی نمیخواهیم. هیچ کدام چه اصلاح طلب و چه اصول گرا و دیگران برنامهای نمیدهند. اینکه شعار نجات ایران سر دهند، برنامه محسوب نمیشود. این حرف کلی است که چهل سال است بیان میکنند. چگونه میخواهند اقتصاد ایران نجات دهند؟» در ادامه، بخش نخست گفتگو را میخوانید.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: در حالی به جمعه ۲ اسفند و روزهای پایانی تبلیغات انتخاباتی داوطلبان نمایندگی دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی نزدیک شدیم که رقابت دو جریان اصلی و رقبای سنتی یعنی اصلاحطلبان و اصولگرایان در این دوره رنگ و بوی گذشته را ندارد و نمیتوان شاهد رقابت تمام عیاری بین این دو جناح بود.
این دوره شورای نگهبان قانون اساسی بیش از ۹۰ درصد ثبتنام کنندگان اصلاحطلب از سراسر کشور را با استناد به ماده ۲۸ قانون انتخابات و بندهای ۱، ۲ و ۴ از این ماده رد صلاحیت کرد یا صلاحیت آنها را احراز نکرد. به همین دلیل رقابت به درون اردوگاه اصولگرایی رفته است.
فضای کشور نیز هنوز شور و هیجان انتخاباتی نگرفته است و به نظر می رسد هنوز مردم در مورد مشارکت یا عدم مشارکت، مردد هستند.
در رابطه با مسائل مختلف سیاست داخلی از جمله شرایط جریانات سیاسی و انتخابات پیش رو، دیدارنیوز با احمد خورشیدی دبیرکل جبهه سوم که از نظر فکری و خط سیاسی بیشتر به محمود احمدی نژاد نزدیک است، گفتگویی انجام داده که در ادامه، بخش نخست آن را میخوانید.
دیدارنیوز: به نظر میرسد رویکرد هیأتهای نظارت نسبت به برخی از جریانات سیاسی متفاوت است. با توجه به اینکه مقام معظم رهبری همیشه بر مشارکت تکیه داشتهاند و اصل مشارکت را برای دوام و قوام انقلاب که چیکده نظر مردم است، مهم میدانند، در این شرایط مشارکت را چگونه میبینید؟
خورشیدی: به نظر من هدف اصلی نظام در انتخابات، بحث مشارکت و افزایش مشارکت است. به همین دلیل است که بسیاری از تأیید صلاحیتها از گذشته تاکنون با هدف مشارکت حداکثری بوده است. مشارکت پایین برای کشور سم خطرناک است و در مقابل دشمن برای ما هزینه درست میکند. در داخل هم مشکلاتی به وجود میآورد. در کل، مشارکت پایین، یک پارامتر بسیار منفی است. ما به خاطر افزایش مشارکت در دورههای مختلف مجبوریم تدابیری بیندیشیم که میزان مشارکت بالا رود، ولو اینکه گاهی از بعضی از شاخصها کوتاه بیاییم. مثلاً فرض کنید یک قومی مثل ترک قشقایی داریم. اینها برای خودشان یک جمعیتی دارند که در ۲۷ شهر مستقر هستند و شاید نزدیک سه میلیون نفر جمعیت دارند. اینها در هر شهری کاندیدا دارند. ما اگر بخواهیم کاندیداهای اینها را نفی کنیم در واقع خودمان را از یک میلیون و نیم رأی محروم کردهایم؛ لذا گاهی برای افزایش مشارکت مجبور میشویم از برخی از شاخصها کوتاه بیاییم که این جمعیت به پای صندوق بیایند. یا کردها، ترکهای آذری، عرب زبانها، شاهسونها و دیگران. در رابطه با جناحهای سیاسی هم همین مسئله است. ما اگر بتوانیم فضا را به گونهای باز کنیم که کسانی که حداقل صلاحیت را دارند از جناحهای مختلف وارد شوند، آسیب نمیبینیم. انتخاب مردم هم ملاک است. حضور و انتخاب مردم برای توسعه کشور خوب است. جناحهای مختلف و شخصیتهای مختلف از نحلههای فکری مختلف باید وارد عرصه شوند تا برای پیشرفت کشور از ظرفیتهای همه آنها استفاده شود. به نظر من در این دوره مقداری سخت گیریهایی شد که خیلیها را در برگرفت. یک اشتباهاتی هم رخ داد. بعضیها واقعاً هیچ گونه صلاحیتی نداشتند بلکه مضر هم بودند، ولی تأیید شدند. بعضیها صلاحیت داشتند، اما رد شدند. گاهی این مسایل در انتخابات دیده میشود، اما در این دوره با توجه به اینکه یک مقداری شرایط سختی داریم و از حیث معیشت و اقتصاد، فشارهایی روی مردم است و نارضایتیهایی درست شده که ممکن است منجر به این شود که برخی پای صندوق نیایند، به نظر من باید بیشتر رعایت میکردیم که افراد بیشتری؛ چه در تهران و چه در شهرستانها تأیید شوند. من فکر میکنم ایراداتی در کار باشد.
دیدارنیوز: اشاره کردید به بعضی از افرادی که صلاحیت نداشتند، آیا این اشاره به آقای تاجگردون (نماینده فعلی مردم گچساران و کاندیدای مجلس یازدهم) نیست؟
خورشیدی: بله.
دیدارنیوز: شما سند و مدرکی دارید که بر بیصلاحیتی آقای تاجگردون دلالت کند؟
خورشیدی: چند مدرک وجود دارد. ایشان در دوره نمایندگیشان بیش از ۹۰ شرکت ثبت کردهاند که ۱۰ یا ۱۲ تا را شخصاً سهامدار هستند. در بقیه شرکتها مقربین ایشان سهام دار هستند که بر اساس بند ۷ قانون سلامت اداری، این خلاف قانون است. یا مثلاً ایشان برای همسر دوم خود یک شناسنامهای جعلی درست میکند که در شورای نگهبان هم هست. در شورای نگهبان به او میگویند این شناسنامه جعلی است. ایشان میگوید من میخواستم در منطقهمان شناسایی نشوم که این هم خلاف قانون است. نفوذهای خیلی زیادی که ایشان در اکثر مراکز اقتصادی داشتهاند، همه اینها جای سؤال دارد. نمیشود شما وقتی میخواستید به مجلس بروید کت و شلوار مجلسی هم نداشته باشید به طوری که آقای عارف گفت من برای ایشان فیش کت و شلوار هاکوپیان فرستادهام. بعد در تیر ماه یکی از شرکتهای خود را ۷ هزار میلیارد تومان فروخته باشید. مردم سؤال میپرسند که این پولها از کجا آمده است. یا در خانهای مینشینید که بیش از ۸۰ یا ۹۰ میلیارد تومان قیمت دارد. در صورتی که ما شما را میشناسیم و شما همشهری ما هستید و می دانیم هیچ چیزی نداشتهاید. تا حدود ۱۵ سال پیش شما حتی کالاهای خانه خود را از مغازههای گچساران قسطی میخریدید. چطور شد به اینجا رسیدید؟ یا مثلا قیمت یک ماشین شما ۳ میلیارد تومان است. اینها نگرانیهایی درست کرده است. الان شما نگاه کنید اکثر مردم گچساران نسبت به این تأیید صلاحیت ناراضی هستند و به خشم آمدهاند. مسئله آقای تاجگردون فقط استانی نیست و کشوری شده است. وقتی این همه افشاگری در مورد ایشان میشود. بیش از سیصد ورق سند از ایشان راجع به این تخلفهای مالی شان رفته است.
دیدارنیوز: باید نتیجه گرفت که به نظر میرسد رویکرد شورای نگهبان بیشتر سیاسی است تا اینکه به مباحث اقتصادی و مفاسد بپردازد. آیا اینگونه نیست؟
خورشیدی: نمیتوانم حرف شما را رد کنم. در همین انتخابات دیدم که از جبهه سوم ما ۱۲ نفر را که هیچ مسئلهای نداشتند، اما امید برنده شدن آنها بالا بود، را ردصلاحیت کردند، بعد یکی یا دو نفر را تأیید کردند یعنی اکثر کسانی که رأی داشتند را رد کردند. این عملکرد، عملکرد قابل دفاعی نیست. اگر قرار باشد در هر انتخاباتی، گروهی از فرزندان انقلاب را منزوی کنیم و علیه اهداف انقلاب تحریک کنیم، در نهایت کسی باقی نمیماند. شما ببینید همین جریان اصول گرایی در رابطه با جبهه پایداری چه میگوید؟ آقای سلیمی نمین به صراحت علیه اینها موضع گرفت و اینها را طرد کرد. جبهه پایداری را طرد کنی، احمدی نژاد، قالبیاف و اصلاحطلبان را هم طرد کنی، چه کسی باقی میماند که از انقلاب اسلامی دفاع کند؟ کسی که برادر دو شهید است، سالم است و مشکل مالی ندارد و صرفاً بدون جهت، او را رد کنید، این برای کشور مشکل ایجاد میکند. چرا این کارها صورت میگیرد؟
دیدارنیوز: اصلاحطلبان نمیتوانند نسبت خود را با آقای روحانی نفی کنند و نسبت به آقای روحانی مسئولیت دارند. خیلی تلاش شده نسبت اصول گرایی آقای احمدی نژاد هم انکار شود. بر همین مبنا اصول گراها میگویند حالا که خود آقای احمدی نژاد و حتی جبهه پایداری دوست دارند این مرزبندی شکل گیرد، ما هم استفاده میکنیم. ولی در بیرون همه اینها را به عنوان اصول گرا میشناسند. در حال حاضر اصلاحطلبان به این نتیجه رسیدهاند که لیست ندهند، آیا در شرایط کنونی در غیبت محکم و جدی اصلاحطلبان این رقابت درون جناحی نخواهد شد؟
خورشیدی: الان تقریباً میتوان گفت این اتفاق رخ داده است. فکر میکنم در بیش از ۱۰۰ کرسی، اصلاحطلبان نماینده ندارند لذا رقابت درون گروهی میشود. ولی ما باید بدانیم کشور را نمیتوان با یک جناح اداره کرد. کشور باید با همه جناحها و همه ظرفیتهایی که دارد اداره شود. اگر حرف، شعار و برنامهمان درست است چه باکی داریم از اینکه رقبای ما به میدان بیایند؟ اگر برنامه و ایده مان غلط است باید اصلاح کنیم. چه کسی گفته که ما باید الان هم برنامه چهل سال پیش را اجرا کنیم؟ چه کسی گفته که بهبودی سیستم و روش و برنامه را نداشته باشیم. اینها خطا است و ظرفیت کشور را به هدر میدهد. شما جبهه متحد اصول گراها در مجلس هفتم، هشتم، نهم و دهم در تهران را نگاه کنید، در لیست ۳۰ نفرهشان جز یکی دو نفر هیچ تغییری ندارد. یعنی جبهه اصولگرایی منهای اینها افرادی ندارد و بقیه انقلابی و اصول گرا نیستند؟ اتفاقاً نیروهای خیلی بهتر از این لیستی که الان هم بسته میشود در جبهه انقلاب وجود دارد. جبهه انقلابی که ما میگوییم منظور همه کسانی است که به پیشرفت کشور اعتقاد دارند که در این تعریف حتی یک تاجر کلیمی که برای کشور ما تکنولوژی از خارج وارد میکند، انقلابی است، از اصلاح طلب و پایداری گرفته تا احمدی نژاد و امثال آن. این دید است که میتواند کشور را نجات دهد.
شما اگر قرار باشد در هر انتخاباتی یک یا دو گروه را کنار بزنید تا دو یا سه انتخابات دیگر هیچ جناح طرفدار انقلاب باقی نخواهد ماند. من به صراحت میگویم نیروها و جریانهای نفوذی در این کشور به دنبال این هستند که آدمهای به درد بخور این کشور را از صحنه خارج کنند تا کشور پیشرفت نکند و نتواند مشکلات خود را حل کند. نفوذیها دنبال این هستند که اولویتهای کشور جابجا شود. اولویت اول که کاهش فقر و بیکاری است به آخر رود و اولویت آخر به اول بیاید. نفوذیها به دنبال این هستند که تصمیمهای بد جلوی پای مسئولین نظام بگذارند. این تصمیم بدی است که در این دوره از انتخابات گرفته شده است. چرا اینقدر دایره را تنگ میکنید؟ باید یک شاخصی وجود داشته باشد. در مورد بررسی صلاحیتها اگر نظرسنجی صورت گیرد، من به شما قول میدهم اکثریت مردم مخالف و ناراضی هستند. من نمیخواهم بگویم همه این ردصلاحیتها خلاف است. بالاخره حداقل در بین این ۹۰ نفر نماینده مجلس که رد صلاحیت شدهاند، ۴۵ نفر اصلاح طلب و ۳۵ نفر اصول گرا است. ما باید این را بدانیم که ایران اسلامی باید رشد کند. در ایران اسلامی الان ۳۰ درصد جامعه گرسنه هستند. یعنی ۲۴ میلیون نفر گرسنه هستند. در هر خانهای یک نفر جوان تحصیل کرده بیکار وجود دارد، در حالی که بانکها از نقدینگی خالی شدهاند، زیرا ۶۸۰ هزار میلیارد تومان معوقات بانکی داریم. یعنی افراد با نفوذی وجود دارند که هزار میلیارد کمتر یا بیشتر وام گرفتهاند و آن را پس نمیدهند. بانکها الان در منگنه قرار گرفتهاند و هیچ عملکردی نمیتوانند داشته باشند. جالب است بدانید از این ۶۸۰ هزار میلیارد تومان، ۷۵ درصدش در اختیار پنج هزار نفر است. ۲۵ درصدش در اختیار کل ملت ایران است. این خیلی بد است. بودجه ما الان حداقل ده درصد فساد دارد. یعنی هر سال ده درصد بودجه سالانه ما به هدر میرود. ۱۰ درصد یعنی ۲۰۰ هزار میلیارد تومان. ۲۰۰ هزار میلیارد تومان عددی است که چهار میلیون شغل ۵۰ میلیون تومانی را از بین میبرد. باید بپرسیم این جناحهایی که کاندیدا شدهاند، برنامه شان برای درست شدن اوضاع چیست؟ میخواهند به مجلس بروند که چه کاری انجام دهند؟ برای نجات ۲۴ میلیون گرسنه چه برنامهای دارند؟ برای اینکه جوانان از بیکاری نجات پیدا کنند چه برنامهای دارند؟ برای معوقات بانکی چه برنامهای دارند؟
۳۰ میلیارد دلار در این کشور قاچاق انجام میشود. هر یک میلیارد دلار، صدهزار شغل را از بین میبرد. سی میلیارد قاچاق، سه میلیون شغل را در سال از بین میبرد. اکثر کارخانهها و کارگاهها خوابیدهاند. برای اینها چه برنامهای دارند؟ آیا قرار است مجلسی مثل قبل داشته باشیم که یک عدهای بیایند تایید صلاحیت بگیرند بعد به آنها رای دهیم و نماینده شوند و فقط خودشان پولدار شوند و به بیزینس بپردازند؟ ما چنین مجلسی نمیخواهیم. هیچ کدام چه اصلاح طلب و چه اصول گرا و دیگران برنامهای نمیدهند. اینکه شعار نجات ایران سر دهند، برنامه محسوب نمیشود. این حرف کلی است که چهل سال است بیان میکنند. چگونه میخواهند اقتصاد ایران نجات دهند؟ ما الان سه میلیون زن سرپرست خانوار داریم که وضع زندگی شان وخیم است. چه برنامهای برای نجات اینها دارند؟ ما تا چه زمانی با بی برنامگی میتوانیم جلو رویم؟ همان انگلیسی که مرگ بر آن میفرستیم، بهترین مجلس دنیا را دارد. همان آمریکایی که به درستی مرگ برای آن میفرستیم بهترین عملکرد اقتصادی را دارد؛ لذا به نظر من انتخابات در ایران باید اصلاح ماهوی در آن به وجود بیاید. فردا هم انتخابات ریاست جمهوری است. باز کاندیداهای ما میآیند و چند مناظره پوچ و به درد نخور و ناکارآمد انجام میدهند، ولی نمیگویند میخواهند چکار کنند. شما انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را در همین دوره قبل که ترامپ برنده شد را ببینید. اهدافی که دادهاند چه بوده است. ترامپ دقیق میگوید ما میخواهیم بیکاری را به ۲.۷ درصد بیاوریم یعنی عدد و رقم ارائه میدهند.
دیدارنیوز: درست یا غلط به همه قولهای انتخاباتی خود عمل میکند
خورشیدی: نمیتواند عمل نکند. چون افکار عمومی مطالبه میکنند؛ لذا ما الان در کشورمان مسئله انتخابات نگران کننده است. ما خودمان به عنوان جبهه سوم دو سال و نیم است روی اینکه چه برنامهای میخواهیم داشته باشیم، کار اندیشکدهای کردهایم.
ادامه دارد...