تندروها و مخالفین پروانه سلحشوری که اتفاقا به شدت ادعای انقلابی گری نیز دارند، از آنجا که دستشان برای تخریب او از همه جا کوتاه بوده، موضوع آقازاده ماساژور و ارتباط او با برخی مقامات را پیراهن عثمان کرده و با حمایت صدا و سیما مانور گستردهای بر این موضوع داده اند، ادعایی که از طرف سلحشوری تکذیب شده است، هرچند به فرض درست بودن این مدعا نیز مسأله برادر زاده، هیچ ربطی به وی ندارد و نمیتواند مانع از مطالبه گری وی شود.

دیدارنیوز ـ
مرضیه حسینی: پروانه سلحشوری در زمره معدود نمایندگان لیست امید است که وظایف نمایندگی خود را به قیمت پرداخت هزینههای گزاف انجام داده است. نمایندهای که نطقهای دلسوزانه اش همواره برایش دردسر ساز بوده و او را در معرض هجمهها از جانب طیفها و گروههای مختلف، به ویژه اصولگرایان قرار داده است. سلحشوری نه فقط به عنوان نمایندهای متعهد که در وهله بعدی به عنوان یک زن که مسائل جامعه زنان همواره از جمله دغدغه هایش بوده، کنش سیاسی انجام داده و بارها نیز مورد حمله قرار گرفته است.
داستان «آقازاده ماساژور»؛ اوج بی اخلاقی در عرصه سیاسی
مصاحبه اخیر پروانه سلحشوری با یکی از رسانهها و بیان مسائلی از قبیل انتقاد به وجود نگاه امنیتی به فعالیتهای اجتماعی و سیاسی زنان و همچنین ضرورت مواجهه عدالت محور با زندانیان سیاسی زن که تعداشان از ۱۷ به ۴۰ نفر در طول یک سال گذشته رسیده، همچنین طرح این پرسش که چرا یک زن به خاطر بی حجابی محکوم به ۲۴ سال زندان میشود، اما متهم اقتصادی ثامن الحجج ۱۵ سال حکم میگیرد؛ بار دیگر وی را در مرکز حملات مخالفینش قرار داده است.
تندروها و مخالفین سلحشوری که اتفاقا به شدت ادعای انقلابی گری نیز دارند، از آنجا که دستشان برای تخریب او از همه جا کوتاه بوده، ماساژور بودن بردار زاده اش و ارتباط او با برخی مقامات را پیراهن عثمان کرده و با حمایت صدا و سیما مانور گستردهای بر این موضوع داده اند، ادعایی که از طرف سلحشوری تکذیب شده است، هرچند به فرض درست بودن این مدعا نیز مسأله برادر زاده، هیچ ربطی به وی ندارد و نمیتواند مانع از مطالبه گری وی شود. نکته مهم در خصوص این ادعا، اما پراکنده شدن حجم گستردهای از بی اخلاقی در حوزه سیاسی با هدف بازستانی سریر قدرت است، مطلبی که میتواند هشداری جدی برای وارثان انقلاب باشد.
چون دوست دشمن است، شکایت کجا برم؟
پروانه سلحشوری در حالی به خاطر نطقهای منتقدانه و موضع گیری در خصوص مجازات مخالفان حجاب اجباری، نگاه امنیتی به فعالیتهای اجتماعی و زنان زندانی سیاسی مورد حملات شدید تندروها قرار داشته و دارد که نه تنها نمایندههای اصلاح طلب مرد بلکه ۱۷ زن فراکسیون زنان نیز به استثنای سهیلاجلودارزاده از او حمایت نکردند.
سلحشوری در خصوص انفعال نمایندگان اصلاح طلب بیان کرده است که فراکسـیون امید در حدود صد الی ۱۵۰ نفر عضــو دارد که با حمایت اصلاح طلبان رای آوردند، اما در عمل تنها پنج یا شش نماینده در مجلس صدای اکثریت مردم هســتند، چرا باقی نمایندگان لیســت امید سکوت کرده اند؟
به نظر میرسد این عدم حمایت نمایندگان اصلاح طلب، زنان اعضای فراکسیون زنان و رئیس مجلس از پروانه سلحشوری معنا دار است. بر اساس آیین نامه داخلی مجلس، ریاست مجلس موظف است در برابر هجمهها و حملات اشخاص و گروههای مختلف از نمایندگان حمایت کند، اما لاریجانی هم در خصوص سخنان اخیر علیرضا پناهیان درباره نمایندگان مجلس و هم حملات پر فشار تندروها به سلحشوری منفعل بوده است.
انفعال لاریجانی را شاید بتوان با در نظر گرفتن این نکته که ایشان تمایل دارد سالهای پایانی دوران ریاست خود را بدون تنش و با جلب رضایت اصولگرایان به پایان برساند، فهم کرد. همچنین سکوت نمایندگان اصلاح طلب و فراکسیون زنان نیز با نگاهی به تکاپوهای قبل از انتخابات و ترس از عدم راهیابی مجدد به پارلمان قابل درک است.
هجمههای وسیع علیه سلحشوری و انفعال نمایندگان اصلاح طلب در دو سطح قابل بررسی است. نخست، ساختار پارلمان و هویت نمایندگانی است که از طریق لیست امید وارد مجلس شدند، اما پس از ورود از فراکسیونهای اصولگرا سر بر آوردند. پس از ردصلاحیت نامزدهای سرشناس اصلاح طلب در تهران و شهرستانها توسط شورای نگهبان، اصلاح طلبان دست به اقدامی زدند که درنهایت به ضررشان تمام شد به این معنا که تعدادی «اصولگرای معتدل» و افرادی که هویت سیاسی شان چندان شفاف نبود را به اسم اصلاح طلب وارد لیست امید و سپس مجلس کردند؛ این افراد، اما به سرعت در طیف مخالف قرار گرفته و اصلاح طلبان را به حاشیه راندند. خود اصلاح طلبان نیز فارغ از ۴ یا ۵ نماینده، خود را وارد منازعات سیاسی بر سر منافع مردم نکردند.
زنان و دشواری های ساختار قدرت
سطح دیگر تحلیل در مورد هجمه به سلحشوری از زاویه زن بودن او در پارلمان و ساختار سیاسی به شدت مردسالار قابل طرح است. واکنش به نطقهای سلحشوری در سالهای گذشته از طرفی و ناکام ماندن تصویب لوایح مربوط به بهبود وضعیت زنان از طرف دیگر، گواه محدودیت زنان و سختی کار آنها در حوزه سیاسی کشور است؛ بهویژه اینکه زنان در تعیین خط مشیهای کلی حوزه قانونگذاری نیز نقش چندانی ندارند.
زنانی که به سوی عرصههای قدرت گام برمیدارند، بایستی افزون بر تواناییها و مهارتهایی که مردان نیز باید برای احراز آن مسئولیت یا شغل دارا باشند، چندین برابر مردان برای اثبات توانایی و قبولاندن خود به ساختار موجود تلاش کنند. علاوه بر این، پس از موفقیت و راهیابی به پهنه قدرت، میبایست در قالب ساختارهای موجود و استانداردهای کهن سیاسی و اداری که مبتنی بر تقسیم جنسیتی کار است فعالیت کنند؛ بنابراین شانس کمی برای تغییر ساختارهای اصلی نگهدارنده نظم سیاسی و اجتماعی موجود که بر علیه زنان است دارند.
همواره در اقلیت بودن زنان در پارلمان و نداشتن میدان مانور برای همین اقلیت، دلیلی بر اثبات مدعای فوق است به ویژه اینکه همین حضور و کنش گری تعداد قلیل نمایندگان زن در ساختارهای قدرت، ضرورتا مترادف با تعدیل نابرابریهای جنسیتی نیست، زیرا همین میزان اندک مشارکت سیاسی زنان نیز در ساختاری مردانه و مبتنی بر تبعیض، امکان هدایت به سمت منافع گروههای مختلف زنان را نمییابد.
همچنین براصول گرایان که دیگه شرم روخوردن حیاروقی کردن