
از آنجايي كه اقتصاد ايران تكمحور يا تكموتور است و بر نفت اتكا دارد چه اشكال دارد كه جامعه ايران از تحولات دروني صنعت نفت آگاه بشوند؟ چرا ايرانيان فقط از تحولات دروني صنعت نفت از مصدق و كاشاني ميدانند و چرا نبايد تصاوير حوادث مهم ديگر را ببينند؟
كتاب تاريخ مصور نفت كه توسط مسعود فروزنده تهيه و تدوين شده است به تازگي منتشر و روانه بازار كتاب شد. اين كتاب عكسهايي تاريخي را از ابتداي صنعت نفت تا دوره حاضر براي مخاطبان روايت ميكند. مسعود فروزنده پژوهشگر تاريخي حوزه نفت كه تحقيقات گستردهاي درباره تاثيرات نفت بر زندگي سياسي و اجتماعي ايرانيان انجام داده درباره كتاب خود كه بهتازگي از سوي نشر عابد منتشرشده ميگويد: «در تاريخ مصور ميبينيم كه جامعه و دولت در حال تغيير است. شما در اين كتاب تغيير دولتها به دليل تحولات نفتي را مشاهده ميكنيد.» فروزنده معتقد است كه نفت، خودش يك بهانه نيست بلكه يك محرك تاريخي است. بعد از انقلاب به دليل وجود درآمد نفتي است كه امام(ره) اقدام به گسترش ديوانسالاري و تاسيس نهادهاي جديدي ميكند. اين پژوهشگر تاريخي در اين گفتوگو درباره كتاب خود تاكيد ميكند كه گسترش حزب توده در ايران هم متاثر از موضوع نفت و اختلاف ايران و انگليس در اين باره بوده است. در ادامه مشروح اين گفتوگو را ميخوانيد:
چه انگيزهاي باعث شد كه شما به فكر تهيه كتابي از عكسهاي تاريخي صنعت نفت ايران باشيد؟
همزمان با نگارش تاريخ نفت ايران و تهيه روزشمار آن، يكي از دوستان پيشنهاد جالبي مطرح كرد كه از صنعت نفت ايران، تصاويري تاريخي تهيه كنم تا به اين ترتيب بتوانيم اين تاريخ را براي خوانندگان نسل سوم و چهارم و مخصوصا كاركنان صنعت نفت و همچنين نسل جوان كه حوصله خواندن ندارند، به صورت تصويري روايت كنيم. از طرفي من دغدغه جلوگيري از فراموش شدن بسياري از حوادث و نقاط عطف در صنعت نفت را داشتهام. ضمن اينكه من اهل خانواده نفتي و متولد آبادان هستم. بنابراين بخش زيادي از اين حوادث و تصاوير براي خودم هم نوستالژيك است.
به اين ترتيب تهيه و روايت تصاوير را شروع كردم. اما پيش از همه متوجه پراكندگي منابع شدم و از منابع مختلف از جمله نفت مگزين، بيپي، آرشيو عكس شركت ملي نفت، آرشيو كاخ گلستان، نشريه خواندنيها، آرشيو روزنامههاي اطلاعات و كيهان، نشريات پيك نفت، نامه صنعت نفت، آيينه، كاوش و همچنين تصاويري كه پس از انقلاب توسط عكاسان وزارت نفت مانند مصطفي حسيني تهيه شده بود استفاده كردم و توانستم آرشيوي از ٦ هزار عكس را تهيه كنم و با گلچين و انتخاب هر عكس در زمان خودش كتابي هشت فصلي را تدوين كردم.
اين هشت فصل عبارت هستند از امتيازات، دوره كشف، لغو امتياز دارسي، ملي شدن صنعت نفت، كودتا، كنسرسيوم، انقلاب و توسعه و سازندگي. بعد از تقسيم كتاب به هشت فصل شروع به چينش عكسها و نوشتن وقايع كردم. مشكلي كه ما داشتيم اين بود كه بسياري از عكسها روايت نداشتند و زمان و مكانشان معلوم نبود. بنابراين به عكسهايي رجوع كرديم كه ميتوانستيم زمان و مكانشان را دقيقتر يادداشت كنيم. اين كتاب ٢٨٠ صفحه و مشتمل بر ٧٤٠ عكس است كه انتشارات «عابد» آن را منتشر كرده است. كار تهيه اين كتاب يك سال طول كشيد. علت اينكه تنها يك سال صرف آن شد به خاطر اين است كه من پيش از اين تاريخ تحليلي و روزشمار تاريخ نفت را نيز آماده كرده بودم و به اين موضوع تسلط داشتم.
از مجموعه عكسها و اين آرشيوي كه شما از تاريخ نفت به صورت تصويري روايتكردهايد، ميتوان چه برداشت و نتيجهاي گرفت؟
عكس ثبتكننده لحظه است. چهار ضلع دارد و ما با متن و روايتي كه در كنار هر عكس نوشتيم يا عكسهاي مرتبط را در كنار هم گذاشتيم، سعي كرديم كه فضايي براي خواننده به وجود بياوريم كه گويا همچون فيلم سينمايي گذر حوادث را در ذهن خواننده ثبت و حك كند. اصليترين پايه اين تاريخ مصور، ثبت تاريخي و حفظ حافظه تاريخي است. شما بسياري از اين عكسها را در كانالها، سايتها يا راهروهاي وزارت نفت ميبينيد اما وقتي به صورت يك مجموعه تدوين شده و در كنار هم چيده شده مطالعه شوند، به نوعي زندگي صنعت نفت و فراز و فرود آن را روايت ميكنند. در اين تاريخ مصور بيش از آنكه به نقاط ضعف و قوت صنعت نفت اشاره كنيم به حوادث سرنوشتساز اشاره كردهايم. حوادثي كه مانند پيچ تاريخي هستند كه هم بر تاريخ سياسي كشور تاثير گذاشتهاند و هم بر تاريخ اقتصادي و فرهنگ اجتماعي ايرانيان موثر بودهاند. حوادثي همچون كشف نفت و لغو امتياز و بعد از آن توزيع نفت سفيد، گازوييل و روغن در سراسر كشور در دهههاي ١٣١٠ و ١٣٢٠ موجب تغيير سبك زندگي ايرانيان شد. ما بيشتر به نقاط عطف توجه كرديم.
در تاريخ نفت تا به حال بيش از همه تنها به دو مقطع تاريخي كشف نفت توسط دارسي يا پيدا شدن نفت در ميدان نفتون و همچنين حادثه مهم ملي شدن صنعت نفت در سال ١٣٢٠ و كودتاي امريكاييها عليه دولت ملي مصدق توجه شده است. تا به حال به ديگر بخشهاي تاريخ نفت كمتر توجه شده است. مثلا در دوره رضاشاه ما توجهي به روند توسعه و پيشرفت پالايشگاه آبادان و كرمانشاه و تاثير آن بر سبك زندگي مردم و همچنين اختلافات شركت در دوره رضاشاه كه منجر به لغو قرارداد و بعد امضاي قرارداد جديد شد، نكرديم. همچنين از دوره كنسرسيوم كه دوره پيشرفت صنعت نفت است توجه نكرديم. اين دوره كنسرسيوم دوره بالندگي و دوره پيشرفتهاي همجوار است. بسياري از روشنفكران ايران با پول صنعت نفت به فيلمسازي و ترجمه مشغول شدند و نهضت بزرگي مانند ترجمه در دهه چهل و اوايل دهه پنجاه اتفاق ميافتد.
در اين همين دوره كنسرسيوم يك عنوان نفت و قلم داريم. شما دو گروه را ميبينيد از نخبگان و روشنفكران كه يا كارمند صنعت نفت هستند يا با هزينه و تشويق صنعت نفت اقدام به توليد محصولات فرهنگي كردهاند. اين دورهاي است كه من آن را نهضت ترجمه در دوران معاصر قلمداد ميكنم. رمانها و مقالات فلسفي ترجمه شدند و داستانهايي از جنوب توليد شد. بسياري از كتابهاي تاريخ ايران كمبريج با پشتيباني صنعت نفت توليد شد؛ شخصيتهايي مانند منوچهر بزرگمهر، صادق چوبك، محمدعلي موحد، جلال آلاحمد، ابراهيم گلستان، ابوالقاسم حالت، طاهره صفارزاده، عزتالله فولادوند، اسماعيل فصيح، پروين دولتآبادي و مسعود برزين و قريب ٥٠ نخبه قلم به دست ديگري كه نقش بسيار مهمي در روشنفكري جامعه ايران دارند. همزمان كه مطهري و شريعتي در حسينيه ارشاد در بخش مذهب شروع به سخنراني كردند در بخش ديگري از جامعه شاعران، نويسندگان و مترجمان بودند كه يا كارمند صنعت نفت محسوب ميشدند يا در حمايت صنعت نفت اقدام به توليد محصولات فرهنگي كردند.
اين بخش را من توانستم در تاريخ تحليلي نفت و همين كتاب تاريخ مصور نشان بدهم. يا بهطور مثال ميتوانم به موضوعي ديگري اشاره كنم. در اين تصاوير به خوبي روشن است كه سبك زندگي در ايران چه تغييراتي تحت تاثير درآمد نفتي و توسعه پالايشگاهها داشته است. يك بخش خيلي ساده آن تغيير آشپزخانه است. اگر توجه كنيد به تدريج اجاق نفتي ميشود و بعد اولين اجاقهاي بزرگ و بعد گازي وارد بازار ميشود. اين تغييرات براي روشنايي منازل و همچنين يخچالها نيز اتفاق ميافتاد و با ورود يخچالهاي نفتي مردم توانستند مواد غذايي خود را نگهداري كنند.
در تاريخ مصور آيا ميتوان تغييرات اجتماعي را هم ديد؟
در تاريخ مصور ميبينيم كه جامعه و دولت در حال تغيير است. شما در اين كتاب تغير دولتها به دليل تحولات نفتي را مشاهده ميكنيد. يكي از آنها لغو امتياز دارسي است كه توسط رضا شاه امضا شد. دولتي ميرود و دولت جديدي ميآيد. به علاوه به دليل اينكه جنگ جهاني اتفاق افتاده و قدرتهاي مختلف جهان تلاش ميكنند از منابع نفتي ايران استفاده كنند و در پي اين تلاش رضاشاه را بركنار ميكنند. بعد از اين استالين ميخواهد در نفت ايران شريك شود و با امريكا اختلاف پيدا ميكند و تبليغات گسترده عليه نفت جنوب وارد كار ميشود و ماجراي مجلس شانزدهم پيش ميآيد و رهبران ملي و مذهبي اقدام به ملي شدن صنعت نفت ميكنند. ملي شدن صنعت نفت باعث نزديكتر شدن شاه و امريكا ميشود و كودتا رخ ميدهد و زاهدي سر كار ميآيد. تا سال ٥٧ دوره سياه كودتا را ميبينيم كه نقش بسيار عميقي بر تنفر ايرانيان از امريكا به وجود ميآورد.
يكي از ريشههاي انقلاب اسلامي، تنفر مردم از دخالت امريكا است كه يك پايه آن همين موضوع درآمدهاي نفتي است كه امريكا از ايران بهره ميبرد و شاه ميخواست كه با پول بيشتر نفت، سلاح بيشتري خريداري كند.
اين نفت خودش يك بهانه نيست بلكه يك محرك تاريخي است. بعد از انقلاب به دليل وجود درآمد نفتي است كه امام(ره) اقدام به گسترش ديوانسالاري و تاسيس نهادهاي جديدي ميكند. اگر درآمد نفتي نبود استخدامهاي پس از انقلاب نيز صورت نميگرفت. جنگ صورت ميگيرد و تمام ميادين نفتي ايران را بمباران ميكنند تا درآمد ايران را قطع كنند. بنابراين از آنجايي كه اقتصاد ايران تكمحور يا تكموتور است و بر نفت اتكا دارد چه اشكال دارد كه جامعه ايران از تحولات دروني صنعت نفت آگاه بشوند؟ چرا ايرانيان فقط از تحولات دروني صنعت نفت از مصدق و كاشاني ميدانند و چرا نبايد تصاوير حوادث مهم ديگر را ببينند؟ ببينند كه نفت باعث و باني حوادث مختلف بوده است. سخن ديگر اينكه تاريخ يكصد ساله اخير ايران بهشدت تحت تاثير درآمد نفتي است. دخالت بيگانگان، جنبشهاي اجتماعي و اقتدار دولت همه به نوعي مستقيم يا غيرمستقيم تحت تاثير درآمد نفتي بوده است. مثلا گسترش حزب توده در پايان جنگ جهاني دوم به دليل يك موضوع خاص و ويژه بوده است. حزب توده در ايران براي مقابله با شركت نفت انگليس و ايران گسترش يافت. حزب توده ايران دنبال بهانه ميگشت. بسياري از جوانان كشور چون از انگلستان به خاطر موضوع نفت تنفر داشتند، جذب حزب توده شدند.
اگر نفتي نبود يا دعواي نفتي نبود، كودتا و ملي شدني هم در كار نبود يا حزب توده پا نميگرفت. روشنفكري ايران به اين سرعت، شتاب نميگرفت. تجدد ايرانيان در دهه ٤٠ و ٥٠ به اين شدت شتاب نميگرفت. ما همين الان هم كه نگاه كنيم درآمد و بودجه كشور بر دو محور ماليات و البته نفت استوار است. در تمام تاريخ بودجهبندي ايران اگر نگاه كنيد هميشه بيش از ٥٠ درصد كل درآمد دولت، بر اساس درآمد نفت بوده است. گاهي اوقات اين سهم حتي به ٨٤ درصد نيز رسيده است. يعني درآمد نفتي كه موجب توسعه راه، تجدد، مدرنيسم شده و دولت افكار عمومي را تغيير داده است.
منبع: روزنامه اعتماد / دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷