صنعت گردشگری ایران به دلیل تنشهای سیاسی، تهدیدات نظامی و اختلالات ارتباطی با رکود جدی مواجه شده است و فعالان این حوزه از آن به عنوان «رکود مزمن و فرسایشی» یاد میکنند.

دیدارنیوز: صنعت گردشگری ایران بار دیگر در نقطهای ایستاده است که نه بهطور رسمی «تعطیل» اعلام میشود و نه امکان فعالیت عادی برای آن وجود دارد. تداوم تنشها و تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ علیه ایران، افزایش حضور ناوگانهای نظامی آمریکا در خلیجفارس هشدارهای سفر صادر شده از سوی دولتهای خارجی و در کنار آن، ناآرامیهای دیماه و اختلالهای گسترده ارتباطی، شرایطی را رقم زده که فعالان گردشگری از آن بهعنوان «رکود مزمن و فرسایشی» یاد میکنند؛ رکودی که نه شوک مقطعی بلکه وضعیتی ممتد و فرساینده است و بهتدریج ستونهای این صنعت را میفرساید.
گردشگری، صنعتی است که بیش از هر بخش دیگری به «تصویر مقصد» وابسته است؛ تصویری که در سالهای اخیر، زیر سایه شرایط پرتنش کشور با چالش مواجه بوده است. در چنین فضایی، تصمیم به سفر ـ چه برای گردشگر خارجی و چه برای مسافر داخلی ـ بهراحتی به تعویق میافتد یا بهکلی لغو میشود. نتیجه این وضعیت، کاهش شدید تقاضا، خالی ماندن هتلها، توقف فروش تورها و در نهایت، فشار اقتصادی مضاعف بر هزاران فعال این حوزه است.
افت محسوس سفر و هتلهای نیمهخاموش
نخستین نشانههای رکود گردشگری، همواره در هتلها نمایان میشود؛ جایی که عدد «ضریب اشغال» بهسرعت تغییرات بازار را نشان میدهد. خراسانرضوی، بهعنوان یکی از مهمترین مقاصد گردشگری مذهبی کشور، نمونهای گویا از شرایط فعلی است.
محمود مادرشاهیان، رییس جامعه حرفهای هتلداران خراسانرضوی، از کاهش محسوس سفرها در هفتههای اخیر خبر میدهد و میگوید میانگین اشغال هتلهای این استان به حدود ۳۰درصد رسیده است؛ عددی که برای استانی با محوریت گردشگری زیارتی، نگرانکننده تلقی میشود. به گفته او، این کاهش صرفا ناشی از قرار گرفتن در فصل غیرپیک نیست بلکه همزمانی آن با ناآرامیهای اخیر کشور و اختلالات گسترده ارتباطی، نقش تعیینکنندهای در افت تقاضا داشته است. مادرشاهیان با یادآوری اینکه در دوره مشابه سال گذشته این ایام با مناسبتهای شعبانیه همراه بوده و حجم سفرها بهمراتب بالاتر بوده است، تاکید میکند که مقایسه آماری نشاندهنده افت محسوس اشغال هتلها نسبت به سال قبل است. این رکود، بهطور یکنواخت همه واحدهای اقامتی را درگیر نکرده است. هتلهایی که در رینگهای دوم و سوم شهری قرار دارند یا بخش مهمی از بازارشان به رویدادها، همایشها و سفرهای گروهی وابسته بوده، آسیب بیشتری دیدهاند. در مقابل هتلهایی که از قراردادهای ثابت یا بازارهای هدف مشخص برخوردارند تا حدی توانستهاند خود را سرپا نگهدارند؛ هرچند به گفته فعالان این بخش، «افت اشغال» پدیدهای عمومی است و هیچ هتلی از آن مصون نمانده است. باوجود این شرایط، تاکنون گزارشی از تعطیلی کامل هتلها منتشر نشده، اما این به معنای نبود بحران نیست. هتلداران زیر فشار کاهش درآمد و افزایش هزینهها تلاش کردهاند نیروی انسانی خود را حفظ کنند؛ اقدامی که به گفته مادرشاهیان، بیش از هر چیز حاصل «مدیریت بحران» و «تحمل زیان» است، نه رونق بازار. او تاکید میکند که اختلال در اینترنت و ارتباطات، روند تصمیمگیری مسافران و همچنین فعالیتهای بازاریابی و رزرو را مختل کرده و نگرانی درباره آینده واحدهای اقامتی را افزایش داده است.
تورگردانان؛ صنعت بدون محصول در زمان بحران
اگر هتلها اولین ویترین رکود باشند، تورگردانان و دفاتر مسافرتی، قلب تپندهای هستند که در زمان بحران عملا از کار میافتند. مصطفی سروی، نایبرییس جامعه تورگردانان ایران، وضعیت فعلی را نتیجه بیتوجهی به مدیریت بحران در گردشگری میداند و با طرح این پرسش که چرا درپی حوادث اخیر، وضعیت «اضطراری سفر» یا «فورس ماژور» اعلام نشد، از تضییع حقوق مسافران و فعالان این حوزه انتقاد میکند. به گفته سروی، در دوره ناآرامیهای دیماه و همزمان با قطع اینترنت، بسیاری از مسافران ـ بهویژه گردشگران خارجی، عمدتا از عراق ـ از ادامه یا آغاز سفر به ایران منصرف شدند. با این حال عدم اعلام رسمی شرایط اضطراری باعث شد جریمه لغو سفر از مسافران دریافت شود و هزینه آن مستقیما به تنش میان مسافر و فعال گردشگری تبدیل شود. این وضعیت، نهتنها گردشگران خارجی بلکه مسافران داخلی را نیز دربرگرفت؛ افرادی که به دلایل مختلف امکان بازگشت یا ادامه سفر نداشتند.
سروی با اشاره به اینکه مقامات عالی کشور، اتفاقات اخیر را در امتداد جنگ ۱۲روزه توصیف کردهاند، میپرسد چگونه میتوان از یکسو بر شرایط خاص و امنیتی تاکید کرد و از سوی دیگر آن را در سیاستگذاری گردشگری نادیده گرفت. به اعتقاد او، اعلام فورس ماژور میتوانست حداقل بخشی از فشار روانی و اقتصادی را از دوش مسافران و فعالان این صنعت بردارد. نایبرییس جامعه تورگردانان همچنین از نبود واکنش موثر از سوی متولی گردشگری انتقاد میکند و میگوید در حالی که بسیاری از وزارتخانهها و نهادها برای شرایط بحرانی دستورالعملهایی صادر کردند، اظهارات و مواضع رسمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی گویی در فضایی عادی بیان میشد. این در حالی است که به گفته او، قطع کامل اینترنت عملا ارتباط تورگردانان با مسافران را از بین برده بود و امکان اطلاعرسانی، مدیریت بحران یا حتی پاسخگویی وجود نداشت.
هزار میلیارد تومان زیان و زنگ خطر بیکاری گسترده
برآورد فعالان صنفی نشان میدهد که صنعت گردشگری ایران در هفتهها و ماههای اخیر، متحمل حدود هزارمیلیاردتومان زیان شده است؛ رقمی که در صورت تداوم میتواند به تعطیلی دفاتر گردشگری و بیکاری گسترده منجر شود. حرمتالله رفیعی، رییس انجمن صنفی دفاتر مسافرتی ایران، با تشریح ماهیت خاص این صنعت تاکید میکند که گردشگری برخلاف بسیاری از بخشهای اقتصادی، در زمان بحران «محصولی برای فروش» ندارد و با بسته شدن مسیرهای فعالیت، درآمد آن به صفر یا حتی زیرصفر میرسد. به گفته او، پیش از جنگ ۱۲روزه نیز وضعیت درآمدی دفاتر مسافرتی مطلوب نبود، اما پس از آن و در یک ماه اخیر، فعالیتها تقریبا بهطور کامل متوقف شده است. در چنین شرایطی، هزینهها ـ از حقوق پرسنل گرفته تا اجاره، آب، برق و سایر مخارج جاری همچنان پابرجاست و فشار مضاعف ادارات مالیاتی شرایط را دشوارتر کرده است. رفیعی با اشاره به وجود حدود ۶هزار آژانس مسافرتی دارای مجوز در کشور میگوید: اگر هر آژانس بهطور میانگین تنها ۱۰نفر پرسنل داشته باشد، دستکم ۶۰هزار شاغل مستقیم در معرض خطر حذف قرار دارند. خروج این نیروهای آموزش دیده از صنعت به گفته او، آسیبی است که حتی پس از عبور از بحران نیز بهسادگی جبران نخواهد شد.
تجربه دوران کرونا، شاهدی جدی برای این نگرانی است. در آن دوره بسیاری از دفاتر گردشگری ناچار به تعدیل نیرو شدند و بخش قابلتوجهی از نیروی انسانی متخصص، دیگر به این صنعت بازنگشت. رفیعی یادآوری میکند که در همان زمان، پیشنهاد پرداخت تسهیلات کمبهره برای حفظ اشتغال مطرح شد؛ پیشنهادی که میتوانست از هدررفت سرمایه انسانی و تحمیل هزینههای بیشتر به دولت جلوگیری کند، اما هرگز به مرحله اجرا نرسید.
مالیات، حمایت یا فشار مضاعف؟
یکی از جدیترین گلایههای فعالان گردشگری در شرایط فعلی، فشار مالیاتی در دورهای است که عملا درآمدی وجود ندارد. رییس انجمن صنفی دفاتر مسافرتی ایران تاکید میکند که دفاتر گردشگری فروشنده محصول دیگران هستند و تنها کارمزد دریافت میکنند؛ کارمزدی که طبق قانون معاف از مالیات است. با این حال در شرایطی که سفر انجام نمیشود و محصولی برای فروش وجود ندارد، ادارات مالیاتی همچنان دفاتر را تحت فشار قرار دادهاند. رفیعی معتقد است که مالیات در وضعیت فعلی به ابزاری برای تضعیف بیشتر صنعت گردشگری تبدیل شده و خواستار ورود جدی وزارت میراث فرهنگی به گفتوگو با سازمان امور مالیاتی است. به گفته او، تعلیق یا حذف مالیات دفاتر مسافرتی، دستکم برای دو سال میتواند مانع از فروپاشی این صنعت شود. در مجموع، آنچه امروز بر گردشگری ایران سایه انداخته ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی از تنشهای سیاسی و تهدیدهای نظامی گرفته تا ناآرامیهای داخلی، هشدارهای سفر و اختلالات ارتباطی است. این شرایط، نهتنها تقاضای سفر را کاهش داده، بلکه آینده هزاران شاغل این حوزه را در هالهای از ابهام فرو برده است. فعالان گردشگری هشدار میدهند که بیتوجهی به این صنعت، هزینهای بهمراتب سنگینتر از حمایتهای کوتاهمدت خواهد داشت؛ هزینهای که دیر یا زود، به شکل بیکاری گسترده، از دست رفتن سرمایه انسانی و تضعیف منافع ملی خود را نشان خواهد داد.