
در جامعه شما میبینید این زورگیری خیلی رایجتر و عیانتر است، چون براساس حساب هزینه فایده، انگار فرد هزینه کمتری میپردازد این کار را انجام دهد. یعنی زمانی که جامعه از کنار این مسائل به راحتی میگذرد. ممکن است دستگیر نشود و مواهبی در بعد مالی هم نصیبش بشود. فرد وقتی حساب هزینه فایده میکند، میبیند فایدهاش بیشتر از هزینهاش است و طبیعتاً انجام میدهد. حال آن هزینه، چه در دام افتادن و چه نگاه دیگران باشد. آیا نگاه دیگران به این قضیه تادیبی است یا یک نگاه عادی شده است، یعنی همان عادی شدن نابهنجاریها.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: افراد زیادی دورش جمع شدهاند. با چشمانی که از ترس بزرگتر از حد معمول شده است، داستان مردانی را تعریف میکند که به زور موبایل و کیف پولش را دزدیدهاند. بارها هم تکرار میکند وسط همین میدان شلوغ شهر با قمه موبایلم را به زور گرفتند. مردی که کنارش ایستاده است حرفهایش را تایید میکند و میگوید به خاطر ترس از قمه وارد ماجرا نشده است. آنقدر این اتفاق سریع رخ داده که هیچ کس نتوانسته است به پلیس خبر دهد.
طبق گفته رئیس پلیس پایتخت، امسال شاهد افزایش ۹ درصدی سرقتهای خرد در قطعات و لوازم خودرو و تلفن همراه هستیم. زورگیریها و سرقتهای خرد با افزایش مشکلات اقتصادی کشور رشد صعودی داشته است. همین موضوع باعث شده است که امنیت شهرها به خطر بیافتد.
زورگیری، سرقتهای خرد و خفتگیری، نگرانی را در جامعه افزایش داده است. برهمین اساس دیدارنیوز با دکتر احمد بخارایی، جامعهشناس در خصوص عوامل افزایش این جرایم به گفتوگو پرداخته است.
احمد بخارایی عامل اصلی افزایش سرقتهای خرد را مشکلات اقتصادی بیان کرد و گفت: «علت اصلی، پنهان و تاثیرگذار سرقتهای خرد و زورگیریها به نظر میرسد اقتصادی باشد. اما زمانی این رفتارها عیان میشود که رفتارهای نابهنجار به صورت هنجار تلقی شود. دیگر حرمت این موضوع ریخته شده است و این بعد اجتماعی قضیه است. این رفتارها نمونهای از رفتارهای خشونت باری است که در جامعه میبینیم. در بعضی موارد، افراد رفتار خشونتبار از خودشان بروز میدهند، دفع که نمیشود بلکه نشان دهنده زرنگ بودن نیز هست و این دید در نگاه فرهنگی ما و در بستر اجتماع باز تولید میشود. همین زورگیریها نوعی خشونت درونش است و به دنبال همان نگاه فرهنگی در نظام اجتماعی بازتولید میشود. بازتولید این امر نیز با مسائل اقتصادی پیوند دارد. البته این موضوع در کنار عامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است».
این جامعهشناس معتقد است هزینه دزدی و سرقت در جامعه کاهش پیدا کرده است و بدین ترتیب این ناهنجاری افزایش پیدا کرده است. وی در ادامه گفت: «در جامعه شما میبینید این زورگیری خیلی رایجتر و عیانتر است چون براساس حساب هزینه فایده انگار فرد هزینه کمتری میپردازد تا این کار را انجام دهد. یعنی زمانی که جامعه از کنار این مسائل به راحتی میگذرد. ممکن است دستگیر نشود و مواهبی در بعد مالی هم نصیبش بشود. فرد وقتی حساب هزینه فایده میکند، میبیند فایدهاش بیشتر از هزینهاش است و طبیعتاً انجام میدهد. حال آن هزینه چه در دام افتادن و چه نگاه دیگران باشد. آیا نگاه دیگران به این قضیه تادیبی است یا یک نگاه عادی شده است، یعنی همان عادی شدن نابهنجاریها».
وی در ادامه بیان کرد: «در اصل، فرد هزینههای مادی و غیرمادی کار را مورد بررسی قرار میدهد. مادی دستگیر شدن و زندان رفتن است که برخورد شدیدی وجود ندارد. غیر مادی هم همان نگاه بیرونی است و جامعه چه نگاهی به این رفتار دارد. آیا خیلی هزینه و نگاه سنگینی دارد که فرد نتواند تحمل کند. در بعضی از خرده فرهنگها این فرد تایید هم میشود؛ اتیکت زرنگ بودن میخورد. در خرده فرهنگ خودشان هم این عمل موفقیت آمیز، خوب و پسندیده است. این حساب هزینه فایده نهایت به اینجا ختم میشود که میبینید این امر رواج پیدا میکند و در روز روشن اتفاق میافتد و عیان میشود. کیف قاپی و خفتگیری یک نوع است و بعضی مواقع با قمه، چاقو و اسلحه و هر وسیلهای که به وفور در زیر پوست شهر وجود دارد این کارها را انجام میدهند».
خشونت در ایران سبقه تاریخی دارد
احمد بخارایی بیان کرد: «همیشه عوامل، در هم تنیده هستند و شما نمیتوانید به یک پدیده تک عاملی نگاه کنید. مثلاً شما خشونت در خانواده را در نظر بگیرید؛ مرد چرا به خودش اجازه میدهد خشونتورزی بکند. یکی از عوامل اقتصادی است. شخصی که پول دارد احساس قدرت میکند، چه در خانواده باشد و چه در کف خیابان. فرض کنید در یک کارخانه کسی که دارای پول است اجحاف میکند و خشونت میورزد که این عامل اقتصادی است. از اینرو نابرابری اقتصادی است که زمینهساز خشونتورزی مرد علیه زن میشود. فرهنگ، این تقسیمبندی و نگاه از بالا به پایین را تایید میکند. در نظام اجتماعی به نحوی این موضوعات باز تعریف میشود؛ مثلا نظام اجتماعی برای یک مرد جایگاه بهتری در اداره قائل میشود. عامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خشم را در خانواده باز تولید میکند. شما همین را در یک اشل کلانتر در سطح جامعه ببینید. در همین خفتگیری، زورگیری و دزدی در روز روشن، باز عامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دخیل است. طبیعتاً خمیر مایهاش هم خشونتی است که ریشه فرهنگی دارد. ما به لحاظ فرهنگی یک عصبیتی داریم که سبقه تاریخی نیز دارد. عصبیت زمانی است که عقلانیت کمتر است. بعد فرهنگی عصبیت به سبقه تاریخی آن برمیگردد و به همین دلیل عصبیت در نظام اجتماعی امروز باز تولید میشود. چون این نظام اجتماعی نیز محصول همین تفکر فرهنگی است. همان فرهنگ معیوبی که خیلی از عناصرش فاقد کارکردهای لازم هستند».
وی در ادامه اظهار کرد: «اگر کار و اشتغال بود، به همین نسبت خفتگیریها کاهش پیدا میکرد. مجموع عوامل از سطح خرد تا کلان باعث اینگونه پدیدهها میشود. خودکشی و اعتیاد نیز یک نوعی از خشونت علیه خود است. در همه این پدیدهها عنصر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دخیل است و در همه، کمبود عقلانیت دیده میشود و بیش از حد، خشونتورزی نمایان است. شما وقتی از کنار کودک کار رد میشوید؛ بار اول خیلی احساس ناراحتی میکنید، بار دوم کمتر و بار سوم انشالله خدا کمکش بکند میگویید و رد میشوید، بار چهارم فقط رد میشوید. بیرون از شما یک پدیده زشت اجتماعی وقتی تکرار میشود، این درماندگی آموخته میشود. وقتی مسائل زیاد میشود و افراد به طور مداوم با آن مواجه میشوند. عادی میشود یعنی درمان صورت نگرفته و درماندگی اجتماعی آموخته شده است. یعنی جامعه به شما آموخته است که این درماندگی را بپذیرید و وقتی کسی میپذیرد حالت انفعال مییابد و کمتر احساس درد میکند. طبیعتاً احساس درماندگی هم قبلش احساس ناتوانی است. یعنی افراد احساس میکنند ناتوان هستند و در درمان و گفتن درد به دیگری ناتوان هستند و یا گفتهاند و شنیده نشده است. در اینکه اقدام کنند برای درمان آن درد، احساس ناتوانی میکنند، چون این اقدام باید بستر سازی بشود. در دنیا NGOها به صحنه میآیند. ولی در جامعه ما حتی بسترسازی برای فعالیت NGOها هم صورت نمیگیرد. حتی برای کسانی که داوطلب هستند مانع درست میکنند. یعنی نگاه اطلاعاتی امنیتی به NGOها است. در حقیقت نسبت به اقدام درمان هم احساس ناتوانی میکنند. وقتی احساس ناتوانی زیاد شود درماندگی آموخته میشود به جامعه و نسبت به پدیدهها بیتفاوت میشود و واکنش و عکسالعمل نشان نمیدهد».
راهکار چیست؟
این جامعهشناس گفت: «در یک جامعه همه عناصر به هم مرتبط هستند؛ چه مثبت چه منفی. وقتی در یک جامعه میخواهید یک پدیده را بررسی کنید میبینید عناصر شبیه آن نیز هست و مثل حلقههای به هم پیوسته هستند و خمیر مایه همه آنها مشترک است. وقتی صحبت از راهکار میشود معمولا دو نوع راهکار ارائه میشود. یک راهکار جنبه ذهنی، اخلاقی و توصیهای دارد. از من جامعهشناس توقع دارند راهکارهای علمی ارائه بدهم و راهکارهایی که ارائه میدهیم با راهکارهای دیگران که به صورت توصیهای است خیلی تفاوت دارد. پیامبر(ص) به معنای امروز جامعه شناس نبوده است ولی وقتی میگوید فقر به کفر میانجامد نشان از این دارد که بحث اقتصادی مهم است. در حقیقت خدا را نفی میکند کسی که شکمش گرسنه باشد، این راهکار عینی میشود. مطمئن باشید از هر زاویهای که نگاه بکنید عامل اقتصادی، عامل بسیار تعیین کنندهای است. اینکه من بگویم صداوسیما آموزش بدهد و... همان راهکارهای ذهنی است. بزرگترین عامل، همان عامل اقتصادی است و تا آدمها سرشان گرم نباشد و اندک درآمدی نداشته باشند طبیعی است که به انحرافات اجتماعی کشیده میشوند».
وی در پایان بیان کرد: «یکی از عواملی که افراد را سوق میدهد به ناآرامی و بی نظمی اجتماعی از دید من این است که ما در یک سرازیری اقتصادی قرار گرفتیم. در داستان تحریمها نیز قبل هر چیز باید این سوال را بکنیم چرا اقتصاد ما اقتصاد تک محصولی و شکننده است که با یک بازی بینالمللی بخواهد به سقوط آزاد نزدیک شود و باید این سوال را بکنیم که چرا مدیریت و نظام اقتصادی به این میزان شکننده است که یک تحریم بتواند اینگونه همه چیز را بهم بریزد».