
دولت میخواست که تبعات و زیانهای ناشی از سیل را تا حدودی عادی جلوه دهد و تلاش داشت که براخبار سیل درپوش بگذارد. به نظر من شاید ۳۰ درصد مسائل مربوط به سیل در رسانهها منعکس شده و تا توانستند از آسیبها جلوگیری کردند.
دیدارنیوز ـ مردم سال ۱۳۹۷ را سال هزار و سیصد و نود و درد مینامیدند و بیصبرانه در انتظار ۱۳۹۸ بودند. نوروز ۹۸ اما آغازی داشت که دوباره آرزوی بازگشت ۹۷ به زبانها افتاد. سیل از شمال کشور و استان گلستان آغاز شد و بسیاری از استانهای مرکزی و جنوبی را درنوردید. خسارات مالی سیل در استانهای گلستان، لرستان و خوزستان بیش از باقی نقاط کشور بود، اما چیزی که در این میان خوزستان را متمایز میکرد، آگاهی مسئولان این استان، حداقل دو هفته پیش از وقوع حادثه است. «غلامعلی رجایی»، مشاور شهردار تهران که خود خوزستانی است، پس از بازدیدی که از مناطق سیل زده داشته به «آرمان» میگوید که افزایش دامنه خسارات در خوزستان به قصور و اهمال مسئولان بازمیگردد و قوه قضائیه باید دادگاه سیل تشکیل دهد. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
برآورد شما از سیل خوزستان و آسیبهایی که به جای گذاشت چگونه است؟از بازدیدتان بگویید.
اطلاع دارید استان تهران به عنوان استان معین خوزستان تعیین شده و مسئولیت رسیدگی به امور سیل زدگان در این استان بر عهده استان تهران و از جمله کلانشهر تهران است. من دو هفته قبل از جانب شهرداری تهران به بازدید مناطق سیل زده این استان رفتم. فکر میکنم بزرگترین آسیبی که مردم این مناطق را تهدید میکند، عادی شدن مساله آنهاست. سیل پس از گذشت بیش از یک ماه و نیم در سطح کشور به مسألهای عادی تبدیل شده و آن شور و شوق شهروندان در سراسر کشور در تامین نیازهای مردم این مناطق بسیار کمتر از قبل شده است اگرچه نیازها به قوت خود باقی هستند و آسیبهای سیل بسیار بیشتر از آنچه در رسانههای رسمی مطرح شده میباشد، شاید بشود گفت اگر خوزستان مورد حمله کوتاه مدت و محدودی از سوی دشمن قرار میگرفت و نقاطی از آن بمباران میشد، کمتر از امروز خسارت میدید. زندگی تعداد زیادی از مردم نیز از این حادثه آسیب دیده که عمدتا عشایر و روستائیان منطقه هستند. این افراد به دلیل مناعت طبع و عزت نفشس که داشته و دارند اساسا عادت به دست دراز کردن و کمک خواستن از دیگران ندارند. لذا مشکلی اگر داشته باشند، چندان مطرح نمیکنند. همین مناعت طبع کار را برای مسئولان سختتر میکند که آنها اساسا در بیان نیازهایشان پرخاشگر نیستند.
در حال حاضر سیل تمام شده و باید به فکر رفع آسیبهایی که برجای گذاشته بود. شما به عنوان یک خوزستانی که از نزدیک مناطق سیل زده را دیدهاید، چه مسائلی را در اولویت میدانید؟
در این مناطق بهتدریج هوا به سمت گرمتر شدن پیش میرود و نیاز به وسایل و لوازم سرمایشی مانند کولر وجود دارد. مردم بعضی مناطقی که ما از آنها بازدید کردیم مشکل عدیده نداشتند. در سوسنگرد، حمیدیه و بستان امکانات بهداشتی بسیار محدود بود و هنوز بسیاری از مناطق زیرآب قرار داشت. اخیرا که به عراق سفر کردم شاهد بودم دامنه سیل به حدی بود که آب تا نزدیکی بصره هم آمده بود. عراقیها به شوخی میگفتند که سیل شما شهرهای ما را هم زیر آب برده است. مردم نیاز به کمک دارند و دولت و نیروهای کمکرسان از جمله نیروهای مسلح نظامی باید نهایت تلاششان را به کار بندند. مردم نیز از ارسال کمکهای خود دریغ نکنند زیرا بدون کمک آنها تأمین نیازهای اولیه سیلزدگان مشکل است. من شاهد بودم که بهخصوص کودکان دچار بیماریهای پوستی بودند که بهخصوص در شب امکان استراحت را از آنان و بزرگسالان تقریبا به صفر رسانده است.
چرا دامنه آسیبهای سیل در خوزستان تا این حد زیاد شد؟
خوزستان استان پرآبی است و این سیل باید پیشبینی و مدیریت میشد اما متأسفانه مانند حادثه شیراز این امر صورت نگرفت. بیتردید عملکرد مسئولان در افزایش دامنه آسیبها موثر بود و به نظر من باید دادگاه سیل در کشور تشکیل شود و مقصرین احتمالی مجازات شوند. زحمات مسئولان در کنترل سیل و بیخوابیهایشان قابل ستایش است اما اگر شما حرفها و مصاحبههای آنها در مدت حادثه را کنار هم بگذارید، خواهید دید که مدام به مردم گفته میشود اوضاع تحت کنترل است. مثلا برای نمونه استاندار خوزستان که در مصاحبه با ایرنا گفته است باید خروجی سدها و رودخانهها را به صورت پلکانی افزایش دهیم با این وجود هیچ خطری کلانشهر اهواز را تهدید نخواهد کرد. این در حالی است که به فاصله کوتاهی دستور تخلیه پنج منطقه شهر اهواز را صادر میکند و حتی میگوید ساکنان منطقه کیانشهر نیز در حالت آمادهباش قرار گیرند. این دوتا بیان از استاندار خوزستان نشان میدهد که درک و پیشبینی درستی به مساله سیلی بنیانکن که گفته میشود هر چند صد سال یکبار تکرار میشود، وجود نداشته است. بنابراین میتوان این برداشت را داشت که قصور هم محلی است و هم ملی است و در هر دو سطح باید به آن رسیدگی شود. اما مشاهدات ما نشان میداد که سیل در خوزستان هر کار که خواست کرد و هر کجا که خواست رفت و حتی دز به کارون وصل شد. این در حالی بود که سیل لرستان به مثابه یک هشدار از دو هفته قبل خود را نشان داده بود و فرصت کافی برای اندیشیدن تدابیری به منظور کاهش آسیبها وجود داشت. یعنی بهرغم عدم غافلگیری مسئولان بد عمل کردند. من خبر دارم که بین سه دستگاه سازمان هواشناسی، وزارت نیرو و استانداری در قضیه شدت بارش اختلاف وجود داشت و با وجود درخواستهایی مبنی بر باز شدن دریچههای اضطراری سد، این درخواست رد شده و باید دید که چرا چنین اهمالهایی صورت گرفته است. من فکر میکنم که مجلس شورای اسلامی باید به طور جدی به این مسائل ورود کند. واقعا اگر صورت جلسه موجود است و مقامات محلی در پاسخ به درخواست باز کردن دریچهها اعلام کردهند که ما به فکر تابستان هستیم، باید مواخذه شوند.
برخورد دولت چگونه بود؟
دولت میخواست که تبعات و زیانهای ناشی از سیل را تا حدودی عادی جلوه دهد و تلاش داشت که براخبار سیل درپوش بگذارد. به نظر من شاید 30 درصد مسائل مربوط به سیل در رسانهها منعکس شده و تا توانستند از آسیبها جلوگیری کردند. مثلا مردم هیچگاه در تلویزیون نمیدیدند که ورودی اهواز از مسیر اندیمشک پر از آب است آن هم پس از گذشت یک ماه و نیم. عمق مساله بسیار زیاد است اما دولت به دلایلی که وضع را خیلی بحرانی جلوه ندهد نخواست مردم از این وضعیت کاملا مطلع شوند. بعضا مسئولان ما از نحوه برخورد مستقیم با مردم اشتباهاتی میکنند. برای نمونه در سفر رئیسجمهور به اهواز اشتباه بزرگی رخ داد که واقعا جای تاسف داشت. با برنامهریزی استانداری یک برنامهای در استادیوم تختی اهواز با حضور جمعی از مردم مناطق مختلف سیلزده و... اجرا شد و بدتر آنکه یک بوقچی معروف بازیهای فوتبال اهواز را مامور کردند که در جمع مردم در مقابل رئیسجمهور شعار میداد: «روحانی زلزله!» انگار نه انگار سیل آنهمه خسارات ایجاد کرده و مردم ناراحتند. اصلا واقعیت سیل این نبود و این رفتارها خوب نبود. خبرهایی وجود دارد که معاونت اطلاعرسانی نهاد ریاست جمهوری در جهت عدم انتقال اخبار درست سیل در رابطه با میزان خسارات آن عمل کرده است. و به برخی وزارتخانهها از جمله وزارت کشاورزی میزان دقیق زیان را اطلاعرسانی کرده بودند هشدار و اخطار داده است. در صورتی که مردم باید از اصل قضیه باخبر میشدند. وقتی میپرسیدیم که آیا دولت خسارات شما را پرداخت میکند یا خیر بعضا میگفتند دولت تازه در حال پرداخت خسارات و تعهدات سال 1395 است و در طول این سه سال هیچ کدام از نمایندگان مجلس اعتراض جدی در این خصوص نداشتند.
با توجه به مشکلات اقتصادی دولت آیا امکان پرداخت خسارت سیل زدگان و ساماندهی وضعیت آنها وجود دارد؟
حتما وجود دارد و دولت مصمم است که ضرر و زیان مردم را پرداخت کند. امیدوارم پرداخت مطالبات مردم مثل زلزله کرمانشاه در دو سال قبل یا سال 95 در خوزستان نشود. نیازها در خوزستان در حال تکثیر است . اگر به سرعت به برخی مسائل در این استان رسیدگی نشود، فاجعه رخ خواهد داد. مردم این مناطق اغلب یا دامدارند یا کشاورز. زمینها از بین رفته و تأمین علوفه برای دامها نیز بسیار سخت شده است. عشایر خانه خود را از دست دادهاند؛ زیرا خانهای که یک ماه و نیم زیر آب باشد قابل سکونت نیست با تعمیر درست نمیشود و باید تخریب شود. آسیب دیدگان منبع درآمدی غیر از زمین خود ندارند و کشاورزان حداقل دو نوبت کشت خود را از دست دادهاند.صدها هکتار مزارع گندم را که نگاه میکردیم مثلا در منطقه الباجی، الهایی و... گندمها زیر گل و لای در حال فاسد شدن بودند، که خود باعث به وجود آمدن برخی بیماریها خواهد شد وخداکند به وبا کشیده نشود. با ازدیاد حشرات در فصل گرما، وضعیت سختی در انتظار مردم خواهد بود. دولت ابتدا باید مشکلات بهداشتی مناطق را برطرف کند و تلاش نماید با پاکسازی زمینهای کشاورزی و تأمین علوفه دامها شرایط اشتغال دوباره مردم را تأمین کند تا روستائیان مجبور به مهاجرت نشوند و به کارهای خدماتی در شهر رو نیاورند. مشکل تغییر شغل بعضی روستائیان که همه چیز خود را که زمینهای کشاورزی آنها بوده از دست دادهاند بسیار جدی است و اگر چنین شود کشاورزی استان که نیمی از گندم کشور را تامین میکند حتما آسیب جدی خواهد دید که باید برای آن تدبیری اندیشه شود. پولی که قرار است به سیل زدگان پرداخت شود، اگر هم به موقع به دستشان برسد برای جبران خساراتشان اصلا کافی نخواهد بود. از سوی دیگر آمارهای کمکهای مردمی بسیار کاهش یافته و نمیتوان روی آنها برای تأمین نیازهای اولیه مردم سیلزده تکیه کرد و باید تدبیری برای این موضوع اندیشیده شود.
کاهش کمکهای مردمی همزمان شد با تلاش برخی افراد برای تخریب نهادهای مردمی فعال در امر کمکرسانی به سیل زدگان و مشکل آفرینی در منطقه. شرایط چگونه بود؟
در برخی مناطق که ما رفتیم، ضمن تلاشهای خوبی که شد بعضا توسط سپاه امدادرسانی شده بود. شنیدم از شهری مانند رامهرمز دو ماشین که حاوی کمکهای مردمی بود به این دلیل که مثلا میخواهند با این کمکها به تفکر قومی دامن بزنند توقیف شدند. اگر ازاینگونه برخوردها جلوگیری شود باعث افزایش دامنه کمکرسانیها میشود. نباید این موضوع باعث ممانعت از کمکرسانی شود. نمیدانم چرا مسئولان درک بهنگام نمیکنند که مردم حق دارند که از وضعیت موجود ناراضی باشند. فضای سیل نباید امنیتی بشود و البته باید جلو سوءاستفاده برخی مخالفان و معاندان را هم گرفت. شهید رجایی میگفت تا پشت میز وزارت من مردم میتوانند بیایند اعتراض کنند. پشت سر ایشان نوشته بودند مرگ بر رجایی ارتجاعی اما ایشان به کسی که به او گفته بود اگرچه معترضین آمدند و این شعار را نوشتند شما چرا آن را پاک نمیکنید گفته بود این شعارها باید باشد تا مردم بدانند دامنه تحمل یک وزیر در جمهوری اسلامی باید چقدر باشد. باید دوباره تأکید کنم که جریان رسانهای دولت و صداوسیما شرایط را کاملا تحت کنترل نشان میداد اما دقیقا اینگونه نبود و همین جریان رسانهای باعث کاهش حجم کمکها هم در برخی مواقع شد.
چه کمکاریهایی صورت گرفته است که اینگونه انتقاد میکنید؟
گزارش برخی جلسات نشان میدهد که مسئولان استان از متخصصان حوزههای مختلف بهخصوص حوزه آب در دانشگاهها و... استفاده لازم را نکرده و اکثر تصمیمات غالبا توسط نماینده دولت و کمتر با مشورت دیگران اتخاذ شده است. استاندار خوزستان اولین تجربه استانداری خود را در این حادثه عظیم داشته است و نتوانسته در حد انتظار در خصوص سیلی در این ابعاد تصمیم درستی بگیرد. بهتر بود دولت لااقل دو هفته وزرای کشور و نیرو را در استان نگه می داشت تا به کمک استانداری تدبیر امر بکنند و کار فقط بر عهده استانداری نباشد. عدم مشورت دقیق با کارشناسان معروف و بسیاری از متخصصان دانشگاهی و علمی آب و خاک اشتباه فاحشی بوده است. نکته بعد این است که اگر سال بعد در خوزستان ترسالی داشته باشیم که احتمالا داریم، باز همین آش و همین کاسه است و مردم دچار آسیب خواهند شد. سدهای خوزستان اغلب لایروبی نشدهاند و با توجه به سیل امسال، در صورت بارشهای شدید مجددا این استان با مشکلاتی جدی دست و پنجه نرم خواهد کرد.
سیل خوزستان باعث شد که بسیاری از مشکلات مردم این منطقه که از سالها پیش وجود داشت، دیده شود. چرا این اتفاق افتاد؟
سیل پردهای از فقر را در خوزستان کنار زد و باعث شد مسائلی که اصلا به چشم مسئولان نمیآمد، دیده شود. خانوادهای را دیدیم که داشتند در آب حرکت میکردند تا به خانهشان که کاملا زیر آب رفته بود برسند. اما به دلیل عمق آب ترسیدند و نتوانستند به خانه برسند. مرد خانواده میگفت، وقتی قبل از سیل باران هم میآمد کار ما برای رسیدن به خانه بسیار سخت و طاقتفرسا میشد و ما همیشه تا جاده اصلی را با چکمه طی میکردیم و راه ارتباطی مناسبی نداشتیم. در محدوده روبهروی ویس و ملاثانی با یک روستا در آن طرف کارون، سالها بنا بوده است پلی زده شود تا دو روستا به هم متصل شوند اما با گذشت سالها این اتفاق نیفتاده و مردم باید برای مسیری بیش از50 کیلومتر را باید طی کنند و آب را از طریق اهواز دور بزنند و به روستای روبهرو برسند. در حالی که با عبور از پل، ظرف چند دقیقه این کار شدنی بود. این کمکاریها نسبت به حقوق مردم روستاها که زبان گله و شکایتی ندارند هرگز بخشودنی نیست. سیل این مشکلات را پررنگتر کرد تا مسئولان ببینند و کاری کنند و امیدوارم ارادهای جدی برای حل مشکلات خوزستان وجود داشته باشد.
اطلاعرسانی دستگاههای مسئول برای کاهش آسیبها و آمادگی مردم چگونه بود؟
جریان اطلاعرسانی نسبت به سیل در خوزستان متوسط بود و بهتر از این میشد عمل شود. به عنوان نمونه زمانی که میخواستند آب را به سمت تعدادی از روستاها باز کنند که به سمت سوسنگرد نرود که از جمله کارهای خوبی بود که انجام گرفت، نمیتوانستند مردم را قانع کنند روستاها را ترک کنند. از قبل اگر این موضوعات به صورت اقناعی برای مردم مطرح میشد این مشکلاتی که شاهد بودیم پیش نمیآمد. حتی در یکی از این روستاها کار به درگیری کشیده بود. برای مثال میشد از روحانیون برای اقناع مردم استفاده کرد. به جای اینکه این عزیزان را برای درو گندم و پر کردن کیسههای خاک ببرند که بسیار شایان تقدیر است، با توجه به احترامی که مردم برایشان قائل هستند، میشد از آنها برای آرام کردن فضا و کاهش تنشها استفاده کرد. با اینکه استاندار مدام مصاحبه میکرد و میگفت سیل کنترل میشود پس از مدت کوتاهی اعلام میشد مشکلی وجود ندارد اما ناگهان ساعاتی بعد اعلام میشد که 5 منطقه در اهواز باید تخلیه شود. در مجموع روستاهای زیادی در خوزستان زیر آب رفت و مزارع گندم و حوزههای پرورش ماهی و شهرکهای صنعتی متعددی زیر آب رفت و مصاحبههای مسئولان عمق این فاجعه را نشان نمیداد.
با توجه به حساسیتهایی که وجود دارد، سوءاستفاده گروههای تجزیه طلب و قومی در آن مناطق دیده میشد؟
بعضا گزارشهایی بود که جریانهای قومی وابسته به خارج از کشور قصد سوءاستفاده از مشکلات به عمل آمده ناشی از سیل را داشتند. البته باید تأکید کرد که عشایر ما بسیار نجیبند و وقعی به آنها ننهادند اما اینجا یک مشکل جدی وجود دارد که اگر دولت توجه نکند بعدها آسیبزا خواهد بود. مشکل این است که عشایر از نجابتشان بسیار کم توقعند و درخواست کمک چندانی ندارند اما اگر شرایط برایشان سخت شود و خسارتهایشان به موقع پرداخت نگردد، دامنه نارضایتیها افزایش مییابد. من از تلاشهای استانداری و بیخوابیهایشان تشکر و تقدیر میکنم اما لزومی ندارد استاندار نخوابد و هفتهها به خانه نرود. این موضوع نمیتواند امتیاز اصلی باشد. مهم این است که استاندار بتواند از ظرفیتهای سرشار استان برای کاهش خسارتها استفاده کند.الان باید نیازهای موجود مردم به سرعت برآورده شود. خانه و محل سکونت مردم بازسازی شود، علوفه دامها تأمین گردد و زمینها برای کشتهای بعدی فرآوری شود. یکی از نیروهای وابسته به استانداری به من میگفت هیچ مشکلی در این زمینه وجود ندارد و ما 230 هزار رأس دام را یکجا جمع کردهایم و علوفهشان تأمین میشود. من به او پاسخی ندادم اما میدانم صحبت از تجمیع 230 هزار راس دام در یکجا بیشتر به رویا و خیالپردازی میماند تا واقعیت. البته باید حقیقتا از تلاشهای هلال احمر و نیروهای سپاه و خیرین و فعالین محلی و بعضا سایر استانها که شبانه روز تلاش میکردند تشکر و تقدیر کرد.
شهرداری تهران در سیل اخیر چه نقشی ایفا میکند؟
شهرداری ابتدا معاون امور مناطق بعد شهردار منطقه 3 و بعد چند شهردار مناطق دیگر را برای کمک به منطقه سیل زده اعزام کرد. در مدت یک ماه گذشته شهرداری تهران تلاش کرد تا راهها را بازگشایی کند و روستاها را از زیر آب بیرون بیاورد. به نظر میرسد در این زمینه به اذعان نیروهای محلی بسیار موفق عمل آبگرفتگیهایی وجود داشت که تجهیزات فنی از جمله پمپهای بزرگ به همراه متخصصان به مناطق اعزام شدند و مشکل را حل کردند از جمله در روستای شاکریه که به کل در محاصره آب قرار داشت. طبق آمار 55 لودر و جرثقیل و بیل مکانیکی و کامیون به همراه 80 نفر پرسنل به مناطق گسیل شده بودند و 200 نفر از نیروهای خدماتی نیز برای نظافت شهرها اعزام شدند. تعدادی از تعمیرکاران از تهران نیز برای تعمیر وسایل اعزام شدند.
در پایان آیا سخنی مانده.
باید یادی کرد از بزرگانی چون آیتا... هاشمی که سالها پیش آینده را میدید و با ساخت سدهایی چون کرخه جان مردم را نجات داد. چه بسا اگر این سد نبود، بسیاری شهرها زیر آب میرفت و تلاف بیش از این بود. باید دانست تبعات سیل تا سالها ادامه دارد و مسئولان نباید فکر کنند که کار به پایان رسیده است. به قول اقبال لاهوری «گمان مبر که به پایان رسید کار مغان، هزار باده ناخورده در رگ تاک است».
منبع: آرمان/محمدحسین لطفالهی