تیتر امروز

مذاکرات ایران و آمریکا «فعلا» به پایان رسید/ وزارت خارجه: تفاهم طرفین برای ادامه گفت‌و‌گو‌ها
تنها رسانه‌های دولتی و نزدیک به حکومت روایت این مذاکرات را منتشر می‌کنند و رسانه‌های مستقل داخلی در عمان حضور ندارند

مذاکرات ایران و آمریکا «فعلا» به پایان رسید/ وزارت خارجه: تفاهم طرفین برای ادامه گفت‌و‌گو‌ها

مذاکرات روز جمعه ایران و آمریکا که قرار بود ساعت ۰۹:۳۰ صبح به وقت تهران آغاز شود، با بیش از دو ساعت تاخیر در مسقط پایتخت عمان شروع شد و تا حدود ساعت ۱۷:۰۰ امروز ادامه داشت. پس از پایان مذاکرات،...
انباشت نارضایتی‌ها؛ اعتراض‌ها چطور به خیابان رسید؟
امیر دبیری‌مهر در گفت‌و‌گو با مجله تحلیلی خبری دیدارنیوز توضیح داد

انباشت نارضایتی‌ها؛ اعتراض‌ها چطور به خیابان رسید؟

امیر دبیری‌مهر، مدرس و پژوهشگر علوم سیاسی معتقد است که وقتی نارضایتی‌ها به تقاطع و نقطه جوش اجتماعی می‌رسند بدون طراحی و توطئه به اعتراض خیابانی تبدیل می‌شوند.
علی نوری: جامعه به سمت رادیکالیسم رفته است/ باید از این رویکرد شعارزده‌ای که در صداوسیما وجود دارد فاصله بگیریم/ سریع‌القلم می‌گوید ما در ایران با بحران عوض می‌شویم؛ با نقد نه/ کسی نخواست صدای جامعه را بشنود
گفت و گوی دیدار با یک جامعه شناس

علی نوری: جامعه به سمت رادیکالیسم رفته است/ باید از این رویکرد شعارزده‌ای که در صداوسیما وجود دارد فاصله بگیریم/ سریع‌القلم می‌گوید ما در ایران با بحران عوض می‌شویم؛ با نقد نه/ کسی نخواست صدای جامعه را بشنود

دیدار در ادامه سلسله گفت و گوهای خود درباره اعتراضات اخیر، به سراغ علی نوری، جامعه شناس رفته است. او می‌گوید:دولت باید از رؤسای تشکل‌ها، احزاب، انجمن‌های علمی، اصناف، ورزشکاران و همه افرادی که...

مرگِ رود زنده؟

News Image Lead

آن روزها نقل هر مجلسی بود که زنده رود آب ندارد. خبری ساده که برای من گزاره‌ای مهمل بود؛ مگر رود بی‌آب هم رود است؟ آن‌هم زنده رود!؟

کد خبر: ۳۸۰۰۳
۱۲:۱۱ - ۱۸ مهر ۱۳۹۸
 

دیدارنیوز ـ من که شب‌های دراز با رود سخن گفته بودم، روزهای پی‌درپی، پیاده تا سرچشمه‌اش راه پیموده بودم و جوشش زندگی را در آن یافته و دیده بودم که چگونه ققنوس‌وار هر بار به خشکی می‌گراید و دوباره رودی خروشان می‌شود، احساس می‌کردم راز رود برملا شده است. آنجا مسیلی خشک بود که گاه آب داشت و گاه نداشت و در این میانه، جایی برای موجود پویا و زنده‌ای که زنده رودش می‌خواندند، باقی نمانده بود.

 

در نگاه آن روز من، زنده رود نمرده بود، چراکه مرگ، خیال و معنا را از بین نمی‌برد؛ زنده رود، بی‌معنا شده بود. زنده رود، شیاری می‌نمود که گاهی آب از آن می‌گذشت. مردم از کف مسیل رفت‌وآمد می‌کردند و برخی از اینکه رودی آن‌چنان رمزآلود و ژرف نما و گاه هول‌انگیز اینک، این‌گونه عریان و دم‌دستی می‌نمود، خرسند بودند.

 

در پس‌زمینۀ رهگذرانی که از بستر خشک ‌رود رفت‌وآمد می‌کردند، پل، سازه‌ای پوچ و البته تا حدودی خیال‌انگیز می‌نمود و آنان که بااین‌همه، پا به حریم رود نمی‌گذاشتند و از روی پل می‌گذشتند، در مقایسه با دیگران، شاید سودازده و هذیانی به نظر می‌رسیدند.

 

هیچ‌گاه به‌درستی ندانستم که زنده رود، آن آبِ چنبره زده پشت سد بود یا این مسیلِ خشک یا حاصل حلول آب در تن مسیل و یا تناوبی از جریان آب‌وهوا در مسیل زمان؟

 

تنها بعدها دانستم که در آن آشکارگی راز رود برملا نشده بود، چراکه این تنها فرازی از زندگی ققنوس‌وار زنده رود بود. زنده رود، تسلسلی از مرگ و زایش است؛ چنان‌که زندگی چنین است. پس، دانستم که سخن مردم راست است و زنده رود، حتی آن هنگام که آب ندارد، زنده رود است.

 

منبع: کتاب «یک پل، سی‌وسه درنگ»، نوشته فرزاد گلی، از نشر آسیم.

ارسال نظرات
امروز شنبه ۱۸ بهمن
امروز شنبه ۱۸ بهمن
امروز شنبه ۱۸ بهمن
امروز شنبه ۱۸ بهمن
پرطرفدارترین ها