دیدارنیوز ـ
مرضیه حسینی: ساختمانی بزرگ، لوکس و چند طبقه با مغازههایی که بر در و دیوارهای خود مارک و برندهای معروف پوشاک، گوشی، کیف و ... را دارند. آدمهای مختلف در سنین و چهرههای گوناگون از پلهبرقیهای مرکز خرید بالا و پائین میروند. عدهای مشغول خوردن بستنی و آب میوه هستند و عدهای دیگر فست فود میخورند.
با یک نگاه کلی به لباسها، آرایشها بهویژه مدل موی دخترها و پسرها و توجه به مدل ماشینهایی که در پارکینگ چند طبقه مرکز خرید پارک هستند، میشود حدس زد که این آدمها از چه طبقات اجتماعی هستند. صدای دختری که ملتمسانه از دوستش میخواهد به قولش در مورد خریدن فلان گوشی عمل کند، در میان همهمه بچههای چند سالهای که در طبقه همکف مشغول بازی هستند، گم میشود. دختری دیگر ریمل گران قیمتی از یک برند معروف را نگاه کرده و میپرسد آقا ببخشید ارزونترش را ندارید؟ فروشنده به نشانه نه سرش را تکان میدهد و دختر رو به بغل دستیاش آهی کشیده میگوید این ماه هم نمیتونم بخرمش. زنی که رژلب قرمز تندی زده حلقههای موهای بلوندش را از زیر شال مشکی حاشیهدارش مرتب میکند و خطاب به کسی که اون طرف خط است با اشتیاق میگوید: اومدم «کوروش» یه سری خرید کردم بلکه حالم بهتر بشه؛ اگه تو این زندگی کوفتی همین کار رو هم نکنم که میپوسم.

پیرمرد ژندهپوشی نزدیک در ورودی بادکنکهای رنگی میفروشد و دو جوان با پوششی خاص، ساز میزنند. ساعت از 12 شب گذشته است ولی مردم دسته دسته از مغازههای مختلف داخل و خارج میشوند. تهران، این شهر زنده که هیچ زمان نمیخوابد آرمانشهر کسانی است که خود را، دغدغهها، دردها و رنجهایشان را در میان هیاهوی بیپایان شبانهروزیش گم میکنند و برای کسانی دیگر گوشههایی از این شهر که بالاشهرش مینامند، به واقع کشوری است که هیچ چیز مردمانش با وسطنشینها و پاییننشینها شباهتی ندارد. آنها در قلمروشان مصرف میکنند تا منزلت را، عشق را، لذت و خوشبختی را خرید و فروش کنند و اینان در همان اماکن و مراکز پرسه میزنند تا با مصرف آن فضا، رنگ عبوری بزنند به روزها و شبهای پر رنجشان.
پسر نوجوانی که گونی سنگین زبالههای بازیافتی را به سختی در دستان قرمز سرمازدهاش نگه داشته است با حسرت به منظره پشت شیشه بخار زده و به آدمهایی که با ولع مشغول خوردن غذاها و خوراکهای رنگارنگ هستند، نگاه میکند. صدای ساز همچنان به گوش میرسد: «منو تهران، منو افسردگیهای همیشه، منو دردی که رو لب آه میشه»
در ایران امروز ما مراکز خرید یکی از محبوبترین اماکن شهری هستند که کارکردهای مختلفی دارند. در زیست کلان شهری، وجود مراکز خرید متعدد و لوکس یکی از نشانههای اصلی فضای شهری است. با رواج فرهنگ مصرفگرایی و میل طبقات اجتماعی مختلف به زندگی لوکس و به اصطلاح لاکچری، طبقات مختلف اجتماعی فارغ از وضعیت اقتصادی خود مراکز خرید و پاساژهای مختلف را به عنوان مکانی برای تفریح انتخاب کردهاند. خرید کردن و بازدید از بازارها و مراکز خرید حول خود، فرهنگی را شکل داده و میدهد که این فرهنگ یکی از ویژگیهای حیات روزمره اجتماعی در دنیای مدرن است. آدمها در مراکز خرید میخورند، مینوشند، فیلم تماشا میکنند و با هم تعامل دارند. بسیاری از آنها شاید حتی کالایی هم خریداری نکنند و برای بسیاری دیگر خرید نه از سر نیاز بلکه راهی برای غلبه بر ناراحتی، دلخوری و یا احساس ناکامی از بیهوده بودن زندگی شخصیشان است. بسیاری دیگر مصرف میکنند که نشان دهند متمول و پولدارند و به همین دلیل هرچی بخواهند را میتوانند داشته باشند. این طیف از افراد با مصرف متظاهرانه در واقع فاصله خود را با طبقات پایین و افرادی که مورد ترحمشان قرار میگیرند، حفظ میکنند. این قبیل فعالیتهای به ظاهر ساده و پیش پا افتاده بخشی از یک فرایند اجتماعی وسیعتر است، یعنی مصرف کالا و خدمات.
مصرف امروزه تنها به معنای خرید انواع کالا نیست بلکه پدیدههایی چون مسافرت و انواع دیگری از تفریحات و سرگرمیها را نیز در بر میگیرد. فرایند مصرف در جوامع مدرن به فعالیت اجتماعی مهمی تبدیل شده است که همه گروهها را فارغ از طبقه، جنسیت و سن درگیر میکند.
یکی از ویژگیهای دنیای مدرن خاصه در حیات اجتماعی شبیه شدن گروههای مختلف به هم و کمرنگ شدن هویتهای طبقاتی است. در نظام معناییِ جهان سرمایهداری مصرف بهمثابه منزلت اجتماعی بازنمایی میشود و گروههای مختلف و طبقات اجتماعی نسبت خود با جهان بیرون را از طریق مصرف شکل میدهند. در جامعه ایرانی همان طور که گفتیم افراد حداقل در مقام آمال و آرزو و برنامهریزی برای آینده سعی در نزدیک شدن و همرنگ شدن با طبقات بالای اجتماع را دارند. بنابراین ما حضور فرودستان و فقرا را در کنار ثروتمندان و طبقات متوسط در مراکز خرید شاهد هستیم. فرودستان توان خرید کالاهایی که در این مراکز عرضه میشوند را ندارند اما پرسه میزنند تا از این طریق فضای موجود و حال و هوای این فضاها را مصرف کنند. آنها همچنین در رویای دستیابی به موقعیتی هستند که بتوانند مصرف کننده این کالاها باشند زیرا مصرفِ بیشتر به معنی دسترسی به منابع بیشتر و در نتیجه احساس خوشبختی افزونتر است. طبقات بالا اما، مصرف کننده کالاهای لوکس و حتی غیرضرور مراکز خرید هستند، کالاها را مصرف میکنند تا از این طریق سبک زندگی خود را شکل دهند.