گفتگوی "دیدارنیوز" با «کامران گنجی» روانشناس/ بخش پایانی

وقتی که روس‌ها اولین بار به سمت فضا رفتند، رئیس‌جمهور وقت آمریکا اندیشمندان و وزرا را دعوت کرد و گفت ما چه کنیم که عقب‌ماندگی‌مان را از روس‌ها جبران کنیم؟ متفکرین بعد از مدتی تفکر گفتند که ما باید آموزشمان را درست کنیم. تصور آن‌ها این بود که برای جبران عقب ماندگی در صنایع فضایی به سمت و سوی صنابع نظامی و وزارت خانه‌های دیگر بروند. بعد دیدند که نه اینگونه نیست. گفتند که ما باید از آموزش و از پایه کار را شروع کنیم. حقوق معلمین در یک مقطعی به شدت افزایش پیدا کرد و چندین برابر شد. تمام کتب درسی بازنگری شد. چون به یک واقعیت رسیدند که برای انجام هر کاری به انسان نیاز دارند. انسانی که آموزش دیده و انسانی که حتی تعهدات اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی به شکل خیلی نرم و ظریف توسط خانواده و معلمان و اساتیدی که صفات خوبی دارند به او منتقل می‌شود. آن انسان است که توسعه پایدار را به وجود می‌آورد.

کد خبر: ۳۷۵۹۰
۱۳:۴۱ - ۲۰ مهر ۱۳۹۸
دیدارنیوز - در بخش اول گفتگوی دیدارنیوز با کامران گنجی روانشناس و استاد دانشگاه، اشاراتی به مشکلات روانشناختی امروز جامعه شد و در بخش دوم بر نقش آموزش در بهبود این وضعیت تاکید گردید. گنجی جزو آن دسته از افراد است که به آموزش تاکید دارد و آن را نسخه‌ای شفا بخش برای بسیاری از مسائل جامعه می‌داند. او با مثال‌ها و طرح مسائل مختلف نیز به اهمیت آموزش و تاثیرات روانشناختی که دارد پرداخت.
 
 
 

در ادامه می توانید بخش پایانی گفتگوی دیدارنیوز با کامران گنجی را بخوانید.

دیدارنیوز: ما از هزاره‌های پیشین تا الان همیشه درگیر جنگ و نبرد و اعتراض‌های گوناگون بوده‌ایم و آرامش نداریم و همیشه به نوعی به ما تهاجم شده و یا یک طوری اذیت می‌شویم. مرتب در این زمینه در حال گفتگو و کش و قوس هستیم. گرچه که آماده هستیم و در این شرایط این آرامش را برای خودمان به دست آوردیم، اما باز به نظر می‌رسد که یک جا‌هایی ناکارآمد هستیم. یک جا‌هایی به امنیت نیاز داریم که با خیال راحت شب سرمان را روی بالش بگذاریم اما نمی‌توانیم و آن امنیت نیست. یا بگوییم امنیت از آن آرامش وجود ندارد. آن عدم آرامش را در کجا جستجو کنیم؟ شما آن را در کجا می‌بینید؟

گنجی: خود این قضیه در ریشه‌های تمدنی ما نیست. کشوری که سال‌ها دارای تمدن بسیار درخشان بوده که در دنیا حرف برای گفتن داشته، طبیعتاً مورد تهاجم قرار می‌گیرد. خیلی از کشور‌ها تمدن را در عرصه‌های مختلف شعر و فرهنگ و موسیقی و هنر و معماری نداشتند. طبیعتاً هر چقدر آدم بزرگی می‌شود، دشمنان بزرگ‌تری هم دارد. بخشی از قضیه به حاکمان و سیاست‌مداران و مسئولین باز می‌گردد. به اصطلاح کسانی که پیش قراول هستند، باید درست پیش روند. بحث ما این است که کسانی که مسئولیت می‌گیرند باید ریشه‌های تاریخی کشور را خوب بشناسند. سیف فرغانی به کسانی که مثلاً مقابله می‌کنند و دشمنی می‌کنند در قالب شعر حرف‌های خیلی سنگین و بد و بیراه می‌گوید، اما خیلی فاخر است. در زبان شعر روحیه بخش مثل موسیقی در گام‌ها و در دستگاه‌های زیبایی مثل ماهور که شما می‌خواهید افراد را تشویق کنید آن کلام بسیار مؤثر است. کلامی که شما می‌توانید با آن عشق و شجاعت بیافرینید یا می‌توانید افراد را غمگین و ناراحت کنید. آن کلام را اگر ما می‌توانستیم مراقبت کنیم با تکیه بر آن فرهنگ غنی خودمان خیلی کمک می‌کرد. سیف فرغانی خطاب به دشمان می‌گوید: هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد/ هم رونق شباب شما بگذرد/ آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست/ گرد سم خران شما نیز بگذرد/ در مملکت، چون غرش شیران گذشت و رفت/ این عوعوی سگان شما نیز بگذرد/ آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام/ هم بر زبان و بر دهان شما نیز بگذرد/ بر جورتان ز تحمل سپر کنیم/ تا سختی سنان شما نیز بگذرد. شما ببینید که چقدر شعر فاخر است. در قالب این شعر روحیه می‌دهد. شما می‌خواهید سرباز به جبهه جنگ بفرستید محتوایی که به کار می‌برید باید یک محتوای میهن پرستانه حماسی باشد. مثل اشعار فردوسی و مثل اشعار ملک الشعرای بهار. در یک جایی می‌خواهید همدلی و همدردی کنید. این کلام را اگر می‌توانستیم متوازن و زیبا داشته باشیم می‌توانست خیلی کمک کند. همچنین الگوی مناسب بدن در زندگی و در گفتار و در رفتار است. بچه‌ها به خصوص نوجوانان و جوانان بیشتر از گفتار ما، در رفتار ما می‌بینند. کسانی که ما به آن‌ها ایراد می‌گرفتیم که این‌ها سبک زندگیشان مربوط به دوران قبل از انقلاب بوده، چه زندگی‌های سالم و طولانی دارند. این نشان می‌دهد که نسبت‌هایی که ما دادیم وجود نداشته و این‌ها سالم زندگی کردند. کسی که هنوز در مرز ۹۰ سالگی و بالاتر می‌تواند آواز بخواند، نشان می‌دهد که زندگی سالمی داشته است. کسی که هنوز دارد هنرنمایی می‌کند و در بخش‌هایی می‌تواند آواز بخواند و ورزش کند، نشان می‌دهد که سبک زندگی سالمی داشته است. آن قسمت‌های خوب را به دیگران بگوییم. شجاعت، گذشت، صبر و تحمل، این‌ها از ویژگی‌های فرهنگی است. اما یک شبه به وجود نمی‌آید و شما نمی‌توانید یک عنصر هم برایش بربشمارید. اگر من بخواهم خیلی خلاصه کنم می‌گویم آموزش. یعنی جایگاه معلم و استاد و اندیشمندان باید به جایی برسد که به انسان‌ها آموزش دهند. یک فیلم خوب آموزش است، یک کتاب خوب آموزش است، یک سخنرانی خوب آموزش است. آموزشی که فقط اطلاعات را بالا نمی‌برد، بلکه دانش و قدرت تحلیل و تفکر را بالا می‌برد. در این سایه‌ها شما می‌توانید انتظار داشته باشید که افراد در بعد فردی و اجتماعی خود انسان‌های منظم و وظیفه‌شناسی شوند. نقش‌شان و وظیفه‌شان را نسبت به خودشان و نسبت به جامعه خود بشناسند. این روز‌ها خیلی بحث از رفتن و مهاجرت و گلیم خود را از موج به در بردن داریم. من این طور مواقع به یاد حرف بزرگ دوران مشروطیت ستارخان می‌افتم که وقتی که عرصه بر مبارزین تنگ شد، گفتند که شما می‌توانید به سفارت روس پناهنده شوید. گفت من دلم می‌خواهد که پرچم صد‌ها کشور به زیر بیرق ایران بیاید، نه این که من به روس‌ها پناهنده شوم. ما در دوران زندگی خودمان به همچین الگو‌هایی نیاز داریم.
 
دیدارنیوز: من می‌خواهم وارد همان بحث آموزشی شوم که شما اشاره کردید. شما در دانشگاه‌های گوناگون تدریس می‌کنید و به دانشجویان‌تان آموزش می‌دهید، حتماً کرسی‌ها و نشست‌های علمی دارید. در آن نشست‌های علمی شما به خاطر موارد دیدگاهی و پژوهش‌هایی که دارید حتماً مسائل و مشکلات جامعه را وسط می‌گذارید و درباره آن بحث و گفتگو می‌کنید و دیدگاه دارید و نتیجه آن را به مدیریت در حاکمیت انتقال می‌دهید و نتیجه این‌ها حال از طریق مقاله و کتاب و در نشست‌ها و یا سخنرانی‌هایی که در جای جای کشور انجام می‌دهید منعکس می‌شود. به نظر شما اگر جامعه‌ای بخواهد خوب بدرخشد و موفقیت داشته باشد در عرصه‌های گوناگون مثل علم و توسعه اقتصادی و توسعه اجتماعی و توسعه مذهبی و هر جای دیگری که بخواهد فعالیت کند به انسان‌های متفکر و با ثبات و با اندیشه و دارای یک آرامش از جسم و روح و روان و جان نیاز دارد. خب ما در کشور این آرامش را نداریم و می‌خواهیم چنین شرایطی به وجود بیاید. شما به عنوان کسی که در دانشگاه تدریس می‌کنید و همانطور که عرض کردم در کرسی‌های علمی حضور دارید، چگونه این موارد را به مدیریت در حاکمیت منتقل می‌کنید؟ تأثیر آن را هم ذکر کنید.

گنجی: این چند بعدی است. یکی این که ما باید مجال ابراز اندیشه و صحبت را به اندیشمندان بدهیم. ما امروزه به انسان‌هایی نیاز داریم که متعهد، متخصص، شرافتمند و وطن‌پرست باشند. هر کدام از این عناصر کم شود، آن زمان یک تبعاتی دارد که نمونه‌های آن را داریم می‌بینیم. انسان‌هایی که این ویژگی‌ها را دارند طبیعتاً شجاعت ابراز نظراتشان را هم دارند و نباید بترسند از این که اگر اظهار نظری کردند و اندیشه‌ای را طرح کردند مورد عتاب و خطاب قرار بگیرند. این بستر اولیه است. دوم برای استفاده از این‌ها زمینه‌سازی کنیم. متأسفانه آن عنصر مفقودی ما این است. آن حلقه مفقودی که باعث می‌شود که معلم و دانشگاهی و استاد اندیشمند ما نتواند افکار خود را به داخل جامعه بیاورد همین است. چون آن فرصت نیست نهاد‌ها و سازمان‌های ما احساس نیاز نمی‌کنند که هر حرکتی می‌خواهد بکنند به سمت دانشگاه‌ها دست دراز کنند و از اندیشه‌های آن‌ها استفاده کنند. ما راهکار داریم. ما استاد‌های بسیار بزرگواری داریم حال اگر من اسم نمی‌برم می‌ترسم که چند اسم در ذهنم باشد و چند اسم را کنار بگذارم. ما انسان‌های شجاعی داریم که اندیشمند و متعهد و وطن‌پرست و شرافتمند هستند. در اقتصاد و جامعه‌شناسی و روانشناسی و علوم سیاسی و بخش‌های مختلف که دارند نظرات خوبی ارائه می‌کنند. اما طبیعتاً از یک فرد دانشگاهی مثل کسانی که به سلبریتی معروف شدند نمی‌توانید انتظار داشته باشید که با هر حادثه‌ای که هر روز در جامعه اتفاق می‌افتد اعلام موضع کنند. جایگاه علمی، جایگاه تفکر است. جایگاه رسیدگی به متغیر‌های زیر بنایی است. مردم در سطح جامعه، بیکاری و ناامنی و فقر و یا پرخاشگری را می‌بینند، اما اندیشمندان دانشگاهی سطوح بالاتری را می‌بینند و نگاهشان به آینده خیلی بلند مدت‌تر است. سال‌ها پیش در مورد کنترل جمعیت هشدار‌ها داده شد. در سال‌های اخیر گفته می‌شود که خیلی از فرصت‌ها از دست می‌رود الان نگرانی برای کنترل جمعیت است و نگرانی برای سلامت جامعه است. یک اقداماتی است که شما اگر الان نکنید بعد‌ها عرصه‌های مختلف تبعات خیلی زیادی خواهد داشت. مثلاً یکی از عناصر امنیت محیط‌زیست، امنیت غذایی و بحث توسعه پایدار است. همه این متغیر‌ها در هم تنیده‌اند و یک گروهی اندیشمند باید بنشینند و ابراز کنند. اما از آن طرف باید یک زمینه و بستری برای شنیدن نظرات فراهم شود؛ که متأسفانه شاهد همچین چیزی نیستم.
 
دیدارنیوز: یعنی بستری فراهم نیست که به مجلس شورای اسلامی و یا به وزارتخانه‌هایی که درگیر هستند با بحث امنیت غذایی، امنیت پزشکی، اجتماعی، محیط‌زیست و مسائل دیگری که بیان کردید، منتقل کنند؟

گنجی: من متأسفانه بسترش را نمی‌بینم. شما دیدید صحبت‌های بسیاری از صاحب‌نظران که در صداوسیما انعکاس پیدا نمی‌کند؛ لذا مجبور هستند گاه گداری به دلیل سوز درونی که دارند در قالب شبکه‌های اجتماعی به طور غیرمستقیم حرف‌های خود را بزنند و بعضاً به خاطر این که در این هیاهو شنیده بشوند داد بزنند و خیلی بزرگ‌نمایی کنند. یا ابعاد دیگری را از قضیه بدهند که هشداری داده شود تا به نوعی توجه جلب کنند.

دیدارنیوز: به زبان ساده باید بگویم شما اگر امروز می‌خواهید مواد غذایی را از یک مغازه خرید کنید اطمینان ندارید که این سالم است یا خیر. مرتب در خبر‌ها شنیده می‌شود که تعدادی مواد غذایی فاسد امحاء شد. این‌ها در زمینه‌های مختلف گفته می‌شود. خب وقتی که ما مرتب با چنین خبر‌هایی رو به رو هستیم خود به خود آن ثبات امنیتی که باید برایمان به وجود بیاید نداریم. ما همیشه در نگرانی هستیم که نکند اگر این رخ دهد چنین شود یا چنان شود. این جا به نظر می‌آید که مثلاً اگر سازمان غذا و دارو مسئولیت این چنینی دارد، در نشست‌های علمی و تخصصی که در دانشگاه‌ها هست در این زمینه با هم هماهنگ شوند و بتوانند به نتیجه برسند.

گنجی: این به بحث امنیت و قانون‌مندی باز می‌گردد. افرادی که مجوز می‌گیرند و برای انجام یک کاری صلاحیتی دارند باید یک مرجع رسمی آن‌ها را تأیید کرده باشد. مرجع رسمی قانونی که رگ و ریشه‌های حاکمیتی دارد و در عین حال از یک بدنه کارشناسی خیلی قوی بهره‌مند است یک چارچوب‌هایی را مشخص می‌کند. شما با اطمینان ماشین‌تان را برای تعمیر ببرید. آن مهر و برچسبی که وجود دارد با اطمینان به آن، جلو می رویم. این مستلزم آن است که قانون‌گذاری شود و از آن مهم‌تر بر اجرای قانون نظارت شود. البته در شرایط امروز طبیعتاً انسان سالم را شما باید در جامعه سالم پیدا کنید. وقتی که شرایط به شکلی شد که برای دنیا مسابقه است لذا اخبار منفی جلوه بیشتری پیدا می‌کند. آن احساس عدالت از بین می‌رود. کسی که مثلاً اعتماد عمومی مردم را مخدوش کرده، کسی که با سلامت مردم بازی کرده، کسی که داروی مردم را احتکار کرده و در آن تقلب کرده است، کسی که در آرد مردم خاک ریخته باید مجازاتی شود که بازدارنده باشد. بد نیست خاطره‌ای ذکر کنم از یکی از اساتید بزرگ آقای دکتر مهدی کی‌نیا که خدا رحتمشان کنند از اساتید بزرگی که به پدر جرم شناسی ایران معروف هستند. وقتی با افرادی برخورد می‌کرد که ما از دیدن آن‌ها وحشت می‌کنیم مثل قاتل و جانی و دزد و ... شاگردانش می‌گفتند این مرد به پهنای صورت اشک می‌ریخت. بعد می‌گفتند که استاد شما چرا با این افراد همراهی می‌کنید؟ می‌گفتند آیا این‌ها خودشان انتخاب کردند که این باشند؟ اگر این‌ها هم پدر و مادری مثل شما داشتند و یا در یک بستر اجتماعی سالم رشد می‌کردند دلشان نمی‌خواست تحصیل کنند؟! نمی‌شد از بینشان متخصصین بزرگی بیرون آید؟! این‌ها آسیب دیدگان و زخم خوردگان یک جامعه ناسالم هستند. جامعه‌ای که نتوانسته حداقل بهداشت و آموزش رایگان و معیشت و امکان اشتغال و شرایط دیگر را برایشان فراهم کند. شما در مراجعه به دادگاه‌ها و به جا‌هایی که با مجرم برخورد می‌کنند می‌بینید که اغلب بیکار و یا مجرد هستند. فردی که امکانی برای ازدواج و اشتغال نداشته زمینه برای ارتکاب انواع جرائم برایش فراهم می‌شود. او خودش انتخاب نکرده که این باشد. اگر شرایط اجتماعی به گونه‌ای بودکه می‌توانست برای او بستر مناسبی فراهم کند او هم می‌توانست آدم بزرگی شود.
 
 
آموزش؛ نسخه همیشگی پیشرفت
 

دیدارنیوز: شما به لحاظ هیئت علمی بودنتان با خیلی از مراکز علمی دنیا در ارتباط هستید. در مباحث روانشناسی و بحث ثبات امنیت و داشتن آرامش خیال و آرامش جسم و جان کدام کشور‌ها با ما همراه هستند یا مثل ما هستند؟ من نمی‌خواهم مقایسه کنم. خب به هر حال بسیاری از کشور‌ها درگیر جنگ و درگیر مسائل اقتصادی هستند و آن جا هم کمبود‌ها بسیار زیاد است. به هر حال جامعه بشری در همه جای دنیا دچار مشکلات خاص خودش است. کجا به ما نزدیک‌تر است و یا کجا مثل ما بودند و با یک برنامه‌ریزی مشخصی وضعیت مناسب‌تری برایشان به دست آمده است؟

گنجی: من مثال و جایگاهی که می‌توانم برای شما بگویم به بحث آموزش باز می‌گردم که نسخه همیشگی و اصلی من برای پیشرفت است. وقتی که روس‌ها اولین بار به سمت فضا رفتند، رئیس‌جمهور وقت آمریکا اندیشمندان و وزرا را دعوت کرد و گفت ما چه کنیم که عقب‌ماندگی‌مان را از روس‌ها جبران کنیم؟ متفکرین بعد از یک مدتی فکر کردن گفتند که ما باید آموزشمان را درست کنیم. تصور آن‌ها این بود که برای جبران عقب ماندگی در صنایع فضایی به سمت و سوی صنابع نظامی و وزارت خانه‌های دیگر بروند. بعد دیدند که نه اینگونه نیست. گفتند که ما باید از آموزش و از پایه کار را شروع کنیم. حقوق معلمین در یک مقطعی به شدت افزایش پیدا کرد و چندین برابر شد. تمام کتب درسی بازنگری شد. چون به یک واقعیت رسیدند که برای انجام هر کاری به انسان نیاز دارند. انسانی که آموزش دیده و انسانی که حتی تعهدات اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی به شکل خیلی نرم و ظریف توسط خانواده و معلمان و اساتیدی که صفات خوبی دارند به او منتقل می‌شود. آن انسان است که توسعه پایدار را به وجود می‌آورد. مثلاً بازگردیم یک بار دیگر از منظر اقتصاد به قضیه نگاه کنیم. سرمایه اصلی هر جامعه کدام است؟ اقتصاددان‌ها در سال‌های قبل می‌گفتند که سرمایه‌های مادی مثل نفت و گاز و منابع روی زمین و زیرزمینی است. ما که از لحاظ این منابع یک جایی اول و یک جایی دوم و نهایتاً پنجمیم و خیلی بالا هستیم. پس چرا وضع ما این گونه است؟ بعد شما خیلی کشور‌ها را دارید که این سرمایه را ندارند و وضعشان خیلی بهتر از ما است. بعد‌ها به این نتیجه رسیدند که خیر سرمایه‌های مادی یکی از ارکان است، اما رکن مهم‌تر سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی، سرمایه روانشناختی، سرمایه معنوی و سرمایه فرهنگی است. شما تمدنی دارید که اشعارش در خیلی از جا‌ها به عنوان سمبل قرار می‌گیرد. مثال زلزله را بزنیم. در زلزله ایران ما در کرمانشاه شاهد بودیم هموطنانی که در فشار اضطراب قرار گرفتند و بیش از نیاز خودشان اقلامی را دریافت می‌کردند. من به چادری رفتم که در آن ده چادر دیگر بود. من گفتم چرا نمی‌گذارید هموطنان دیگر استفاده کنند. گفتند که احساس نا امنی می‌کنیم و فردا ممکن است نباشد و الی آخر. بعد همین زلزله همراه با سونامی که در ژاپن به وجود می‌آید، افرادی که زنده مانده‌اند خیلی آرام سر صف به سمت پناهگاه می‌روند و پولی و یا چیزی هم پیدا می‌کنند به پلیس می‌دهند. بعد می‌گوییم چرا؟ می‌گویند ما به حکومت‌مان ایمان و اطمینان داریم که برای ما زندگی و شرایطی را فراهم می‌کند. بزرگ‌ترین سرمایه‌هایی که باعث می‌شود از سرمایه مادی‌تان استفاده کنید سرمایه‌های اجتماعی، روانشناختی و انسانی است. حالا در کنار آن سرمایه‌های فرهنگی و چیز‌های دیگر است. کشور‌هایی که چند صد سال بیشتر سابقه تمدنی ندارند شما می‌بینید که در زمینه‌های مختلف حرفی برای گفتن ندارند. پس اگر بخواهم بگویم خیلی از کشور‌ها شبیه ما هستند و خیلی از کشور‌ها شبیه ما نیستند. این مسیری است که ما باید پیدا کنیم. جالب است من همیشه بحثم را با این شروع می‌کنم که به نظر شما آموزش کجای زندگی ما انسان‌ها است که نقش نداشته باشد؟ همه سکوت می‌کنند. اما وقتی به عمل می‌رسیم مردم خودشان این کار را می‌کنند. در سبد خانوار آموزش بچه‌ها کلاس‌های زبان و کامپیوتر خیلی جایگاه بالایی دارد. اما وقتی به مسئولین یا متولیان امر می‌رسیم اولین جایی که بودجه را می‌زنند، آموزش است. در جامعه‌ای که معلم و استاد و اندیشمندش جایگاه مناسبی نداشته باشد، هیچکس جایگاه مناسبی ندارد. در بلند مدت شما هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید، شما وقتی چکش تنها ابزار دستتان باشد، با همه چیز و همه کس مثل میخ برخورد می‌کنید. انسان‌های توانمند می‌خواهید، انسان‌هایی می‌خواهید که وجدان کار داشته باشند، انسان‌هایی می‌خواهید که خوب نظارت کنند، انسان‌هایی می‌خواهید که آینده را ببینند، همه این‌ها از مسیر آموزش و پرورش و دانشگاه می‌گذرد. نسخه ما همین است. کشور‌هایی که روی این قضیه سرمایه‌گذاری کردند و آموزششان را قوی کردند، در قسمت‌های دیگر هم موفق شدند.
 
دیدارنیوز: بسیاری از کارشناسان دیگر معتقد هستند که تضاد‌ها در بین مردم ایران بسیار زیاد است اما با توجه به همه این تضاد‌هایی که وجود دارد با آرامش در کنار هم به صورت ظاهری زندگیشان را می‌کنند و روزمره خود را می‌گذرانند. هیچ کسی هم گرسنه نمی‌ماند و اگر هم گرسنه بماند کسی با خبر نمی‌شود. به نوعی هم همه دارند زندگی می‌کنند. نظر شما چیست؟

گنجی: من موافقم. همین قضیه تضاد‌ها است. اما من امیدوارم یعنی مجموعه‌ای از رفتار و گفتار من در زندگی فردی و جا‌های دیگر این است که کشور ما است و اگر خراب است و مشکلی دارد مال ما است و با همه شرایط مام میهن را نباید در این شرایط تنها گذاشت. انسان‌هایی می‌خواهیم که در شرایط سختی، جوهره خود را نشان دهند. وقتی که پول مفت نفت است و وقتی که تحریم نیست هر کسی با هر شأن و لیاقتی می‌تواند کار انجام دهد. اما امروزه دیگر جای ریسک و خطا نداریم. باید کار را به دست انسان‌های متعهد و متخصص و شرافتمند وطن پرست بسپاریم. کسی که این صفات را داشته باشد اگر کاری در تخصصش نباشد نمی‌پذیرد. اگر این صفت‌ها را نداشته باشد با مسئولیت و پول و امکاناتی که دستش می‌دهند کار خوبی انجام نمی‌دهد. امروزه باید آن دایره تنگی را که از قبل داشتیم مقداری کنار بگذاریم. به سمت حل مشکل برویم. واقعیت‌های تاریخی را درک کنیم و راه کار داشته باشیم. بسیاری از اندیشمندانی که من می‌شناسم برای تک تک شرایطی که شما می‌بینید و نام می‌برید راهکار دارند و گفته اند. من نمی‌دانم که حالا می‌توانم در برنامه اسم این بزرگواران را ببرم یا خیر.
 
دیدارنیوز: بله خوش حال می‌شویم.

گنجی: در رأس آن‌ها برادر عزیزمان جناب آقای پروفسور فرامرز رفیع پور که آخرین کتابشان، خود جلد کتاب حرف می‌زند. تحت عنوان «دریغ است ایران که ویران شود». ایشان همه تضاد‌های ما با غرب و بحث تاریخی و ریشه‌ای انقلاب و راهکار‌ها و مشکلات امروز را گفته اند. سال‌ها قبل از این یک کتاب زیبایی دارند به اسم «سرطان فساد» و در آن مشکل و راهکار‌ها را گفته اند. از اندیشمندانی که می‌توانم نام ببرم آقای دکتر محسن رنانی است که در عرصه اقتصاد بسیار صاحب نظر هستند و نظرات زیبایی گفته اند که در سایتشان و در کتاب‌هایشان هست. فرد دیگری که در ذهنم است آقای دکتر محمد فاضلی است که ایشان کانال و کتابی به اسم «دغدغه ایران» دارد. این‌ها یک مشتی از خروار عظیمی از اندیشمندان هستند. آن ها راهکار‌ها را هم گفته اند. حال اگر به آن‌ها گوش نمی‌شود و به آن‌ها توجه‌ای نمی‌کنند آن بحث دیگری است.
 
دیدارنیوز: ما در برنامه‌ای که الان با شما داریم در مورد امنیت خیلی صحبت کردیم. شما از انواع امنیت نام بردید که چه نوع امنیت‌هایی وجود دارد. به نظر شما الان نوع امنیتی که ما و جامعه ما را تهدید می‌کند چه نوع امنیتی است که باید زودتر به آن بپردازیم و آن را سر و سامان دهیم؟

گنجی: امنیت سیاسی و اقتصادی همه‌ی ابعاد دیگر امنیت را تحت الشعاع قرار داده است. ما باید آن چشم اندازی را که داریم برای مردم خودمان ترسیم کنیم. راهکار‌ها و صحبت‌هایمان و تکنیک و تاکتیک‌هایمان همه به سمتی رود که نشان دهد که ما می‌دانیم چه می‌کنیم و مردم خود را با خود همسو کنیم. ما الان داریم در یک جنگ به سر می‌بریم. بسیاری تعارف دارند و این را می‌گویند، اما من تعارف ندارم. من در جنگ هشت ساله بودم و بیش از ۲۶ ماه و بیش از دو سال جنگیده ام. آن جنگ خیلی خوب بود. به خاطر این که شما همه چیز را می‌دیدید دشمن و خمپاره و الی آخر قابل رؤیت بود. امروزه همه قسمت اقتصادی جنگ را می‌بینند، اما یک ابعاد پنهانی دارد، جنگ روانی و جنگ امنیتی و خیلی از موارد دیگر را ما نمی‌بینیم. ما باید مشکلات داخلی خود را برطرف کنیم و خیلی منسجم و محکم با وحدتی که به وجود می‌آوریم، آن زمان در مقابل دشمنان خود بایستیم. شرطش این است که باور کنیم الان درگیر جنگ هستیم و باور کنیم که نیاز داریم به مردم هوشیاری و آگاهی دهیم و با خودمان همسو کنیم و احساس عدالت و برابری کنند و احساس کنند اگر مشکلی هست برای همه است و اگر نیست برای همه نیست. این وظیفه قوه قضائیه است. بعد از آن ساختار‌های دیگر اگر امکانی است برای همه فراهم است و اگر امکانی برای تحصیل است برای همه فراهم است و مجموعه این‌ها امنیت را برای ما به همراه می‌آورد. طبیعتاً در سطوح فردی و خانوادگی و ابعاد دیگر را هم تحت الشعاع قرار می‌دهد.
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم