مقاومت در برابر زیاده‌خواهی امریکا تصمیم درستی است و از آن گریزی نداریم. همه اهرم‌های داخلی قدرت و همه سرمایه‌های اجتماعی مردم و نخبگان را باید در همه زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی به صحنه آورد تا مقاومت میسر شود. باید با تمهید روش‌های کنترل‌شده در توزیع اقلام ضروری مردم، از وارد آمدن فشار بر مردم به خصوص محرومین جامعه جلوگیری کرد. باید از همه روش‌ها برای تداوم صادرات نفت بهره گرفت، اما در عین حال باید در همین وضعیت، اقتصاد منهای نفت را هم بنیان گذاشت.

کد خبر: ۲۶۴۱۷
۱۰:۴۵ - ۰۴ خرداد ۱۳۹۸

دیدارنیوزـ علي شكوهي: نوشتن درباره جنگ یا صلح و پیشنهاد راهکار برای خروج از این وضعیت، این روز‌ها کار بسیار دشواری است. دلیل اصلی این است که هیچ تحلیلگر سیاسی در ایران و جهان نمی‌تواند خود را یک ناظر بیرونی فرض کند و بدون داشتن جهت‌گیری نظری یا سیاسی و حتی بدون داشتن منافع در این باره سخن بگوید. با اعتراف به اینکه تحلیل پیشینی و مفروضات نظری و دستگاه ارزشی مورد قبول بنده هم رنگ خودش را بر این تحلیل خواهد زد، نکاتی را درباره وضعیت کنونی مناسبات ایران و امریکا برجسته می‌کنم.

اول- پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، یکی از مهم‌ترین متحدان و پایگاه‌های امریکا در خلیج‌فارس و منطقه را از صحنه حذف کرد. نظام جدید ایران هم با شناختی که از ماهیت امریکا و سابقه عملکرد آن کشور داشت، بنای بر همکاری و تامین منافع امریکا در منطقه نگذاشت و امریکا هم برای سرنگونی نظام انقلابی در ایران تمام تلاشش را به کار برد. بخواهیم یا نخواهیم و تقصیر هر کدام از طرفین منازعه موجود باشد، اینک ایران و امریکا در اوج تعارض و تضاد منافع قرار دارند و کنارآمدن مسوولان دو کشور با یکدیگر بسیار دشوار شده است. در عین حال این تعارض منافع در وضعیتی قرار ندارد که جنگ، تنها راه‌حل باشد. به نظر می‌رسد در مجموع در ۴۰سال گذشته، دو طرف منازعه این نکته را درک کرده‌اند و به همین دلیل تاکنون جنگی رخ نداده است.

دوم- امریکاییان همیشه از تغییر رژیم در ایران دفاع کرده‌اند، اما ظاهرا مدعی هستند که چنین هدفی ندارند و به تغییر رفتار ایران راضی‌اند. در حوزه تغییر رفتار هم مهم‌ترین مساله برای آنان، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود زیرا به باور امریکا اگر ایران بتواند این گام را بردارد، بر منطقه مسلط شده و تهدیدی جدی برای رژیم اشغالگر قدس خواهد بود یا دست‌کم موقعیت آن را که الان تضعیف می‌کند. به همین دلیل امریکاییان سعی کردند ایران را از دستیابی به سلاح هسته‌ای بازدارند؛ چه با تهدید و چه با تحریم و چه با مذاکره. سرانجام هم به گمان خودشان، به این هدف در مذاکرات برجام رسیدند چرا که مطابق این توافق، ایران از داشتن بمب اتم محروم ماند.

سوم- ایران همیشه می‌گوید در جست‌وجوی بمب اتم نیست و بنابراین در برجام متعهد شد و تضمین داد که به سمت بمب اتم نرود. مذاکره‌کنندگان ایرانی معتقد بودند که ایران در برجام چیز مهمی را از دست نداد و توانست از ذیل بند ۷ منشور سازمان ملل با مذاکره خارج شود. همچنین ایران توانست خود را از کنج رینگ و انزوا خارج و باب همکاری با همه کشور‌های جهان را باز کند. این را امریکاییان خیلی دیر متوجه شدند که ایران برنده برجام است و به همین دلیل بعد از امضای توافق، از سر میز مذاکره بلند شدند.

چهارم- از نظر ایران، درخواست امریکا حرف زور است و نباید تسلیم شد. مذاکره مجدد در این شرایط معنای بدی دارد و القای تسلیم شدن ایران را می‌کند. وقتی شما مذاکره می‌کنید و به نتیجه می‌رسید و کشور‌های دیگر هم آن را تایید می‌کنند و به تایید نهایی شورای امنیت سازمان ملل هم می‌رسد، اما طرف مقابل یکباره همه را نادیده می‌گیرد، معنایش این است که از شما انتظار تسلیم شدن در مقابل بقیه مطالبات خود را دارد. برگشت به مذاکره در این شرایط یعنی پذیرش پیشاپیش همه شرایط امریکا و معنای دیگری ندارد.

پنجم- مقاومت در برابر زیاده‌خواهی امریکا تصمیم درستی است و از آن گریزی نداریم. همه اهرم‌های داخلی قدرت و همه سرمایه‌های اجتماعی مردم و نخبگان را باید در همه زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی به صحنه آورد تا مقاومت میسر شود. باید با تمهید روش‌های کنترل‌شده در توزیع اقلام ضروری مردم، از وارد آمدن فشار بر مردم به خصوص محرومین جامعه جلوگیری کرد. باید از همه روش‌ها برای تداوم صادرات نفت بهره گرفت، اما در عین حال باید در همین وضعیت، اقتصاد منهای نفت را هم بنیان گذاشت. باید از دیپلماسی عمومی برای همراه کردن مردم ایران و کشور‌های دیگر با سیاست مقاومت بهره گرفت و برای انزوای سیاسی امریکا تلاش کرد. باید طرح وفاق اجتماعی و تفاهم ملی و برگزاری انتخابات با حضور همه نیرو‌های سیاسی کشور را در دستور کار قرار داد تا همه احزاب و جناح‌ها در کنار هم قرار بگیرند و مقاومت را میسر سازند. باید توان نظامی کشور را همچنان تقویت کرد تا نقش بازدارنده داشته باشد. بنابراین مقاومت تصمیم درستی است، اما باید به لوازم آن هم تن داد.

ششم- معنای درست بودن سیاست مقاومت، استقبال از جنگ و حاکم کردن فضای جنگی نیست. ما باید آماده مقاومت نظامی هم باشیم؛ حتی بیش از گذشته، اما باید بدانیم که جنگ اصلا خوب نیست و در هیچ شرایطی نباید به آن رضایت داد. ایران همه اقدامات معقول برای فرار از جنگ را باید انجام دهد مگر اینکه جنگ تحمیل شود و ما مجبور به دفاع باشیم. در آن صورت حتما همه می‌پذیرند که چاره‌ای جز مقاومت و دفاع نداریم. همه اقدامات مشکوک روز‌های اخیر در عراق و امارات و جا‌های دیگر را باید کار رژیم اشغالگر قدس دانست که بیش از همه طالب شروع جنگ علیه ایران است.

روزنامه اعتماد / سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۹۸
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم