تیتر امروز

سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟
ویژه برنامه نوروزی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی؛ بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ (قسمت چهارم)

سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟

این چهارمین قسمت از ویژه برنامه نوروزی ۱۴۰۴ دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی است که به بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ می‌پردازد. در این برنامه بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید آمریکا و سقوط بشار...
پیش‌نویس قانون اساسی ۵۸ به فلسفه سیاسی مدرن نزدیک‌تر است/ چیزی به‌نام تفکیک قوا نداریم/ تن‌ها یک قوه داریم!
در سی‌ودومین برنامه دیدار اندیشه با علی اکبر گرجی مطرح شد:

پیش‌نویس قانون اساسی ۵۸ به فلسفه سیاسی مدرن نزدیک‌تر است/ چیزی به‌نام تفکیک قوا نداریم/ تن‌ها یک قوه داریم!

در سی‌و‌دومین برنامه دیدار اندیشه، ادامه گفتگو با دکتر علی اکبر گرجی، استاد دانشگاه و رئیس انجمن علمی حقوق اساسی ایران با موضوع "بررسی تطبیقی پیش‌نویس قانون اساسی ۵۸ با قانون مصوب - تحدید قدرت"...
دیدار از مراسم یادبود دومین سالگرد جواد طباطبایی گزارش می‌دهد

عباس آخوندی: مرحوم طباطبایی همواره می‌گفت باید بتوانیم توسعه و امر ملی را از درون سنت ایران بیرون بکشیم

مراسم یادبود دومین سالگرد درگذشت زنده یاد دکتر جواد طباطبایی با عنوان «منظومه اندیشه»، به مدت سه ساعت، در کاشانک، مرکز همایش های بین المللی رایزن در بین دوستان و علاقمندان مشی و نگاهش برگزار شد.

کد خبر: ۱۸۱۳۵۱
۱۳:۳۵ - ۱۸ اسفند ۱۴۰۳

عباس آخوندی: مرحوم طباطبایی همواره می‌گفت باید بتوانیم توسعه و امر ملی را از درون سنت ایران بیرون بکشیم

دیدارنیوز_مسعود پیوسته: مراسم یادبود دومین سالگرد درگذشت زنده یاد دکتر جواد طباطبایی با عنوان «منظومه اندیشه»، به مدت سه ساعت، در کاشانک، مرکز همایش های بین المللی رایزن در بین دوستان و علاقمندان مشی و نگاهش برگزار شد.

در ابتدای مراسم، از زنده یاد طباطبایی کلیپی بخش شد که کلامش یادآور نگاه تیزبینش نسبت به رخدادهای قبل و بعد مشروطه بود. آنجا که گفت: «بدایع نگار می نویسد که وقتی می خواهی قرارداد را بنویسید، به زورِ میرزایی، کلمات را چنان مبهم به کار ببر که ما بتوانیم بعدا به قول امروزی ها دبه کنیم. این در ادامه ی آن مردی و نامردی است، حوزه سیاست این است ولاغیر متأسفانه، بنابراین شما باید بدانید که این مناسبات را به مردی و نامردی باید مدیریت کنید و تا آنجایی که می توانید بنویسیم باید نوعی بنویسیم که بتوانیم بعدا بیشترین حق را طلب کنیم. خب، این وضعیت، به تدریج با قائم مقام از بین رفت تا زمانی که مدرسه علوم سیاسی باز شد، متوجه شده بودند که به خلاف آنچه که باز آل احمد می گوید که این نشان سلطه بوده، نه نبود.‌

عباس آخوندی: مرحوم طباطبایی همواره می‌گفت باید بتوانیم توسعه و امر ملی را از درون سنت ایران بیرون بکشیم

این نشان این بود که ما شکست خورده بودیم و آل احمد این را نمی تواند توضیح دهد و تحلیل کند. ما بیش از هرچه، در حوزه اندیشه شکست خورده بودیم. یعنی منطق مناسبات دنیای جدید را متوجه نمی شدیم، خب بنابراین باید مدرسه علوم سیاسی باز می شد. چرا باز شد؟ چون خلاء چنددهه ای ایجاد شده بود، در میان سنت قدمایی که دیگر اندیشه سیاسی تولید نمی کرد و دنیای جدید که مناسباتی را به ما تحمیل می کرد که اندیشه ی سیاسی ی آن یا اندیشه ی آن وجود نداشت.»

سپس مجری برنامه، قبل از دعوت از اولین سخنران مراسم، به شکل کوتاه به یک سخنرانی زنده یاد دکتر طباطبایی اشاره کرد که در مهرماه سال ۹۶ در مجموعه بزرگ دایره المعارف اسلامی ایراد کرده بود. سخنرانی با موضوع «ایران به عنوان ایرانشهر»، طباطبایی، پژوهشگر فلسفه،تاریخ، حقوق و سیاست گفته بود: «در دهه هفتاد میلادی، مقارن با دهه پنجاه خورشیدی بود که به سبب بحران هایی که اروپا را درگرفته بود، جلساتی در اروپا شکل می گرفت که من هم در آن جلسات شرکت می کردم. تنها ایرانی ی شرکت کننده در این جلسات بودم و وقتی از این جلسات بیرون می آمدم، پرسشم از خود این بود که این بحث ها به چه درد من و کشور من می خورد؟! و اساسا بحران های اروپا چه نسبتی با بحران من دارد؟ بعد، به بررسی این موضوع می پرداختم که ما نیز آیا دارای بحران هستیم؟ و آیا ما هم می توانیم از سنخ اندیشیدن فلسفی در باره سیاست بهره ای بگیریم؟ و برای ما چقدر مهم است؟ بنابراین بعد از برگشتن به ایران، به تدریج، نوع اندیشیدن سیاسی آنان را در باره مسائل ایران به کار گرفتم.»

عباس آخوندی: مرحوم طباطبایی همواره می‌گفت باید بتوانیم توسعه و امر ملی را از درون سنت ایران بیرون بکشیم

موسی غنی نژاد، اقتصاددان، نخستین سخنران این آیین یادبود بود که در موضوع «امر ملی در ایران و تعارض آن با ناسیونالیسم» سخن گفت. وی از اندیشه دکتر طباطبایی گفت و اینکه می خواهد دقایقی در باره او با مخاطبان و حاضران در نشست صحبت کند.

غنی نژاد گفت: «مرحوم طباطبایی، بخش آخر کارهایش، بیشتر، ناظر بر ایران بود. ایران و مسائل ایران‌. بشدت هم نگران بود و احساس خطر می کرد از اینکه دولتمردان در ایران، سیاستمداران و کلا افکار عمومی و روشنفکران، پی به اهمیت مسأله ایران و یا مشکل ایران به قول خودش نبردند. اینجا می خواهم بخشی از مطالعات خودم را بگویم که درباره ی امر ملی از منظر مرحوم طباطبایی است و بزودی منتشرش می کنم. و تعارض آن را با بحث ناسیونالیسمی که در ایران مطرح می شود و امروز هم که می دانید بحث یک ناسیونالیسم نیست‌. بحث ناسیونالیسم ها هست. قومیت ها، حق تعیین سرنوشت و ناسیونالیسم های مختلف، هر زبان می خواهد برای خودش یک مملکت درست کند. موضوع بحث من، سوءتفاهمی است که درباره مسأله ی ملیت، امر ملی و حق مان و بحث ناسیونالیسم که یک مفهوم وارداتی است، می خواهم بیشتر راجع به آن بحث کنم.

ببینید، مفهوم ملت در ایران، کم و بیش، همان سرنوشت و تحولی را داشته که از نظر مفهومی در کشورهای اروپایی بوده، خیلی نزدیک به هم است این تحول. در زبان های اروپایی هم یعنی در زبان لاتین، مفهوم ناکیو یا ناسیو، ابتدا یک معنایی داشته که با معنای بعدی اش که امروزه به کار می رود مثل ناکیون یا ناسیون که بعدش شد نیشین و نیشین استیت، کاملا متفاوت بوده است. می خواهم بگویم وقتی در روم باستان، این بحث ناسیون مطرح می شود، آنجا اتفاقا به مجموعه کسانی که رومی نبودند و بیگانه بودند و یک گروهی را تشکیل می دادند، به آنها می گفتند ناسیون. با گذر زمان، البته این مفهوم تغییر کرد ‌‌‌و به پیروان یک عقیده ی خاص می گفتند ناسیون. در زبان فارسی هم همین طور. در زبان فارسی هم پیروان یک عقیده را می گفتند ملت.

منتها تفاوتی که در مفهوم ملت در ایران با اروپا وجود دارد و می خواهم تأکید کنم بحث ناسیونالیسم است. ناسیونالیسم، غیر از مفهوم ملت است. ناسیونالیسم، صرفا یک پدیده ی غربی است و وحصول دوران جدید اروپاست. ناسیونالیسم، یک ایدئولوژی است. و این ایدئولوژی در دل فروپاشی امپراطوری روم مقدس، امپراطوری مقدس رومی، ژرمنی در اروپا شکل می گیرد. و ویژگی این ایدئولوژی ناسیونالیسم در اروپا، رویارویی این ایدئولوژی با مفهوم امت مسیحی است. یعنی ناسیونالیسم در تعارض با مفهوم امت شکل می گیرد.»

دکتر غنی نژاد، در ادامه، ضمن تأکید بر نکته ی مرحوم جواد طباطبایی درباب تعارض مفهوم ملت‌ با مفهوم امت توضیح داد: «اگر در اروپا مفهوم ملت در تعارض با مفهوم امت، (امت به معنای پیروان یک عقیده دینی یا امت مسیحی) شکل می گیرد، در ایران اصلا این طوری نیست. چون ایران هیچ‌وقت امت نبوده. ایرانیان، بخشی از امت مسلمان هیچ وقت نبودند.ایرانی ها از ابتدا یک ملت بودند. بنابراین جایگزینی ملت به جای امت هیچ وقت اتفاق نیفتاده. این اشتباهی است که برخی از روشنفکران ما از جمله آقای دکتر رضا داوری مرتکب شدند و خیلی از روشنفکرهای دیگر که فکرکردند بله، مثلا در ایران، نهضت مشروطه، به عنوان یک ایدئولوژی مدرن ناسیونالیستی برای پس زدن مفهوم امت به وجود آمده. اصلا این طور نبود. آنانکه مشروطه را برساختند و به وجود آوردند، نهضت مشروطه هیچ تعارضی با مسأله ی اسلام نداشته و اتفاقا در ادامه ی آن سنت بوده. سنت عقل عقلایی که در ایران شکل گرفته بود.‌ بنابراین ایرانیان مسلمان شدند ولی هیچ وقت، تعلق به امت اسلامی نداشتند. ایرانی ها همیشه این احساس ملت بودن را داشتند. و این را با مفهوم ایران می فهمیدند. هزارسال پیش وقتی فردوسی از ایران حرف می زند، منظورش ملت ایران است و البته این مفهوم ملت به قول مرحوم دکتر طباطبایی عزیز، مفهوم «جدیدِ در قدیم» است. قبل از فردوسی و بعد از فردوسی هم همین طور. بعدها و امروزه به آن می گوییم مفهوم ملت، ایران همان مفهوم ملت، به معنای مدرن کلمه. اما برگردم به آن ناسیونالیسمی که بد فهمیده شد در ایران و آفت های آن در ایران چیست. ناسیونالیسم در ایران، دو آفت به نظرم داشت. یکی آفت باستان گرایی بود، مقطعی در ایران رواج پیدا می کند ولی آسیب چندانی به ایران نمی زند. اما آفت واقعا زیان آوری که مفهوم ناسیونالیسمِ برگرفته از فرهنگ غربی در کشور ما ایجاد می کند، ملی گرایی است که در دهه ۱۳۲۰ در ایران شکل می گیرد و نماد مهم آن، مصدق است.

ملی گرایی یی که تحت عنوان مصدقی ها شکل می گیرد، هیچ ربطی به مفهوم ایران که در مشروطه مطرح شد، ملت ایران، نهضت مشروطه را به وجود آوردند، گفتند ما ملی هستیم دیگر، مجلس، مجلس شورای ملی است. اینها هیچ ربطی به آن ملی گرایی که در دوران جدید روشنفکری ما یعنی دهه بیست و به طور مشخص، نوع ناسیونالیسم مصدقی در ایران شکل می گیرد، هیچ ربطی به هم ندارند. برخی می گویند، البته بعضی مورخین چپ، که بله ناسیونالیسم مصدقی ادامه ی نهضت مشروطه است. اصلا این طور نیست. اتفاقا انقطاع است. جریان مصدق آنجا در مقابل مشروطیت است. ملی گرایی مصدقی که برگرفته از ایدئولوژی اروپایی است و ربطی به ایران ندارد، در ستیز با بیگانگان تعریف می شود، همان طور که ناسیونالیسم در اروپا تعریف می شود، در ستیز با آن امپراطوری مسیحی است. ناسیونالیسم در اروپا در ستیز با ملت های دیگرند تا خودشان را تعریف کنند.‌

ولی ایران در ستیز با هیچکس نیست. مفهوم ملت در ایران، نهضت مشروطه وقتی شکل می گیرد، در ستیز با بیگانگان نیست. می خواهد با بیگانگان روابط خوب داشته باشد. ناسیونالیسم مصدقی، عملا ایران را در تقابل با دنیا قرار داد که تا به امروز این ادامه دارد. ناسیونالیسم مصدقی در برابر چی؟ در برابر سرمایه داری جهانی. همین جا روشن کنم ادعایم را که چرا ناسیونالیسم مصدقی ربطی به ایرانیت و ایران گرایی ندارد.‌ این است که پس از واقعه ۲۸ مرداد، جبهه ملی دوم و سوم در خارج تشکیل می شود، ولی هرقدر که می رویم جلوتر، جبهه ملی سوم، تمامی اعضاء جبهه ملی، مارکسیست می شوند. تعدادی مارکسیست مائوئیست، تعدادی شان مارکسیست های تروتسکیست و یک تعدادی هم مارکسیست های طرفدار آلبانی و ... این نشان می دهد که آن گرایش به سوسیالیسم، (آن موقع گفتم ناسیونالیسم، سوسیالیسم در دهه بیست در ایران شکل می گیرد،) سرنوشت بعدی ما را رقم می زند. و این نشان می دهد این دو مفهوم، چقدر به هم نزدیک بودند. چرا باید ملی گراها در ایران مارکسیست شوند؟! آن موقع دانشجویانی که در کنفدراسیون بودند و ادعای مصدقی بودن داشتند، همه شان می شوند مارکسیست.‌ یعنی بدون استثناء. شما کنفدراسیون را بخوانید. پس یک چیزی تویش بود دیگر.

چرا و چگونه به وجود آمد؟ و چگونه در دهه بیست، مشروطیت تعطیل می شود؟ زمان جنگ جهانی دوم، وقتی خارجی ها ایران را اشغال کردند، شروع گسست بود و این ایدئولوژی های ناسیونالیسم و سوسیالیسم به وجود آمدند.

احمد کسروی، شخصیت برجسته ی فکری ایران است و تاریخ مشروطه اش هم معروف. سابقه قضاوت داشت، دادستان بود. احمد کسروی را در آن بلبشوی دهه بیست خورشیدی، در همان دادگستری ترورش می کنند. بعد، قاتلش آزاد می شود. چرا آزاد می شود؟ و چه کسی آزادش می کند؟ نخست وزیر وقت، آقای هژیر، که مدعی می شود کسروی مهدورالدم بود که برخلاف اسلام حرف می زد، قاتلش دیگر نیازی نیست که محاکمه شود و بدین ترتیب، قاتل، آزاد می شود.‌ و طرفه اینکه، طنز تاریخ اینجاست‌. همان آدم که هژیر، آزادش کرده بود، هژیر را ترور می کند و می کشد! عده ای می گویند، دهه بیست، دهه دمکراسی در ایران و بازسازی نهضت مشروطه است، این است. من یک مثال زدم. ده ها مثال، این طوری است آنجا. دولت هایی که در دهه بیست تشکیل می شوند به استثناء دولت یک سال و خرده ای قوام، چند ماهه اند! دولت های مستعجل، اصلا دولتی وجود ندارد. این گسست که عرض می کنم اینجا اتفاق می افتد و اوج این گسست و تیر خلاصی که به آن جریان مشروطه زده می شود، همان نهضت مصدقی، دو سال و چهارماه، دولت مصدق، زیرآب تمام نهادهای مشروطه را می زند.‌ دادگستری را زیر و رو می کند، دخالت دولت در دادگستری، دخالت دولت در قوه مقننه و اختیاراتی که می گیرد، یعنی مصدق، با اختیاراتی که می گیرد حکومت می کند، مجلس که هیچ، کشک است، قوه قضائیه زیر و رو می شود، بی‌اعتبار می شود.

قانون اساسی مشروطیت، زیرپا گذاشته می شود، مصدق، مجلس را تعطیل می کند، رفراندوم برگزار می کند که اصلا در قانون اساسی پیش بینی نشده بود؛ و یک الگویی به شاه جوان می دهد، ببینید، شاه مثلا تا ۱۳۳۰ دخالت نمی کرد و می گفتند شاه مشروطه و شاه جوان و فلان و اینها، بعد از سقوط مصدق، دیگر رفتار شاه عوض می شود و دیگر آن شاه قبلی نیست. از کی الگو می گیرد؟ چگونه آن تعطیلی مشروطه اتفاق می افتد؟ تعطیلی مشروطه، همین الگوهایی است که از روی ناسیونالیسم مصدقی می گیرند، مثلا اصلاحات ارضی و انقلاب شاه و ملت. می دانید دیگر، در غیاب و در فترت مجلس، مجلس بیستم را تعطیل می کنند، در غیاب مجلس، رفراندوم می گذارد! آن اصلاحات ارضی، شش ماده اش تصویب می شود و بعد که مجلس باز می شود، دولت لایحه می دهد و مجلس هم تصویب می کند و قانون می شود. خب، این کارها را از چه کسی یاد گرفته؟! اینها همه درواقع، تیر خلاصی بود بعد از آن گسستی که در سیر طبیعی مشروطه ایجاد می شود، اتفاق می افتد.‌ اینها را گفتم که ما امروزه به این نیاز داریم که باید به آن به مشروطیت واقعی و به اساس مشروطیت برگردیم.»

عباس آخوندی: مرحوم طباطبایی همواره می‌گفت باید بتوانیم توسعه و امر ملی را از درون سنت ایران بیرون بکشیم

سخنران بعدی، عباس آخوندی، سیاستمدار و استاد دانشگاه بود که به توضیح و تشریح موضوع سخنش، جهانی شدن، امر ملی و ایده ایران پرداخت.

وی ابتدا در باره زمان و چگونگی ارتباط خود با ایده ی دکتر طباطبایی گفت.

آخوندی از پایان نامه ی دکتری اش گفت که موضوعش بود، دولت ملت ها کارکردشان در دوره جهانی شدن چیست؟
وی گفت: « درسال ۲۰۰۰ نظریه پایان دولت، ملت اعلام شده بود. برایم مهم بود و از خود می پرسیدم واقعا زمان دولت، ملت تمام شده؟ در کند و کاوهایم به این نتیجه رسیدیم که نه، هم چنان دولت، ملت ها برقرارند. به رغم حضور گسترده ی شبکه های ارتباطات، هنوز امر ملی در کانون توجهات است.‌ دنبال این بودم که در مورد ایران چگونه می شود تحولات ایران را توضیح داد. درهرصورت، ایران با پدیداری به نام مدرنیته مواجه شده، جنبش مدرنیته، ولی نهایتا ما به هیچ ثبات تاریخی نرسیدیم و هم چنان نهاد جامعه در غلیان و جوش و خروش و بی ثباتی بود و دور از توسعه. اینجا بود که با نظریات مرحوم دکتر جواد طباطبایی آشنا شدم و کمی روی آن تمرکز کردم. درست است که نگاه گیدنز، نگاه جامعه شناسانه بود و نگاه دکتر طباطبایی، فیلسوفانه بود. جذابیت نظریه طباطبایی برایم این بود که با بحث زوال و نظریه انحطاط، به این می پرداخت که چرا امکان بازآفرینی در ایران به وجود نیامده. بزرگترین دستاوردی که من از اندیشه ی طباطبایی دارم، این است که طباطبایی اصرار بسیار زیادی از نظر فلسفی داشت مبنی بر اینکه نهایتا باید ما بتوانیم توسعه و امر ملی مدرن را از درون سنت ایران بیرون بکشیم.»

عباس آخوندی: مرحوم طباطبایی همواره می‌گفت باید بتوانیم توسعه و امر ملی را از درون سنت ایران بیرون بکشیم

دکتر آرمینا آرم، پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه، سخنران بعدی مراسم بود که دقایقی در موضوع منافع ملی ایران در روابط بین المللی با نگاه به اندیشه دکتر جواد طباطبایی به سخنرانی پرداخت.

عباس آخوندی: مرحوم طباطبایی همواره می‌گفت باید بتوانیم توسعه و امر ملی را از درون سنت ایران بیرون بکشیم

دکتر الهه ابوالحسنی، پژوهشگر علوم سیاسی هم در ادامه ی این نشست، در مورد «فهم اغراض فیلسوفان با نگاهی به اندیشه ی دکتر جواد طباطبایی» سخن گفت و به نگاه متفاوت و درعین حال، فلسفی ی طباطبایی به ایران پرداخت.

نگاه کارآفرینان و صنعتگران به اندیشه دکتر جواد طباطبایی، عنوان سخنرانی مهندس ناصر امجد بود که در ادامه ی مراسم بدان پرداخته شد.

عباس آخوندی: مرحوم طباطبایی همواره می‌گفت باید بتوانیم توسعه و امر ملی را از درون سنت ایران بیرون بکشیم

دکتر جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامه پژوه نیز در باره ی نقش و اهمیت اندیشه ی مرحوم استاد جواد طباطبایی در ادبیات شناسی؛ و به ویژه در شاهنامه شناسی سخن گفت.

عباس آخوندی: مرحوم طباطبایی همواره می‌گفت باید بتوانیم توسعه و امر ملی را از درون سنت ایران بیرون بکشیم

دکتر ناصر سلطانی، استاد حقوق، آخرین سخنران مجلس یادبود دکتر طباطبایی بود، عنوان سخنرانی اش هم، «قانون اساسی ایران، آیینه ی امر ملی» بود که در ابتدای سخن، در جست و جوی این بود پس از بیش از دوساعت سخنرانی مدعوان و احتمالا خسته شدن حاضرین در مجلس، جمله ای چیزی به سبک زنده یاد طباطبایی بگوید که موجب نشاط مجلس شود، ولی نیافت. به مزاح گفت: « ویژگی محافظه کار بودنم موجب می شود چیزی نگویم، به تعبیر طباطبایی، اسلام، دست و پای ما را بسته است!» (خنده حضار)

این استاد حقوق، در قسمتی از سخنانش گفت: «این نکته را می خواهم بگویم در ادامه ی طباطبایی، اگر ما بتوانیم فکر کنیم و راهش را برویم، ببینیم چطور می شود همان طور که طباطبایی می گفت، ما یک قانون اساسی داشته باشیم که آن قانون اساسی، مثل قانون مدنی عمر کند و هر حکومتی که می آید به سادگی نتواند این قانون اساسی را دست بزند.»

عباس آخوندی: مرحوم طباطبایی همواره می‌گفت باید بتوانیم توسعه و امر ملی را از درون سنت ایران بیرون بکشیم

دو نکته در آغاز و پایان این مجلس یادبود، جلب نظر می کرد، مراسم با سرود ملی جمهوری اسلامی آغاز شد و بلافاصله هم پس از پخش این سرود، سرود پرسابقه ی «ای ایران» پخش شد که همراه با همخوانی حاضرین و عینا در پایان مراسم نیز تکرارشد تا مجلس، عکس برگردانی از منویات و دغدغه های زنده یاد دکتر جواد طباطبایی باشد.

عباس آخوندی: مرحوم طباطبایی همواره می‌گفت باید بتوانیم توسعه و امر ملی را از درون سنت ایران بیرون بکشیم

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی