
دیدارنیوزـ
مرضیه حسینی: امروز چهاردهم فوریه برابر با بیست و پنج بهمن و مصادف با روز ولنتاین یا روز عشق است. روزی که در چند سال اخیر، در کشور ما جدی گرفته میشود و حتی به رسمیت شناخته شدن آن در یک ارتباط عاطفی و عشقی، همانند روز تولد و یا سالگرد ازدواج، برای تعداد زیادی از افراد مهم است.
چهره شهر، متروها، مغازهها، موضوع صحبت افراد به ویژه دخترها و پسرها از چند روز قبل، تحت تاثیر روز ولنتاین قرار گرفته است. روز ولنتاین علی رغم اینکه آیینی غربی است اما در کشور ما از طرف بسیاری از زنان و مردان و به ویژه جوانان؛ اعم از مجرد و متاهل جدی گرفته شده و ومناسک ویژهای حول آن شکل گرفته است. دختران و پسرانی که شاید حتی فلسفه و وجه تسمیه این روز را هم نمیدانند،اما مشتاقانه منتظر دریافت هدیه این روز و یا برگزاری مهمانی و دورهمیهای مختص این آیین هستند.
روز عشق برای شما چه روزی است؟
آنچه که مناسک این روز را جالب توجه میکند، رفتار دخترها و پسرها و اساسا افرادی است که آیینهای مربوط به روز عشق را مو به مو اجرا میکنند، درحالیکه در اجرای آن به واقع، ترکیبی از رسوم و آیینهای کشورهای مختلف را انجام می دهند. داستان ولنتاین به اعدام کشیشی در روم باستان برمیگردد، واقعه ای که پس آن، به یکی از جشنهایی که در بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی به افتخار قدیس ولنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار میشود تبدیل شد. در ایران دخترها و پسرها در حالی که خرسها و قلبهای کوچک و بزرگ را به رسم اروپاییان به هم هدیه میدهند، شب هنگام به رسم عشاق چینی، بالون عشق به آسمان میفرستند و مانند زرتشتیان، نامهای که حاوی آرزوهای عاشقانه است را به آب میاندازند.
این بلاتکلیفی و درهم ریختگی که ما ایرانیان در برگزاری آیینهایمان داریم، محصول تاریخ و ناسیونالیسم آشفته و سه منبع متفاوت در هویتبخشی یعنی ایرانیت، اسلامیت و غربیگرایی است. ما ایرانیان همچنان که در ایام اربعین، در کربلا تجمع می کنیم و از اولویت مذهب در تمام امور سخن می گوییم، در آبان ماه بر مزار کوروش حاضر می شویم و آئین هخامنشیان را در رأس امور بیان می کنیم و همزمان خود را مهیای برگزاری جشن کریسمس و سپس روز ولنتاین می کنیم و آن را نشانه تجدد برمی شماریم. البته که بسیاری از افراد منافات و چندگانگی در برگزاری این مراسمهای از اساس متفاوت نمی بینند و معتقدند فرحی که از برگزاری این مراسمها و به بهانه آن، دورهمیها ایجاد میشود مهم است.
ولنتاین ایرانی و اسلامی چیست؟
به راستی روز ولنتاین که آیینی تاریخی در غرب است، به چه میزان با فرهنگ ما قرابت دارد؟ و سوال مهمتر اینکه آیا ما در آیینهای باستانی و ایرانی و یا حتی اسلامی خود نمیتوانیم روزی به نام روز عشق بیابیم و آن را جشن بگیریم؟
برای طیفی دیگر از افراد، روز عشق یعنی روز سپندارمذگان ایرانی که چهار روز بعد از ولنتاین است. «سپندارمذ» لقبی برای زمین در باور باستانی است. در این باور، زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت، به همه عشق میورزد، سخاوتمند است و همه را به یک چشم مینگرد و روزی می دهد. همچنین در ایران باستان علاوه بر ماه، روزها نیز اسم داشتهاند و در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است. ایرانیان باستان در روزی که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند. سپندارمذگان جشن زمین و گرامیداشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده و به آنها به خاطر یک سال تلاش و زحمت در خانه و در بیرون از خانه و مشارکت در کار کشاورزی هدیه می دانند.
برای طیفی دیگر از ایرانیان که افراد مذهبی هستند، روز عشق، روز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) است. آنها در این روز جشن می گیرند و هدیه میدهند.
تابوی عشق و اهمیت ولنتاین
چرا علی رغم اینکه در آیینهای بومی ما، روزی به نام روز عشق وجود دارد و همچنین ادبیات فارسی و فرهنگ عامیانه ما مملو از مفاهیم، اشعار و داستانهای پرشور در اهمیت عشق و قدرت آن در آفرینندگی و حیات بخشی است، روزی اروپایی به نام ولنتاین به عنوان روز عشق از طرف جوانان و اساسا ایرانیان، پذیرش بیشتری یافته و به رسمیت شناخته میشود؟
پاسخ این پرسش را باید در تابو دانستن بیان و ابراز عشق و آموزش عشق ورزی در قرائت رسمی کشور، به ویژه در طول سال های پس از انقلاب و به تبع آن، ضعف دستگاهها و نهادهای فرهنگی در معرفی آیینهای عاشقانه ایرانی از طرفی و جهانی کردن آن از طرف دیگر یافت. در هنگامهای که عشق، رفتار عشق ورزی، رفتار جدا شدن و تمام کردن یک رابطه عاشقانه و هر آنچه مربوط به احساسات و عواطف عاشقانه افراد است هیچ جایگاهی در تربیت خانوادگی، در آموزشیهای رسمی، در تبلیغات فرهنگی و رسانهای، در رفتارهای اجتماعی و در بین افراد ندارد، آیینهای عاشقانه کشورهای دیگر مورد پذیرش قرار میگیرد.
شکل دیگری از این ضعف حتی در ساختار بیان و ادبیات ما ایرانیان و در روبط شخصیمان نیز دیده میشود. به عنوان مثال بسیاری از ما جمله «دوستت دارم» را سخت تر از «I LOVE YOU» بیان میکنیم.
در طول چند دهه گذشته، رویههای فرهنگی و تاریخ نگاری رسمی، عامدانه دست به حذف آیین ها و مناسک مختلف ایرانی که به نوعی کارکرد تولید عشق و شادی داشته اند زده و درعین حال از تولید شادی و عشقورزی از دل آموزههای اصیل اسلامی ناتوان بوده اند. این ضعف و ناکارآمدی و همچنین سیاسی کردن همه چیز حتی شادی و عشق، هم در عرصه عمومی عشق را به تابو تبدیل کرده و هم در حوزه خانواده، عشق امری پنهانی شده و اغلب فرزندان، عاشق شدنشان را با خانواده در میان نمیگذارند. این مسائل در کنار اقتصاد پر رونق آن، توجهات زیادی را به خود جلب کرده است. بسیاری فقط برای این یک روز، بازار خود را گرم می بینند و همین مساله باعث شده که اقتصاد ولنتاین برای خود موضوعی قابل بررسی باشد.
در چنین فضایی است که روز ولنتاین، روز عشق ایرانی میشود و آنچنان رونق میگیرد که حتی دولت و نیروی انتظامی، مجبور به مداخله شده و به کافهها تذکر میدهند که در صورت برگزاری دورهمیهای مهمانی به مناسبت ولنتاین، با آنها برخورد خواهد شد.