
به نظر میرسد ناظران بر نهادهایی مانند صداوسیما باید نگاه تیزتری داشته باشند، زیرا با ارتکاب اشتباهات مکرر، تنها نهادهای مذکور نیستند که هزینه آن را پرداخت میکنند بلکه زیانها شامل حال اعتماد مردم و بیت المال کشور میشود. رفتار رسانه ملی در طی چند سال اخیر نشان از این دارد که در ظاهر، نظارت برآن خیلی جدی گرفته نمیشود و آنچه تحت این عنوان شاهد هستیم، تنها رفتاری سیاسی برای جانبداری از یک جناح مشخص است.
دیدارنیوزـ نظارت و کنترل، یکی از ارکان اصلی مدیریت به حساب میآید که بدون توجه به آن، سایر ارکان از قبیل برنامهریزی، سازماندهی و هدایت، ناقص باقی میماند و قاعدتا در این شرایط، ضمانتی برای انجام صحیح آنها وجود نخواهد داشت.
سازمان صدا و سیما یکی از نهادهایی است که به لحاظ جایگاه حساس خود به این امر بیش از سایر ارکان نیاز دارد، برهمیناساس قانون بابت نظارت بر این سازمان به صراحت سخن گفته است. طبق اصل ۱۷۵ قانون اساسی باید در صدا و سیما «آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور» تامین شود. به همین دلیل شورایی مرکب از نمایندگان قوای سهگانه برای نظارت بر آن در قانون اساسی پیشبینی شده است، اما با این وجود، رفتار رسانه ملی در طی چند سال اخیر نشان از این دارد که در ظاهر، نظارت برآن خیلی جدی گرفته نمیشود و آنچه تحت این عنوان شاهد هستیم، تنها رفتاری سیاسی برای جانبداری از یک جناح مشخص است.
این عدم نظارت به معنای درست آن، در نهاد حساس و مهمی مانند صدا و سیما سبب بروز مشکلاتی جدی شده که ابهامات فراوانی را به همراه داشته است. در ادامه، به نمونههای اخیر منجر به این ابهامات، اشاره میشود.
شهرزاد میرقلیخان
شهرزاد میرقلیخان به واسطه انتشار کلیپهایی، گاه و بیگاه نامش به هشتگی پرمحتوا در شبکههای اجتماعی مختلف تبدیل میشود. علت اینکه نام او در سالهای اخیر بیش از گذشته بر سر زبانها افتاده، نه سابقه زندانش در امریکا، نه کتاب ۵۰۰ صفحهای از خاطرات دوران زندان و نه حتی حضورش درشبکه خبری پرستیوی است، بلکه به جنجالهای پیرامونش، ارتباط پیدا میکند. درسالهای اخیر، نام او بیش از هرکس و هرچیز دیگر با محمد سرافراز، معاون برونمرزی اسبق و رییس سابق سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی گره خورده است؛ گرهی که بعد از کنار رفتن سرافراز از ریاست سازمان صداوسیما و سپردن صندلی ریاست به عبدالعلی علیعسگری هم باز نشد و در روزهای اخیر و بار دیگر به واسطه انتشار یک کلیپ در شبکههای مجازی، کورتر از قبل خود را به نمایش گذاشت.
میرقلیخان با انتشار کلیپی در صفحه فیسبوک خود، خروج محمد سرافراز از کشور برای رساندن اسنادی که او آنها را «محرمانه» میخواند را اعلام میکند؛ در ادامه این کلیپ، میرقلیخان رسما مدعی میشود که «فلش درایوهای خارج شده از کشور ۱۵۰۰ برابر ارزشمندتر از اسنادی است که به دستش رسیده» است و سرافراز هم در گفتوگویی با خبرگزاری ایلنا در همین رابطه مطرح کرده است: «اسنادی که دو هفته پیش تحویل خانم میرقلی خان دادم، مربوط به ۵ سال زندان و مکاتبات ایشان با دادگاههای امریکا به اتهام تلاش برای خرید دوربینهای دید درشب است».
اما «شهرزاد میرقلیخان» کیست؟ موضوع شهرزاد میرقلیخان یا همان بازرس ویژه صداوسیما از آنجا شروع شد که حدود یک ماه قبل از مصاحبه رئیس صداوسیما با روزنامه سازمانی خودش، شایعاتی پیرامون خروج «میرقلیخان»، مشاور و بازرس ویژه سابق رئیس سازمان صداوسیما از کشور و ادامه زندگی در «عمان» مطرح شده بود. «سرافراز» که زمان مدیریت او در صدا و سیما تنها حدود ۱۸ ماه، اما بسیار پرحاشیه بود در این مصاحبه، برخی نهادهای امنیتی را متهم به «برخورد غیرمنطقی» در موضوع «میرقلیخان» کرد.
«شهرزاد میرقلیخان» از آذر ١٣٨٦ پنج سال در آمریکا به علت قصد خرید «دوربین دید در شب» زندانی بود. او نهایتا مردادماه ١٣٩١ پس از آزادی، با توقفی در «عمان» وارد ایران شد. «سرافراز» با بیان اینکه «خانم میرقلیخان به توصیه نهادهای امنیتی و سابقه کار رسانهای، همکاری خود را با شبکه پرستیوی آغاز کرد»، درباره چرایی «خروج او از کشور» گفت: «عوامل یک دستگاه امنیتی با فراخواندن او و بیان اینکه چرا کتاب چاپ کرده یا چرا با رسانهها مصاحبه کرده است، از خانم میرقلیخان خواستند کشور را ترک کند. چنین برخوردی با ایشان غیرمنطقی بود؛ چون کتاب نوشته شده، سند محکومیت آمریکاست. او به توصیه ما کتاب نوشت؛ چون بسیاری از زندانیان در آمریکا جرئت نگارش آنچه را که بر آنها گذشته است، ندارند؛ بنابراین این آقایان باید توضیح دهند چرا با ایشان چنین برخوردی داشتهاند... ابتدا اتهام مضحک جاسوسی زدند و بعد که مدرک نداشتند، حرف خود را پس گرفتند».
فروش آرشیو صدا و سیما
به روز شدن آرشیو رسانههای خارج از ایران و نمایش تصاویری که تا به امروز از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به نمایش درنیامده است، این سوال را به ذهن میرساند که این اطلاعات از چه طریقی به دست آنها رسیده است.
اندکی قبل، حسامالدین آشنا مشاور رئیس جمهور در توئیتی نوشت: «یادی کنیم از عزتمندانی که آرشیو تلویزیون ملی ایران را با بودجهای درخور، ولی حفاظتی اندک دیجیتال کردند، اجنه هم آرشیو آماده را، چون ورق زر ربودند و فروختند، نه به من و نه به تو بلکه به از ما برترانی که در تونل زمان اسطوره ساختند از عوامل دردهای بی درمان ملت ایران.»
پاسخ سربسته ضرغامی به این توئیت آشنا بدون اشاره به نام فردی که آرشیو را فروخته در همین حد بود که «بهتر است با ادامه دادن ماجرا همه چیز را خراب نکنیم». مدیر شبکه مستند در همین خصوص در نامهای خطاب به ضرغامی نوشت: «جنابعالی اظهارنظر کرده بودید که هیچ تصویری از آرشیو خارج نشده است. سوال اینجاست که چرا مدیرکل اسبق آرشیو تا سر حد بازداشت پیش رفت و تنها به دلیل واسطهگری شما بازداشت نشد؟»
فیلمهایی که مربوط به اتفاقات سال ۵۷ و سخنرانیها و جلسات آن زمان بود، در دوره مدیریت ضرغامی به نسخههای «دیویدی» تبدیل شد. این پروژه با هزینه بسیار بالایی برای صداوسیما انجام شد و با هزینه اندکی توسط شبکه های خارجی مورد بهره برداری قرار گرفت.
جالب آنکه در این مدت، شورای نظارت بر صداوسیما نیز واکنشی نسبت به موضوع نداشته است؛ عجیبتر آنکه سیداحسان قاضی زاده هاشمی در گفتوگویی خبر داده که اساسا موضوع فروش آرشیو صداوسیما در شورای نظارت مطرح نشده است.
تقلب در نظرسنجی صدا و سیما
موضوع دیگر در مورد حواشی صدا و سیما که در روزهای پایانی سال گذشته، بسیار سروصدا به پا کرد به انجام یک نظرسنجی بابت انتخاب بهترین مجری و برنامه ساز مربوط می شد که در ابتدا با نظر مردم، برنامه «نود» با اجرای عادل فردوسیپور در رتبه اول قرار داشت اما به صورت کاملا غیر قابل باور، برنامه «برنده باش» با اجرای محمدرضا گلزار به رتبه بالاتر دست یافت.
در همین رابطه، آذری جهرمی وزیر ارتباطات، درباره این موضوع در توئیتی نوشت: «تقلب و "دستکاری در نظر مردم" به طور متناوب در سه روز صورت پذیرفته است.» این اعلام موضع وزیر سبب شد تا نتیجه آراء مردم به درستی اعلام شود، البته مطرح شد که این کار را یکی از کارکنان اسپانسر برنامه برنده باش انجام داده که نام او هم مشخص است، اما از نحوه و نوع برخورد قضایی با او تا به امروز هیچ خبری منتشر نشده است.
از سوی دیگر، برنامههایی مانند برنده باش و روبیکیو به لحاظ شباهت به قمار مورد نقد برخی مراجع تقلید از جمله آیتالله ناصر مکارم شیرازی قرار گرفت. این مرجع تقلید درباره اینگونه از مسابقههای تلویزیونی گفته بود: «طبق اطلاع ما، ۹۵ درصد درآمد این موضوع به جیب برگزار کننده میرود و تنها ۵ درصد را جایزه میدهند و این یک نوع بختآزمایی و قمار است و همه مراجع در این موضوع اشتراک نظر دارند.»
پس از صدور این فتوا، علی فروغی مدیر شبکه سه سیما در اقدامی عجیب، در کنار آنکه اعلام کرد سوال به درستی از آیتالله مکارم شیرازی مورد پرسش قرار نگرفته است و تاکید بر این ادعای خود که این برنامه ایراد شرعی ندارد و صدا وسیما همیشه مسائل شرعی را بررسی میکند، از تغییر اسپانسر برنامه خبر داد تا بدینوسیله برخی اشکالات موجود، اصلاح شده و ظرفیتهای جدیدی به آن اضافه شود، اما با تذکر صریح رهبر انقلاب در دیدار با کارگران، در نهایت این اعتراض منجر به توقف پخش برنامه برنده باش و برنامه دیگری به نام ستاره ساز که مشابه آن بود، شد.
به نظر میرسد ناظران بر نهادهایی مانند صداوسیما باید نگاه تیزتری داشته باشند، زیرا با ارتکاب اشتباهات مکرر، تنها نهادهای مذکور نیستند که هزینه آن را پرداخت میکنند بلکه زیانها شامل حال اعتماد مردم و بیت المال کشور میشود. هرچند نگارش این گزارش، توجیه اعمال سانسور یا قضاوت درباره یک مدیر مستعفی یا برکنار شده نیست، اما مسئله این است که به جای نامحرم دانستن مردم، بهتر آن است تا با آنان شفاف بود و مستقیم صحبت کرد زیرا تنها این روش به ابهام زدایی و رفع بیاعتمادی کمک میکند.