گفتگو با شهلا کاظمی پور

بیشترین مهاجران به تهران چه کسانی هستند؟ این سؤالی است که البته از دید مردم عادی با جمعیت شناسان کمی متفاوت است. خیلی‌ها فکر می‌کنند استان‌های محروم و کم برخوردار در رأس این جابه جایی قرار دارند، اما برعکس تصورات ما، استان البرز با ۵۱ هزار نفر بیشترین حد مهاجر فِرِستی را به خود اختصاص داده است.

کد خبر: ۲۲۵۸۸
۱۰:۳۷ - ۲۶ اسفند ۱۳۹۷
 
دیدارنیوز ـ آنطور که شهلا کاظمی‌پور، جمعیت شناس به «ایران »می‌گوید این مهاجرت به 3 دلیل منطقی است. اول به علت جمعیت بالای استان البرز، دوم به خاطر بعد مسافت کمتر و سوم این‌که البرز در فاصله کوتاهی استان شده است. کمترین استان اما با 2 هزار نفر مهاجر، استان کهگیلویه و بویر احمد است. استانی که به علت جمعیت پایین در مقایسه با سایر استان ها، در آخرین رده مهاجر فِرِستی قرار می‌گیرد. آخرین آمار‌ها در یک بازه زمانی 5 ساله نشان می‌دهد که 517 هزار نفر به تهران مهاجرت کرده و 351 هزار نفر هم از تهران خارج شده‌اند. آماری که اگر بخواهیم خالص مهاجرت را از آن استخراج کنیم به رقم حدوداً 200 هزار نفر می‌رسیم. 200 هزار نفری که طی این سال ها به جمعیت تهران اضافه شده‌اند. با این‌همه باید پرسید که این حجم از جابه‌جایی تاکنون سابقه داشته است؟ کاظمی‌پور در این زمینه به آمار دقیق تری اشاره کرده و درباره آمار مهاجرت از سال 90 تا 95 اینطور توضیح می‌دهد:«طی این بازه زمانی، 572 هزار نفر به استان تهران مهاجرت کرده‌اند. حدود 9 درصد از این آمار متعلق به استان البرز است. بعد از البرز، خراسان رضوی و در رتبه سوم هم استان آذربایجان شرقی قرار می‌گیرد. اما این به معنای این نیست که از سایر استان ها مهاجر نداشته‌ایم. به هرحال تهران، یک کلانشهر است و جابه‌جایی در آن بسیار زیاد است.

وی با بیان این‌که مهاجرت از استان های همجوار همیشه بیشتر از سایر استان هاست، می‌گوید: «بعد مسافت در مهاجرت بسیار تأثیرگذار است، اما عوامل دیگر هم در این مهاجرت دخالت دارند که مهم‌ترین آن بیکاری است.»

برخی کارشناسان و مسئولان شهری معتقدند که با گران کردن امکانات و خدمات و همینطور هزینه مسکن در کلانشهرها می‌توان از پدیده مهاجرت جلوگیری کرد، آیا این سیاست درستی است؟ پاسخ کاظمی‌پور به این سؤال منفی است. او اتفاقا این سیاست را غیر انسانی می‌داند و در توضیح این حرفش می‌گوید:«من معتقدم مهاجرت پدیده مثبتی است. چراکه هر فرد به دنبال بهبود شرایط خود، دست به جابه جایی می‌زند و این اتفاق بدی نیست. اما اگر این مهاجرت با برنامه‌ریزی نباشد، قطعاً نتایج متفاوتی به دنبال خواهد داشت. یعنی اگرچه فرد به سودای پیدا کردن امکانات و شرایط بهتر، از شهر یا استان خود مهاجرت می‌کند، اما در نهایت از چاله به چاه می‌افتد و گرفتار‌تر می‌شود. مثل وضعیت حاشیه نشینی که بوجود آمده و این افراد به علت گرانی شهرهای بزرگ مجبور به حاشیه نشینی شده‌اند و با انواع و اقسام آسیب‌های اجتماعی دست به گریبانند! بنابراین این سیاست درستی نیست، چراکه بر موج مشکلات دامن می‌زند.»

کاظمی‌پور ادامه می‌دهد: بهترین راهکار توزیع درست امکانات و خدمات حتی در روستاهای محروم و دور افتاده است. نباید به علت گرانی مردم را از کلانشهرها برانیم. چراکه فرد تبدیل به حاشیه نشین می‌شود و این معضل بزرگتری است. از طرفی شکاف طبقاتی بشدت زیاد می‌شود.این جمعیت شناس درباره آینده مهاجرت بویژه برای کلانشهر‌ها می‌گوید: ما نمی‌توانیم در این زمینه آمار شفافی بدهیم. چراکه اساساً آمار دقیقی در اختیار نداریم.

این آمارهایی هم که اعلام می‌شود، بیشتر بر پایه خود اظهاری است. یعنی ممکن است فرد در این 5 سال، چندین بار جابه جا شده و اطلاع نداده باشد! درحالیکه مهاجرت جزو آمار جاری جمعیت است و باید در سازمان ثبت احوال ثبت و ضبط شود. اما آیا شما تاکنون آمار دقیقی در این حوزه از زبان ثبت احوال شنیده اید؟ بنده سالهاست که فشار می‌آورم، اما باز اتفاق مثبتی نیفتاده است.

به اعتقاد من بهترین راه ثبت مهاجرت کد پستی است. چون الآن افرادی که از تهران به شهرهای دیگر مهاجرت می‌کنند هم دقیقاً معلوم نیست که آیا به شهر مادری شان رفته‌اند یا نه! بنابراین نمی‌توانیم بگوییم به چه میزان مهاجرت معکوس اتفاق افتاده است. وی ادامه می‌دهد: اخیراً مقاله‌ای درباره تأثیر بحران آب و خشکسالی در مهاجرت نوشتم که نشان می‌داد در آینده با مشکل جدی تراکم جمعیت در مناطق برخوردار مواجه خواهیم شد. الآن بسیاری از مردم به همین دلیل از جنوب و جنوب شرقی کشور به شمال و شمال غربی مهاجرت می‌کنند. قطعاً جابه‌جایی جمعیت در تهران هم در آینده بسیار زیاد خواهد بود.

کاظمی‌پور با انتقاد از این‌که دولت ها در هیچ دوره‌ای چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، برنامه‌ای برای تصدی گری بر مهاجرت نداشته‌اند، می‌گوید:در همه دنیا جابه‌جایی جمعیت اتفاق می‌افتد اما دولت ها برای آن سیاست وبرنامه دارند. اما در ایران برخی می‌گویند در قانون اساسی فرد اختیار دارد هرجا که می‌خواهد زندگی کند. اما آیا در قانون اساسی آموزش اجباری نیست؟ خب فردی که حاشیه نشین می‌شود و ما برای آن برنامه نداریم، از این آموزش محروم می‌شود. آیا کودک کار حق مدرسه رفتن ندارد؟

وی از حاشیه نشینی، به عنوان مهاجرت بدون برنامه‌ریزی نام برده و می‌گوید: نمی‌شود فرد خودش تصمیمی بگیرد که کجا زندگی کند! بارها گفته‌ام تهران یک ده بزرگ است که در اثر حاشیه نشینی بوجود آمده است.
 
منبع: ایران/حمیده امینی‌فر/۲۶ اسفند ۹۷
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم