"دیدارنیوز" به بررسی فیلم «خانه پدری» می‌پردازد؛

"خانه پدری" درست تصویر یک ویرانه است، چه در روایت کنایه­ آمیزش نسبت به موضوع مورد نظر، چه در قامت بیرونی خود به مثابه یک اثر سینمایی. فیلمی که مطابق معمول این روز‌ها با حواشی فراوان، وایرال می­ شود و آنطور که باید، نمی­ نمایاند. هرچند که توقیف هر نوع و هر شکل از آثار هنری از جانب هر نوع حکومت و دولتی اساسا مقبول نیست و از جانب هر دیدگاه سالمی محکوم می­ شود، اما بدیهی­ است که گاهی این بازی­‌ها به سود فیلم­‌هایی که چندان لایق "سود" نیستند تمام می­ شود و "خانه پدری" نیز علی­رغم کارنامه قابل دفاع سازنده­ اش، از این قاعده مستثنی نیست.

کد خبر: ۴۰۶۶۴
۱۲:۴۹ - ۱۷ آبان ۱۳۹۸
دیدارنیوز ـ ایمان رضایی: اصولا مدیوم سینمایی را فارغ از هرگونه جایگاه رفیعی که در بازخورد‌های رسانه­‌ای در راستای میزان اثرگذاری بر روی تفکر عمومی دارد، باید شکلی از قالب هنری برشمرد که ابعاد نگاه فیلمساز/مولف را در قالب محتوای تماتیک (مضمونی) اثر، درون وجهه­‌ی استتیک/زیبایی­ شناسانه آن حل می­ کند.

در بیانی ساده­ تر، انتظاری که از یک فیلم به مثابه یک اثر هنری داریم، اساسا چیزی متفاوت با یک بیانیه یا خطابه است که در واقع با سازه­‌ای روبرو هستیم که علی­رغم برخورداری از فرم و ساختار منحصر به فردش، ویژگی­‌ها و جذابیت­‌های مضمونی خود را نیز ارائه می­ دهد. به نظر می­ رسد "خانه پدری" کیانوش عیاری در یک چنین تکاپویی مستاصل مانده است. عیاری در این پرحاشیه­‌ترین اثرش، نه دست به شعار می­ برد که بیانیه­‌ای سیاسی/اجتماعی صادر کند، نه موفق می­ شود ایدئولوژی انتقادی­ اش را در چهارچوب آن سازه­‌ی هنری مقبول پیاده سازد.

"خانه پدری" فیلمی­ است ریتمیک، با ساده­‌ترین بهره­ بری از ایده­‌های از سر ذوق آقای کارگردان که گاهی دختری روی تاب را نمای لولا میان یک چرخش زمانی قرار می­ دهد یا کات می­ زند به تغییرات تدریجی در ورودی خانه، تا همچنان همان بازی گذر در تاریخش را با خود مرور کند. آنچه به وضوح مشهود است، کانسپت تمیز و صیقل خورده­‌ای است که توسط فیلمساز، صرفا از روی وظیفه، تبدیل به ظرفی شده که محتویات بیش از اندازه­‌ی خود را باید پوشش دهد. ساختار اپیزودیک "خانه پدری" با جهش­‌های تاریخی/زمانی و تغییراتی که تنها در یک خانه به وقوع می­ پیوندد، چندان فراتر از همان ایده ­های خام و بی­ فایده نمی­ رود. بی فایدگی این ایده­‌ها نیز در آن است که جسارت فیلمساز، بیشتر خرج بیان استعاری­ اش در راستای آن نگاه اعتراض­ آمیز نسبت به یک ابژه­‌ی فرهنگی/اجتماعی­ شده است. روایتی نه چندان منسجم از قتلی ناموسی که تا ده­‌ها سال بعد روی همان خانه و خانواده، آثار مخرب خود را حفظ می­ کند.
 
 
خانه پدری؛ سرگذشت یک ویرانه میان بیراهه ­ها
 

البته که گسترش تشبیهی محوطه خانه به جغرافیایی تمثیلی از یک سرزمین با قواعد متحجرانه می­ انجامد و المان­‌ها و سمبل­‌های قصه­ گوییِ عیاری را فراهم می­ سازد، اما در تمام طول فیلم، فقدان نوعی تاثیر حسی/عاطفی احساس می­ شود. قتل شوکه کننده­‌ی آغاز فیلم صرفا "میخکوب کننده" باقی می­ ماند و فرصت چیزی شبیه به "دلسوزی" به مخاطبش نمی­ دهد. به شکلی که تصور مخاطب از پانزده دقیقه ابتدایی فیلم چیزی شبیه به یک تریلر هیجان انگیز است تا روایتی استعاری از یک معضل فرهنگی. همین عدم حضور پرداخت عاطفی تا پایان فیلم منجر به سقوط استعاره­‌ها نیز می­ شود. نقاط عطف به حوادث تبدیل می­ شوند و فیلم رفته رفته در قامت مجموعه­‌ای از حوادث پر سر و صدا در می­ آید. جنگ و دعوا‌های خانوادگی و داد و فریاد‌های بیهوده، آن هم در کنار شخصیت کاریکاتوریزه­‌ی پدر دیکتاتور خانه با بازی مهران رجبی که گاهی میان لحظه­‌های دراماتیک، لوده­ بازی­‌هایی که منجر به حس­ زدایی می­ شود را به همراه دارد.

در واقع عیاری با دل­خوش کردن به همان کانسپتِ نصفه و نیمه­‌ی ایده­‌های موتیفی خود، به تخلیه­‌ی خشم ناشی از شکایاتی که به همان ابژه مضمونی اثرش دارد می­ پردازد. "خانه پدری" در بسط دادن این اتمسفر ملتهب به خاستگاه­ فرامتنی­ اش، نه از نظر تکنیکی که از نظر برانگیختگی احساسات (که در چنین موضوعی در اولویت قرار دارد) با شکست جدی مواجه است. شاید این فقدان حسی/عاطفی را بتوان به وابستگی دوربین به فضا‌های داخلی و محدود خانه مربوط دانست و اینگونه تفسیر کرد که عیاری خودش دست و بال خودش را بسته، اما آنچه که فیلم بدان نیاز اساسی دارد، همان بهره­ بری از خاصیت­‌ها و جذابیت­‌های بصری­ است. شاکله­‌ی اثر به اندازه محتوای آن جسور نیست.
 
 
خانه پدری؛ سرگذشت یک ویرانه میان بیراهه ­ها
 

به خلاصه­‌ترین شکل، اینگونه می­ توان بیان کرد که "خانه پدری" حرف­‌های بسیار مهمی را با بیانی نه چندان جدی به زبان می­ آورد و حاصل آن، چیزی فراتر از یک تصویر خنثی از یک نگاه انتقادی نیست. مسئله­‌ای که بسیاری از فیلمسازان سیاسی سینمای ایران را از پا درآورده و به سادگی می­ توان چنین تحلیل کرد که "بیراهه"ها جای "ایده"ها را پر کرده­ اند. فیلمساز به سخنران تغییر شکل می­ دهد و عصاره فیلم به مثابه یک تاثیر ذهنی/احساسی، به عقیم­‌ترین شکل خود درمی­ آید.

"خانه پدری" درست تصویر یک ویرانه است، چه در روایت کنایه­ آمیزش نسبت به موضوع مورد نظر، چه در قامت بیرونی خود به مثابه یک اثر سینمایی. فیلمی که مطابق معمول این روز‌ها با حواشی فراوان، وایرال می­ شود و آنطور که باید، نمی­ نمایاند. هرچند که توقیف هر نوع و هر شکل از آثار هنری از جانب هر نوع حکومت و دولتی اساسا مقبول نیست و از جانب هر دیدگاه سالمی محکوم می­ شود، اما بدیهی­ است که گاهی این بازی­‌ها به سود فیلم­‌هایی که چندان لایق "سود" نیستند تمام می­ شود و "خانه پدری" نیز علی­رغم کارنامه قابل دفاع سازنده­ اش، از این قاعده مستثنی نیست.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم