
دیدارنیوز ـ مرضیه حسینی: ما باران را دوست داریم، برف و زمستان و سفید پوش شدن کوهها و درختان را هم دوست داریم، عاشق زمستان هستیم و سرمایش، هنگامی که برف میبارد، ما از کنار پنجره با فنجانی از قهوه گرم به نظاره دانههای زیبایش مینشینیم. همین زمستان و برف و بارانش، اما برای مردان و زنان و کودکانی که تمام زندگیشان در یک بقچه محقر و پتویی مندرس خلاصه شده که بر دوش میکشند تا شاید در زیر پلی، کنار سطل زباله ای، در دره یا قبرستان و ایستگاه اتوبوسی، شب را به صبح برسانند، نه زیبا است و نه دل انگیز.
وقتی که خیابان خانه توست
وخیم شدن اوضاع اقتصادی و فقر فزاینده، همچنان که بر دامنه آسیبهای اجتماعی افزوده، آسیب بی خانمانی و کارتن خوابی را نیز رشد داده است؛ همان بی خانمانهایی که با شروع فصل زمستان با مشکلات بیشتری برای اسکان و زیست روزمره خود مواجه هستند. رشد این آسیب، سبب شده که در سالهای اخیر، بی خانمانی به یکی از موضوعات سیاستگذاریهای اجتماعی در نهادهای مرتبط تبدیل شود.
بی خانمانی یعنی اسکان غیر رسمی، یعنی خوابیدن در خیابان، کوچه، کنار سطلهای زباله، کنار رودخانهها، پارکها، ایستگاههای اتوبوس، انبارها، کپرها، گاراژها، کنار وسایل نقلیه، مکانهای گرم نامناسب یا در جاهایی که سکونتگاه انسانی محسوب نمیشوند. بیخانمان است که بی سرپناه و خیابان خواب است.
عزمی برای حل مشکل بی خانمان ها نیست؟
به دلیل فقدان اطلاعات وآمار مشخص، تدوین یک طرح جامعه و ارائه تصویری روشن از وضعیت بی خانمانها در ایران و تهران مقدور نیست. تا قبل از دهه هشتاد و حادثه یخ زدن چند بی خانمان در خیابان، سیاستی مبنی بر توجه و حمایت از این گروهها وجود نداشت، پس از آن بود که دولت اقدام به برپایی چادرهای محدودی برای اسکان بی خانمانها کرد و پس از آن چند گرمخانه نه چندان مجهز برای اسکان شبانه بی خانمانها تعبیه شد. عدم تجهیز گرمخانهها و تعداد محدود آنها و این نکته که دولت برای زیست روزانه بی خانمانها تدبیری نیندیشیده، در کنار توجه به این مساله که تکیه برنامه سامان دهی، تنها مربوط به بعد از اسکان بی خانمانها در خیابان است، نشان میدهد که عزمی جدی برای مقابله با این آسیب اجتماعی و حل کردن آن وجود ندارد.
بی خانمانها عمدتا از طریق زباله گردی و فروش آن امرار معاش میکنند، در حالیکه زنان بی خانمان و کارتن خواب بر اساس قانون، حق جمع آوری و فروش زباله را ندارند. در کنار این موضوع، کارتن خوابها و بی خانمانها میگویند در بسیاری از موارد، ماشینهای گشت ضایعات، آنها را وادار میکنند که کیسههای زباله را به آنها تحویل دهند و کارتن خوابها و زباله گردها نیز از ترس دستگیر شدن، دسترنج روزانه خود را به آنها تحویل میدهند.

چگونه زنده ماندن؛ وجه اساسی زیست خیابانی
آنچه در وهله اول، بی خانمانها باید بیاموزند، نحوه زیستن و زنده ماندن در خیابان است. سیاستهای موجود و مواجهه دولتها با این پدیده، این شیوه زیست را به آنها میآموزد، بدین معنا که بی تفاوتی دولتها و محروم کردن بی خانمانها از ابتداییترین حقوق انسانی مانند سرپناه، به آنها میآموزد که مرگ یا زنده ماندنشان به خودشان مربوط است. به عنوان مثال، این مساله که گرمخانهها تنها در شب باز هستند به بی خانمانها میگوید که آنها باید تلاش کنند هر طور که شده در طول روز تا ساعات انتهایی شب، زنده بمانند. این بی سرپناهان، در ایام نوروز و به توصیه نیروی انتظامی، از دید مخفی میشوند و در خیابانها و گذرگاههایی که متولیان سامان دهی بی خانمانها میگویند، زباله گردی نمیکنند، بنابراین وجه اساسی زیست خیابانی، آموختن چگونه زنده ماندن است.
دلیل بدتر شدن شرایط بی خانمان ها چیست؟
در چند سال اخیر، وضعیت فرودستان و محرومان شهری از جمله بی خانمانها وخیمتر شده است. در این وخامت، سیاستهای سرمایه محور با همکاری دولتی که از خود خدمات زدایی کرده و همچنین با عمیق شدن شکافهای طبقاتی و تولید آسیبهای اجتماعی به ضرر گروههای کمتر برخوردار، آنها را هرچه بیشتر به سمت حاشیهها و مناطق جنوبی شهر رانده و تلاش دارد چهره شهر را از کارتن خوابها پاک کند؛ بدون آنکه دغدغهای برای حل عوامل ساختاری ایجاد کننده بی خانمانی داشته باشد.
دولتها در حالی از نیروی قهریه برای سرکوب گروههای حاشیهای استفاده میکنند که آنها نیازمند کار مددکاری و حمایت اجتماعی هستند. به عنوان مثال کارتن خوابها استقبال چندانی از گرم خانهها به ویژه در فصل تابستان نمیکنند، زیرا این اماکن فاقد امکانات بوده و همچنین در برخی موارد، برخورد متولیان گرمخانهها بسیار نامناسب، توهین آمیز و تحقیرآمیز است. عدم استقبال بی خانمانها از گرمخانهها و ترجیح کارتن خوابی، نشان از شکست سیاستهای موجود در حوزه سامان دهی این طیف از افراد دارد.
بی خانمانی به نفع چه کسانی است؟
پرسش اینجاست که چرا سیاستهای اثرگذار در حوزه سامان بی خانمانی وجود ندارد و چه کسانی از افزایش بی خانمانی و کارتن خوابی سود میبرند؟ زباله گردی به ویژه در تهران، گردش مالی زیادی دارد و پولهای هنگفتی به جیب پیمانکاران میریزد بنابراین افزایش تعداد بی خانمانها و زباله گردها به نفع مافیای زباله و همانهایی است که مانع برقراری سیستم پیشرفته تفکیک زباله در کشور میشوند. مساله دیگری که دخیل در تداوم وضعیت اسفناک بی خانمانی است، ضعف جامعه مدنی در ایران و عدم مطالبه گری از جانب رسانه ها، فعالین مدنی و مددکاران اجتماعی به نفع بی خانمانها و کارتن خوابها است، در چنین شرایطی که نه نهادهای دولتی و نه جامعه مدنی حمایتی از کارتن خوابها نمیکنند، پیمان کاران نهایت سوء استفاده از بی خانمانها و زباله گردها را برای کسب سود بیشتر میکنند.
در نهایت، باید گفت درک بی خانمانی و کارتن خوابی به مثابه جرم و نه آسیبی اجتماعی، در طول دهههای اخیر، کاربست سیاستهای سلبی و قهری در مقابله با این پدیده به جای کار مددکاری را سبب شده است؛ همچنین وجود صنعتی پولساز در ایجاد و تداوم کارتن خوابی به نفع پیمان کاران، وضعیت تراژیک بی خانمانی را ایجاد کرده است؛ این جرم انگاری در حالی است که متولیان حوزه آسیب و قانون گذاران به این نکته توجه ندارند که جرمهایی که فرودستان مرتکب میشود محصول فقر و نابرابری و تنها راه برای زنده ماندن و بقاست، و در شرایطی که ساختار سرمایه داری، امکانی برای حیات و معیشت گروههای حاشیهای و دچار آسیب ایجاد نمیکند، ارتکاب به جرم اجتناب ناپذیر است.
در خصوص بی خانمانها نیز نداشتن مسکن، کار و درآمد، آنها را به سمت فروش مواد مخدر، زباله گردی و حتی سرقت سوق داده است، بنابراین پدیده آسیبهای اجتماعی، ساختاری است و جز با اصلاحات ساختاری، حل نمیشود.