
من بعد از چند ماه که به تهران میآمدم خجالت میکشیدم در تهران قدم بزنم. خجالت میکشیدم که بهعنوان یک نظامی در زمان جنگ آمدهام ده روز بمانم. در آن ده روز هم باید خیلی از کارهایم را انجام میدادم. خجالت میکشیدم که به داخل شهر آمدهام. خیلی از دوستان، از ما کوچکتر بودند هنوز مو در صورتشان در نیامده بود که به جبهه رفتند. وقتی از جبهه برگشتند که دیگر کم کم مو در سرشان نبود!
دیدارنیوز ـ مسلم تهوری: پیشتر قسمت اول گفتوگوی دیدارنیوز با امیر سرتیپ مصطفی اصلانی پیرامون علل و عوامل بروز جنگ ایران و عراق را منتشر ساختیم. مطلب پیشرو قسمت پایانی گفتوگوی مزبور است.
ببینید: گفتگوی دیدارنیوز با امیر سرتیپ مصطفی اصلانی در آپارات
دیدارنیوز: قبل از ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ درگیریهای مرزی زیادی داشتیم. این درگیریها نشان از یک جنگ قریبالوقوع داشت. کشورهای خارجی هم گوشزد کرده بودند که عراق برای حمله آماده میشود. شما نیز در منطقه به این نتیجه رسیده بودید، کما اینکه اشاره هم کردید. از طرفی در شروع جنگ بیش از ۱۳ هزار کیلومتر مربع از خاکمان را از دست میدهیم. به نظر، ارتش غافلگیر شد و به خاطر همین عراق تا خرمشهر آمد. وقتی این دو را کنار هم میگذاریم، یعنی فعل و انفعالاتی که دلیل بر وقوع جنگ بود و اشغال خاک ایران توسط عراق، نشان از غافلگیری داشت. زمانی غافلگیر میشویم که هیچ نشانهای نباشد، اما وقتی این همه نشانه وجود داشت چرا آن اتفاق افتاد؟ آیا ضعف از ارتش بود یا دلایل دیگری که به ارتش ربطی نداشت؟
اصلانی: زمانی میتوانیم از غافلگیری صحبت کنیم که نهایت یک بازی را از دست داده باشیم. میگویند چه شد؟ میگویم غافلگیر شدم و بازی را از دست دادم. غافلگیر شدم و این اتفاق رخ داد. ابتدا به ساکن نباید با یک حرکت نیروی مقابل، غافلگیری را در ارتش برجسته کنیم. ارتش را با آن شرایط مقایسه کنید. با شرایطی که فرماندهان ارشدش رفته بودند، نقل و انتقالات به نوعی انجام شده بود، خدمت سربازی کم شده بود، بیشترین ظرفیت نیروی ارتش سمت کردستان و آذربایجان دنبال اجرای مأموریت بودند. ضمن اینکه این قضایا را هم میدیدند. ارتش تابع است. حالا من وارد بحث چگونگی عملکرد ارتش در کشورهای دیگر نمیشوم. در ایران، ارتش تابع است. ضمن اینکه ما در دستگاه علمی سازمان خودمان وقتی روی مباحث اطلاعاتی کار میکنیم تا برآورد کنیم چه اتفاقی میخواهد بیفتد، میگوییم شواهد و قرائن دلالت بر این دارد. مثلاً میگویند گسترش نیرو، افزایش نیرو در مرز، تقویت پناهگاهها، تقویت تأسیسات، رفت و آمدهای متداول و پیدرپی و نفوذهای خفیف به داخل، همه اینها دلالت بر این دارد که یک اتفاقاتی میخواهد رخ دهد. اینها منعکس میشود. ارتش خواب نبوده بلکه مأموریت ارتش این بوده است. حفظ و حراست حدود و ثغور وظیفه ارتش است و ارتش باید این کار را بکند. اینها را گزارش و عنوان کرده است. بحث غافلگیری نیست، مترصد این بودند که چه کنند، به آنها مأموریت دهند در لب مرز قرار بگیرند؟ حرکت کنند یا بمانند؟ البته من نمیخواهم وارد دستگاههای دیگر شوم، چون تخصص ندارم؛ شاید میبایست دستگاه دیپلماسی به صورت دیگری عمل میکرد. نیروهای نظامی ما غافلگیر نشدند اگر غافلگیر میشدند روز هفتم صدام خودش پیشنهاد آتش بس نمیداد. اگر غافلگیر میشدند، شهرها یکی یکی تصرف میشد. شما اشاره کردید افسران ارشد ما تعداد معدودی بودند و افسران ما همه افسران جزء بودند. آموخته علمی و دانش نظامی داشتند، اما تجربه جنگ نداشتند. تا خودشان را جمع کردند زمان برد. در کوتاهترین زمان آنها خودشان را جمع کردند. من ستوان دوم بودم که جنگ آغاز شد. بر اساس تحلیل آن زمان معتقد بودم کار خوب انجام شد و الان میگویم خیلی خوب و عالی انجام دادند. ارتش قصور نکرد. ارتش جلوی غافلگیری را گرفت، نه اینکه غافلگیر شود. ما هر عقب روی را به معنای عقب روی ناشی از ترس از دشمن ندانیم. ما در حرکات به عقب تعریف داریم. عقب روی داریم و عقب نشینی داریم. یک جایی من باید زمین را بدهم و بیایم در یک جای بهتری مترصد این شوم که دوباره دشمن را کنار بزنم. اگر آنجا زمین را از دست ندهم، منجر میشود مدام عقب و عقبتر بیایم تا جایی که او دلش میخواهد. من از این فضا استفاده میکنم. میخواهم بگویم ارتش غافلگیر نشد و اعلام کرد. ارتش در آن شرایط خودش را جمع کرد و ایستادگی کرد. افسران جزء ما کم تجربگی خودشان را با کار زیاد جبران کردند. نیروهایی که نود و صد روز در منطقه بودند را با تنبیه میفرستادند که به خانه بروند. چه کسی این کار را میکند؟ الان یکی به شما بگوید دو روز خانه نرو، چه اتفاقی میافتد؟ انواع و اقسام مشکلات برای شما پدیدار میشود. پیش میآمد کسی نود روز یا صد روز خانوادهاش را نمیدید.
دیدارنیوز: به هر حال بیش از ۱۳ هزار کیلومتر مربع از خاکمان را از دست دادیم. شما در مرزها بودید و فعل و انفعالات را می دیدید. در عرصه دیپلماسی به ما گفتند عراق مترصد حمله به ایران است. به نظرتان با توجه به این شرایط، عجیب نیست خدمت سربازی به یک سال تقلیل پیدا کرد؟
اصلانی: ما تک به تک از بطن جامعه هستیم. ما همه به جامعه تعلق داریم. دفاع از کشور وظیفه است. ما عاشق مردم هستیم. اما یک چیزی میخواهم خدمتتان عرض کنم. در آن زمان انقلاب شده بود و هر کسی میخواست بگوید من خیلی خوبم. نمیدانم آن زمان تحت تأثیر چه جریاناتی خدمت سربازی را کم کردند. نمیدانم چرا این اتفاق افتاد. اما منطق این را میگوید اگر در هر جایی اتفاقی میافتد، باید وضعیت را حفظ کرد تا ببینیم چه میشود. آیا ما در شرایطی قرار گرفتیم که اصلاً با هیچ کس نه جنگ میکنیم و نه با ما جنگ میکنند؟ شایعه انحلال ارتش چقدر شدت پیدا کرده بود؟ چه کسانی میگفتند ارتش منحل شود؟ آیا در چشم انداز دیده بودند که این اتفاق میخواهد بیفتد؟ حالا با تیزبینی و ژرفنگری که انجام شد از انحلال ارتش جلوگیری کردند. حتی بعد از تصفیه، این صحبت قوی شده بود. میخواهم بگویم که در واقع ارتش خودش را جمع کرد و غافلگیری نبوده است. من نباید پاسخگوی دستگاه دیپلماسی باشم. من یک نظامی هستم. به من میگویند در فلان ساعت و در فلان جا باید مستقر شده باشی و دفاع کنی؛ بنابراین کسانی باید پاسخگوی مناسبات سیاسی دستگاه دیپلماسی باشند که میتواستند از این کار جلوگیری کنند. چرا نکردند؟ چه دلایلی باعث شد نکنند؟ آیا دلایلی وجود داشت که اصلاً نمیشد کاری کنند؟ من اول هم عرض کردم که صدام مترصد بود که این اتفاق رخ دهد. حتی اگر آخر هم آشتی میدادند به خاطر یک بهانه ریز دوباره بازی را بهم میزد. اگر ما با آن وضعیت و با پذیرش آن شرایط، صلح را میپذیرفتیم در برابر هر اقدام داخل کشور باید پاسخگو می بودیم. آن زمان وجهه و اقتدار ملیمان ضعیف میشد؛ بنابراین من به دید خودم تصور نمیکنم که ارتش غافلگیر شد. ارتش تا بخواهد شرایط لازم را برای دفاع گسترده فراهم کند، نیازمند زمان بود که این زمان را به دست آورد. اگر یک زمانی میآمد و در یک جایی قرار میگرفت و اسیر میگرفت و کشته میگرفت و سرزمین هم از دست میدادیم و ارتش هم خاموش حرکت میکرد، آن زمان میگفتیم که ارتش غافلگیر شد.
دیدارنیوز: اگر این اتفاق رخ میداد اصلاً امروزی وجود نداشت که ما کنار هم بنشینیم و در مورد ارتش صحبت کنیم.
اصلانی: قصد جسارت به سایر نهادها را ندارم. ارتش مزید بر اینکه امروزه دارای ارزشهای بنیادین تعریف شده در جامعه است چند ویژگی خوب دارد که باید برجسته شود؛ اولاً بسیار بی ادعا است. دوماً بسیار مظلوم است. باور کنید دوستان خودم را میبینم بچههایی بودند با ۱۸ سال سن، من با اینها بزرگ شدم و به مرزی رسیدند که دوران میانسالی را دارند رد میکنند. این همه در جبههها بودند کوچکترین ادعایی ندارند. فقط یک خسته نباشید به اینها قوت میدهد. ضمن اینکه باید در جایگاه خود قرار بگیرند. ما منکر این هم نیستیم و باید در جایگاه خود قرار بگیرند. امام علی علیهالسلام میفرماید به دو قشر خوب برسید؛ نظامیانی که از مرز نگهبانی میکنند و قاضیانی که قضاوت میکنند؛ بنابراین میخواهم بگویم رسانهها باید عملکرد ارتش را بررسی کنند. قطعا در مییابند ارتش غافلگیر نشده و اساسا غافلگیری در کار نبوده است. نارسایی در کار بوده مگر میشود نارسایی نباشد؟ ما میخواهیم یک گردان را از یک نقطه به نقطه دیگر جابهجا کنیم آمادهسازی اینها خودش یک مسئله است. تأمین نیرو و تجهیزش یک مسئله است. وقتی حمله شد در مرز، بچههای ما ایستادند و مقابله کردند و شهید شدند. اینگونه نبوده که یکباره جلو بیایند. این باور را نداشته باشید که اقدامی نکردند تا دشمن جلو بیاید، بعد دفاع کنند. خیر، اینطور نبوده از همان ابتدا شهید دادند و جلو آمدند.
دیدارنیوز: عقبه هر لشکر، لشکر معینی وجود دارد. مثلاً معین لشکر خوزستان در استانهای دیگر هستند. این هم طبیعی است که یک لشکری مستقر بوده و بعد با هجوم ده یازده لشکر عراقی مواجه میشود و اینها باید معینهایشان بیایند و کمکشان کنند. با توجه به اینکه شما در منطقه بودید آیا لشکرهای معین به موقع رسیدند یا مانعی برایشان ایجاد شد؟
اصلانی: با آن توصیفی که از وضعیت ارتش در آن زمان کردم نهایتاً ما با چهار لشکر در مقابل دوازده تا سیزده لشکر عراق ایستادیم. در لشکر عراق ۳۰ تیم مستقل هم وجود داشت.
دیدارنیوز: آن زمان لشکر ما واقعاً لشکر بود یا اسمش لشکر بود؟
اصلانی: چند دهه طول میکشد که یک سازمانی از لحاظ نیروی انسانی، تجهیزات، تأسیسات، تسلیحات و موقعیت مکانی در شرایط ایدهآل قرار بگیرد. یگانها هیچ گاه در شرایط مطلوب قرار نمیگیرند. تازه چهار لشکر ما آماده به کار شد. لشکر نصفه نیمهمان ـ منظورم از لشکر نصفه نیمه لشکری است که نیاز به بازسازی همه جانبه داشت ـ لشکر ۹۲ خوزستان ایستاده بود. گروه رزمی تیپ ۳۷ شیراز واقعاً در بحث فکه کولاک کرد. گروههای رزمی لشکر ۲۱ در کنار اینها قرار گرفتند. گروه رزمی تیپ ۳۷ آمد و لشکرهای دیگر به همین صورت همکاری کردند. تیپ ۲۳ نیروهای ویژه هوابرد آن زمان و تیپ ۶۵ نیروهای ویژه هوابرد امروزی که اساسا آنها را بهعنوان کلاه سبزها میشناسند و لشکر ۲۳ نیروهای مخصوص که افتخار خدمت در آن یگان را داشتم مدتها قبل از جنگ در مناطق غرب و جنوب کشور مستقر بودند و خالصانه و با اقتدار، مأموریتهای رصد، خنثی سازی، شناسایی و برقراری امنیت و ثبات در منطقه را اجرا میکردند. در این رابطه تعدادی شهید و جانباز دادند. مشابه این عملیاتها را سایر یگانهای ارتش در مناطق سرزمینی خود انجام میدادند. تمام اینها دلیلی بر حضور پیوسته و مداوم نیروهای ارتش در منطقه است. همین مسائل برای نیروهای هوایی و دریایی بر اساس جنس ماهیتیشان در دوران جنگ صادق است.
دیدارنیوز: مرز ایران و عراق بیش از ۱۶۰۰ کیلومتر است.
اصلانی: اینها اینگونه محاسبه کرده بودند که کار نیروی هوایی تمام است، وضع نیروی زمینی و دریایی هم خوب نیست، آن هم در شرایطی که مستشاران هم بیرون رفته بودند. آنها تحلیلشان اشتباه بود. ما در برآوردهای استراتژیک منطقهای در مورد فرمانده یک منطقه بزرگ، بیوگرافیاش را میخوانیم که چیست و کیست و خصوصیات و خصلت و نوع نگاهش چیست؟! جنگجو است یا محافظه کار است؟! اینها اینگونه تحلیل کردند که الان تعدادی از فرماندههان ارتش رفتهاند و این وضعیت پیش آمده، لذا ارتش توان مقابله ندارد. ارتش به صورت آزمون و خطا کار نکرد. ارتش بر اساس تجربه و درایت و تدبیر فرماندهان این کار را دنبال کرد. سازمان دادن، کار راحتی نیست. چهار نفر آدم را بخواهیم جابهجا کنیم دغدغه دارد. در همین شهر و همین زمان صلح، جابهجایی و برنامهریزی برای تعدادی افراد دشوار است. آن زمان در واقع جنگها حالت خطی داشت و امروزه جنگها حالت غیر خطی است. آن زمان مقایسهها و ترازیابی انجام میشد. مقایسه انجام میشد. تانک دارد پس اینقدر تانک داشته باشم، اینقدر نیرو، ناو و شناور و هواپیما دارد پس همه را با هم مقایسه میکنیم. ارتش در شرایطی بود که این قصه جنگ پیش آمد و نشان داد وقف این مملکت است. یعنی از یک حالت گذار خارج شد. بعد هم همه آمدند. یعنی حساب نکنید که یک لشکر تماشا میکرد که اگر لشکر قبلی شکست خورد آنها جلو روند. خیر، اینطور نبود. بلکه همه دست به دست هم دادند. این حس در من خیلی کمتر از دیگر همکاران و همرزمان من است. من بعد از چند ماه به تهران میآمدم خجالت میکشیدم در تهران قدم بزنم. خجالت میکشیدم که بهعنوان یک نظامی در زمان جنگ آمدهام ده روز بمانم. در آن ده روز هم باید خیلی از کارهایم را انجام میدادم. خجالت میکشیدم که به داخل شهر آمدهام. خیلی از دوستان، از ما کوچکتر بودند، هنوز مو در صورتشان در نیامده بود که به جبهه رفتند. وقتی از جبهه برگشتند که دیگر کم کم مو در سرشان نبود! ببینید که چه تفاوتی دارد. همه دست به دست هم دادند. بیشتر از ظرفیتهایی که وجود داشت جان فشانی شد.
دیدارنیوز: یعنی شما معتقدید که آن استانهای معین و لشکرهای معین به موقع رسیدند و مشکلی در این داستان پیش نیامد؟
اصلانی: بستگی دارد که شما مشکل را چه تعریف کنید. یک زمانی به من میگویید این ساعت اینجا بیایید.
دیدارنیوز: مثلاً لشکری حرکت کرده آمده و بعد جلوی آن را گرفتهاند که شما کجا میروید و چون سابقه ذهنی کودتای نوژه را هم داشتند میگویند میخواهید کودتا کنید و بعد متوقفشان کردهاند. موارد این چنینی وجود داشته یا اینها جزء شایعات است؟
اصلانی: نمیخواهم به صورت موردی وارد این مسائل شوم. به صورت موردی شاید یکی بر حسب سلیقه و تحلیل خود، چنین صحبتی بکند اما مملکت حساب و کتاب دارد. ما تابع قوانین هستیم. وقتی به یک نظامی دستور میدهند که برو، باید برود. او دستور دارد که با هر وسیلهای که موجود است آنجا برود. این عوامل هرگز مانع حضور نیروهای ارتش نشد. هرگز چنین چیزی وجود نداشته است. ارتش دارای قدمت بالایی است و میفهمد که چه باید کند.
دیدارنیوز: میگویند خارج از ارتش مانع تراشی میکردند.
اصلانی: اگر مانع تراشی هم کنند، ارتش نمیپذیرد. ارتش که همانند دیگران از وقوع جنگ با خبر نشده است. ارتش وظیفهاش حفظ و حراست از حدود و ثغور کشور است.
دیدارنیوز: با توجه به اینکه از ابتدای این درگیری در منطقه حضور داشتید، به نظر شما ما قادر به جلوگیری از این اتفاق بودیم یا خیر؟ حالا این اساساً ربطی به ارتش و نیرویهای مسلح ما ندارد و بیشتر به دستگاه دیپلماسی ما مربوط است. آیا دستگاه دیپلماسی ما قادر بود که از وقوع این جنگ جلوگیری کند یا خیر؟
اصلانی: فلسفه اجرای رزمایشها حضور در مرز و نمایش نیروها به این خاطر است که نوعی بازدارندگی به وجود بیاید که ارتش و در کل نیروهای مسلح همیشه آماده هستند. یک قدرت نمایی میکنند. من در آبهای نیلگون خلیج همیشه فارس و در سرزمین ایران عزیزم و در آسمان آبی کشورم هستم و مدام اعلام موجودیت میکنم که دشمن بداند و این قدرت نمایی، بازدارندگی به وجود میآورد.
دیدارنیوز: آیا در آن یکی دو سال این اتفاق افتاد؟
اصلانی: تحت تأثیر آن جریانات، احساس کردند آن بازدارندگی به وجود نمیآید. اما اینها مأموریت خود را انجام میدادند. سازمانهای ما از روزهای اول، همه عازم مأموریت شدند و در خانه نخوابیده بودند. ارتش از شروع انقلاب، اول درگیر مسائل کردستان و آذربایجان شد اما اینکه دستگاه دیپلماسی ما چگونه عمل کرد، آن را باید از خود عزیزان بپرسید و بعد اینها را به هم ارتباط دهید. ممکن است در این گپ و گفت کوتاه اگر بخواهم صراحتاً وارد یک قضایایی شوم شاید حق مطلب را ادا نکنم و یا خدایی نکرده از زاویه خاص به این قضیه نگاه کنم که نتواند آن برجستگی چگونگی جلوگیری را مطرح کند. اما همین قدر بگویم اگر یک نگاه حاکم بر این مبنا بود که در داخل ایران انقلاب شکل گرفت و ارتش با آن قدرت در کنار مردم قرار گرفت ما کاری که خودمان بخواهیم میکنیم، عراق هم که اصلاً عددی نیست شاید این یک نگاه باشد. من نمیدانم. اما ما نظامیان میگوییم باید تا جایی که ممکن است از جنگ پرهیز شود. اندیشه دفاعی و دیپلماسی دفاعی ما میگوید تا جایی که میتوانیم از جنگ پرهیز کنیم. چون جنگ خیلی هزینه بر است. ببینید این پس لرزههای جنگ تا کی ادامه پیدا میکند. ۶۷۲ میلیارد دلار هزینه جنگ بر آورد شده، ببینید چه هزینهای میشود؛ بنابراین یک نگاه دیگری به وجود میآید و این نگاه باید تحلیل شود. یکی میگوید نه ما با وضعیتی که در کشور به وجود میآوریم خود به خود باعث این میشود که کشور دیگری رو به اضمحلال برود و یا رفرمی در آن به وجود آید؛ بنابراین نگاهها متفاوت است. اگر بخواهیم به این سؤال شما خوب پاسخ دهیم باید بیاییم عوامل سیاسی را بیرون بریزیم و به جنگ ربط دهیم. کدام یک از این عوامل به درد میخورد و کدام باعث برجسته شدن انقلاب ما میشد و کدام باعث رسیدن به اهداف دراز مدت ما میشد و کدام باعث نمیشد. آنجا است که میتوانیم احساس کنیم که این مسائل باعث جنگ میشود یا خیر. اما علیالقاعده دستگاههای دپیلماسی باید تا جایی که امکانش باشد از بروز جنگ ممانعت و خودداری کنند.
دیدارنیوز: شما منصفانه برخورد کردید و گفتید قسمت عمده این داستان مربوط به دستگاه دیپلماسی است و ما هم خیلی اطلاعی نداریم که آنها چه کردند و آنها باید بیایند پاسخگوی این داستان باشند. یک مورد را به نیروهای مسلح ربط دادید و گفتید که نیروهای مسلح با مانورهایی که برگزار میکنند اعلام موجودیت میکنند و قدرت خودشان را به دشمن نشان میدهند تا بازدارنده باشد. آیا نیروهای مسلح و در آن زمان در رأسشان ارتش مانورهای اینچنینی داشتند یا شرایط اولیه انقلاب از این فضا خارجمان کرده بود؟
اصلانی: اگر ما بخواهیم بهطور برجسته روی رزمایش برویم، رزمایشها یک مدتی اصلاً اجرا نشد. اما ما حضور داشتیم.
دیدارنیوز: رزمایشها که اجراء نشد آیا به آمادگی نیروها هم ضربه زد؟
اصلانی: فلسفه رزمایش حفظ آمادگی رزمی است. وقتی میگویید رزمایش انجام میدهند یک سری اهداف و منظورها را دنبال میکنید. یک سری رزمایشها مشترک است و یک سری مرکب. بر اساس ادبیات کلاسی میگویم. مرکب یعنی اینکه حداقل یک کشور از بیرون با ما رزمایش مشترک انجام دهد. مشترک یعنی اینکه دو نیرو با هم در رزمایش شرکت کنند. رزمایشی که انجام میشود هدف کسب آمادگی است و نمایش قدرت است و شفاف شدن و برجستگی نقاط قوت است و مشخص شدن نقاط ضعف است و همه اینها را در بر دارد. جنگ بیست ماه بعد از انقلاب اتفاق افتاد. در این بیست ماه، حدود هفت هشت تا ده ماه که برای کشور سازماندهی شدند. به طبع در این جریان سازمانها هر کدام بر اساس ماهیت خودشان سازماندهی میکردند. ۵ یا ۶ ماه هم صرف مسائل و حاشیههایی که به وجود آمد، شد. بحث داخلی به وجود آمد و حالا ارتش به فضای کاری خودش رفت و اشغال سفارت و مباحث دیگری مطرح شد. ارتش حضور داشت. یک پاسگاهی کنار نهر خیم بود. از ابتدای آن پاسگاه سمت شلمچه تا کیلومتر ۲۵ شلمچه ما مرتب به آنجا میرفتیم. هنوز جنگ شروع نشده بود. در کردستان به نحوی حضور داشت. اولین آسیبی که من در جنگ دیدم همان زمان بود که با آرپی جی زدند به دیوار جایی که بودیم و مشکل پیدا کردم. یعنی میخواهم بگویم که هنوز جنگ شروع نشده بود ما در خط بودیم. ما گفتیم که هنوز جنگ شروع نشده بود در ملکشاهی، سمت قصر شیرین در مناطق بودیم. عراق تهاجم هوایی میکرد و اینطور نبود که من یا تیم ما این را بگوید. بلکه همه میدیدند. این رفت و آمدهای ما برای این بود که اینها هر کاری دلشان میخواهد انجام ندهند. پس حضور در خط بود و ارتش رفت و آمد داشت و اخبار و اطلاعات را گزارش میکرد و همه اینها در دست بود. اما رزمایشهایش کمرنگ شده بود و این هم ناخواسته بود و دست خودش نبود. مترصد این بود که بالاخره با شکلگیری و انسجام یک پارچه مملکت، ارتش هم به دنبال کار خود برود و کارش را انجام دهد. آن زمان وضعیت سازمان این بود که ابتدا سازماندهی نیروی انسانی کنند و بعد سازماندهیهای دیگر کنند تا بعد آرام آرام اینها را با هم یک پارچه کنند و جمع کنند.
دیدارنیوز: ما عمده سؤالهایمان را در این حوزه خدمتتان عرض کردیم. اگر خودتان فکر میکنید که جایی نکتهای باید گفته شود که مغفول مانده بفرمایید.
اصلانی: من هم به نوبه خودم تشکر میکنم و از شما و بقیه عزیزان تشکر میکنم که این فرصت را فراهم کردید که بهعنوان یکی از نمایندگان کوچک جامعه ارتش در این گپ و گفت شرکت داشته باشم. انشاءالله توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم. یک پیشنهاد میدهم. انشاءالله روی این قضیه فکر شود و اگر شرایطی برای اجرایی شدن داشت مجموعه سازمانی ما و هر کدام از عزیزان نظامی آمادگی همکاری دارند. اینگونه نباشد که به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس یک نشستی داشته باشیم و یک سری مسائل را بگوییم و کلی دلیل و مطلب بگوییم که این نبوده و چیز دیگری بود. اما بعد از مدتی دوباره همین قضایا برجسته شود. به خاطر جلوگیری از دوباره کاری و موازی کاری و به خاطر اینکه واقعیتها مشخص شود، به خاطر اینکه زحمات عزیزان هدر نرود، به خاطر این که عزیزان همکار ما و دوستان رزمنده و ارتش عزیز ما بدانند که کسانی هستند که دارند این کار را دنبال میکنند. من پیشنهاد میکنم که این کار را بر اساس یک کار علمی دنبال کنید. یک کار توصیفی ـ تاریخی است. بیاییم دنبال کنیم و درس بگیریم و آموخته بگیریم و استفاده کنیم که برای آینده چگونه از این قضایا استفاده کنیم و نارساییهایمان را رفع کنیم، از فرصتهایمان استفاده کنیم، نقاط قوتمان را برجسته کنیم و تهدیدهایمان را از بین ببریم و بیاییم بهطور علمی این کار را دنبال کنیم. ضمن اینکه برای اینگونه کارها پیشنهادم این است که گروه تشکیل شود. یک کار گروه تشکیل شود. جنگ را فقط از بعد نظامی آن نبینیم. شاید من نتوانم پاسخگوی خوبی برای حوزه سیاسی باشم و قطعاً هم همین است. شاید نتوانم پاسخگوی خوبی برای اقتصاد باشم. امنیت ملی مؤلفههای خاص خودش را دارد. یک زمانی امنیت ملی مترادف با امنیت نظامی بود. خیلی وقت است که امنیت ملی میگوید امنیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی و فناورانه و غیره. بیاییم همه را با هم بررسی کنیم و ببینیم برآیند اینها چه میشود. ما از اندیشه شروع کنیم. اصلاً وقتی برای دانشجویانمان وارد فلسفه جنگ میشویم جنگ را باید از اعصار و نسلهای مختلف و دوران تکاملش دنبال کنیم و ببینیم چه مباحثی باعث شروع جنگ است و ریشههای تاریخی جنگ را پیدا کنیم. از دیر باز جنگ را بررسی کنیم که اندیشه و فلسفه آن چه بوده؟ چه چیزهایی را دنبال میکردیم؟ به چه چیزهایی میخواهند برسند؟ چه اختلافاتی بین کشورها بوده است؟ چه تعارضاتی انجام گرفته؟ چه چیزهایی را میخواهند بررسی کنند؟ اینها عقبه جنگ است. بعد این کار علمی چیزی میگوید که برای همیشه ماندگاری پیدا میکند. یعنی اگر پنج نسل بعد بگویند که چه شد؟ میگویید که این کتاب و این تحقیق انجام شده بخوان تا پاسخت را بگیری و نمیگویید که منتظر باشید تا فلان شخص بیاید در این مورد صحبت کند. این نسل ممکن است یک زمانی قدرت صحبت هم نداشته باشد اما آن کتاب و آن مدرک پاسخگو است. به هر حال تشکر میکنم و برای شما و برای عوامل برنامه و دست اندرکاران برنامه آرزوی موفقیت میکنم. انشاءالله ایران ما همیشه با اقتدار باشد و انشاءلله امنیت در جامعه حاکم باشد و در شرایطی بهتر از این هم قرار بگیریم. هیچ کسی حتی فکر این را نکند که بخواهد ذرهای به خاک ما نظر داشته باشد، چه بخواهد به آن قدم بگذارد. این اتفاق الان افتاده و با وجود دلیرمردان غیوری که در جامعه وجود دارند کسی جرأت تجاوز به خود نخواهد داد.