«پرونده ویژه» "دیدارنیوز" با عنوان علل و عوامل بروز جنگ ایران و عراق/بخش پنجم

برخی از نویسندگان، یک مدل ترکیبی از عوامل چندگانه را برای تحلیل دلایل وقوع جنگ ایران و عراق مناسبت‌تر می‌دانند و در بیان آن به تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر جمعیت شیعه عراق، جاه‌طلبی‌های صدام برای هژمونی سیاسی و اقتصادی بر خاورمیانه، امنیت مرز‌های عراق، کنترل شط العرب و تسخیر دیگر مناطق مورد ادعای این کشور را از عوامل دخیل در حمله عراق به ایران اشاره می‌کنند که در کنار اوضاع داخلی ایران، عراق را به نائل گشتن به اهداف نظامی خود با استفاده از راهکار نظامی امیدوار ساخت و موجب حمله این کشور به ایران شد.

کد خبر: ۳۵۶۲۴
۱۶:۵۳ - ۰۲ مهر ۱۳۹۸

نظریه‌ها و تحلیل‌های مربوط به جنگ ایران و عراق

دیدارنیوز ـ مرضیه حسینی: در رابطه با جنگ ایران و عراق و دلایل و عوامل وقوع این جنگ، اظهارات فراوان، متفاوت و گاه متضادی ارائه شده است. برخی از صاحبنظران، وقوع جنگ را به دلیل خاصی ارتباط می‌دهند و برخی آن را به مجموعه‌ای از دلایل. از این گذشته هر کدام از آنان تاکید را روی عاملی خاص یا مجموعه عواملی خاص گذاشته‌اند و از این منظر باید گفت با نظریاتی فراوان و متنوع مواجه هستیم. مهم‌ترین دلایل و نظریاتی که در خصوص آغاز جنگ ایران و عراق ارائه شده به قرار زیر است:


عوامل سیاسی

 

در کتاب "جنگ ایران و عراق و نخستین جنگ خلیج" در تبیین دلیل تجاوز صدام به ایران آمده است: «در ۲۸ سپتامبر، تنها ۶ روز بعد از حملات هوایی سنگین عراق به ایران، رژیم عراق به ایران پیشنهاد صلحی بر اساس شرایطی خاص داد. این شرایط عبارت بودند از شناسایی حقوق ارضی عراق از جانب ایران، دست نگه داشتن ایران از مداخله در امور داخلی عراق، تعهد متقابل برای برقراری حسن همجواری، استرداد جزایر سه‌گانه بر مالکان عرب برحق‌شان که در سال ۱۹۷۱ به تصرف ایران درآمده بود. از این شرایط، مورد اخیر احتمالاً کم اهمیت‌ترین باشد».


در ادامه آمده که مانند تمام جنگ‌ها، جنگ ایران و عراق دلایلی عمومی و همچنین فوری داشت و روی مورد دوم تاکید می‌شود. کتاب مذکور با کم اهمیت جلوه دادن اختلافات نژادی و مذهبی میان دو کشور معتقد است تهدید سیاسی یکی از مهمترین دلایل شروع جنگ بوده است. همچنین اصرار فزاینده ایران برای جایگزین ساختن وضعیت سیاسی خود در سراسر کشور‌های خلیج و به‌ویژه در عراق را موجب روی آوردن عراق به استفاده از زور برای پایان دادن به اختلافات دو کشور قلمداد می‌کند و در این راه به اظهارات امام خمینی که اعلام کرده بود بایستی رژیم بعث را به زباله‌دان تاریخ فرستاد و همچنین اظهارات وزیر دفاع که اعلام کرده بود ارتش ایران باید وارد عراق شود و شیعیان عراق با آغوش باز از آن استقبال می کنند، استناد می‌کند. 


حسین سیف‌زاده معتقد است وقوع جنگ، برایند پروسه انقلاب بود و ادعا می‌کند ایران برای مشروعیت بخشی به نظام جدید خود نیازمند جنگ بود و بدین‌وسیله تلویحاً ایران را عامل وقوع جنگ می‌داند و در ادامه می‌افزاید که با آغاز جنگ، حکومت جدید ایران رژیم جدید خود را مشروعیت بخشید.


عوامل و ریشه‌های ارضی

 

بسیاری از صاحبنظران، تجاوز صدام به ایران را متاثر از رویکرد توسعه طلبی ارضی می‌دانند. صدام در ۲۶ شهریور ۱۳۵۹ ضمن باطل اعلام کردن قرارداد الجزایر، اعلام کرد: «ما این تصمیم تاریخی را برای به دست آوردن حاکمیت کامل بر اراضی و آب‌های خود گرفتیم و علیه هرکس که بخواهد با این تصمیم مشروع ما مخالفت کند با تمام قدرت و شایستگی مقابله خواهیم کرد. تمام کشور‌ها از جمله ایران، بر حاکمیت عراق بر شط‌ العرب احترام خواهند گذاشت». 


درودیان اما معتقد است اختلافات مرزی و تاریخی ایران و عراق، کمترین نقش را در وقوع جنگ داشته و این کشور خواستار تجزیه خوزستان و الحاق آن به عراق بود.


عبدالحلیم ابوغزاله هدف صدام از حمله به ایران را بازپس‌گیری شط‌العرب به‌عنوان جزئی از سرزمین عراق می‌دانست و همزمان با آن، تامین مرز‌های سیاسی با سوریه و ترکیه را نیز در وقوع جنگ بی تاثیر نمی‌دید. وی همچنین معتقد است اهداف شکست و عقب راندن تجمع نیرو‌های ایران از کنار مرز‌های مشترک، بازپس‌گیری شط‌العرب، تسلط بر منابع ثروت در استان خوزستان و تحمیل اراده بر نظام حاکم در ایران و یا ساقط کردنش و تامین امنیت ملی عراق بوده است. 


کریستوفر جو نیز در مقدمه‌ای که بر کتاب «خلیج فارس، درس‌هایی برای استراتژی، حقوق و دیپلماسی» نگاشته، هدف عراق از جنگ را کنترل اروندرود دانسته است. 


ولدانی نیز حاکمیت مطلق بر اروندرود، تصرف قسمتی از اراضی ایران واقع در جبهه مرکزی، تجزیه استان خوزستان و استرداد جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را از جمله مهم‌ترین اهداف ارضی صدام در حمله به ایران می‌داند. او در جایی دیگر می‌گوید: تجزیه خوزستان و الحاق آن به عراق، هدف اصلی این کشور از حمله به ایران بود. 

 

نظریه‌ها و تحلیل‌های مربوط به جنگ ایران و عراق

 

وی در جایی دیگر می‌نویسد: «صدام برای تبدیل شدن به رهبری جهانی دنیای عرب، به حادثه‌ای همچون کانال سوئز نیاز داشت و تصرف خوزستان، همسنگ چنین واقعه‌ای بود. با تصرف خوزستان، ضربه‌ای کشنده بر ایران وارد می‌آمد و عراق به عنوان حامی دائمی کشور‌های عربی شبه جزیره و نیروی نظامی برجسته خلیج فارس و مدافع جهان عرب ظهور می‌کرد». 


«تئودور کاپلو پاسکال ونسن» نویسنده کتاب «جامعه شناسی جنگ» خاطر نشان می‌سازد که مرز‌ها علل بروز جنگ نیستند، اما تعارض‌های سرزمینی از سرچشمه‌های مهم اختلافات میان دولت‌ها تلقی می‌شود. 


عوامل اقتصادی

 

گروهی از نظریه پردازان و نویسندگان، نقش عوامل اقتصادی در شروع جنگ ۸ ساله را پررنگ‌تر از سایر عوامل می‌بینند. به‌عنوان مثال منوچهر محمدی اگرچه تصرف خوزستان را انگیزه عراق از حمله به ایران می‌داند، اما انگیزه عراق از تصرف خوزستان را نه رویکرد ارضی بلکه چشمداشت اقتصادی به نفت خوزستان تحلیل می‌کند و می‌نویسد: «وضعیت اقتصادی آشفته ایران و اعتصابات بعد از انقلاب، عراق را وسوسه کرد با تصرف خوزستان به دومین تولید کننده نفت تبدیل شود». 


در همین رابطه، ادعا شده صدام از یک طرف به‌واسطه برخورداری از توانمندی‌های اقتصادی بهتر نسبت به ایران، انگیزه تهاجم به خاک ایران را به دست آورد، و از سوی دیگر از طریق تهاجم به خاک ایران در پی رسیدن به برخی اهداف اقتصادی بود. 


صدام امیدوار بود با تصرف خوزستان، سطح تولید خود را به عربستان نزدیک کرده و موقعیت استراتژیک خود را در خلیج فارس بهبود بخشد. او بر این واقعیت واقف بود که بدون اتکا به یک اقتصاد قدرتمند و پیشرفته، داعیه رهبری جهان عرب نیز به مشکل برمی‌خورد. صدام در همان حال همچنین در نظر داشت با اشغال خوزستان، ایران را از دسترسی به منابع اقتصادی استراتژیک خود محروم ساخته و موقعیت جمهوری اسلامی را در منطقه تضعیف نماید. 


عوامل نژادی

 

بیشتر مفسران و تحلیلگران در بحث از دلایل وقوع جنگ به مقوله کلی عداوت تاریخی میان دو کشور استناد می‌کنند. این عداوت متکی بر دشمنی و رقابت قومی و فرهنگی عرب ـ فارس و همچنین میان سنی و شیعه بوده است که البته نمی‌توان آن را نادیده گرفت.


 ولدانی با اشاره به سخنان نژادپرستانه صدام نشان می‌دهد فاکتور نژادی در  این جنگ بی تاثیر نبوده است: صدام در ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۰ خطاب به ملت عراق گفت: «ما باید شمشیرهای علی، خالد، و سعد ابن ابی وقاص را برای مبارزه با این گروه ستمگر و آموختن جنگ‌های تاریخی جدید به آن‌ها همانند نبرد قادسیه از نیام درآوریم. نبرد باشکوه قادسیه، خودخواهی خسروپرویز را نابود کرد و موانع گسترش اسلام را از میان برداشت و بی دینی و نادانی و تجاوز را در این منطقه ریشه کن نمود. ارتش نیرومند ما نیز در زین القوس و سیف سعید همین کار را انجام داد». 


مدلی ترکیبی از عوامل چندگانه

 

برخی از نویسندگان نیز یک مدلی ترکیبی از عوامل چندگانه را برای تحلیل دلایل وقوع جنگ ایران و عراق مناسبت‌تر می‌دانند. محمود سریع القلم در خصوص دلایل حمله عراق به ایران می‌نویسد: «مجموعه‌ای از نیاز‌ها و آمال‌ها منجر به تصمیم عراق برای حمله به ایران شد. صدام نه فقط در داخل عراق موقعیتی شکننده داشت بلکه در نتیجه انقلاب ایران با مشکلاتی جدی برای بقای خود مواجه شده بود...». وی که برای حل مشکلات داخلی خود و همچنین مشکلاتش با ایران راهی نمی‌شناخت، به خشونت و راهکار نظامی روی آورد. 


شائول بخاش نویسنده کتاب "ایران، عراق و میراث‌های جنگ" نیز آغاز جنگ توسط صدام در شهریور ۱۳۵۹ را به هدف دسترسی به سه هدف می‌داند:


نخست تضعیف یا حتی سرنگونی حکومت انقلابی ایران و جایگزینی حکومتی وابسته به خود و یا حداقل حکومتی که روابط دوستانه با عراق را در پیش گیرد. دوم تحکیم و ارتقاء موقعیت خود به‌عنوان مدافع و قهرمان آرمان عرب در خلیج فارس و خاورمیانه. سوم: احیاء کنترل کامل عراق بر شط‌العرب.


نسرین مصفا به نقل از موسسه تحقیقات صلح بین‌المللی استکهلم (سیپری) در خصوص دلایل حمله عراق به ایران می‌گوید: «در میان جنبه‌های تاریخی، ایدئولوژیک و حقوقی ادعا‌های عراق، مسائل مرزی از همه برجسته‌ترند...، اما در پس این ادعا‌ها هدف وسیع‌تری قرار دارد، یعنی بی ثبات کردن و سرنگون کردن حکومت اسلامی در ایران و گرفتن مقام ایران به‌عنوان قدرت نظامی مسلط منطقه خلیج فارس». 


ساسکیا گیلینگ در کتاب "مذهب و جنگ در ایران انقلابی"  در پاسخ به این سوال که چرا عراق به ایران حمله کرد می‌نویسد: «این مساله چندین عامل دارد که می‌توان آن‌ها را در دو دسته تقسیم نمود: امنیت عراق و تهدیدات ایران برای آن کشور». وی در ادامه می‌افزاید تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر جمعیت شیعه عراق، جاه‌طلبی‌های صدام برای هژمونی سیاسی و اقتصادی بر خاورمیانه، امنیت مرز‌های عراق، کنترل شط‌العرب و تسخیر دیگر مناطق مورد ادعای این کشور، عوامل دخیل در حمله عراق به ایران بودند و خاطرنشان می‌سازد که اوضاع داخلی ایران، عراق را به نائل گشتن به اهداف نظامی خود با استفاده از راهکار نظامی امیدوار ساخت و موجب حمله این کشور به ایران شد.


به باور سپهر ذبیح نیز در دسامبر سال ۱۹۷۹ پان اسلامیسم، دُکترین رسمی ایرانِ امام خمینی شد. عراق متقاعد شد که امام خمینی در صورت داشتن فرصت در صدور بنیادگرایی شیعه به عراق تردید نخواهد کرد، این در حالی بود که صدام از همراهی شیعیان عراق با امام خمینی واهمه داشت. سپهر حمله عراق به ایران را متاثر از چند عامل می‌داند: نخست تصمیم عراق به لغو قرارداد الجزایر، دوم دشمنی ایران با حزب بعث به‌عنوان رژیمی سکولار و طرفدار غرب، و مساله کُرد‌ها.


جک اِس. لِوی و مایک فروئلیچ معتقدند عراق از حمله‌ نظامی خود به ایران دو هدف عمده داشت: اول، کنترل کامل بر شط‌العرب [اروندرود] و دست‌یابی به موقعیت برتر در خلیج فارس و جوامع عربی. دوم، پایان دادن به اقدامات تحریک‌آمیز ایران درباره‌ جنبش‌های شیعی در عراق و دیگر کشور‌های عربی منطقه. این دو هدف در یک جهت بودند. در صورتی که ایران به تهدید حکومت حزب بعث در عراق و ثبات داخلی آن ادامه می‌داد، حکومت عراق نمی‌توانست بر قدرت و وجهه‌ خود بیفزاید. در عین حال، موفقیت عراق در جلوگیری از صدور انقلاب ایران و شاید حتی سرنگون کردن حکومت [امام] خمینی، بی‌تردید عراق را به جایگاه برتر جهان عرب و شاید هم به قدرت مسلط خلیج فارس تبدیل می‌کرد. 
 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم