تیتر امروز

علی لاریجانی به عمان می‌رود/ ارسال تجهیزات عظیم نظامی آمریکا به منطقه/ بازداشت و احضار تعدادی از اصلاح‌طلبان
مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی

علی لاریجانی به عمان می‌رود/ ارسال تجهیزات عظیم نظامی آمریکا به منطقه/ بازداشت و احضار تعدادی از اصلاح‌طلبان

این صد و چهل و هشتمین برنامه مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز است که امروز دوشنبه ۲۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ با اجرای محمدرضا حیاتی و با حضور کارشناسان و صاحب نظران تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.
الهه شعبانی: غم و اندوه خود را سرکوب نکنید/ افراد در این شرایط به نصیحت نیاز ندارند/ حرف زدن بخشی از درمان است/ از خودتان مراقبت کنید تا تاب بیاورید
گفت و گوی دیدار در برنامه «تیتر» با یک روانشناس بالینی

الهه شعبانی: غم و اندوه خود را سرکوب نکنید/ افراد در این شرایط به نصیحت نیاز ندارند/ حرف زدن بخشی از درمان است/ از خودتان مراقبت کنید تا تاب بیاورید

«تیتر» در یکی دیگر از برنامه‌های خود میزبان الهه شعبانی روانشناس بالینی بود؛ با او درباره اینکه در شرایط کنونی چه باید کرد و چه نباید کرد صحبت کردیم؛ هر چند که او معتقد است نمی‌توان برای همه...
واکنش تند سفیر پیشین ایران در انگلستان به اظهارات اخیر دبیر شورایعالی دفاع؛ آقای شمخانی! چه کسی به تو اجازه داده که کشور را به سمت جنگ ببری؟ / ویتکاف را به تهران دعوت کرده و در دور بعدی مذاکره به واشنگتن سفر کنید
در گفت‌وگو با دیدار مطرح شد

واکنش تند سفیر پیشین ایران در انگلستان به اظهارات اخیر دبیر شورایعالی دفاع؛ آقای شمخانی! چه کسی به تو اجازه داده که کشور را به سمت جنگ ببری؟ / ویتکاف را به تهران دعوت کرده و در دور بعدی مذاکره به واشنگتن سفر کنید

سفیر پیشین ایران در بریتانیا در گفت‌وگو با دیدارنیوز با انتقاد شدید از مواضع اخیر علی شمخانی درباره قریب‌الوقوع بودن جنگ ایران و آمریکا گفت: آقای شمخانی! تو به هر در و دیواری زدی که بعد از دبیری...

مرگِ رود زنده؟

News Image Lead

آن روزها نقل هر مجلسی بود که زنده رود آب ندارد. خبری ساده که برای من گزاره‌ای مهمل بود؛ مگر رود بی‌آب هم رود است؟ آن‌هم زنده رود!؟

کد خبر: ۳۸۰۰۳
۱۲:۱۱ - ۱۸ مهر ۱۳۹۸
 

دیدارنیوز ـ من که شب‌های دراز با رود سخن گفته بودم، روزهای پی‌درپی، پیاده تا سرچشمه‌اش راه پیموده بودم و جوشش زندگی را در آن یافته و دیده بودم که چگونه ققنوس‌وار هر بار به خشکی می‌گراید و دوباره رودی خروشان می‌شود، احساس می‌کردم راز رود برملا شده است. آنجا مسیلی خشک بود که گاه آب داشت و گاه نداشت و در این میانه، جایی برای موجود پویا و زنده‌ای که زنده رودش می‌خواندند، باقی نمانده بود.

 

در نگاه آن روز من، زنده رود نمرده بود، چراکه مرگ، خیال و معنا را از بین نمی‌برد؛ زنده رود، بی‌معنا شده بود. زنده رود، شیاری می‌نمود که گاهی آب از آن می‌گذشت. مردم از کف مسیل رفت‌وآمد می‌کردند و برخی از اینکه رودی آن‌چنان رمزآلود و ژرف نما و گاه هول‌انگیز اینک، این‌گونه عریان و دم‌دستی می‌نمود، خرسند بودند.

 

در پس‌زمینۀ رهگذرانی که از بستر خشک ‌رود رفت‌وآمد می‌کردند، پل، سازه‌ای پوچ و البته تا حدودی خیال‌انگیز می‌نمود و آنان که بااین‌همه، پا به حریم رود نمی‌گذاشتند و از روی پل می‌گذشتند، در مقایسه با دیگران، شاید سودازده و هذیانی به نظر می‌رسیدند.

 

هیچ‌گاه به‌درستی ندانستم که زنده رود، آن آبِ چنبره زده پشت سد بود یا این مسیلِ خشک یا حاصل حلول آب در تن مسیل و یا تناوبی از جریان آب‌وهوا در مسیل زمان؟

 

تنها بعدها دانستم که در آن آشکارگی راز رود برملا نشده بود، چراکه این تنها فرازی از زندگی ققنوس‌وار زنده رود بود. زنده رود، تسلسلی از مرگ و زایش است؛ چنان‌که زندگی چنین است. پس، دانستم که سخن مردم راست است و زنده رود، حتی آن هنگام که آب ندارد، زنده رود است.

 

منبع: کتاب «یک پل، سی‌وسه درنگ»، نوشته فرزاد گلی، از نشر آسیم.

ارسال نظرات
امروز سه‌شنبه ۲۱ بهمن
امروز سه‌شنبه ۲۱ بهمن
امروز سه‌شنبه ۲۱ بهمن
امروز سه‌شنبه ۲۱ بهمن
پرطرفدارترین ها