
نعمت الله فاضلی، استاد بازنشستهی انسان شناسی پژوهشگاه علوم انسانی کتابی را با عنوان "نوروز نو" به رشته تحریریه درآورده است که گزارش آن را میخوانید.
دیدارنیوزـ مسعود پیوسته: نوروز نو عنوان کتابی است از نعمت الله فاضلی، استاد بازنشستهی انسان شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی که روی جلد، بالای عنوان، نوشته شده: نگاهی اندیشه ورزانه به نوروز امروز توضیح نیم سطری که گویای این کتاب دویست صفحهای است.
این کتاب توسط انتشارات همرخ در پاییز ۱۴۰۳ و در تیراژ: ۱۰۰۰ نسخه کتابی دویست صفحهای منتشر شده که نویسنده در بیست صفحهی اولِ آن، پس از عبور از دیباچه و چراییی ضرورت نوشتن این کتاب و دگرگونه دیدنِ نوروز با طرح مباحثی، چون «نوروز اندیشی»، «چرا نوروز؟»، «اگر نوروز نبود» و «نوروز آرمانی»، با روایتی شیرین و این زمانی، شوق انگیزی خوانش این کتاب را برای خواننده فراهم میآورد. تا صفحهی ۲۹ کلیاتی از اهمیت نوروز میگوید و اتصالات مربوطه اش در حوزههای مختلف.
در صفحهی ۳۰ خواننده تازه میرسد به اصل نگاه و روایت نوین نویسنده از نوروز. آنجا که از «نظریهی نوروز» میگوید و دامنهی بحثش را تا صفحهی ۱۴۶ با موضوعات متنوع و مرتبط با موضوع «توسعه نوروزی» میرساند که اوج و ایده آل نویسنده و احتمالا مخاطب این اثر است. اثری که دربرگیرِ ساکنان فلات ایران است.
نویسندهی «نوروز نو» در دیباچه اش میگوید: «در جستار «حقیقت نوروزی» خواهم گفت که بنیان نوروز، خلق آرمانشهری است که انسانها بکوشند شادی، انصاف، عدالت، آزادی، مهربانی، آسودگی و حقیقت پیشه کنند و نیازی به دوزخ نباشد.» نویسنده، در طی سالهای رفته، همواره در دل و ذهن، دغدغهی نوروز را داشته و دلش هوای نوشتن و تأمل در نوروز را در آستانهی نوروز داشته است و بالاخره در نوروزهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ رسما نوشتن در باب نوروز را شروع کرده و این کتاب «نوروز نو»، حاصل همان تلاشهای نویسنده است و مخاطب، احساس میکند دارد با یک نوروزِ متفاوت مواجه میشود.
نوشتنی که از منظر نویسنده هنوز تمام نشده و حتما پیوستهایی در نوروزهای آتی دارد. دکتر نعمت الله فاضلی در همان دیباچه اش میگوید عنوان نوروز نو، یک عنوان متناقض است، اما در صفحات آینده و در بازگشایی موضوع، به نگاه نو اش میپردازد و وقتی خواننده به صفحهی سی میرسد، این عنوانِ مجهول و ظاهرا متناقضِ «نوروز نو» برایش معلوم میشود و همدل با نویسنده.
اینکه «نوروز، نظریه است، نظریهای فرهنگی که توصیف و تبیینی از چیستی، چرایی و چگونگی جهان، انسان، زمان و هستی ارائه میکند...» اگر پانزده صفحهی دیباچهی نویسنده، موجب جذب خواننده میشود و پس از آن با طرح مباحث «نوروزاندیشی» به بعد، خواننده را با انتظار و تعلیق تا صفحهی ۳۰ میبرد، اما از مباحث «نظریه نوروز» تا «توسعه نوروز» و «نانوروز» و «دشمنان نوروز» و «نوروز امروزی» و «آینده نوروزی» و حتی آن پایانِ دوصفحهای نوروزی، خواننده را با خودش شوقمندانه همراه دارد.
نگاهی واکاوی شده و پر آدرس؛ و براستی «اندیشه ورزانه» در عین حال بدیع که آن پنج صفحه ذکر منبع در آخر کتاب، گویای تلاش نویسنده در انتقال حرف تازه اش در باره «نوروز» است. در طی چهار پنج دههی گذشته، همواره «نوروز» را فصلی و دفعتی و کوتاه مدت دیده ایم. در بدنهی اجتماعی، وقتی رسانههای رسمی (اعم از صداوسیما و مطبوعات) به «نوروز» میرسیدند، نهایتا یک طرح برنامهی سیزده روزهی سطحی و گذرا برای بازنمایی نوروز در قالبهای مختلف مصاحبه و گزارش و مقاله و یادداشت داشته اند و در دانشگاهها هم در حوزه علوم انسانی و ارتباطات، به همین «چند روز نوروز» در طی سال پرداخته میشد و به شکل امری فولکلوریک مانند دیگر فولکلورها و توقف و تأملی همه جانبه که راهبر آدمی در طی ۳۶۵ روز سال باشد، نبود.
ولی دکتر فاضلی در کتاب «نوروز نو» اش، مقدمات و مؤخرات ظاهری نوروز را شصت روزه دید که میتوان ادامه اش را با فهمی نوین از «نظریه نوروز»، باقیی ماههای سال را «نوروزانه» زیست. وی در قسمتی از مبحث «توسعه نوروزی» در کتابش مینویسد: «نوروز، سرمایه است؛ سرمایهای که میتواند مسیر توسعه را هموار کند و بهبود بخشد. البته، اگر به آن نگاه توسعهای بیفکنیم و بخواهیم و بکوشیم از آن برای توسعه بهره ببریم. تاکنون جشنهای نوروزی را جدا از توسعه دیده و یافته ایم.
گاه با برجسته کردن آسیبهای آتش بازی چهارشنبه سوری، خرافی دانستن سیزده به در و تأکید و توجه به مغایرت دینی و سیاسی نوروز با اسلام سیاسی، جشنهای نوروزی را به حاشیه رانده ایم. نمیتوان انکار کرد که نوروز با دو دشمن و رقیب قوی رو به روست: بنیادگرایی و بازار. بنیادگرایی تحمل نوروز را ندارد و آن را مغایر سیاستهای هویت سازی دینی و رسمی میپندارد؛ و بازار نیز نوروز را به مصرف گرایی و مصرف افراطی میکشاند و تقلیل میدهد...»
به نظر میآید که کتاب «نوروز نو»، به مثابه تلنگری است که ضرورت فهم تازه از «نوروز» را به خوانندهی دغدغهمند حوزهی اجتماعی و فرهنگی مینمایاند. نگاه نو به نوروز و احساس هماهنگی و جاری در «نوروزشدن» نه دوازده سیزده روزه بلکه دوازده ماههی هر سال. سازمانها و ادارات و شرکت ها، همه ساله اغلب، یک تقویم و دفتر سر رسید، در آستانهی نوروز به کارکنان خود، هدیه میدهند در کنار خواروبار احتمالی شان،ای کاش این بار در آستانه سال نو، به جای سررسید غیرضروری و فراموش شونده، به ضرورت هدیه دادن این کتاب میرسیدند که نگاه آدمی را از نوروزهای رفته، به «نوروز نو و نگاه نو و زندگی نوی یک ساله» برمی گرداند. به نوروز زنده و پویا و جاری.