
همهچیز با قطع درختان سعدآباد اتفاق افتاد که در نهایت به شکایت شهرداری تهران از موزه سعدآباد منجر شد، اما ماجراهای کاخ موزه سعدآباد به همین موضوع ختم نشد.
دیدارنیوز: هر چند موضوع مهمی، چون جابهجایی موزه اسناد این کاخ در میان خبرها گم شد، اما همچنان، چون زخمی تازه برجای ماند. چندی پیش خبرنگار ایسنا این موضوع را از وزیر میراث فرهنگی پرسش کرد و عزتالله ضرغامی هم پاسخ داد که: «از آقای علوی میخواهم که توضیح دهد.» اینکه این توضیح داده شد یا نه، نمیدانیم، اما «سید حسین علوی آزاد»، مدیر مجموعه سعدآباد درحالی که در یک برنامه تلویزیونی ماجرای درختان این مجموعه را شرح میداد انتقال دفترش به ساختمان موزه اسناد را تایید کرد و گفت: «بنده دفتر کارم را به موزه اسناد سعدآباد انتقال دادم و دارم اموال موزه اسناد را احصاء میکنم. ضمن احترام به امنای اموال که اکثرا به اتفاق آنها دقیق و پاکدست هستند، اما امین اموالی در جایی پیدا میشود که دهها هزار سند تاریخی در اختیارش است، ولی هیچکدام را ثبت نکرده است. من مسئولم و اعتقاد دارم باید در وسط میدان بنشینم و فردا به مردم پاسخگو باشم.»
البته او با این توضیح پاسخ به این سوال را از سر باز کرد که چرا اصلا باید دفتر کار خود را تغییر دهد و آن هم به موزه اسناد ببرد. آن هم به ساختمانی که در دوره پهلوی اول، بهعنوان دفتر نگهبانی مورد استفاده قرار میگرفت و در دوره پهلوی دوم، یکی از واحدهای نظامی- اداری یعنی گارد شاهنشاهی بود. بنایی با یک طبقه و زیرزمین با ۹ اتاق و دو سالن که در آن، آلبومهای سلطنتی و اسناد سعدآباد، تصاویری از انواع آلبوم، اسلاید، فیلم و عکس به نمایش درآمده بود. به تاکید کارشناسان موزه سعدآباد؛ این آلبومها یکی از مهمترین اسناد تصویری در عصر پهلوی به شمار میرود.
برای همین درباره این موضوع از احمد محیط طباطبایی، رئیس ایکوم سوال کردیم که به زعم او: «هرگونه جابهجایی موزه امری نامیمون است.» او با بیان اینکه موزه به عنوان شاخص توسعهیافتگی و پیشرفت امری مشخص و مهم است، میگوید: «نه فقط تعداد بلکه نوع برخورد با موزهها بیانگر وضعیت حاکمیتها و دولتها و مردم و مخاطبین در یک جامعه است و بر اساس آن میتوان فهمید که یک جامعه توسعه یافته است یا در حال توسعه است یا در مقابل توسعه.»
او از جابهجایی موزه مردمشناسی در همدان هم یاد میکند: «در سالهای گذشته به همدان رفتم و دیدم؛ موزه مردمشناسی شهر که در یک حمام گذاشته بودند را جمع کردند و بنا را در اختیار صندوق احیا قرار دادند که برای گردشگری تفریحی استفاده شود. تبدیل شدن موزهای به مکانی تفریحی بسیار متاثرکننده است.» او همچنین از تعطیلی چندین موزه در دوران ریاستجمهوری احمدینژاد میگوید: «در دور دوم دولت احمدینژاد چهار موزه در تهران تعطیل شد که دوستداران میراث فرهنگی به شدت به آن معترض شدند و در نهایت زمان مدیریت آقای موسوی دوباره به جای خود بازگشت و احیا شد. زیرا درخواست واقعی مردم این بود.»
رئیس ایکوم به دوره سراجالدین کازرونی، از نخستین مدیران میراثفرهنگی هم نقب زده که در آن زمان موزه هنرهای تزیینی در تهران تعطیل و به موزه هنرهای تزیینی اصفهان و میرعماد منتقل شد. اتفاقی که به شدت دوستداران میراثفرهنگی را معترض کرد. مرور جابهجایی موزهها از گذشته تا امروز بسیار هم انگشتشمار بوده و گواهی میدهند که چه اندازه آثار در این فرایند آسیب میبینند. هنوز هم داغ جابهجایی کتابخانه و اسناد سازمان میراثفرهنگی به شیراز تازه است. کتابهایی که به صورت پاره پاره در جوی فاضلاب پیدا شدند. همانطور که به گفته محیططباطبایی شاهد این بودیم که با جابهجایی موزه مردمشناسی در سعدآباد چقدر آثار از بین رفتند. رئیس ایکوم بر این نظر است؛ «جابهجایی موزه در هر کجای جهان، اعتماد مردم را به مسئولان فرهنگی کم میکند، باعث بدگویی میشود و به شدت از این رویه باید پرهیز شود.» اکنون پرسش این است که آیا این رویه پایان میگیرد یا همچنان قرار است موزه جا به جا شود؟ تصمیم مهمی که مسئولان میگیرند تا در نهایت نگاه مردم به دولت را رقم بزنند.
فاطمه علیاصغر - روزنامه پیام ما