تیتر امروز

حسین سلاح‌ورزی: امسال، شاهد ضعیف‌تر شدن حکومت و فقیرتر شدن جامعه خواهیم بود/ عده‌ای با بلاهت و به بهانه مسئله حجاب بر طبل تفرقه در کشور می‌کوبند/ تداوم دولت رئیسی، کشور را به جای قله، راهی قعر دره می‌کرد!
در گفت‌وگوی دیدارنیوز با رئیس پیشین اتاق بازرگانی ایران مطرح شد

حسین سلاح‌ورزی: امسال، شاهد ضعیف‌تر شدن حکومت و فقیرتر شدن جامعه خواهیم بود/ عده‌ای با بلاهت و به بهانه مسئله حجاب بر طبل تفرقه در کشور می‌کوبند/ تداوم دولت رئیسی، کشور را به جای قله، راهی قعر دره می‌کرد!

در شرایطی که وضعیت معیشت و اقتصاد مردم به شکل بغرنجی درآمده، شاهد بلاهت و حماقت عده‌ای هستیم که خود را همواره هسته سخت قدرت و صاحبان کشور دانسته و با دستاویز قراردادن مسائلی نظیر حجاب بر طبل...
حضور زنان در ورزشگاه؛ از مجادله تا مناقشه سیاسی
دیدار در برنامه کنکاش بررسی کرد

حضور زنان در ورزشگاه؛ از مجادله تا مناقشه سیاسی

کنکاش در یکی دیگر از برنامه‌های خود به سراغ موضوع حضور زنان در ورزشگاه‌ها رفت و این موضوع را با یک روزنامه‌نگار ورزشی و یک جامعه‌شناس و هر دو از جامعه زنان بررسی کرد.
نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید
افاضات اضافه

نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید

عوام‌الملک پس از نامه‌های متعدد به حضرت مسعود و عدم دریافت پاسخ، این بار مسیر جدیدی را امتحان کرده که کاملا جوابگو و موفق خواهد بود؛ او قرار است نامه‌های مستقیمش را به شکل غیرمستقیم بفرستد تا...
روایت تلخ زنی سارق در مشهد

فروپاشی یک زن، از فرار از خانه تا دزدی از منازل

زن ۳۸ سال زندانی در روایت قصه زندگی اش گفت: با فرار از خانه شروع کردم، با فروش موادمخدر ادامه دادم و حالابه خاطر دزدی بازداشت شده ام دخترم هم در بهزیستی خودکشی کرد.

کد خبر: ۳۱۶۵۴
۱۰:۲۹ - ۱۹ مرداد ۱۳۹۸

دیدارنیوز- زن ۳۸ سال زندانی در روایت قصه زندگی اش گفت: با فرار از خانه شروع کردم، با فروش موادمخدر ادامه دادم و حالابه خاطر دزدی بازداشت شده ام دخترم هم در بهزیستی خودکشی کرد.

    
زن ۳۸ ساله که با در دست داشتن چهار دسته شاه کلید و هنگام دستبرد به منازل شهروندان توسط ماموران دایره تجسس کلانتری شفای مشهد دستگیر شده بود قصه تلخ زندگی اش را در یکی از کلانتری های مشهد بازگو کرد.

وی گفت: در یکی از شهرهای شمالی کشور به دنیا آمدم اما نوزادی چند ماهه بودم که پدر و مادرم از یکدیگر جدا شدند و حضانت مرا مادربزرگم به عهده گرفت. در این میان پدرم را هیچ گاه ندیدم اما فقط دلخوشی هایم به مهربانی های زنی بود که مادربزرگم او را به عنوان خاله ام معرفی کرد .

با وجود این هیچ گاه با تفکرات و رفتارهای مادربزرگم کنار نیامدم و به همین خاطر زمانی که ۱۳ سال بیشتر نداشتم از منزل فرار کردم و به تهران رفتم. آن جا با پسری آشنا شدم که او مرا به منزل مجردی اش برد تا این که روزی ماموران انتظامی منزل او را به محاصره درآوردند و من درحالی دستگیر شدم که آن پسر جوان از راه پشت بام فرار کرد.

روز بعد و با تماس نیروهای انتظامی مادربزرگ و خاله ام به کلانتری تهران آمدند تا مرا تحویل بگیرند. آن روز خاله مهربانم درحالی که به شدت اشک می ریخت حقیقتی را برایم فاش کرد و گفت: مادر واقعی من است! بهت زده و ناباورانه به شهر خودمان بازگشتم اما به خاطر رسوایی که به بار آورده بودم مادر و مادربزرگم بلافاصله به خواستگاری پسر ۱۵ ساله ای که اهل مشهد بود پاسخ مثبت دادند و این گونه زندگی مشترک من در حاشیه شهر مشهد آغاز شد ولی این زندگی بیشتر از یک سال دوام نداشت چرا که همسرم به خاطر اعتیادش به مواد مخدر مدام مرا کتک می زد و من هم در این شهر پشتیبانی نداشتم درحالی که دختر کوچکم تازه به دنیا آمده بود از همسرم طلاق گرفتم.

به ناچار وقتی مادرم حاضر نشد از فرزندم نگهداری کند او را به بهزیستی سپردم و خودم برای تامین هزینه های زندگی وارد یکی از باندهای خلاف و فساد شدم. طولی نکشید که مصرف مواد مخدر صنعتی را آغاز کردم و به مرداب بدبختی و فلاکت فرو رفتم. وقتی چهره .تی نیوز
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی