تیتر امروز

پیش‌نویس قانون اساسی ۵۸ به فلسفه سیاسی مدرن نزدیک‌تر است/ چیزی به‌نام تفکیک قوا نداریم/ تن‌ها یک قوه داریم!
در سی‌ودومین برنامه دیدار اندیشه با علی اکبر گرجی مطرح شد:

پیش‌نویس قانون اساسی ۵۸ به فلسفه سیاسی مدرن نزدیک‌تر است/ چیزی به‌نام تفکیک قوا نداریم/ تن‌ها یک قوه داریم!

در سی‌و‌دومین برنامه دیدار اندیشه، ادامه گفتگو با دکتر علی اکبر گرجی، استاد دانشگاه و رئیس انجمن علمی حقوق اساسی ایران با موضوع "بررسی تطبیقی پیش‌نویس قانون اساسی ۵۸ با قانون مصوب - تحدید قدرت"...
معنی آژیر‌هایی که پس از ورود ترامپ به کاخ سفید نمی‌شنوید

دیر بجنبید، حمله انجام خواهد شد!

افشار سلیمانی، سفیر دولت اصلاحات در جمهوری آذربایجان در یادداشتی برای دیدارنیوز با عنوان «دیر بجنبید، حمله انجام خواهد شد!» به اقدامات نظامی اخیر آمریکا و هشدارهای ترامپ اشاره کرد و نوشت: در حال حاضر دیپلماسی پویا، واقع بینانه و عملگرایانه مهمترین و کاربردی‌ترین مؤلفه قدرت ملی محسوب می‌شود. اتکای صرف به قدرت نظامی نمی‌تواند در رویارویی با آمریکا و غرب کارساز باشد. یک ضربه ایران با چندین ضربه پاسخ داده می‌شود.

کد خبر: ۱۸۲۱۶۵
۱۱:۵۶ - ۰۷ فروردين ۱۴۰۴

دیر بجنبید، حمله انجام خواهد شد!

دیدارنیوز _ افشار سلیمانی*:

با اعلام ترامپ مبنی بر اینکه "هر موشک یمنی مساوی حمله به ایران است، حوثی‌ها به "دکمه انفجار ایران" تبدیل شده‌اند. هر حمله به یمن، سکوی پرتابی برای حمله به سایت‌های هسته‌ای ایران (نطنز، فردو، یا حتی بوشهر) می‌شود.

این تصور که کنترل حوثی‌ها تولید قدرت می‌کند یک خیال است. حوثی‌ها تبدیل به ماشین جنگی اتوماتیک شده‌اند که حتی تهران نیز قادر به خاموش‌کردنشان نیست. حتی اگر قابل کنترل و هدایت هم باشند در نهایت سرنوشتی جز حماس و حزب الله نخواهند داشت.

اگر حوثی‌ها به حمله به نفتکش‌ها ادامه دهند، آمریکا، یمن و ایران را هدف خواهد گرفت، این دقیقا همان "دام سرخ " است که ناوگان پنجم آمریکا در خلیج فارس در انتظار آن است. در همین راستا اسرائیل با تحریک آمریکا به بمباران یمن، می‌خواهد ایران را به دام  اشتباه استراتژیک بیفکند تا بهانه‌ای برای حمله به سایت‌های هسته‌ای و مراکز نظامی ایران شود.

استقرار بمب افکن‌های B-۱، B-۲ و B-۵۲ آمریکا در خاورمیانه به نوعی اعلام جنگ مقدماتی است. این بمب‌افکن‌ها قادرند در ۴۵ دقیقه، ۸۵% تأسیسات نظامی و غیرنظامی هر کشوری را نابود کنند.

پرواز پهپاد‌های جاسوسی آمریکا در نزدیکی مرز‌های ایران در خلیج فارس

در واقع عملیات شناسایی و "نقشه‌برداری از مراکز استراتژیک ایران (از جمله) موشک‌های دفاع هوایی در راستای زدن ضربه نهایی است.

ترامپ با ارسال نامه به رهبر ایران و تبلیغ آن و هشدار‌های مصاحبه‌ای و اشتراک گذاری مواضع توامان سخت و نرم در رابطه با ایران (یا مذاکره یا جنگ) در واقع در حال اجرای جنگ روانی فراگیر است تا افکارعمومی آمریکا و جهان را برای انجام عملیات نظامی احتمالی  علیه ایران مهیا کند. ازطرفی هم با ایجاد نگرانی در ایران هر کلمه او منجر به کاهش ارزش ریال و افزایش نرخ تورم و نارضایتی اکثریت مردم می‌گردد که می‌تواند موجب تشدید بحران در داخل کشور شود.

در شرایط کنونی هر موضع گیری علیه آمریکا، به دستاویزی برای تشدید تحریم‌ها تبدیل می‌شود، ترامپ می‌داند: نقدینگی هر موشک حوثی به توبره لابی اسرائیل در کنگره واریز می‌شود.

هر حمله حوثی‌ها به ناوگان آمریکا، بهانه‌ای برای حمله خارجی می‌شود، این سیکل اهریمنی غایتی جز اوچوروم ندارد. رهبری مقاومت در جهان عرب، به ظفر خیالی بدل گشته است. این دیگر خود زنی و ملت کشی و دریدن تمامیت ارضی کشور است.

اینکه توان نظامی کشور بسیار قوی و پیشرفته باشد بسیار خوب و لازم است. اما قدرت نظامی یکی از مولفه‌های قدرت ملی هر کشوری است. ایران در حال حاضر فاقد قدرت اقتصادی لازم و کافی برای ایفای نقش حساس و بزرگ است. سایر مولفه‌های قدرت ملی از قبیل ژئوپولیتیک و ژئو اکونومیک خدادادی هم آنگونه که باید کاربری نشده است. در شرایط کنونی معیشتی مردم هم پشتیبانی ملی بعنوان یک مولفه اساسی دیگر قدرت ملی در سطح رضایت بخشی نیست.

در حال حاضر دیپلماسی پویا، واقع بینانه و عملگرایانه مهمترین و کاربردی‌ترین مؤلفه قدرت ملی محسوب می‌شود. اتکای صرف به قدرت نظامی نمی‌تواند در رویارویی با آمریکا و غرب کارساز باشد. یک ضربه ایران با چندین ضربه پاسخ داده می‌شود. از جنبه بازدارندگی هم چندان موثر نخواهد بود. حتی رسیدن به بمب اتمی هم گرچه تاحدودی بازدارندگی دارد، اما درنهایت تامین کننده منافع و امنیت ملی کشور نخواهد بود. اگر این‌ها می‌توانست موثر باشد تاکنون چین و روسیه با اتکا به آن‌ها می‌توانستند در برابر آمریکا سینه سپر کنند.

آنچه که می‌تواند بیشترین ضربه را به جمهوری اسلامی ایران وارد کند، وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی کشور و شرایط معیشتی مردم است که قطعا درصورت استمرار سیاست خارجی کنونی، تشدید خواهد شد و تبعات جبران ناپذیری در پی خواهد داشت. امید است عقلانیت و منافع ملی جایگزین احساسات و منافع شخصی شود تا بتوان از بحران کشور افکن و مردم تباه عبور کرد.

*سفیر دولت اصلاحات در جمهوری آذربایجان و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی