تقی آزاد ارمکی، جامعه شناس و استاد دانشگاه با اشاره به اینکه اعتراضات اخیر اقتصادی بود، بعد سیاسی شد، گفت: از نگاه من چیزی حل نشده و آینده تغییر نکرده است. شما بگویید حتی یک عنصر کوچک نیمدرصدی تغییر کرده باشد. شیوه حکمرانی عوض شده؟ آدمها جابهجا شدهاند؟ روشها تغییر کرده که مردم اثرش را ببینند؟ هیچ چیزی وجود ندارد.

دیدارنیوز: تقی آزاد ارمکی، جامعهشناس، میگوید آنچه در خیابانها رخ داد نه تفاوت شهرها، بلکه نشانه تداوم ناکارآمدی حکمرانی و فقدان هر تغییر حقیقی در شیوه اداره کشور است.
اعتراضهای مردمی از گرانی و بیثباتی بازار شروع شد، به خیابان رسید، سیاسی شد و حالا در غیاب هر تغییر ملموس در روش حکمرانی، به تجربهای تبدیل شده که جامعه میتواند دوباره تکرارش کند.
تقی آزاد ارمکی، جامعه شناس و استاد دانشگاه معتقد است افزایش مجروحان در تهران، مشهد و اصفهان نه محصول تفاوتهای شهری، بلکه نتیجه یک اعتراض فراگیر به ناکارآمدی اقتصادی و انسداد سیاسی است؛ اعتراضی که به گفته او، اگر تغییری در سیاستها رخ ندهد، دوباره و اینبار گستردهتر بازخواهد گشت.
گفتگوی تقی آزاد ارمکی، جامعهشناس و استاد دانشگاه تهران با اقتصادنیوز را بخوانید.
*آقای ارمکی! آیا دلایل اعتراضات در شهرها متفاوت بودند؟ با توجه به آمار بالاتر مجروحان در تهران، مشهد و اصفهان، این تفاوتهای آماری را چطور تحلیل میکنید؟
اعتراضات عمومی بود و ریشهها خیلی متفاوت نبود. اینکه میگویند سه شهر، سه منطق متفاوت داشته، به نظرم اینطور نیست. آنچه تفاوت ایجاد کرده، بیشتر به میزان حضور نیروها، شدت عمل، میزان درگیری و نحوه مراقبت و کنترل برمیگردد. یکجا نیروها بیشتر حاضر بودند و درگیری کمتر شد، یکجا حضور کمتر بود و درگیری بیشتر. اینهاست که آمار مجروحان را بالا و پایین میکند.
آمار رسمی هم همان آمار کلی جریان عمومی است. واکنش شهرها خیلی متفاوت نبود. مشهد همانطور واکنش نشان داد که تهران واکنش نشان داد. آنچه اتفاق افتاد، اعتراض عمومی به ناکارآمدی اقتصادی بود که بهسرعت سیاسی شد و در دل آن ناکارآمدی حکمرانی دیده میشد. اعتراض، اعتراض به حاکمیت بود.
شعارها نیز تقریباً واحد بود. تفکیک خاصی وجود نداشت. واکنشها هم در همهجا تقریباً شبیه هم بود و تفاوتها بیشتر به برخورد، نظارت و کنترل برمیگردد که آمارها را متفاوت نشان میدهد.
*چرا اعتراضات اقتصادی به مطالبه سیاسی تبدیل شد؟
آنچه دیدیم این بود که اعتراضات بر اساس مشکلی شکل گرفت که ابتدا بهصورت اقتصادی در عرصه عمومی و بازار خودش را نشان داد و بعد به کل جامعه رسید. مردم گفتند این وضعیت غیرقابل قبول است. تا حالا تحمل کردیم، اما دیگر تحمل گرانی، بههمریختگی و بیمسئولیتی را نداریم.
این اعتراض بعد تبدیل شد به صدای سیاسی، چون جامعه ایرانی از قدیم مشکلات اقتصادی را در حکمرانی توضیح میدهد. وقتی سیاستگذار ناتوان است و توان حل مسائل را ندارد، مشکلات اقتصادی بهوجود میآید. جامعه به امر سیاسی برمیگردد و میگوید اراده کافی وجود ندارد و حوزه سیاسی ناکارآمد است.
شعارها از جنس نان و آب نبود. مردم نگفتند دلار ما کو. این فهم در جامعه ایرانی جاری است. مردم میگویند ریشه این مشکلات در سیاست است؛ از وضعیت کارخانهها و بانکها گرفته تا رابطه با جهان و تولید کالا.
*آیا نشانهای از تغییرات دیده میشود؟
از نگاه من چیزی حل نشده و آینده تغییر نکرده است. شما بگویید حتی یک عنصر کوچک نیمدرصدی تغییر کرده باشد. شیوه حکمرانی عوض شده؟ آدمها جابهجا شدهاند؟ روشها تغییر کرده که مردم اثرش را ببینند؟ هیچ چیزی وجود ندارد.
حکمرانی میتواند چندین تصمیم بگیرد. یکی بازگشت از سیاستهای اقتصادی غلط است. اقتصاد مبتنی بر رانتخواری است؛ عدهای خاص ثروت دارند و مصرف میکنند و بقیه جامعه امکان حضور در اقتصاد ندارند. فشار روی بخش خصوصی است، در حالی که دولت و حکومت خودشان کار اقتصادی میکنند و بخش خصوصی کنار گذاشته شده است.
بازار به همین دلیل تابع شرایط جهانی شده، چون تولید جدی وجود ندارد. دولت باید کمتر مداخله کند و حکومت عقب برود تا بخش خصوصی فعال شود و تولید ثروت شکل بگیرد.
*از نگاه شما چه حوزههایی بیش از همه نیازمند اصلاحاند؟
کاهش نابرابری یک مسئله اساسی است. آموزش باید رایگان باشد. مدرسه خوب نداریم و آموزش درست انجام نمیشود.
در مسکن، کار، امنیت و بهداشت هم وضعیت مشابه است. بیمارستانها را نگاه کنید؛ مردم نمیتوانند دکتر بروند، دارو نیست و پزشک نیست. اینها نیازهای اولیه جامعه است و حکومت میتواند و باید آنها را اصلاح کند.
ما همچنان انسداد سیاسی داریم. منتقدان در زنداناند و هر کسی انتقاد کند محکوم میشود. انتخابات آزاد وجود ندارد و عدهای تصمیم میگیرند چه کسی کاندیدا شود.
در فرهنگ هم همین وضعیت حاکم است. ممیزیهای متعدد اجازه تولید و عرضه را از هنرمند گرفتهاند. در حوزه دین هم مردم کنار زده شدهاند و نهادهای کنترلی جای مشارکت مردمی را گرفتهاند. حاکمیت باید سبک و مردمی شود و اجازه دهد مردم خودشان تصمیم بگیرند. اگر این مسیر ادامه یابد، اعتراض بعدی گستردهتر خواهد بود.
*در صورت تداوم وضعیت موجود، چه آیندهای برای اعتراضات متصور هستید؟
اگر وضعیت ادامه پیدا کند، در آینده نهچندان دور جامعه دوباره وارد یک اعتراض فراگیر میشود؛ حتی اگر جنگی هم رخ ندهد. آنوقت دیگر برخورد جواب نمیدهد. جامعه دید که اعتراض نتیجه میدهد، هزینه داد و دوباره این مسیر را تکرار میکند.
فشار اقتصادی، ارز، محدودیت کالاها دوباره به زندگی مردم برمیگردد و این به اقدام اجتماعی گسترده منجر میشود؛ فضایی مخرب و هرجومرجآمیز که حتی بدون دخالت دشمن خارجی هم میتواند شکل بگیرد.