فئودالها یک روی قیچی قطعه قطعه کردن و له کردن طبقه متوسط هستند، روی دیگر سکه متاسفانه بخشی از حاکمیت است که آنها هم از آنجا که طبقه متوسط را همیشه مزاحم امنیت و آرامش روانی و ایدئولوژی رسمی دانسته و میدانند، با سکوتی خطرناک و عدم مداخله لازم در این ستیز طبقاتی، در واقع آب به آسیاب فئودالها میریزند و از ایفای حداقل نقش در حمایت از طبقه متوسط خودداری میکنند و ظاهرا اولویت حمایتی خود را طبقات تهدیست و فرودست و مستضعف میدانند.
دیدارنیوزـ امیر دبیری مهر*: افزایش سرسام آور قیمت زمین و ملک در تهران و کشور در یکسال گذشته، دلایل مختلفی دارد، اما همه آنها اقتصادی نیست، هرچند عدهای مزدور صفتانه یا ابلهانه سعی میکنند با اقتصادی نشان دادن آن؛ سناریوی بی رحمانه طبقه فئوال و زمین دار و ملاّک علیه طبقه متوسط را پنهان سازند.
ماجرا این است که با افزایش سرسام آور قیمتها به ویژه قیمت ملک و مسکن در تهران، طبقه متوسط هر چه بیشتر از گذشته تحت فشار اقتصادی قرار میگیرد و برای ماندن در جایگاه و منزلت خود در تهران و شهرهای بزرگ و درواقع برای در متن جامعه ماندن، دو راه بیشتر ندارد، یا هر آنچه در سالها کار و فعالیت و زحمت، پس انداز کرده به بهای ماندن در شهر بابت اجاره و خرید و حفظ سطح زندگی به فئودالها و سرمایه داران دلال مسلک بپردازد که این عین استثمار وچپاول است، زیرا این طبقه، ذره ذره سرمایهای را در ازای کار مفید و سالم و پس از پرداخت مالیات، پس انداز و جمع آوری میکند، اما طبقه فئودال و زمین دار و دلال، بدون هیچ دانش و زحمت و صرفا با موج سواری بر نوسانات بازار؛ یک شبه ره صد ساله مال اندوزی را به شیوه حرام و غیر قانونی میپیماید.

راه دیگر طبقه متوسط، خروج از شهر و مهاجرت به شهرهای اقماری و خارج شدن از متن زندگی شهری و تنزل سطح زندگی از سطح فرهنگی موثر به معیشتی روزمره است. این بازی ناجوانمردانه علیه طبقه متوسط یعنی کارمندان؛ خرده کاسبها؛ روشنفکران، روزنامه نگاران؛ استادان دانشگاه؛ معلمان و تکنیسینها و مهندسین و پزشکان طراحی شده است و آنقدر حجم تلاطم و فشار اقتصادی بالاست که آگاهی لازم برای درک و تحلیل آن شکل نمیگیرد. البته دستگاههای تحلیل گر گمراه کننده و فریبنده هم در این تولید جهالت سازماندهی شده، بی نقش نیستند.
اما فئودالها یک روی قیچی قطعه قطعه کردن و له کردن طبقه متوسط هستند، روی دیگر سکه متاسفانه بخشی از حاکمیت است که آنها هم از آنجا که طبقه متوسط را همیشه مزاحم امنیت و آرامش روانی و ایدئولوژی رسمی دانسته و میدانند، با سکوتی خطرناک و عدم مداخله لازم در این ستیز طبقاتی، در واقع آب به آسیاب فئودالها میریزند و از ایفای حداقل نقش در حمایت از طبقه متوسط خودداری میکنند و ظاهرا اولویت حمایتی خود را طبقات تهدیست و فرودست و مستضعف میدانند. این بازی خطرناک طبقاتی در صورت استمرار، دو پیامد ویرانگر اجتماعی و سیاسی دارد.

اول اینکه طبقه فئودال و سرمایه دار ایرانی با فشار بر طبقه متوسط، در واقع بر سر شاخه نشسته و بن میبرد، بدین معنا که طبقه متوسط به هر حال اعم از ظالمانه یا عادلانه، مهمترین مشتری و مصرف کننده تولیدات و محصولات سرمایه داری است و هر چه تضعیف شود سفره سرمایه داران کوچک و بزرگ نحیفتر خواهد شد و دود آن به چشم خودشان میرود. امری که در سیستم سرمایه داری در کشورهای سوسیال دموکرات اروپایی به خوبی فهم و درک میشود، از این رو همه سازو کارهای تصمیم سازی و تصمیم گیری در خدمت رونق دادن و تقویت طبقه متوسط است، زیرا طبقه متوسط موتور توسعه و تحرک و پویایی جامعه و اقتصاد و فرهنگ است و تضعیف آن به نفع هیچ کس نیست.
دوم اینکه با تضعیف طبقه متوسط، به طور طبیعی طبقه تهی دست هم تضعیف میشود، زیرا طبقه تهی دست و فرودست، پیرامون طبقه متوسط ارتزاق میکند نه طبقه سرمایه دار. به شکل سنتی و کلاسیک، فئودالها و سرمایه داران، برج عاج نشین و دور از دسترس تهی دستان زندگی میکنند، از این رو به شکل سمبلیک هم در مناطقی دور از جغرافیای زیست مردم عادی زندگی میکنند، مثلا در تهران، لواسان نشین ونیاوران و زعفرانیه نشین هستند. حساب این طبقه با سرمایه داران کارآفرین و مردمی جداست که از قضا در سبک زندگی، ملتزم به همسانی و ارتباط با مردم هستند. تهیدستان در صورتی که فقیرتر شوند و نتوانند نیازهای اولیه خود مثل گوشت و برنج و ... را تامین کنند و حس فراموش شدگی و مهم نبودن و در حاشیه بودن در آنها تقویت شود بر خلاف طبقه متوسط که اعتراض و انتقاد خود را با هنر و شعر و گفتگو و انتقاد و فضای مجازی بازتاب میدهد؛ به کف خیابان میآیند و با سنگ و آهن و تخریب و اقدامات وندالیستی به وضعیت خود اعتراض خواهند کرد و در این فتنه و آشوب، نه سرمایه فئودالها در امان است و نه امنیت عمومی جامعه و کشور؛ چنانچه در گذشته چند بار این تجربه تلخ را داشته ایم.

امید است تا دیر نشده، هم جامعه سرمایه داری با کاستن از ولع زیاده خواهی و چپاول گری خود به ویژه در حوزه مسکن و ملک، و هم دولت و حاکمیت با آگاهی از مسئولیتهای قانونی و اخلاقی و شرعی خود، تعادل و توازن را به جامعه بازگردانند و طبقه متوسط را پشتیبان ثبات اجتماعی دانسته و از تضعیف و تخریب بیشتر آن جلوگیری کنند. آینده، میزان درستی و راستی این تحلیل را آشکار خواهد کرد.
*پژوهشگر توسعه پایدار