
مقاله دنیا قابظی در نهمین کنفرانس بینالمللی پژوهشهای دینی و اسلامی، حقوق، علوم تربیتی و روانشناسی را بخوانید.
دیدارنیوز ـ دنیا قابضی*:
چکیده:
حفظ وبهبود محیط زیست یکیاز اهداف اساسی کشورهای دنیای امروز میباشد ودرواقع مهمترین دغدغه قرن حاضر دولتهای بین المللی به شمار میآید وبه تبع نیل به آن قوانین حمایتی مختلفی از سوی دول جهانی وضع گردیده است و بشریت میکوشد تا از تخریب هرچه بیشتر عناصر زیست محیطی بکاهد واهرم اجرای تمام این تصمیمات به قوانین مصوب کشورها بستگی دارد. آنچه ما بر آن اثر میگذاریم وآنچه ما را متاثر میسازد تشکیل دهنده تشکیل دهندهی محیط زیست مااست بر این اساس همسایه ما، کوچه، خیابان و …به همان اندازه به محیط زیست ما تعلق دارند که جنگلها و پرندگان قسمتی از محیط زیست ما را تشکیل میدهند.
همچنین خورشید، ماه، سیارات، آب وهوا، همه و همه عوامل وبخشهایی از محیط زیست ما میباشند.
در واقع حفاظت از محیط زیست میتواند دارای دو اثر باشد از یک سو محدود شدن به برخی آزادیهای اساسی همچون حق مالکیت و حق آزادی و از سوی دیگر برخی از آزادیهای اساسی مثل هوای پاک، حق برابری و آزادی میانجامد.
حقوق بین الملل محیط زیست اعم از عرفی ومعاهدهای اگرچه جنبههای گستردهای از محیط زیست را مورد بحث و بررسی قرارداده است (فارغ از موانع اجرایی) لیکن نمیتوان این وضعیت را انکار نمود که این رشته از حقوق تا به حال قادر نبوده است تصویر کاملی از اصول و قواعد لازم را در زمینه حفاظت از محیط زیست ارائه نماید. یکی از این جوانب که هنوز نتوانسته موضوع بحث وبررسی جدی محافل علمی حقوقی حقوق بین الملل محیط زیست قرار گیردچگونگی رابطه میان مخاصمات مسلحانه اعم از بین المللی و غیر بین المللی با محیط زیست ومنابع طبیعی آن میباشد.
مقدمه
حفظ و بهبود محیط زیست یکی از اساسیترین اهداف کشورهای جهان امروز را تشکیل میدهد ودر رفع مهمترین دغدغه قرن حاضر دولتهای بین المللی به شمار میآید وبه تبع نیل به آن قوانین حمایتی مختلفی از سوی دول جهانی وضع گردیده است و بشریت میکوشد تا از تخریب هرچه بیشتر عناصر زیست محیطی بکاهد و اهرم اجرای تمام این تصمیمات به قوانین مصوب کشورها بستگی دارد.
حقوق محیط زیست-به جهت حضور مصادیق ومشکلات تازه در دنیای محلی امروز-رشتهای جدید از مباحث حقوق را تشکیل میدهد وبه دلیل اهمیت این موضوع بسیج جهانی نیز در قرن اخیر بر آن شده تا اقدامی بزرگ برای حفظ محیط زیست زیست قوانین موضوعه خود داشته باشد. هوشیاری کشورها در فاجعه محیط زیست قرن حاضر به اصول اعلامیههای ۱۹۷۲ استکهلم برمیگردد که درحقیقت اولین نشست رسمی جهانی در زمینه حفاظت از محیط زیست بود.
بیست سال پس از آن کشورهای جهان یک کنفرانس مهم بین المللی دیگر در شهر ریودژانیر و در برزیل گرد هم آمدند تا راهکارهای مهم حفظ محیط زیست را عرضه ومبادله نمایند و پس از آن کنوانسیونهای بین المللی زیادی نیز در این راستا تشکیل و به امضا رسید.
حقوق محیط زیست شاخهای از علم حقوق است که به مطالعه قواعد حقوقی موجود درزمینهی محیط زیست طبیعی انسانی میپردازد. حقوق محیط زیست
علاوه بر تحت پوشش قراردادن تمام رشتههای مختلف حقوق، مانند حقوق مصرفی، حقوق عمومی و حقوق بین الملل، شامل آن دسته از حقوق است که سعی دارد مفهوم محیط زیست را در تمامی قسمتهای حقوقی وارد کند. مبحث حقوق محیط زیست به منظور ارائه راهکارهای اجرایی برای حفاظت وبهره برداری صحیح از منابع مطرح میشود. یکی از اهداف حقوق محیط زیست حفظ تعادل اکولوژیک طبیعت در رابطه با فعالیتهای انسان است؛ بنابراین حقوق محیط زیست فعالیتهای انسانها را برروی عناصر و محیطهای طبیعی تعریف و سازمان میبخشد و کیفیت زندگی بشر را تعیین مینماید.
حقوق محیط زیست با علوم مختلف زیست محیطی دیدگاهها و فلسفه توسعه ارتباط دارد وبه واسطه ارتباط تنگاتنگ با علوم و تکنولوژی عمیقا تحت تاثیر آنها قرار گرفته است. حقوق محیط زیست با مفهوم اخلاق محیط زیست ارتباط تنگاتنگی دارد. اخلاق محیطزیست مشتمل بر مجموعه از گزارههای اخلاقی وبایستههای ارشادی در زمینهی محیط زیست طبیعی و انسانی است که یکی از اهداف آن ایجاد رابطه معنوی با طبیعت و محیط زیست انسانی بهبود ضمانت اجرایی قواعد شناسایی شده درزمینه محیط زیست طبیعی و انسانی در وجدان انسان هاست. حقوق محیط زیست در برخی اسناد تداوم نیافته از جمله بیانیه ۱۹۷۴ استکهلم مطرح شد که بر پایه نخستین اصل آن، انسان حق اساسی آزادی، برابری و شرایط مناسب زندگیدر محیطی را دارد که شرایط انسانی وخوشبختی او را تامین کند. حوزه تفکران فعالان حقوق بشری نیز تا دهههای پیشین، به موازات موضوعات محیط زیستی ونه در پیوند با آن، در زمینههای سیاسی، حقوقی وفلسفی و طرح قوانین ومناسبات سیاسی و اعنالی مباحث فلسفی محدود بود. لیکن در اواخر قرن بیستم، همبستگی موضوعات حقوق بشریومحیط زیستی مورد توجه جهانی قرار گرفت ورویکردهای فعالان حقوق بشر ومحیط زیست به یکدیگر نزدیک ترشد. این امر در بیانیه کنفرانس سازمان ملل متحد درباره انسان ومحیط زیست که در استهلکم برگزار شد، انعکاس یافته است.
ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﻔﻬﻮم ﺣﻖ ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ
در دهه ۱۹۷۰ با ﺟﺪی ﺷﺪن ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﻫﺎی زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ و ﺷﺪت ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﺤﺮان ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ، حق ﺑﺸﺮ ﺑﺮای داﺷﺘﻦ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ساﻟﻢﻣﻮرد ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ (زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺷﺪن ﺑﺎ ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ) از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ، ﺣﻘﻮق ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﻧﯿﺰ ﮐﻪ ﺟﻠﻮه ﮔﺎﻫﯽ دﯾگر از تنظیم رواﺑﻂ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﻧﺴﺎن اﺳت، ﻣﺘﺄﺛﺮ از اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺷﺪن ﺣﻘﻮق، ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان زﻣﯿﻨﻪ و ﻣﻮﺿﻮع ﺣﻖ ﺑﺸﺮ ﻣﻮرد ﭘﺬﯾﺮش قرار داد. بشری ﺷﺪن ﺣﻘﻮق ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺑﺎ درﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﻮارد ﻣﻄﺮح ﺷﺪه در ﺑﺎﻻ، حق ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ را ﻣﯽ ﺗﻮان اﺳﺘﺤﻘﺎق محیط زﻧﺪﮔﯽ سالم، ﺑﺮﺧﻮرد از اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی رو ﺑﻪ رﺷﺪ زﻧﺪﮔﯽ و ﺑﺮﺧﻮرداری از ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و فرهنگی تعریف کرد. در ﺻﻮرت اﺛﺒﺎت ﭼﻨﯿﻦ ﺣﻘﯽ ﺑﺮای ﺑﺸﺮ و ﺑﺎﻻﺧﺺ در ﺻﻮرت ﻟﺤﺎظﻧﻤﻮدن آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺼﺪاﻗﯽ از ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ، ﺿﺮورت ﺣﻤﺎﯾﺖ از آن ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪی ﻧﻬﺎدﻫﺎی اﻟﺰام آور ﺣﻘﻮﻗﯽ روﺷﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. اﻣﺮوزه در ﮐﻠﯿﻪ ﻣﺘﻮن، حق ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ در ﻗﺎﻟﺐ ﻧﺴﻞ ﺳﻮم ﺣﻘﻮق ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽ ﮔﺮدد. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ، یکی از ﻣﻮاﻧﻊ ﻓﻬﻢ ﺻﺤﯿﺢ ﻣﺎﻫﯿﺖ و ﺟﺎﯾﮕﺎه ﺣﻖ ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ در ﻧﻈﺎم ﺣﻘﻮقﺑﺸر تفکر نسلی در ﺑﺮداﺷﺖ ﻫﺎ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎ از ﺣﻖ ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ اﺳﺖ. ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ زﻣﺎﻧﯽ ﺣﻖ ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺳﺎﻟﻢ در ﻗﺮون ﺑﻌﺪ از دﻫﻪ ﻫﻔﺘﺎد ﻗﺮن ﺑﯿﺴﺘﻢ ﻇﺎﻫﺮ ﮔﺮدﯾﺪﻧﺪ وﻟﯽ اﯾﻦ ﻗﺮاﺑﺖ زﻣﺎﻧﯽ ﻣﺼﺎدف ﺑﺎ ﻏﺮاﺑﺖ ﻣﻔﻬﻮمی نیز شد. یعنی به این معنا نیست که ماهیت همه حقهای این نسل را ﯾﮑﺴﺎن ﺑﺪاﻧﯿﻢ (منصور خانی|و همکاران، ۱۳۹۷)
ﺣﻘﻮق ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ
ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺣﻔﻆ ﺗﻌﺎدل ﺑﯿﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﻮﺟﻮد در ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺑﺮای اوﻟﯿﻦ ﺑﺎر در ﺳﺎل ۱۳۵۳ قانون ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﺑﻬﺴﺎزی ﻣﺤیط زیست تصویب گردید. بر طبق ماده ۱: حفاظت و ﺑﻬﺒﻮد و ﺑﻬﺴﺎزی ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و ﭘﯿﺸﮕﯿﺮی و ﻣﻤﺎﻧﻌﺖ از ﻫﺮ ﻧﻮع آﻟﻮدﮔﯽ و هر اقدام مخربی ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺧﻮردن ﺗﻌﺎدل و ﺗﻨﺎﺳﺐ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ میشود همچنین ﮐﻠﯿﮥ اﻣﻮر ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻮران وﺣﺸﯽ و آﺑﺰﯾﺎن آبهای داﺧﻠﯽ از وﻇﺎﯾﻒ ﺳﺎزﻣﺎن ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﻣﯿﺒﺎشد (تقی زاده انصاری، ۱۳۷۴). درواقع ﺗﺼﻮﯾﺐ اﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮن ﺗﻮﻟﺪ رﺷﺘﻪای از حقوق با ﻋﻨﻮان ﺣﻘﻮق ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺑﻮد. ﻘﻮق ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ، اﺑﺰار ﻣﻬﻤﯽ ﺑﺮای ﻧﻈﺎرت و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار است. ﯾﻦ ﺣﻘﻮق در ﺗﻌﯿﯿن ﺧﻂ ﻣﺸﯿﻬﺎ و اﻗﺪاﻣﺎت ﺣﻔﺎﻇﺘﯽ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻌﻘﻮﻻﻧﻪ و ﭘﺎﯾﺪار از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﺆﺛﺮ اﺳﺖ و ﻣﺠﻤﻮﻋﻬﺎی از ﻣﺘﻮن ﺣﻘﻮق ﺧﺎص ﺑﺮای ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر میآید (حبیبی، ۱۳۸۴). به عبارتی دیگر: حقوق محیط زیست تنظیم کننده قﻮاﻋﺪ و ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺻﺪﻣﺎﺗﯽ را ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ وارد ﺳﺎزﻧﺪ ﮐﻪ در آن وارد (Despax, M. ;Drout de L'environnement'p) ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺣﻘﻮق ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ از ﻧﻈﺮ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬاری، حقوق و آزادیها فقط وﻗﺘﯽ ﻣﯿﺘﻮاﻧﺪ ﻣﻨﺸﺄ ﺗﻌﻬﺪات ﺣﻘﻮﻗﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻗﺪر ﮐﺎﻓﯽ روﺷﻦ و ﺻﺮﯾﺢ باشد. به این سبب، ﺗﮑﯿﮥ ﺻﺮف ﺑﺮ ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ از ﻃﺒﯿﻌﺖ به عنوان (منافع عامه) موضوعی ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺒﻬﻢ اﺳﺖ و ﺿﻤﺎﻧﺖ اﺟﺮاﯾﯽ ﻧﯿﺰ ندارد. بنابراین، اگر ﺣﻘﻮق ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ دارای ﻣﻨﺸﺄ ﻗﺎنونی است، باید ﻣﻼﺣﻈﺎﺗﯽ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ آﯾﺪ ﺗﺎ ﻣﺤﺘﻮا و ﻧﺘﺎﯾﺞ آن ﻣﺸﺨﺺ شود. در نتیجه - ماورای آثار سیاسی و اخلاقیش - بر اثر چنین اﺻﻼﺣﺎﺗﯽ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﮐﻪ ﺑﺮای ﺗﮑﻤﯿﻞ و ﯾﮑﺴﺎن ﮐﺮدن رﯾﺸﻪﻫﺎی ﺣﻘﻮق ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺻﻮرت میگیرد، این حقوق به عنوان یک آزادی ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻣﺤﺴﻮب ﺷﺪه اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ ﻣﯿﺘﻮاﻧﺪ ﻣﺒﻨﺎی ﺷﻨﺎﺧﺖ و ﺗﻘﻮﯾﺖ ﺗﻌﻬﺪات ﺣﻘﻮﻗﯽ دوﻟﺖﻫﺎ در اﺣﺘﺮام ﮔﺬاردن ﺑﻪﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد و وﺳﯿﻠﻪای در دﺳﺖ ﻗﺎﺿﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ آﺳﯿﺐ اﮐﻮﻟﻮژﯾﮏ را ﺑﺎ آن ﺑﺮﻃﺮف کند. اﻟﺒﺘﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع از ﺣﻮزه ﮐﯿﻔﺮی ﻣﺴﺄﻟﻪ ﮐﻪ ﺻﺪﻣﻪ رﺳﺎﻧﺪن ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ را ﺟﺮم ﺗﻠﻘﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ وآن را ﻗﺎﺑﻞ ﻣﺠﺎزات ﻣﯿﺪاند، خارج است (تقی زاده انصاری، ۱۳۷۴).
ﻧﯿﺎز اﻧﺴﺎن ﻣﺒﻨﺎی ﺣﻖ ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ
بر پایه این نظریه، نیاز اﻧﺴﺎن ﻣﺒﻨﺎی ﺣﻖ اﻧﺴﺎن ﺗﻠﻘﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد. ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺒﻨﺎی ﺣﻖ، ﻣﺘﺎﺛﺮ از اﺻﻞ ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺘﯽ ﺑﻪ «ﻫﺮﮐﺲ به اﻧﺪازه ﻧﯿﺎزش» میباشد. (پوالنزاس، ۱۳۵۴). ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮑﯽ از ﻣﺒﺎﻧﯽ ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ، ﭘﯿﺸﺘﺮ در ﻗﺎﻟﺐ ﺣﻘﻮق ﻧﺴﻞ دوم ﺣﻘﻮق اﻗﺘﺼﺎدی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و فرهنگی (تجلی ﯾﺎﻓﺖ ﻣﻮاردی ﭼﻮن ﺣﻖ ﮐﺎر، بهداشت و ... ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﻘﻮق رﻓﺎﻫﯽ و ﺣﻖ ﻫﺎی ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻧﯿﺎز موسوم اند (راسخ، ۱۳۸۱). به اﯾﻦ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺒﻨﺎی آن ﻫﺎ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻧﯿﺎزﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، اﻧﺴﺎن ﻣﯽ باشند. اﻋﻼﻣﯿﻪ رﯾﻮ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی مفهوم ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺐ رسید. ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻤﯿﺴﯿﻮن ﺑﺮاﻧﺘﻠﻨﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪای اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺎز ﻧﺴﻞ اﻣﺮوز را ﺑﺮﻃﺮف میکند. بدون اﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﻧﺴﻞ آﯾﻨﺪه را ﺑﺮای رﻓﻊ ﻧﯿﺎزﻫﺎﯾﺸﺎن ﺑﻪ ﺧﻄﺮ اﻧﺪازد (فاستر، ۱۳۸۲). ر ﻣﻮرد ﺣﻖ ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﻧﯿﺰ باید گفت، ﻧﯿﺎز اﻧﺴﺎن ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﻣﺒﻨﺎی ﺣﻖ اﻧﺴﺎن در ﺑﺮﺧﻮرداری از ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﻣﯽ باشد. به ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺒﺐ ﺣﻖ ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ به ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻘﻮق ﻧﺴﻞ دوم، ﺣﻘﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ است. ﺑﺮ اﯾﻦ اﺳﺎس آن ﭼﻪ ﻃﺒﯿﻌﺖ را ﻣﻮﺿﻮع ﺣﻖ و ﺑﻬﺮه ﻣﻨﺪی اﻧﺴﺎن ﻗﺮار ﻣﯽ دﻫﺪ، نیازمندی ﻣﻮﺟﻮدی اﻧﺴﺎﻧﯽ است (امیر ارجمند، ۱۳۷۳).
ﺣﻘﻮق ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ
ﺣﻘﻮق ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺳﻠﺴﻞﻫﺎی از ﻗﻮاﻋﺪﻋﺮﻓﯽ و ﻗﺮاردادی ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ازﺟﺪﯾﺪﺗﺮﯾﻦ وﮔﺴﺘﺮدهﺗﺮﯾﻦ ﺷﺎﺧﻪﻫﺎی ﺣﻘﻮق ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﻋﻤﻮﻣﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﻬﺖ ﺗﻨﻈﯿﻢ رواﺑﻂ ﺗﺎﺑﻌﺎن ﺣﻘﻮق ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ، ﮐﺸﻮرﻫﺎ، ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ و اﻓﺮاد در زﻣﯿﻨﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ ازﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ اﯾﺠﺎدﺷﺪه اﺳﺖ.
دﯾﺪﮔﺎهﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد در ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺣﻘﻮق ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ
نحوه ﺑﺮﺧﻮرد و دﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻃﺒﯿﻌﺖ و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ وﺟﻮد دارد، ﻧﺎﺷﯽ از ﻧﻮع ﺗﻔﮑﺮ اﻧﺴﺎنﻫﺎ در ﺧﺼﻮ ﻣﺒﺎﻧﯽ ﻓﻠﺴﻔﯽ است.
دﯾﺪﮔﺎﻫﻬﺎی ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﺧﺼﻮص ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﻣﺨﺘﺼﺮا به شرح ذیل است -: دیدگاه مسئوالنه: ﺑﺴﯿﺎری از ﺟﻮاﻣﻊ ﺑﻮﻣﯽ (مانند بومیانی ﮐﻪ در ﺟﻨﮕﻞ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﯾﺎ اﺳﮑﯿﻤﻮها) ﺑﻪ ﻃﻮر ﻓﻄﺮی و ذاﺗﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﯿﺎزی ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﺒﯿﻌﺖ دارﻧﺪ، در ﺑﺮاﺑﺮ آن اﺣﺴﺎس مسئولیت میکنند. در اﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ، ﻫﻢ اﻧﺴﺎن واﺟﺪ اﻫﻤﯿﺖ اﺳﺖ و ﻫﻢ ﻃﺒﯿﻌﺖ اﻃﺮاف آن. در اﯾﻦ دﯾﺪﮔﺎه، اﺳﺘﻔﺎده از ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺑﻪ ﮐﻤﮏاﺑﺰار در ﺣﺪ ﻣﻌﻘﻮل اﺳﺖ و ﻧﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺑﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﮐﺸﯿﺪه ﺷﻮد؛ مثال اﺳﮑﯿﻤﻮﻫﺎ در ﺣﺪ ﻧﯿﺎز ﻏﺎﯾﯽ ﻣﺎﻫﯽ ﺷﮑﺎر ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و ﮐﺎری ﺑﻪ ﺷﮑﺎر بیجای ﮔﻮﻧﻪﻫﺎ ﻧﺪارﻧﺪ - ۲. دیدگاه اﺻﺎﻟﺖ دﻫﻨﺪه ﺑﻪ ﺣﯿﺎت ﺑﺎﯾﻮ ﺳﻨﺘﺮیک و بوم (اﮐﻮ ﺳﻨﺘﺮﯾﮏ) در دﯾﺪﮔﺎه اﺻﺎﻟﺖ دﻫﻨﺪهﺑﻪ ﺣﯿﺎت (بایو ﺳﻨﺘﺮیک)، ﮔﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﮔﯿﺎﻫﯽ و ﺣﯿﻮاﻧﯽ از اﺻﺎﻟﺖ وﯾﮋهﻫﺎی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. ﭼﯿﺰی ارزش دارد ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﭘﺎﯾﺪاری و زﯾﺒﺎﯾﯽ ﯾﮏ اﺟﺘﻤﺎع زﻧﺪه را ﺣﻔﻆ ﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ ﺗﻨﻮع زﯾﺴﺘﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ارزش اﺧﻼﻗﯽ را در ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ دارد. اﻧﺴﺎن ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮانﯾﮑﯽ از ﮔﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد در ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ در اﯾﻦ دﯾﺪﮔﺎه ﻣﻄﺮح اﺳﺖ. شاﯾﺪ ﺑﺘﻮان ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺣﻘﻮق ﺣﯿﻮاﻧﺎت را ﺑﺨﺸﯽ از اﯾﻦ دﯾﺪﮔﺎه ﺑﺮشمرد. در دﯾﺪﮔﺎه اﺻﺎﻟﺖ دﻫﻨﺪه ﺑﻪ ﺑﻮم (اکوسنتریک)، ﺑﻪ ﮐﻞ اﮐﻮﻟﻮژی اﺻﺎﻟﺖ داده ﻣﯽشود؛ و ﺗﻤﺎم ﻓﺮاﯾﻨﺪﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد در اﮐﻮﻟﻮژی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻄﺎﺑﻖ، ﺟﻬﺶ و ﺳﯿﮑﻞ ﺑﯿﻮژﺋﻮﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ اﻫﻤﯿﺖ دارد و اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﯽ ﻣﺤﺘﺮم ﺷﻤﺮده ﻣﯽﺷﻮد.
ﻓﻘﺪان اﻧﻌﻄﺎفﻻزم ﺣﻘﻮق ﺣﺎﮐﻤﻪ دوﻟﺖﻫﺎ در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﺣﻘﻮق ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ از ﭼﻨﺪ دﻫﻪ اﺧﯿﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ وﻗﻮف ﮐﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪاﺳﺖ ﮐﻪ اﻋﻀﺎی آن، ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎی ﺧﻮد را ﺑﯿﺶ از ﭘﯿﺶ ﺑﺎ دﻗﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎی زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ آﻧﻬﺎ ﺟﻬﺖ دهی نمایند. اکنون اﯾﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ درﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﻬﻞ و ﺑﯽ ﻣﺒﺎﻻﺗﯽ ﺧﺴﺎرات ﻋﻤﺪه و بعضا ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﺗﺮﻣﯿﻤﯽ را ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ زﻣﯿﻦ ﮐﻪ ﺣﯿﺎت و رﻓﺎه اﻧﺴﺎن ﮐﺎﻣﻞﺑﻪ آن ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد، وارد ﺳﺎﺧﺘﻪ است. دﯾﺮ زﻣﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ اﻋﻀﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺑﺎور و اﻋﺘﻘﺎد ﻣﺸﺘﺮک دﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪاﻧﺪ ﮐﻪ اﻧﺴﺎن از ﺣﻖ ﺑﻨﯿﺎدﯾﻦ زﻧﺪﮔﯽ در ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ ﺳﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ او اﺟﺎزه زﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﺣﯿﺜﯿﺖ و ﺳﻌﺎدﺗﻤﻨﺪاﻧﻪ را بدهد، برخوردار است. آﺛﺎر اﯾﻦ وﻗﻮف و آﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ اﻧﺤﺎء ﻣﺨﺘﻠﻒ در اﺳﻨﺎد ﻣﺘﻌﺪد ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ از ﺟﻤﻠﻪ اﻋﻼﻣﯿﻪﻫﺎ، ﻣﻮاﻓﻘﺖ ﻧﺎﻣﻪﻫﺎی دو ﺟﺎﻧﺒﻪ و ﭼﻨﺪ ﺟﺎﻧﺒﻪ و ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮنﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﻬﺎﻧﯽ و ﻣﻨﻄﻘﻪای ﺗﺠﻠﯽ ﯾﺎﻓﺘﻪ است. ﻧﻘﻄﻪ ﻋﻄﻒ اﯾﻦ ﺗﻮﺟﻪ را ﻣﯿﺘﻮان در اﻋﻼﻣﯿﻪ ﮐﻨﻔﺮاﻧﺲ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﻞ ﻣﺘﺤﺪ درﺑﺎره ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﯾﺎ ﻫﻤﺎن ﮐﻨﻔﺮاﻧﺲ اﺳﺘﮑﻬﻠﻢ، ﮐﻪ در واﻗﻊ اﻋﺘﻘﺎدﻣﺸﺘﺮک ﮐﻠﯿﻪ اﻋﻀﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ و ﯾﺎ ﺑﻪ بیان دﯾﮕﺮ اﺻﻮل آرﻣﺎﻧﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺟﻬﺎﻧﯽ را ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﮐﺸﯿﺪه اﺳﺖ، ﻣﺸﺎﻫﺪه نمود. اﯾﻦ اﻋﻼﻣﯿﻪ ﺿﻤﻦ اذﻋﺎن ﺑﻪ ارزﺷﻤﻨﺪی اﻧﺴﺎن ﻫﺎ، از دوﻟﺖﻫﺎ ﻣﯿﺨﻮاﻫﺪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ را ﺑﺎ روح ﻫﻤﮑﺎری و ﺗﻌﺎون ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار دﻫﻨﺪ و از ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪﺗﺮ از ﺣﯿﺚ ﺑﺮﺧﻮرداری از اﻃﻼﻋﺎت و ﻓﻨﻮن ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ، ﺧﻮاﺳﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺮﯾﺎن اﻧﺘﻘﺎل آزاداﻧﻪ اﻃﻼﻋﺎت و ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺗﺸﺎن را ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ، ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺮ دوﻟﺖﻫﺎ ﺑﻪ وﯾﮋه ﮐﺸﻮرﻫﺎی در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﮐﻤﺘﺮ ﺗﻮﺳﻌﻪ یافته، ﺗﺴﻬﯿﻞﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. اﯾﻦ اﻋﺎﻟﻤﯿﻪ ﺑﺮ اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻧﯿﺰ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﻨﻮن ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪون ﺗﺤﻤﯿﻞ ﺑﺎر اﻗﺘﺼﺎدی بر ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﺿﻌﯿﻒ، در اﺧﺘﯿﺎر آﻧﻬﺎ ﻗﺮار گیرد. از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ اﯾﻦ ﺳﻨﺪ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ ﺑﺎ ﺑﻪ رﺳﻤﯿﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﺣﻘﻮق ﺣﺎﮐﻤﻪ دوﻟﺖﻫﺎ ﺑﺮای ﺑﻬﺮهﺑﺮداری از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯿﺖﺷﺎن، از آﻧﻬﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻪ اﺳﺖ ﺗﺎ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی اﻧﺠﺎم ﺷﺪه در ﺣﯿﻄﻪ ﺻﻼﺣﯿﺖ ﯾﺎ ﻧﻈﺎرﺗﺸﺎن، ﻣﻮﺟﺐ ورود زﯾﺎن ﺑﻪ محیط زﯾﺴﺖ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﯾﺎ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺧﺎرج از ﻣﺤﺪوده ﺻﻼﺣﯿﺖ ﻣﻠﯽ آﻧﻬﺎ نگردد. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﺻﻞ ﺑﯿﺴﺖ و ﺷﺸﻢ اﯾﻦ اﻋﻼﻣﯿﻪ دوﻟﺖﻫﺎ را ﻣﻠﺰم ﺑﻪ ﻫﻤﮑﺎری درﺑﺎره ﺣﺬف و ﻧﺎﺑﻮدی ﮐﺎﻣﻞ ﺗﺴﻠﯿﺤﺎت در ﺑﻄﻦﯾﮏ ﺳﺮی ارﮔﺎﻧﻬﺎی ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ ﻧﻤﻮده است. ﻣﻨﺸﻮر ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﻧﯿﺰ از ﮐﻠﯿﻪ دوﻟﺖ ﻫﺎ، ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ و ﺷﺮﮐﺖﻫﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی ﻣﺸﺘﺮک و دﯾﮕﺮ اﻗﺪاﻣﺎت ﻣﺮﺑﻮط، از ﺟﻤﻠﻪ ﺗﺒﺎدل اﻃﻼﻋﺎت و ﻣﺸﻮرتﻫﺎ، ﻫﻤﮑﺎری ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎﯾﯽ را ﺑﺮای روﻧﺪ ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﺳﺎﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ آﺛﺎر ﻣﻨﻔﯽ ﺑﺮ ﻃﺒﯿﻌﺖ بگذارد و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ روشﻫﺎی ﺗﻮاﻓﻖ ﺷﺪه ﺑﺮای ارزﯾﺎﺑﯽ اﯾﻦ اﺛﺮات را، مقرر نمایند.
نتیجه گیری
حق ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﺣﻖ اﺳﺎﺳﯽ و ﺑﻨﯿﺎدﯾﻦ ﺟﺎی ﺧﻮد را در ﻣﺠﻤﻮﻋﻪی ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ ﺑﺎز ﮐﺮده اﺳﺖ.
ﺗﻮﺟﻪ وﯾﮋه ﺑﻪ اﯾﻦ ﺣﻖ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﻨﺎﺧﺖﻇﺮﻓﯿﺖ ﻫﺎی ﺣﻘﻮق ﻣﺪﻧﯽ، ﺳﯿﺎﺳﯽ، ﺣﻘﻮق اﻗﺘﺼﺎدی، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ.
ﺣﻖ ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ به ﻋﻨﻮان ﺑﺨﺸﯽ از ﺣﯿﺎت، ﺣﻖ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪارد، ﺣﻖ ﺑﻪ ﺑﻬﺪاﺷﺖ، ﺣﻖ ﺑﻪ ﻫﻮای ﺳﺎﻟﻢ، ﺣﻖ ﺑﻪ ﻋﻼﺋﻖ و وﯾﮋﮔﯽ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. حق ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ، دارای ﻣﺎﻫﯿﺘﯽ دوﺑﻌﺪی اﺳت. ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﮐﻪ ﺣﻖ ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ، ﻫﻢ ﺑﻌﺪﻓﺮدی دارد و ﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﺟﻤﻌﯽ. ﺑﻌﺪ ﻓﺮدی ﺣﻖ ب ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ، ﺣﻖ ﻫﺮ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻧﻤﺎﻣﯽ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎیﻣﺨﺮب مﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی ﮐﺮده، خود نیز از آن خودداری کند. ﺣﻖ ﺟﻤﻌﯽ ﻧﯿﺰ ﻧﺸﺎن ﮔﺮ وﻇﯿﻔﻪی دوﻟﺖ ﻫﺎ در ﻣﺸﺎرﮐﺖ در ﻫﻤﮑﺎری ﻫﺎی ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ و ﯾﺎ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻫﻤﮑﺎری ﻫﺎ ﺑﺮای ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ در ﺳﻄﺢ ﺟﻬﺎن اﺳﺖ. بعد جمعی حق بر محیط زیست، ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ اﯾﻦ واﻗﻌﯿﺖ ﻣﻬﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎم دوﻟﺖ ﻫﺎ و دﯾﮕﺮ ﺑﺎزﯾﮕﺮان در ﻋﺮﺻﻪی ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻧﻮع ﺑﺸﺮ راﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻓﺮدی ﻣﻘﺪم دارند.
منتشر شده در (https://civilica.com/doc/1607450/)
*روزنامهنگار و کارشناس ارشد حقوق خصوصی