
رئیسجمهور به خوبی واقف است که وجود سخنگویی که قدرت تعامل با رسانههای جمعی، اشراف بر موضوعات دولتی و آشنایی با علوم ارتباطات داشته باشد، قادر است به کمک رسانههای جمعی به مقدار قابل توجهی از بار روانی که بر جامعه وارد میشود را بکاهد تا دولت در فضای مناسبتری به پیاده سازی برنامههایش مبادرت ورزد و نبود چنین فردی، فضایی را ایجاد میکند که اینک شاهد آنیم. در اتمسفر فعلی سخن از آن است که مگر دولت برنامهای دارد که بخواهد از آن سخن بگوید؟
دیدارنیوزـ هاتف سپهر: دکتر محمدباقر نوبخت بهطور همزمان مسئولیت سازمان برنامه و بودجه و سخنگویی دولت را برعهده داشت. اوایل مردادماه از مشاغل خود استعفا داد که مورد تأیید رئیسجمهور قرار نگرفت. وی علت استعفای خود را باز گذاشتن دست رئیسجمهور خواند. نوبخت در اینباره اذعان داشت: واقعیت این است که بدون اینکه موضوع ارز و سیاستهای بانک مرکزی در این زمینه و نابسامانیهای بازار کالا ارتباطی با سازمان برنامه و بودجه داشته باشد، ترجیح دادم برای اینکه زمینه برای اصلاح فراهم شود و دست رئیسجمهور باز باشد داوطلبانه و شخصا از تمام مسئولیتهای موجود دولت کنارهگیری کنم؛ چرا که مردم را دوست دارم و اگر رفتنم به بهبود اوضاع کمک کند دریغ نخواهم کرد.
وی تاکید کرد: صمیمانه این استعفا را به آقای رئیسجمهور تقدیم کردم، اما عدهای گفتند فداکاری شده و برخی نیز گفتند فضاسازی شده که تسویه حساب سیاسی شود و از همه خواهش میکنم بیش از هرچیز نگران مردم باشیم و با صمیمیت میگویم که در حال حاضر وقت تسویه حساب سیاسی نیست و میگویم که میخواهم به تدریس در کلاس درس بپردازم و کنار دانشجویان باشم.
نوبخت ادامه داد: من از باب اینکه دست آقای رئیسجمهور باز باشد و حتی اگر یک در هزار وضعیت با تغییر من بهتر میشود آمادگی دارم که از دولت کنار بروم. با این حال اگر برخی فعالان سیاسی، رضایت خدا را در نظر نمیگیرند، مراعات مردم را بکنند و دنبال تسویه حساب نباشند.
در ادامه نوبخت بر استعفا از سخنگویی دولت اصرار داشت و سرانجام با طبقه هشتم ساختمان کوثر ریاستجمهوری خداحافظی کرد و حسن روحانی نیز استعفای نوبخت را پذیرفت. نوبخت در توئیتی اعلام کرد: «از رئیسجمهور درخواست نمودم به دلیل شرایط جدید، اجازه دهند که همه توان خود را صرف کمک به ایشان در حوزه برنامه و بودجه نمایم و مسئولیت سخنگویی دولت را عزیز دیگری برعهده بگیرند که خوشبختانه مورد موافقت ایشان هم قرار گرفت».
تا اینجای امر، اتفاق خاص و ویژهای نیفتاده بود، فردی که بهطور همزمان دارای دو مسئولیت سنگین و مهم بوده اقدام به استعفا از یکی از آنها کرده تا بهطور ویژه تمام وقت خود را مصروف یک مسئولیت کند؛ امری پسندیده و بجا که از سوی نوبخت به درستی صورت پذیرفت.
مشکل از آنجا بروز و ظهور یافت که پس از استعفای نوبخت، هیچ فردی جایگزین وی نشد و آخرین جلسه سخنگوی دولت با اصحاب رسانه سهشنبه ۲۶ تیرماه سال جاری بوده و پس از قبول استعفای نوبخت در نهم مردادماه، هیچ فردی متصدی پست سخنگویی دولت نشده است.
در طول این مدت از افراد زیادی بهعنوان گزینه این پست نام برده شد. اسحاق جهانگیری، محمود واعظی، علی جنتی، علی ربیعی، محسن حاجی میرزایی، حمید ابوطالب، عبدالرضا رحمانی فضلی، سیدرضا صالحی امیری و حسامالدین آشنا از جمله افرادی هستند که نامشان برای این پست مطرح شد، اما تاکنون که در ماه پایانی سال قرار داریم کسی در این جایگاه قرار نگرفته است. منتهی در این مدت، محمود واعظی مسئول دفتر رئیسجمهور و محسن حاجی میرزایی دبیر هیئت دولت بهطور غیر رسمی، نقش سخنگوی دولت را برعهده گرفتند و بعضا اخباری را در اختیار رسانهها قرار دادهاند.
عدم معرفی فردی به جای نوبخت، گمانهزنیهای متفاوتی را در پی داشته است. طبق آنچه در چهارم آبانماه، محمود واعظی در اینباره اظهار کرده علت تأخیر در معرفی سخنگوی دولت این است که میخواهند این فرد از داخل دولت انتخاب شود. گفته واعظی حکایت از تصمیمی دارد که دولتمردان گرفتهاند، اما عدم معرفی گزینه نهایی بعد از گذشت بیش از ۷ ماه بیانگر آن است که همه سخن، آن نیست که واعظی مطرح ساخته است. به هر روی، خالی ماندن پست سخنگوی دولت، موافق و مخالف دولت روحانی را به واکنش واداشته است.
بهرام پارسایی سخنگوی فراکسیون امید و نماینده مجلس درباره تبعات خالی ماندن صندلی سخنگویی دولت گفت: خالی بودن صندلی دولت، عدول از قانون یا خلاف آن محسوب نمیشود که نیاز به تذکر نمایندههای مجلس داشته باشد اما بدیهی است اگر نهاد گستردهای مانند ریاستجمهوری سخنگو نداشته باشد سخنان دولت از زبانهای مختلف شنیده میشود.
او افزود: علاوه بر این، عدم هماهنگی و شنیده شدن سخنان دولت از طریق افراد مختلف، منجر خواهد شد که از منظر مردمی و اجتماعی بازتاب مطلوبی نداشته باشد.
پارسایی ادامه داد: هر نهادی بهویژه دولت با توجه به نیاز اطلاع رسانی در حوزه عملکرد خود، احتیاج به سخنگو دارد بهویژه در این برهه که دلواپسان همچنان در تقابل با دولت هستند و روحانی در معرض فشارهای مختلفی قرار دارد دولت باید هر چه زودتر درباره کرسی سخنگویی تصمیم گیری کند زیرا فشار به دولت و تقابل با آن به منافع ملی هم لطمه وارد میکند؛ به همین دلیل دولت باید یک تریبون مشخص برای دفاع از عملکرد خود داشته باشد و همچنین پاسخگوی برخی از ابهامات باشد.
پارسایی شائبه سهم خواهی از دولت روحانی را چنین رد میکند: این اعتقاد که سهم خواهی، انتخاب سخنگو را به تعویق انداخت چندان درست نیست. زیرا روحانی هر تصمیمی که بخواهد اتخاذ میکند؛ رئیسجمهور حتی در تشکیل کابینه هم به نظرات احزاب بهویژه حامیان خود توجهی نکرد. از سویی، اعضای فراکسیون امید حتی در زمان معرفی وزرا به کابینه سهمی از رئیسجمهور نخواستند و رئیسجمهور هم مشورتی از نمایندهها نگرفت. به همین دلیل هم بعید به نظر میرسد که دولت به خاطر سهمخواهی احزاب، انتخاب سخنگو را به تعویق انداخته باشد.
کوتاهی دولت در این مورد باعث شده تا بعضی دولت را متهم به بی برنامگی کنند و معتقدند در این شرایط دشوار اقتصادی، کمتر فردی حاضر است در این پست قرار بگیرد و جوابگوی اصحاب رسانه باشد. محمدصادق جوادی حصار تحلیلگر و فعال سیاسی اصلاح طلب درباره تبعات خالی ماندن صندلی سخنگویی دولت گفت: دولت اساسا برنامهای ندارد که بخواهد از آن دفاع کند. علاوه بر این، با توجه به اینکه روحانی به حرف کسی گوش نمیدهد، خود تنها فردی است که در صورت داشتن برنامه میتواند از آن دفاع کند.
او افزود: به نظر نمیرسد که روحانی برای انتخاب سخنگو چندان دغدغهای داشته باشد. از سویی، شاید هیچ کس مسئولیت مستقیم سخنگویی را با توجه به شرایط کشور قبول نمیکند.
این فعال سیاسی اصلاحطلب اظهار کرد: قدرت اقناعی در دولت وجود ندارد. اساسا در شرایط موجود دولت از کدام برنامه میخواهد دفاع کند. روحانی و دولتش چه سخن نگفتهای دارند که قدرت و جسارت بیان آن را داشته باشند؟ چه حرف نگفتهای از سوی دولت وجود دارد تا در شرایط کنونی جامعه را خرسند نگاه دارد؟
جوادی حصار با بیان اینکه روحانی باید هر چه زودتر سخنگو معرفی کند، گفت: اگر قبل از این اشاره نمودم که ضرورتی برای معرفی سخنگو وجود ندارد به این دلیل است که روحانی ارادهای برای بیان حقایق به مردم ندارد.
او ادامه داد: دولت از یک طرف سخن مردم را ابراز میکند و از سویی دستش در دست جریانهای اقتدارگراست و به دنبال لابی قدرت است. در این صورت این مسئله بیتوجهی به رای مردم و آرمانهای آنهاست.
جوادی حصار در پایان گفت: جامعه ایران با هزار امید و آرزو بعد از تب شدیدی که به دلیل عملکرد احمدینژاد کشور را فرا گرفته بود به روحانی رای داد تا باب گفتوگو دوباره احیا شود، اما در دولت روحانی، همه این برنامهها به ضد خودش تبدیل شده است چراکه روحانی و اعضای دولت خود را درگیر مسائلی کردهاند که به نظر میرسد تا حدودی قرار نیست پاسخگوی مطالبات عمومی باشند.
رئیسجمهور به خوبی واقف است که وجود سخنگویی که قدرت تعامل با رسانههای جمعی، اشراف بر موضوعات دولتی و آشنایی با علوم ارتباطات داشته باشد، قادر است به کمک رسانههای جمعی به مقدار قابل توجهی از بار روانی که بر جامعه وارد میشود را بکاهد تا دولت در فضای مناسبتری به پیاده سازی برنامههایش مبادرت ورزد و نبود چنین فردی، فضایی را ایجاد میکند که اینک شاهد آنیم. در اتمسفر فعلی سخن از آن است که مگر دولت برنامهای دارد که بخواهد از آن سخن بگوید؟