"دیدارنیوز" بررسی می کند؛

متغیر سیستم، تاثیر مستمر و بیشتری در طول پروسه تصمیم سازی داشته و دارد، به ویژه در کشور‌هایی که دارای اصول مدون و در نتیجه، چشم انداز طولانی مدت بر اساس همان اصول هستند. اکثر اقدامات دولت دونالد ترامپ را نیز باید از همین منظر نگریست. اگرچه بسیاری از منتقدان ترامپ، شخصیت و رفتار‌های او را دارای ایراد دانسته و حتی لقب «دیوانه» را به وی اطلاق می‌کنند، اما به نظر می‌رسد در پشت اقدامات دولتش همانند تروریست خواندن سپاه پاسداران، همان قوه عاقله دوران دولت‌های گذشته در حال مدیریت امور کشور و پیگیری پیشروی بر مسیر اهداف طراحی شده است.

کد خبر: ۲۳۸۳۴
۱۵:۲۴ - ۲۲ فروردين ۱۳۹۸

دیدارنیوزـ محمد مهدی تولایی: در مباحث علمی مرتبط با مسائل سیاست خارجی و نحوه کاربست آن و همچنین در زمینه تاثیر متغیر‌های گوناگون بر تداوم یا تغییر سیاست‌های اتخاذ شده، مطالب زیادی طرح گردیده و نظریات مختلفی نیز شرح داده شده است. برخی از صاحب نظران، تاثیر فراوان «متغیر فرد» را مدنظر قرار می‌دهند و برخی دیگر، تاثیرگذاری «متغیر نقش» در تصمیم سازی‌ها و ایجاد تغییر یا تداوم رفتار‌ها در سیاست خارجی را مهم جلوه می‌دهند. به همین ترتیب، گروهی دیگر «متغیر سیستم» را تاثرگذارتر دانسته و در مقابل نیز گروهی «متغیر اجتماعی» و یا «متغیر نظام بین الملل» را به عنوان عامل مهم تر مطرح می‌کنند.

به نظر می‌رسد می‌توان گفت تمامی متغیر‌های مذکور، در جای خود دارای تاثیر هستند و در شرایط گوناگون، بر میزان اثر آن‌ها افزوده شده یا کاسته می‌شود، اما متغیر سیستم، تاثیر مستمر و بیشتری در طول پروسه تصمیم سازی داشته و دارد، به ویژه در کشور‌هایی که دارای اصول مدون و در نتیجه، چشم انداز طولانی مدت بر اساس همان اصول هستند. اگرچه افراد می‌توانند در نحوه اجرا و تصمیمات اجرایی، تاثیرگذار باشند، اگرچه نظام بین الملل می‌تواند تا اندازه‌ای بر اتخاذ تصمیمات، اثرگذار باشد و هکذا، اما به ندرت می‌شود که این عوامل و موارد دیگر ذکر شده، امکان ایجاد تغییرات وسیع در سیاست‌های کلی تدوین شده و اصول توافق شده برای دستیابی به اهداف را بیابند.

به نظر نگارنده، اکثر اقدامات دولت دونالد ترامپ را نیز باید از همین منظر نگریست. اگرچه بسیاری از منتقدان ترامپ، شخصیت و رفتار‌های او را دارای ایراد دانسته و حتی لقب «دیوانه» را به وی اطلاق می‌کنند، اما به نظر می‌رسد در پشت اقدامات دولتش، همان قوه عاقله دوران دولت‌های گذشته در حال مدیریت امور کشور و پیگیری پیشروی بر مسیر اهداف طراحی شده است.

در جدیدترین اقدام، رئیس جمهور آمریکا با امضای سندی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست گروه‌های تروریستی قرار داد؛ اقدامی که با واکنش‌های فراوانی روبرو شد و زمزمه‌های ورود به دوران نزاع نظامی نیز توسط برخی تحلیل گران شنیده شد.

اما به نظر می‌رسد دولت آمریکا از این اقدام خود، اهدافی را دنبال کرده است که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.

۱- پیگیری استراتژی مهار شرق آسیا و واگذاری غرب آن به متحد حیاتی

یکی از اهداف مهم سیاست‌های دولت آمریکا پیگیری استراتژی جلوگیری از تسلط چین در منطقه آسیا پاسیفیک و ممانعت از گسترش قدرت این کشور در دیگر مناطق است. به نظر می‌رسد از نظر آمریکائی‌ها منطقه شرق آسیا بسیار بیشتر از مناطق دیگر، مستعد ظهور قدرت هژمون است و در صورتی که دولت آمریکا نتواند به مدیریت معادلات این منطقه ورود کند، چین از نظم سنتی آمریکا محور در منطقه خارج خواهد شد. لازمه توجه حداکثری به آسیا پاسیفیک، رهایی از معضلات غرب آسیا است و لازمه این رهایی، وجود یک قدرت متحد به عنوان هژمون مقلد دولت آمریکا در منطقه نامبرده است.

دولت آمریکا درصدد است تا با همکاری کشور‌های متحد خود، تنها دولت متضاد با منافع کشورش را از قدرت تهی سازد و سپس با چند حرکت تدریجی در قالب‌های گوناگونی از جمله «معامله قرن»، متحد حیاتی خود را هژمون منطقه کند. دولت آمریکا از توانایی نیرو‌های نظامی دولت جمهوری اسلامی ایران آگاه است و یکی از راهکار‌های مقابله با قدرت ایران را تحریم مبادلات اقتصادی برای عدم تجهیز نیرو‌های نظامی و تروریست نامیدن آن‌ها برای کاهش قدرت مانور و ایجاد فشار روانی برگزیده است.

۲- افزایش فشار بر جمهوری اسلامی و زمینه سازی برای خروج از برجام و عدم تصویب لوایح FATF

یکی از معضلات فعلی دولت آمریکا، فشار روانی حاصل از قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است که به مدد برجام، تصویب شد و مانع از اتحاد علنی قدرت‌های بزرگ بر سر تحریم‌های فراگیر علیه دولت و ملت ایران می‌شود. آمریکا از برجام خارج شد اما دیگر طرف‌های قرارداد، خارج نشدند و حتی درصدد کاربست راهکار‌های جایگزین برای تبادلات اقتصادی شدند، آمریکا خواستار تحریم ایران در شورای امنیت شد، اما قدرت‌های بزرگ با استناد به برجام، از آمریکا تبعیت نکردند و این اتفاق در موضوع آزمایش‌های موشکی هم تکرار شد. تا زمانی که حتی در ظاهر هم به برجام، استناد می‌شود، این فشار روانی و این هجوم افکار عمومی جهانی به سوی دولت آمریکا وجود دارد و این دولت درصدد است تا زمینه خروج ایران از این توافقنامه و در نتیجه؛ کان لم یکن شدن آن را موجب شود؛ همان اقدامی که در مدت بیش از یک سال تلاش کرد تا انجام شود، ولی اتفاق نیفتاد تا ترامپ مجبور شود به صورت یکجانبه از برجام خارج شود.

همین سیاست در حال حاضر برای عدم تصویب لوایح FATF در ایران نیز پیگیری می‌شود. شرایط به نحوی پیش بینی شده است که دولت ایران، چاره‌ای جز تصویب آن لوایح نداشته باشد و در صورت عدم تصویب، دچار قفل شدگی در تبادلات مالی خواهد شد و اقتصادش ضربه خواهد دید، لذا دولتمردان آمریکایی در تلاشند با برخی اقدامات از جمله قرار دادن نام سپاه پاسداران در لیست گروه‌های تروریستی-هرچند در عمل نیز اقدامی انجام نشود- فشار روانی سنگینی به تصمیم گیران ایرانی وارد کنند تا منجر به عدم تصویب لوایح مذکور در ایران شود و این عدم تصویب و نپیوستن به کنوانسیون، به یاری تحریم‌های اعمال شده توسط آمریکا بیاید.


۳- ممانعت از حضور نظامی ایران در کشور‌های منطقه

یکی از سران کشور‌های عربی حوزه خلیج فارس در اظهارنظری اعلام کرده است که جمهوری اسلامی ایران، تاکنون چهار پایتخت عربی را تسخیر کرده است و اگر اقدام مناسبی انجام نشود، در آینده به دیگر پایتخت‌های کشور‌های عربی نیز دست خواهد یافت. به نظر می‌رسد از دیگر اهداف دولت آمریکا برای کاستن از قدرت جمهوری اسلامی، ایجاد مانع در مسیر حضور نیرو‌های نظامی این دولت در کشور‌های دیگر است که راهکار مورد استفاده برای پیگیری این هدف، تروریست خواندن آنان است تا هم دیگر کشور‌ها در مسیر صدور جواز حضور، احتیاط کنند و هم فشار روانی ویژه‌ای بر نیرو‌های نظامی ایرانی وارد شود که ترس از به خطر افتادن جان خود را داشته باشند. در ادامه باید منتظر فشار دولت آمریکا بر دولت‌های عراق و لبنان بود تا موارد صدور جواز حضور نظامیان ایرانی در آن کشور‌ها به حداقل برسد.

۴- ممانعت از تبادل تسلیحات نظامی و گسترش تعداد گروه‌های حامی ایران در دیگر کشور‌ها

یکی از اهداف دولت آمریکا در تروریستی خواندن سپاه پاسداران، ایجاد ممانعت در مسیر تبادل تسلیحات نظامی مابین دولت ایران با کشور‌ها و گروه‌های خارجی است. آمریکائی‌ها با هشدار‌های فراوان، هرگونه معامله و همکاری با سپاه پاسداران را نهی کرده و عواقب بدی را برای همکاران ایران بیان کرده اند. در نظر دولتمردان آمریکایی، این اقدام باعث می‌شود تا از طرفی، فروشندگان سلاح به ایران به واسطه تروریست خوانده شدن نیرو‌های نظامی کشورمان، مجبور به توقف در فروش شوند و از طرف دیگر، دولت‌هایی که گروه‌های حامی ایران در آن کشور‌ها مستقر هستند نتوانند اجازه ورود سلاح‌های ایرانی را صادر کنند. این اقدام موجب می‌شود تا هم گروه‌های موجود، دچار مشکلات فراوانی شوند و هم ایران نتواند گروه‌های حامی جدیدی در کشور‌های دیگر برای خود مهیا سازد.

۵- یاری رسانی به محور عبری-عربی

دولت آمریکا با قرار دادن نام سپاه در لیست گروه‌های تروریستی در شب انتخابات پارلمانی اسرائیل، دو میوه زودرس را چید. یکی پیروزی مجدد بنیامین نتانیاهو و حزب لیکود در انتخابات که در حکم متحد حیاتی برای دولت آمریکا محسوب می‌شوند و دیگری ایجاد دلگرمی برای کشور‌های عربی متحد خود برای اعلام تداوم حمایت دولت آمریکا از آن‌ها در برابر ایران. علاوه بر این، همانطور که عربستان سعودی پیش از این به آمریکا اعلام کرده بود که تمامی هزینه‌های نظامی حمله به ایران را پرداخت خواهد کرد، دولت ترامپ با این اقدام، می‌تواند دلار‌های دیگری نیز به دست آورد و متحدان بیشتری برای اسرائیل، دست و پا کند.

۶- گسترش شکاف داخلی برای دوگانه سازی سپاه –ارتش

یکی دیگر از دستاورد‌های دولت آمریکا در تروریست نامیدن بخشی از نیرو‌های نظامی دولت ایران، دمیدن بر آتش برخی اختلافات قدیمی داخلی مبنی بر گستره فعالیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران است. آمریکائی‌ها با این اقدام خود منجر به طرح مجدد مباحثی همچون «گستره فعالیت نیرو‌های نظامی در ایران»، «لزوم فعالیت دو نیروی نظامی به صورت موازی»، «اولویت یابی ارگان‌های نظامی در بودجه»، «ضرورت حفاظت از مرز‌ها یا ورود به خاک کشور‌های دیگر» و از این قبیل موضوعات خواهند شد و از نظر آنان، این اقدام می‌تواند باعث ایجاد شکاف در میان مردم و مابین مردم و مسئولین شود.

موارد مذکور و برخی موارد دیگر که فرصت طرح آن‌ها نیست از جمله اهداف دولت آمریکا در تروریستی خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که تصمیم مورد اشاره را بر طبق برنامه ریزی قبلی و مبتنی بر استراتژی بیان می‌کند.

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم