
در ادامه واکنشهای جهانی به حمله اسرائیل به ساختمان کنسولگری ایران در دمشق، مقالهای در نیویورک تایمز منتشر شده که حمیدرضا بابایی آن را برای دیدارنیوز ترجمه کرده است.
دیدارنیوز ـ سرویس بینالملل: این مطلب را با ترجمه اختصاصی دیدار بخوانید با این توضیح که لزوما مطالب درج شده در این مقاله مورد تایید دیدار نیست و تنها جهت اطلاع خوانندگان منتشر شده است.:
منبع: نیویورک تایمز
نویسنده: استیو ارلانگر، خبرنگار ارشد مسایل دیپلماتیک در اروپا، مستقر در برلین
مترجم: حمیدرضا بابایی
“تهران وعده اقدام تلافیجویانه داده و خطر اشتباه محاسباتی بیش از هر زمان دیگر وجود دارد. اما هیچ یک از دو طرف، از بیم خطرات موجود، خواستار جنگ شدید نیستند. ”
حمله اسرائیل به ساختمان سفارت ایران در دمشق که به کشته شدن مقامات ارشد نظامی و اطلاعاتی منجر شد، تشدید جدی آن چیزی است که از مدتها قبل جنگ نهفته و اعلام نشده میان اسرائیل و ایران خوانده میشود.
ایران وعده اقدام تلافی جویانه شدید داده و هماکنون خطر اشتباه محاسباتی بیش از هر زمان دیگر احساس میشود. اما با توجه به مخاطراتی که هر دو طرف را تهدید میکند، نه اسرائیل و نه ایران خواستار جنگ شدید و افسارگسیخته نیستند، به ویژه در شرایطی که تهران و تل آویو برای کسب موقعیت برتر در غزه و جنوب لبنان، به شدت تلاش میکنند.
در عوض، این حمله آشکارا پرده از ماهیت مناقشه در منطقه برداشته است، زیرا اسرائیل تلاش میکند علیه متحدان و نیروهای نیابتی ایران به اقدامات بازدارنده متوسل شود، عواملی که امنیت اسرائیل را از تمام جهات تهدید میکنند.
این شرایط، اغلب "جنگ میان جنگها" نامیده میشود، شرایطی که در آن ایران و اسرائیل به عنوان رقبای اصلی، درگیر سایههای خصومتهای آشکارتر در منطقه هستند.
مقامات ایرانی که در حمله روز دوشنبه کشته شدند، از چندین دهه گذشته تاکنون به شدت در حال تسلیح و آموزش نیروهای نیابتی ایران در غزه، لبنان، سوریه، عراق و یمن بودهاند. این رویکرد، بخشی از تلاش ایران برای ایجاد بیثباتی و حتی نابودی اسرائیل بوده است.
از بین بردن این مهرههای مهم حیاتی ایران، برای بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل که گمان میرود چنین حمله حساسی را تایید کرده باشد، یک کودتای سیاسی محسوب میشود. این عملیات در شرایطی اجرا شده است که تظاهرات علیه نتانیاهو و درخواست برای استعفای وی، رو به افزایش است، زیرا جنگ اسرائیل علیه حماس به درازا کشیده و گروگانهای اسرائیلی همچنان در غزه اسیر هستند.
اسرائیل تلاش میکند بخش عملیاتی گروههای نیابتی ایران را در منطقه هدف قرار دهد، یعنی آن چه که محور مقاومت علیه اسرائیل خوانده میشود، تا توان خود را برای نفوذ به تشکیلات اطلاعاتی ایران، به رخ بکشند. هدف از این تلاشها، ایجاد اختلال و بازدارندگی است، حتی در شرایطی که جنگ در غزه ادامه دارد.
علی واعظ مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران میگوید، از زمان آغاز جنگ در اکتبر گذشته، اسرائیل به تدریج تلاش کرده است مقامات ایرانی را که مسئول روابط با گروههای نیابتی تهران هستند، هدف قرار دهد و مانع از ارسال سلاحهای پیشرفته به آنها شود.
به گفته وی، مهم نیست که اسرائیل چه تعداد ژنرال باسابقه را از بین میبرد، زیرا "در سیستم ایرانی، هیچ فردی بدون جایگزین نیست. ایران میداند که این بازی خطرناکی است و هزینهای مشخص دارد. "
برخی از این نگرانند که این هزینه را متحدان اسرائیل متحمل شوند. رالف گاف از مقامات ارشد سابق سیا (سازمان جاسوسی آمریکا) که در خاورمیانه حضور داشت، از حمله اسرائیل به عنوان اقدامی در "نهایت بیملاحظگی" یاد کرده است. وی میگوید، "اسرائیلیها در حال نوشتن چکهایی هستند که نیروهای فرماندهی مرکزی آمریکا باید نقد کند. "
به گفته گاف، "این حمله فقط به تشدید حملات از جانب ایران و متحدانش منجر خواهد شد که برای نیروهای آمریکایی در منطقه بسیار خطرناک است و میتواند آنها را هدف اقدامات تلافیجویانه گروههای نیابتی تهران قرار دهد. "
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در موسسه چتمهاوس انگلیس میگوید، "آقای نتانیاهو سالها است که تاکید کرده ایران دشمن اصلی اسرائیل است و این که این حمله میتواند به احیاء اعتبار او به عنوان ‘جناب امنیت’، کمک کند. " به گفته وی، حتی اگر این گونه هم باشد، این توجیه کافی نیست، زیرا اسرائیل در غزه گیر افتاده، حماس هنوز شکست نخورده، ایران و گروههای نیابتیاش نیز همچنان پابرجا هستند.
خانم وکیل میگوید، ایران قول داده است انتقام آنچه را که حملهای بیسابقه خوانده، خواهد گرفت، اما از هفتم اکتبر تاکنون "ایران آشکارا نشان داده که به دنبال جنگ در منطقه نیست. از منظر ایران، این مناقشه با اسرائیل در چارچوبی درازمدت رخ خواهد داد. "
مقامات آمریکا معقتدند ایران مبتکر حمله حماس به اسرائیل نبود و حتی پیشاپیش از آن اطلاع نداشت. به گفته سوزان مالونی، مدیر برنامه سیاست خارجی در موسسه بروکینگز، با این وجود "از نظر ایران، مساله غزه برای آنها یک پیروزی محسوب میشود، زیرا اسرائیل را منزوی کرده، و آن را در منطقه و جهان در موضع دفاعی قرار میدهد. "
خانم مالونی میگوید، جنگ کنونی در غزه و تلفات غیرنظامی آن سبب شده است "تحقق خاورمیانهای که اسرائیل، آمریکا و عربستان پیش از حمله ۷ اکتبر امید داشتند مهندسی کنند، تقریبا غیر قابل تصور به نظر برسد. " اشاره وی، به رسمیت شناختن اسرائیل از جانب کشورهای عربی است که مخالف نفوذ رو به فزون ایران هستند.
خانم وکیل میگوید، " با این حال برای ایران دشوار است این حمله را نادیده بگیرد. زیرا این اقدام حمله مستقیم به خاک آن محسوب میشود. " حملهای که در آن سفارت ایران هدف قرار گرفت و در آن چند فرمانده ارشد نیروی قدس سپاه کشته شدند.
ایران میگوید در حمله اسرائیل، ژنرال محمد رضا زاهدی به همراه معاونش، و یک ژنرال نظامی دیگر و دستکم چهار فرد دیگر کشته شدند. گزارشهای حاکی است در میان آنها مقامات ارشد جهاد اسلامی فلسطین هم حضور داشتند. این جنبش از متحدان ایران است که در غزه با اسرائیل میجنگد.
گفته میشود ژنرال زاهدی مسئول روابط نظامی ایران با لبنان و سوریه بود و از نظر بسیاری، کشته شدن او مهمترین عملیات ترور علیه یک فرمانده ارشد نظامی ایران در سالهای اخیر بوده است.
یاکوف آمیدرور مشاور امنیت ملی سابق اسرائیل، از کشته شدن ژنرال زاهدی به عنوان "ضربهای شدید به تواناییهای دفاعی ایران در منطقه" یاد کرده است. به گفته آمیدور، ژنرال زاهدی به ایران کمک کرده بود از طریق گروههای نیابتی خود و همچنین کمکهای تسلیحاتی، اطراف اسرائیل "حلقهای آتشین" ایجاد کند.
اما این که ایران چه زمانی و چگونه تصمیم به تلافی بگیرد، خطرآفرین خواهد بود. یک نمونه بسیار آشکار از اقدام تلافی جویانه ایران، مربوط به تررور سرلشکر قاسم سلیمانی در چهار سال گذشته است. سرلشکر سلیمانی که فرمانده لشکر قدس سپاه بود، در حمله نیروهای آمریکایی ترور شد. ایران در آن سال یک پایگاه آمریکایی را در شمال عراق هدف حمله گسترده موشکی قرار داد. اما پیشاپیش درباره آن حمله هشدار داده بود. پنتاگون متعاقبا اعلام کرد این حمله تلفات دفعی میان نیروهای آمریکایی نداشت، گرچه بیش از ۱۰۰ نظامی دچار صدمات شدید مغزی شدند.
ایران که در حالت آماده باش نظامی بود، به اشتباه یک فروند جت مسافربری اوکراینی را به گمان این که هواپیمای دشمن است، سرنگون کرد. در آن حادثه، ۱۷۶ نفر کشته شدند.
خانم مالونی میگوید، "یکی از درسهای آموخته شده از مساله سلیمانی آن است که اگر فردی با موقعیت ارشد ترور شود، شبکهای که ایران با آن گروهها ایجاد کرده است به خوبی دوام خواهند آورد. "
به تازگی و پس از حملات پهبادی به یک پایگاه نظامی آمریکا در مرز اردن و سوریه در ژانویه، ایران تلاش کرده است در روابط خود با آمریکا تنشزدایی کند. در این حمله سه سرباز آمریکایی کشته شدند.
اما ایران شاید بیشتر مایل باشد خطر تشدید درگیری نظامی با اسرائیل را بپذیرد.
ایران گزینههای دیگری نیز دارد: حمله گسترده سایبری به زیرساختهای اسرائیل یا ارتش آن، موشک باران اسرائیل از جنوب لبنان، ترور مشابه یک فرمانده اسرائیلی، حمله به یک سفارت اسرائیل، یا تشدید بیشتر برنامه هستهای و غنی سازی اورانیوم.
آخرین گزینه، پاسخی هوشمند و مستقیم به نتانیاهو خواهد بود که از مدتهای پیش، در خصوص خطر مسلح شدن ایران به بمب اتمی هشدار و وعده داده است مانع تحقق چنین مسالهای شود. (ایران همواره اصرار کرده است که برنامه هستهای آن کاملا صلح آمیز است، حتی در شرایطی که میزان غنی سازی اورانیوم را تا نزدیک به سطح تسلیحاتی افزایش داده است)
یا این که ایران میتواند منتظر فرصت مناسب باشد. آمیدرور، مشاور سابق امنیت ملی اسرائیل میگوید، بعید است که حمله دمشق، به تشدید تنش میان اسرائیل و ایران منجر شود، مثلا جنگی تمام عیار با حضور حزبالله در مرزهای شمالی اسرائیل رخ دهد.
وی معتقد است، "منافع آنها درپی این حوادث تغییر نکرده است. آنها به دنبال انتقام خواهند بود، اما این مسالهای کاملا مجزا است. " و نباید آن را به بروز حادثه در همین منطقه محدود کرد.
وی به عنوان مثال به انفجار بمب در سفارت اسرائیل در بوینوس آیرس در سال ۱۹۹۲ به دست جهاد اسلامی اشاره میکند که در آن ۲۹ نفر کشته شدند. این حمله به دنبال اقدام اسرائیل در ترور عباس موسوی دبیر کل سابق حزبالله لبنان صورت گرفت.
لینک خبر در نیویورک تایمز
https://www.nytimes.com/۲۰۲۴/۰۴/۰۲/world/middleeast/iran-israel-damascus-strike.html