"دیدارنیوز" به معرفی کتاب خاطرات مقام ارشد امریکایی می‌پردازد؛

یکی از بخش‌های مهم این کتاب بیان ناگفته‌هایی از مذاکرات محرمانه ایران و امریکا در نیویورک و عمان است که ظاهرا و بر اساس نوشته‌ی شرمن بخشی از آن در دولت دهم و بخشی هم در دولت یازدهم انجام شده است. البته مذاکراتی که شرمن در آن‌ها حضور داشته مربوط به سال ۲۰۱۳ به بعد است. اما قبل از او جیک سولیوان و پونیت تالوار دیپلمات‌های امریکایی در سال ۱۳۹۱ یعنی یکسال قبل از روی کار آمدن دولت روحانی با مقامات ایرانی مذاکرات محرمانه داشتند. شرمن در بیان مطالب خود از مذاکرات محرمانه با عباس عراقچی و مجید تخت روانچی مانند فیلم‌های پلیسی خاطراتی را تعریف می‌کند مانند مذاکره در لابی هتل‌ها و تردد با تاکسی به هتل مانند شهروندان عادی و حتی سفر به دوبی و بی اطلاعی همسر شرمن از علت سفر او به عمان با پاسپورت عادی برای اینکه هیچ دولت و رسانه‌ای از مذاکرات محرمانه ایران و امریکا مطلع نشود.

کد خبر: ۴۱۰۵۱
۱۲:۱۷ - ۱۹ آبان ۱۳۹۸
دیدارنیوز ـ امیر دبیری مهر: همیشه خاطرات سیاست مداران و دیپلمات‌ها خواندنی و درس آموز است. به ویژه اگر بین زمان انتشار کتاب و رویداد‌های مورد بحث فاصله زیادی نباشد. این روز‌ها که ایرانیان همچنان از تبعات مسائل مربوط به مذاکرات هسته‌ای تاثیر می‌پذیرند خواندن مطالب دست اول درباره این مذاکرات؛ آن هم از زبان یک مقام ارشد امریکایی خواندنی و شنیدنی است.
 
وندی شرمن معاون سیاسی وزارت امور خارجه امریکا در زمان مذاکرات هسته‌ای ایران و ۵+۱ اخیرا کتابی را منتشر کرده به نام Not for the faint of head که مترجمان این کتاب به فارسی آن را «بدون هراس» ترجمه کرده اند. این کتاب را محمد جمشیدی و حافظ رستمی ترجمه و انتشارات سروش آن را منتشر کرده است. جالب اینجاست که انتشارات سروش وابسته به سازمان صدا وسیما بعد از سال‌ها رخوت و بی خبری، با انتشار این کتاب کورسوی امیدی در اهالی کتاب برای انتشار کتاب‌های خواندنی ایجاد کرده است. گفتنی است این انتشارات بعد از دوران مدیرعاملی مهدی فیروزان در دهه ۷۰ که سروش در اوج بود هر سال که گذشته بیش از پیش رو به افول رفته است.
 
 
«بدون هراس» شرمن؛ اطلاعاتی دست اول از مذاکرات هسته‌ای
 

قبل از هر چیز باید گفت این کتاب علی رغم جذابیت محتوای آن، از نظر پاورقی‌های ضروری و حاشیه نگاری‌ها و ارجاعات درون و بیرون متنی، بسیار ضعیف و آماتور منتشر شده است زیرا کتاب‌های اینچنینی و تاریخی به پاورقی‌ها و ارجاعات ضروری نیاز دارند؛ بویژه در جایی که نویسنده از توضیحات ضروری عمدا و سهوا اجتناب کرده است و مخاطب کنجکاو است درباره مطالب نوشته شده اطلاعات بیشتر و دقیق تری دریافت کند. مثلا وقتی نویسنده از الگو گیری از مادلین البرایت وزیر خارجه امریکا در دوره کلینتون سخن می‌گوید خواننده انتظار دارد مترجم یا ناشر در حد ۲ خط هم شده درباره البرایت توضیحاتی را ببیند؛ به ویژه که خانم البرایت با عذر خواهی معروفش بابت کودتای ۲۸ مرداد بسیار مورد توجه قرار گرفت.

همچنین در این کتاب جای عکس و اسناد در متن و انتهای کتاب بسیار خالی است که شاید تعجیل ناشر درچاپ کتاب در این اشکال موثر واقع شده باشد.

این کتاب حدود ۳۰۰ صفحه‌ای، مقدمه‌ای مفصل در بیش از ۳۰ صفحه از علی باقری معاون سیاست خارجی شورای امنیت ملی (۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲) در دولت احمدی نژاد دارد که در آن به جای نقد و بررسی کتاب با لحن و ادبیات تندی، همه عملکرد تیم مذاکرات هسته‌ای زیر سوال رفته و از عملکرد سعید جلیلی و تیم او در دولت محمود احمدی نژاد دفاع جانانه‌ای شده است.
 
علی باقری در این یادداشت با زیر سوال بردن عملکرد دولت ایران و رؤسای جمهور گذشته از مرحوم هاشمی رفسنجانی و خاتمی تا روحانی که او همه آن‌ها را دولت اصلاحات می‌نامد، همه این فعالیت‌ها را صرفا دیپلماسی مذاکره با امریکا معرفی می‌کند (صفحه ۱۲) و مدعی می‌شود این دولت‌ها مقهور ترفند‌ها و شگرد‌های دیپلماتیک اروپایی‌ها شدند، از این رو طرف ایرانی را به توقف فعالیت‌های هسته‌ای راضی کردند. (صفحه ۱۳)
 
علی باقری در ادامه به نقل از کتاب خاطرات جک استراو وزیر خارجه اسبق انگلستان و بدون ارجاع دقیق، ادعای عجیبی را مطرح می‌کند و آن پیشنهاد ایران به امریکا برای به رسمیت شناختن اسراییل! در ازای رفع تحریم‌ها در دولت خاتمی است که از سوی امریکا رد شده است (صفحه ۱۴) چنین ادعای بزرگی از سوی مقامات وزارت خارجه دولت آقای خاتمی تا کنون رد یا تایید نشده است، اما به نظر می‌رسد سکوت در قبال آن جایز نیست.

اما ادعا‌های علی باقری به این مورد ختم نمی‌شود. او مدعی است دولت ایران در زمان خاتمی از طریق سفیر سوییس به امریکایی‌ها پیام داده که حاضر است به حماس و جهاد اسلامی هم فشار بیاورد تا مبارزه با اسراییل را متوقف کنند، پروتکل الحاقی را امضا کند، با امریکا علیه سازمان‌های تروریستی همکاری کند و حزب الله را از وجهه نظامی خارج کند اما این بار هم این واشنگتن است که برای مذاکره با ایران جواب منفی می‌دهد و دیک چنی معاون وقت رییس جمهور امریکا با به کار بردن لقب شیطان برای ایران می‌گوید: «ما با شیطان حرف نمی‌زنیم»!

باقری سیاست خارجی و دیپلماسی دولت دهم را هوشمندانه خوانده که منجر به تغییر سیاست هسته‌ای امریکا شده است و می‌نویسد: «از سال ۱۳۸۷ به بعد که با اقتدار فنی و تدبیر دیپلماتیک ایران مواجه شدند بطور جدی پیگیر مذاکرات دوجانبه با طرف ایرانی شدند تا جایی که در مذاکرات ژنو سه در آذرماه ۱۳۸۹ نه بار و درمذاکرات استانبول یک در بهمن ماه ۱۳۸۹ شانزده بار از طرف ایرانی درخواست مذاکرات دوجانبه کردند.»

برای خواندن بیشتر ادعا‌های عجیب علی باقری، مطالعه مقدمه ایشان را در کتاب بدون هراس توصیه می‌کنم.
 
 
«بدون هراس» شرمن؛ اطلاعاتی دست اول از مذاکرات هسته‌ای
 

اما متن اصلی کتاب حاوی دو دسته مطلب به قلم وندی شرمن است. شرمن یهودی تبار است و در دولت اوباما معاون سیاسی وزارت امور خارجه امریکا و در مذاکرات هسته‌ای رییس تیم مذاکرات امریکا بود. هر چند اغلب مطالب و خاطرات او درباره مذاکرات هسته‌ای است، اما در لابلای خاطرات خود زندگی نامه مختصری از زندگی خود را نیز نگارش کرده است و به ویژه مساله حضور زنان در جامعه و سیاست را به طور خاص مورد توجه قرار داده است و بار‌ها و بار‌ها از مادلین البرایت و هیلاری کلینتون و کوندالیزا رایس بعنوان زنان موفق امریکایی که به مقام وزارت خارجه رسیدند با افتخار یاد می‌کند.

یکی از بخش‌های مهم این کتاب بیان ناگفته‌هایی از مذاکرات محرمانه ایران و امریکا در نیویورک و عمان است که ظاهرا و بر اساس نوشته‌ی شرمن بخشی از آن در دولت دهم و بخشی هم در دولت یازدهم انجام شده است. البته مذاکراتی که شرمن در آن‌ها حضور داشته مربوط به سال ۲۰۱۳ به بعد است. اما قبل از او جیک سولیوان و پونیت تالوار دیپلمات‌های امریکایی در سال ۱۳۹۱ یعنی یکسال قبل از روی کار آمدن دولت روحانی با مقامات ایرانی مذاکرات محرمانه داشتند. شرمن در بیان مطالب خود از مذاکرات محرمانه با عباس عراقچی و مجید تخت روانچی مانند فیلم‌های پلیسی خاطراتی را تعریف می‌کند مانند مذاکره در لابی هتل‌ها و تردد با تاکسی به هتل مانند شهروندان عادی و حتی سفر به دوبی و بی اطلاعی همسر شرمن از علت سفر او به عمان با پاسپورت عادی برای اینکه هیچ دولت و رسانه‌ای از مذاکرات محرمانه ایران و امریکا مطلع نشود.

نکته جالبی که شرمن در این کتاب به آن اشاره می‌کند این است که علت اصلی مذاکرات مخفی با ایران بیشتر از این جهت بود که مذاکره با هیات ایرانی به ریاست جلیلی، اتلاف وقت بود و نتیجه‌ای از آن حاصل نمی‌شد، زیرا جلیلی در مذاکرات از روی متن صرفا بیانیه‌های ایدئولوژیک می‌خواند. (صفحه ۱۰۰)

نکته مهمی که در بیان خاطرات شرمن برجسته است برقراری رابطه‌ای انسانی با دیپلمات‌های ایرانی است، آن جا که اشاره می‌کند با عباس عراقچی درباره نوه‌های تازه متولد شده شان صحبت می‌کردند و پیام‌های تبریکی که در سال‌های نو شمسی و میلادی برای هم می‌فرستند. او معتقد است این نوع از رابطه در به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته‌ای نقش موثری داشته است.

وندی شرمن در این کتاب از نقش دوگانه و گاه مخرب فرانسه در روند مذاکرات سخن می‌گوید و از سیاست‌های دولت امریکا در دوره ترامپ در خروج از برجام به شدت انتقاد می‌کند.

این دیپلمات کهنه کار امریکایی در این کتاب تصویری انسانی و بشر دوستانه از دولت اوباما در قبال ایران ارائه می‌دهد که به نظر می رسد نیازمند راستی آزمایی از سوی دیپلمات‌های ایرانی حاضر در این مذاکرات است، خواسته‌ای که ظاهرا ناشر کتاب از عباس عراقچی خواسته بود، اما با اجابت معاون وقت سیاسی وزارت خارجه مواجه نشده است.

مطالعه این کتاب به علاقمندان به مسائل سیاسی و بین المللی به ویژه فعالیت‌های صلح آمیز هسته‌ای ایران توصیه می‌شود.
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم