"دیدارنیوز" در گفتگو با «حجت الاسلام میرتاج الدینی» وضعیت جریانات سیاسی در آستانه انتخابات را بررسی کرد/بخش پایانی

دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: در بخش نخست گفتگو با حجت الاسلام محمدرضا میرتاج الدینی به شرایط سیاستخارجی جمهوری اسلامی در مقطع کنونی و تاثیر آن بر نگرانیهای معیشتی و دغدغههای اقتصادی مردم پرداخته شد. میرتاج الدینی در این موضوع بیان کرد که از آینده، نگرانی ندارد چراکه تجربه سنگین ۴۰ سال گذشته نمایانگر موفقیت نظام در برابر تهدیدات است.
در بخش پایانی گفتگو با معاون پارلمانی رئیس جمهور در دولت دهم، به موضوع وضعیت سیاسی احزاب و جناح های کشور و جریان های فعال در مسیر انتخابات مجلس یازدهم پرداخته شد. میرتاج الدینی معتقد است دو جریان اصلی در کشور داریم و به جریان سوم اعتقاد ندارد و میگوید،معمولاً کسانی دنبال جریان سوم هستند، فرصت طلبند، باید در جریانهای اصیل بود و اشکالات این جریانهای اصیل را اصلاح کرد، نه اینکه یک جریان جدید که ریشه آن مشخص نباشد ایجاد کرد.
در ادامه، بخش پایانی گفتگوی حجت الاسلام میرتاج الدینی با دیدارنیوز را می خوانید.
دیدارنیوز: شما دو دوره در مجلس حضور داشتید. در اواسط مجلس هشتم به عنوان معاون پارلمانی به دولت دعوت شدید. این گزاره و مفهوم در بعضی اذهان وجود دارد که همسو بودن دولت و مجلس، به نفع پیش برد اهداف سیاسی و اجرایی کشور است. نظر شما در این خصوص چیست؟ در اواخر مجلس هفتم و اوایل مجلس هشتم دولت و مجلس همسو بودند، آیا موفق عمل کردند؟
میرتاج الدینی: برای حل مشکلات اقتصادی مردم و تصمیم گیریهای درست نسبت به توسعه مملکت و حفظ استقلال مملکت، این همسویی کمک میکند. یعنی منافع ملی، نظام و مردم باید مبنای تصمیم گیریهای دولت و مجلس باشد. اگر بر این مبنا باشد، همسویی دولت و مجلس مفید است. اما اگر نمایندگان مجلس به گونهای عمل کنند که آنها را وکلای دولت بدانند، این شأن و جایگاه مجلس را پایین میآورد. من به نظام پارلمانی بیشتر معتقدم تا به نظام ریاستی. دو مقاله هم در این رابطه نوشته ام که هنوز منتشر نشده است. در یک مقاله، اصل نظام پارلمانی و دو مجلسی را بررسی کرده ام و مقاله دیگر هم در این خصوص است که نظام پارلمانی بهتر است یا ریاستی؟ در کشور ما نظام پارلمانی بیشتر جواب میدهد. هر چه این نظام در کشور قویتر باشد ـ از جمله در نظارت ـموفقتر میتوان عمل کرد. دولتها معمولاً مجلسی میخواهند که نظارت قوی نداشته باشد و لوایح آنها را تصویب کند. از طرف دیگر، مجلس قوی مجلسی نیست که در مقابل دولت بایستد، بلکه مجلسی است که برای دولت ریل گذاری انجام دهد و از طریق طرحها و پیشنهاداتی که دولت میآورد یا طرحهایی که خود مجلس ارائه میکند، کار دولت را آسانتر کند تا عملکرد دولت راحتتر شود و جلو برود و اگر در جایی دید دولت خطا میرود جلوی دولت را بگیرد. مجلس موظف است جلوی انحراف بودجهها یا عدم توزیع عادلانه آن در مناطق مختلف کشور و تصمیماتی که ممکن است اقتصاد کشور را به خطر بیندازد را بگیرد.
من به نظام پارلمانی بیشتر معتقدم تا به نظام ریاستی. دو مقاله هم در این رابطه نوشته ام که هنوز منتشر نشده است. در یک مقاله، اصل نظام پارلمانی و دو مجلسی را بررسی کرده ام و مقاله دیگر هم در این خصوص است که نظام پارلمانی بهتر است یا ریاستی؟ در کشور ما نظام پارلمانی بیشتر جواب میدهد.
مثلاً همین تصمیمی که دولت روحانی درباره ارز دولتی یا به تعبیر برخی، ارز جهانگیری گرفت اشتباه بود. در همان اوایل معلوم بود که خلاف قانون و خلاف برنامه است؛ چرا که همه برنامههای پنج ساله، ارز شناور را داشتند و ما ارز تثبیت شده نداشتیم. الان همه اذعان دارند که این تصمیم؛ چه از نظر رانت و چه مشکلات صادرات و واردات، تصمیم خوبی نبوده است. در همان زمان به بعضی از دوستان کمیسیون اقتصاد و نمایندگان گفتم این تصمیم درستی نیست. آنها گفتند که ما هم مخالفیم. من گفتم چرا با وجود مخالفت، کاری نمیکنید؟! چرا در شرایطی که پیش بینی میکنیم با کمبود ارز مواجه خواهیم شد، چندین میلیارد دلار فقط برای ارز مسافرتی؛ آن هم برای مسافرتهای غیر ضروری اختصاص پیدا کرده است؟! زمانی ارز برای دانشجو، هیأت علمی، بیماری، کمک به تولید و واردات کالاهای حیاتی است که باید انجام شود، ولی این کار برای کارهای غیر ضروری و کالاهای لوکس هم بود. حتی بعد از ۶ ماه تذکر و هشدار، افرادی ارز کشور را به خارج میبرند و برمی گردند. مجلس قوی باید از همان اول جلوی این مسئله را میگرفت نه اینکه ۶ تا ۸ ماه فاصله بیافتد.
دیدارنیوز: پس شما معتقدید مجلس باید ضمن همراهی با سیاست های کلان، در مباحث گوناگون، ورود و نظارت جدی داشته باشد. در مجلس هشتم که شما بخشی از آن بودید اختلافاتی بین دولت و مجلس پیش آمد و این اختلافات، سمت و سوی خانوادگی گرفت. منشأ این رفتار آقای احمدی نژاد و شاید آقای لاریجانی را در کجا می دانید؟ چقدر در آن مقطع به ساختارهای نظام و تصوری که مردم از نظام داشتند آسیب وارد شد؟
میر تاج الدینی: من گفتم نظارت باید بر اساس منافع ملی باشد و با انگیزههای اصلاح و پیشرفت و تقویت و هدایت باشد، نه با انگیزههای سیاسی یا شخصی یا جناحی. اگر در مجلس، تصمیم گیریها به سمتی برود که انگیزهها به بعضی از نیات غیر صحیح آلوده شود، از جانب هر کدام باشد این نظارت بی فایده است.
دیدارنیوز: پس فکر می کنید در آن مقطع، انگیزه های شخصی و سیاسی بر نظارت غالب تر بودند؟
میرتاج الدینی: بعضی مواقع این مسئله پیش میآید و ربطی به مجلس هشتم ندارد و در مجالس بعدی هم ممکن است پیش بیاید. گاهی نمایندهای برای اینکه خواستهای را در استان یا حوزه انتخابی خود پیش ببرد ـ البته خواسته شخصی خودش نیست ـ سؤالی از وزیر میکند یا اقدامی انجام میدهد تا هدف خود را پیش ببرد. گاهی مسئله از این بالاتر میرود. زمانی که من معاون پارلمانی بودم، بعضی برخوردها را از طرف دولت هم نمیپسندیدم. البته از طرف مجلس هم بود که گاهی خیلی شدت مییافت. قضیه یکشنبه سیاه پیش آمد. در آن قضیه من دیگر معاون پارلمانی نبودم، اما در معاونت اجرای قانون اساسی در دولت حضور داشتم. آقای احمدی نژاد میخواست یک نواری را افشا کند.
دیدارنیوز: نفس ضبط کردن آن صدا از نظر حقوقی درست بود؟
میرتاج الدینی: در مجرای صحیحی قرار نداشت. اگر چنین چیزی هم وجود داشت، باید به دادگاه میرفت، آنجا رسیدگی میشد و حکم داده میشد. مقام معظم رهبری هم دقیقاً به این مسئله اشاره کردند. البته به مجلس هم گفتند که شما هم در برخورد، افراط کرده اید. تعبیر دوستان (نمایندگان هم سو با دولت) این بود که رییس جمهور این فیلم را ارائه نکند، وقتی آقای احمدی نژاد پشت تریبون قرار گرفت دیگر موضوع را طرح نکردند، اما به شکل دیگری به موضوع اشاره شد. نوار را به ریاست مجلس تحویل دادند. رئیس مجلس هم گفت شما مطرح کردید و رسانهها هم حساس شده اند و از ایشان خواستند موضوع را بگویند؛ لذا مسئله مطرح شد. یک خاطره تلخی بود و کسی به این کار راضی نبود.
دیدارنیوز: شما اخیرا در جایی گفته اید: «با حرکت های اخیر احمدی نژاد موافق نیستم و آن را نوعی فضاسازی رسانه ای و ایجاد تشنج در جامعه می دانم، هیچ کدام از افراد کابینه در کنار ایشان نیستند.» هنوز هم بر همین عقیده هستید؟ میرتاج الدینی: بله همین گونه است. اولین موفقیت هر رئیس دولتی این است که بتواند اطرافیان خود را حفظ کند. ولی شیوهها و رفتارها و موضع گیریهای ایشان به گونهای بود که از طرف اعضای دولت نامه ۴۵ نفره منتشر شد و در واقع برخوردها و روشهای ایشان را رد کردند.
دیدارنیوز: آیا آقای احمدی نژاد ناشناخته بودند و بعد یکباره شناخته شدند؟! یا اینکه شما و افرادی که دور ایشان جمع شدید او را می شناختید؟ چه عاملی باعث شد کسی که رهبری در مورد او می فرمایند: «نظر ایشان به من نزدیک تر است»، به جایی برسد که از حکومت موعودی صحبت کند که گویی با عقاید رایج ما نسبت به «انتظار» متفاوت است؟ میرتاج الدینی: شاکله نظام جمهوری اسلامی مشخص است، ما قانون اساسی داریم و نظام ما هم تعریف شده است. قوای سه گانه، ولایت فقیه و رهبری را داریم. هر کس رئیس جمهور میشود نمیتواند شکل جدید حکومت بیاورد و ملزم به حفظ قانون اساسی است. آقای احمدی نژاد هم از این قضیه مستثنی نیست. چنین نیست که شکل دیگری از حکومت را بیاورد.
ایشان (احمدی نژاد) یک حواشی هم ایجاد کرده بود. «انحراف» در آن حواشی بود، حاشیههایی که دیدگاه خاص سیاسی یا ایده پروری جدیدی بود که فقط حلقه محدودی مثل آقای مشایی و بقایی که در کنار ایشان بودند تأیید میکردند، قاطبه دولت با این ایدهها موافقت نداشت.
اما همه روسای جمهور در کنار کارهای اجرایی ایده پردازی هم میکنند. کما اینکه ایدههای آقای روحانی با چارچوب اصلی آرمانهای نظام و انقلاب سازگار نیست. احمدی نژاد هم از این ایده پردازیها داشت. ما ایشان را در دو بخش نگاه میکنیم. یک بخش اجراییات است. آن زمان ما داخل دولت بودیم و مدیران انقلابی و اصول گرا در عرصههای اجرا حضور داشتند؛ ایشان (احمدی نژاد) یک حواشی هم ایجاد کرده بود. «انحراف» در آن حواشی بود، حاشیههایی که دیدگاه خاص سیاسی یا ایده پروری جدیدی بود که فقط حلقه محدودی مثل آقای مشایی و بقایی که در کنار ایشان بودند تأیید میکردند، قاطبه دولت با این ایدهها موافقت نداشت. البته از دولت دهم به این سمت بیشتر این بحثها مطرح شد.
دیدارنیوز: آیا آقای احمدی نژاد کما فی السابق برای موارد آتی مثل مجلس یا ریاست جمهوری، ظرفیت جذب گروههای اصول گرایی را دارد؟
میرتاج الدینی: نه، ایشان ظرفیت جذب گروههای سیاسی و اصول گرایی را ندارد، چون ایشان را قبول ندارند. اما به جهت خدماتی که زمان دولت ایشان انجام شده، ظرفیت جذب تودههای مردم را دارند. باید در نظر داشت در آنجا فقط خود آقای احمدی نژاد دخیل نبود و مجموعه مدیران اصول گرا در خدمات دولت ایشان شریک هستند. مثلاً در مسکن مهر، آقای نیک زاد حضور داشت که شب و روز کار میکرد و کار عظیمی انجام داد. متأسفانه دولت روحانی این دستاورد بزرگ نظام را با یک نگاه سیاسی تخریب کرد. اکنون بعد از ۶ سال دارد به مسکن مهر نزدیک میشود. چرا که ایده مسکن اجتماعی که مطرح کردند به وقوع نپیوست؛ لذا مردم به خاطر خدمات اجرایی در دوره ایشان مانند مسکن مهر و هدفمند سازی یارانهها ممکن است از آقای احمدی نژاد استقبال کنند. من در مجلس، حامی هدفمندسازی یارانهها بودم. بعد هم که به دولت آمدم در ستاد اجرایی هدفمندسازی یارانهها بودم. این حرکت در گام اول ماند و در همان گام اول هم مردم راضی شدند، چرا که بخش عظیمی از مردم ثبت نام کردند. از این هدفمند سازی یارانهها نزدیک ۴۰ هزار میلیارد تومان در صندوقی جمع شد که به دست مردم میرسد. اگر این گام را ادامه میدادند نزدیک ده برابر آن میتوانستند انجام دهند و بسیاری از مشکلات میتوانست حل شود.
احمدی نژاد ظرفیت جذب گروههای سیاسی و اصول گرایی را ندارد، چون ایشان را قبول ندارند. اما به جهت خدماتی که زمان دولت ایشان انجام شده، ظرفیت جذب تودههای مردم را دارند. باید در نظر داشت در آنجا فقط خود آقای احمدی نژاد دخیل نبود و مجموعه مدیران اصول گرا در خدمات دولت ایشان شریک هستند.
دیدارنیوز: شما در مقطعی یک نامه سرگشاده به آقای احمدی نژاد نوشتید، واکنشی به نامه شما دیدم که گفته شده بود چون آقای میرتاج الدینی از معاونت پارلمانی مجلس به معاونت اجرایی قانون اساسی فرستاده شد، این نامه در واکنش به این ماجرا بوده است؟
میرتاج الدینی: اینگونه نیست. این نامه سه سال پس از آن منتشر شده است و فاصله، خیلی زیاد است. من در همان زمان هم انتقادات خودم را داشتم. آن نامه یک سال یا دو سال بعد از پایان دولت نوشته شده است و من دو سال و نیم معاون پارلمانی بودم و یک سال و نیم آخر دولت عوض شدم لذا این نامه ریشه در اعتراض به آن اتفاق نبوده است.
دیدارنیوز: یک نامه از سوی آقای مشایی خطاب به سیدمحمد خاتمی نوشته شده است. در آن نامه آمده است: «دولت آقای احمدی نژاد در ادامه مسیر اصلاح طلبی بوده است.» اصلاحات و احمدی نژاد چه نسبتی با هم دارند؟
میرتاج الدینی: این همان حلقه حاشیه آقای احمدی نژاد بود که نیروهای انقلابی را قبول نداشتند. در واقع خاستگاه اولیه رأی آقای احمدی نژاد قم، اصفهان و انقلاب و حرکتهای انقلابی و مذهبی بوده است. ایشان در آن نامه میگوید مردم به اصلاحات بیشتر رأی دادند و، چون اصلاحات مد نظر احمدی نژاد قویتر بود رأی آورد. در حالی که اصلاحات، مفهوم سیاسی خاص خودش را دارد، کما اینکه اصول گرایی مفهوم سیاسی خاص خود را دارد؛ بنابراین نظر آقای مشایی درست نیست. رأی اولیه احمدی نژاد و آرای بعد از آن، خاستگاه مشخصی داشت.
دیدارنیوز: در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی هستیم. تحلیل شما از اوضاع اجتماعی، دسته بندی ها و احزاب در کشور چیست؟ آیا هنوز جناح بندی ها بر محور دو جناح اصول گرا و اصلاح طلب است یا باید منتظر یک جناح دیگر باشیم؟ استقبال مردم در این دوره نسبت به انتخابات چگونه خواهد بود؟
میر تاج الدینی: من معتقدم در کشور همیشه دو جریان اصلی بوده و هنوز هم وجود دارد؛ یکی جریان انقلابی و اصول گرایی و دیگری هم جریان اصلاح طلبی که تا حدی از آرمانهای انقلاب فاصله گرفت. در حاشیه این دو جریان، جریانهای نزدیک به اصلاح طلبی و یا نزدیک به اصول گرایی به وجود میآیند. جریان حاکم در دولت، جریان اعتدالی و اصلاح طلب است. کابینه و مدیران ارشد و استانداران هم اغلب از این مجموعهها هستند. همچنان این دو جریان در آینده فعال خواهند بود. اگر جریانهای جدید میانهای به وجود میآید بالاخره در یکی از این دو جبهه قرار دارد.
دیدارنیوز: شما به جریان سوم مانند توده های پیرو آقای احمدی نژاد اعتقاد ندارید؟
میرتاج الدینی: به جریان سوم اعتقاد ندارم. معمولاً کسانی دنبال جریان سوم هستند که به نوعی فرصت طلبی میکنند و میخواهند خود را مطرح کنند. من معتقدم باید در جریانهای اصیل بود و اشکالات این جریانهای اصیل را اصلاح کرد، نه اینکه یک جریان جدید که ریشه آن مشخص نباشد وارد شود، جریانی که اهداف و نیات آن مشخص نیست. مثلاً در جریان انقلابی و اصول گرا، آقای قالیباف حرکتهایی را شروع کرده و نواصولگرایی را مطرح کرده است. این موارد یک ظرفیتهای جدید در داخل جریان اصول گراست. میتواند بخشی از نیروهای جامعه مخصوصاً قشر جوان را برای جریان انقلابی اصول گرا جذب کند. من به جریان سوم اعتقادی ندارم. اگر افرادی بخواهند جریان سوم درست کنند و گذشته خود را بپوشانند حرکتی غیر صادقانه است که شفافیتی در آن نیست.
به جریان سوم اعتقاد ندارم. معمولاً کسانی دنبال جریان سوم هستند که به نوعی فرصت طلبی میکنند و میخواهند خود را مطرح کنند. من معتقدم باید در جریانهای اصیل بود و اشکالات این جریانهای اصیل را اصلاح کرد، نه اینکه یک جریان جدید که ریشه آن مشخص نباشد وارد شود، جریانی که اهداف و نیات آن مشخص نیست.
دیدارنیوز: ائتلاف اصول گرایی اکنون در چه شرایطی قرار دارد و وضعیت آن به چه صورتی است؟ در جمنا شرایط چگونه است؟ چه گروههایی در این حلقه جمع شده اند و چه برنامه هایی دارند؟
میرتاج الدینی: من در مجموعه نیروهای مردمی انقلاب (جمنا) همکاری داشتم. همه جبههها و جریانات سیاسی در آستانه انتخابات از یک سال قبل بلکه بیشتر، فعالیتهای درون گروهی خود را شروع میکنند. جبهه انقلاب هم از این قاعده مستثنی نیست و از دو سال قبل، فعالیتهای خود را شروع کرده اند. بنا بر این است که اطلاع رسانی در این عرصه را در آن موقع انجام دهند که هنوز زمان اعلام عمومی آن فرا نرسیده است.
دیدارنیوز: به استقبال مردم خوش بین هستید؟
میر تاج الدینی: بله. در هر دو دوره یعنی بعد از ۸ سال یا ۱۰ سال از جهت گرایش به جبهه ها، یک تغییر ذائقه سیاسی در جامعه رخ میدهد. در حال حاضر، دولت فعلی که به تعبیر من دولت اعتدالی اصلاح طلب است دارای قدرت است.
دیدارنیوز: اصلاح طلب ها این اعتقاد را ندارند و دولت را اصلاح طلب نمی دانند.
میرتاج الدینی: اصلاح طلب ها نمی توانند از این مسئله فرار کنند.
دیدارنیوز: مسئولیت آن را می پذیرند اما می گویند این دولت ما نیست.
میرتاج الدینی: اصلاح طلبان مثل آقایان آخوندی، ربیعی و زنگنه در روی کار آمدن و در اجرا کنار این دولت بودند. بسیاری از مدیران ارشد، از این مجموعه هستند و نمیتوانند خود را کنار بکشند و نمیتوانند سفره خود را از سفره دولت فعلی جدا کنند.
ممکن است گفته شود شما در دولت احمدی نژاد بوده اید و از ایشان حمایت میکردید، چرا الان اینگونه نظر میدهید؟ در پاسخ باید گفت آن زمان که ما از دولت و برنامههای آن دفاع میکردیم از اجراییات و اقدامات مثبتی که خودمان هم آن را مثبت میدانستیم دفاع میکردیم و از حاشیه فرار میکردیم. بعد که حاشیهها علنی شد، ما هم موضعمان را علنی کردیم
بالاخره این کارنامه، محصول کار مشترک اینها است و مردم از این کارنامه راضی نیستند. خیلی از کارشناسان سیاسی احتمال میدهند که در این دوره، یک ادباری نسبت به جریان اصلاح طلبی و اعتدالی به وجود آید و در مقابل، یک اقبالی به جریان انقلابی و اصول گرایی پیش بیاید. اینجاست که من میگویم مردم نسبت به خط سوم اقبال نمیکنند. اینکه بعضیها میگویند نه اصلاح طلب و نه اصول گرا، در واقع به دنبال فرصتی هستند که برای خود جایگاهی ایجاد کنند که من با آن موافق نیستم. افراد در شرایط مختلف سیاسی و اجرایی، تفاوتهایی میکنند. ممکن است گفته شود شما در دولت احمدی نژاد بوده اید و از ایشان حمایت میکردید، چرا الان اینگونه نظر میدهید؟ در پاسخ باید گفت آن زمان که ما از دولت و برنامههای آن دفاع میکردیم از اجراییات و اقدامات مثبتی که خودمان هم آن را مثبت میدانستیم دفاع میکردیم و از حاشیه فرار میکردیم. بعد که حاشیهها علنی شد، ما هم موضعمان را علنی کردیم و مسئله را گفتیم. الان هم همان اقدامات مثل مسکن مهر و هدفمند سازی را مثبت میدانیم. حتی اگر دولت آقای روحانی هم اقدامات مثبتی انجام دهد از آن استقبال میکنیم.