
موج درگیریهای متقابل اخیر میان گروههای نیابتی ایران و نظامیان آمریکایی در خاورمیانه، زنگ خطری است برای بروز بحرانی تمام عیار در منطقه.
دیدارنیوز ـ سرویس بینالملل: این مطلب را با ترجمه اختصاصی دیدار بخوانید با این توضیح که لزوما مطالب درج شده در این مقاله مورد تایید دیدار نیست و تنها جهت اطلاع خوانندگان منتشر شده است.
منبع: میدل ایست آی
نویسنده: عواد عبدالفتاح
مترجم: حمیدرضا بابایی
تا زمانی که رژیم اسرائیل با حمایت آمریکا در حال نابودی فلسطینیها در غزه باشد، هرگونه صحبت از راه حل دو کشور، پوچ بیمعنا است.
از نظر بسیاری از فلسطینیها، صحبت درباره تشکیل دو کشور (اسرائیل و فلسطین) و یا هر راه حل سیاسی دیگر برای مناقشه استعماری کنونی در منطقه، بسیار مجلل به نظر میرسد. زیرا نجات جان ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار فلسطینی ساکن غزه از کشتار گسترده اسرائیلیها، بیش از هر چیز ضرورت دارد.
توقف جنگ اسرائیل که نسل کشی محسوب میشود، برای مردم فلسطین و هر ملت باوجدان، اولویتی اساسی است. جو بایدن رئیس جمهور آمریکا به تازگی درباره توهم راه حل دو کشور صحبت کرده است تا به نوعی توجهات به جنایات بیسابقه اسرائیل علیه مردم فلسطین، که با حمایت آمریکا صورت میگیرد، منحرف شود.
لفاظی جدید آمریکا درباره این مساله، به گونهای مطرح شده است که باید یک روز پس از پایان نسل کشی اسرائیل در غزه پیگیری شود، و تحقق آن مشروط به دستاورد نظامی اسرائیل برای ریشه کنی حماس از غزه است، مهم نیست چه تعداد غیرنظامی کشته و یا بالاجبار کوچ داده میشوند، و این که غزه چقدر ویران خواهد شد.
راه حل تکراری دو کشور، پوششی بوده است برای رویکردهای استعمارگرایانه اسرائیل علیه کرانه باختری و بیتالمقدس شرقی. در اوضاع کنونی، ما در حال گذر به مرحلهای دیگر هستیم که شاهد تلاش اسرائیل برای ریشه کنی فلسطینیها در غزه ایم، منطقهای که به بزرگترین زندان سرباز در دنیا تبدیل شده است.
بی توجهی به ضرروت رفع بزرگترین مانع صلح، به بروز این شرایط منجر شده است.
بیان دو مساله متناقض و مرتبط ساختن آنها با هم، مضحک به نظر میرسد: این که از یک طرف از صلح بگوییم، و از طرف دیگر شاهد روند ریشه کن کردن گروهی از مردمی (در غزه) باشیم که قرار است از روند صلح منفعت ببرند.
البته چنین فرضیاتی همواره در آمریکا سابقه دیرینه داشته است؛ کشوری که تاریخش با محو جمعیت سرخپوستان شروع شد و با کشتارهای گسترده در عراق و افغانستان در قرن ۲۱ ادامه یافت. به خوبی میتوان دریافت که این مساله به گونهای طراحی شده است تا در فرصت دست آمده، طرحی را پیش برد که هدف اصلی آن تضمین امنیت اسرائیل و بازسازی ائتلافات منطقهای برای واشنگتن است.
دولت آمریکا از عملیات "تکان دهنده و تحسین برانگیز" حماس علیه اسرائیل شگفتزده شده است و با توجه به ناتوانی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در تامین امنیت شهروندان اسرائیلی، قصد دارد از ضعف رو به فزون وی بهره برداری و حماس را نابود کند. آمریکا در این طرح به دنبال آن است تا اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین را به میز مذاکره بازگرداند.
اما پس از این همه سال غفلت، و به دنبال آن ویرانی و مصایب تحمیل شده به ملتی استعمارزده، بیان راه حل دو کشوری واقعا چه معنایی دارد؟ آیا این به معنای تغییر واقعی در سیاست آمریکا است؟
و با توجه به گسترش شهرکهای صهیونیست نشین در کرانه باختری اشغالی و بیتالمقدس شرقی، و همچنین تعصبات رو به گسترش و روند تشدید فاشیسم، که نتیجه جنگ جاری در غزه است، آیا راه حل دو کشوری همچنان جدی و کارآمد خواهد بود؟ آیا نسخه واشنگتن از راه حل دو کشوری همان گونه است که رهبری فلسطین آرزویش را دارد، و این که آیا آمریکا حاضر است واقعا به اسرائیل فشار آورد؟
در بحبوحه جنگ غزه، و تشدید نفرت میان فلسطینیها و اسرائیلیها، فضای حاکم در منطقه به شدت مایوس کننده است. دشوار بتوان حدس زد این اختلافات تا چه حد تشدید شده و این که آیا هر گونه صحبت از یک راه حل سیاسی که کمترین حقوق فلسطینیها را برآورده کند، در چنین شرایطی واقعا مناسب است یا خیر.
جامعه اسرائیل احتمالا پس از جنگ غزه، تمایل کمتری خواهد داشت تا با فلسطینیها مصالحه کند، به ویژه آن که رژیم اسرائیل، حمله هفتم اکتبر حماس را به گونهای تبیین کرده که سوابق تاریخی از بیعدالتیهای اسرائیل علیه فلسطینیها به فراموشی سپرده شود.
بدتر از آن هم این خواهد بود که جامعه اسرائیل حولِ ذهنیتی مبتنی بر نسل کُشی آشکار فلسطینیها دوباره بسیج شوند، به ویژه آن که چنین ذهنیتی در ایدئولوژی صهیونیسم ریشه دارد. بر اساس سیاستهای استعماری اسرائیل و نیز استراتژی گسترش شهرک نشینان صهیونیستی، مردم فلسطین جایگاه انسانی ندارند. در کنار این رویکرد، محوِ فرهنگ و تاریخ فلسطین از سال ۱۹۴۸ (سال تاسیس اسرائیل) نیز تحقق وعدهای الهی و یا ضرورتی ملی، خوانده میشود.
در سالهای اخیر، بخشی از جامعه اسرائیل و رسانههای اصلی آن، نسبت به مصایب فلسطینیها به شدت رویکرد نژادپرستانه و حساس داشتهاند. به همین دلیل فلسطینیها مبارزات مقاومت مدارانه خود را تشدید کردهاند، گرچه مجبورند برای این منظور هزینه گسترده بدهند. این مبارزه برای عدالت، استعمارزدایی و آزادی، هرگز پایان نخواهد یافت؛ به همین دلیل است که فلسطینیهای ساکن غزه، از ترک وطن خودداری میکنند، گرچه از ۱۶ سال پیش تاکنون در محاصره ظالمانه اسرائیل بودهاند.
میانجیِ سوگیر
حتی پس از جنگ کنونی غزه، تا زمانی که راهحلی عادلانه وجود نداشته باشد، مناقشهای گستردهتر ادامه خواهد داشت. با فروکش کردن این دور از نبردها، دیپلماسی آغاز خواهد شد، اما این روند دشوار و طولانی و چالشی بزرگ برای فلسطینیها خواهد بود، زیرا آمریکا هرگز یک میانجی بیطرف نبوده است.
اگر اسرائیل آن گونه که میگوید، بتواند حماس را تضعیف و از قدرت در غزه برکنار کند، آمریکا باید تضمین دهد که دولتی دیگر، جایگزین دولت راستگرای افراطی اسرائیل خواهد شد که مایل باشد با تشکیلات خودگردان فلسطین معامله کند، مجموعهای که عملا برای اسرائیل نقش پیمانکار فرعی در اشغالگری ایفا کرده است.
اما دشوار بتوان پیشبینی کرد در موضع اسرائیل در قبال حقوق فلسطینیها، تغییری واقعی رخ دهد به خصوص در شرایطی که جدالهای درونیِ ناشی از طرح اصلاحات قضایی (که دولت نتانیاهو ارائه کرده)، بر اسرائیل سایه افکنده و احتمالا این خصومتها بعد از ناتوانی نتانیاهو در مقابله با حملات ۷ اکتبر تشدید هم خواهد شد. چنین تغییری فقط پس از فشاهای مداوم داخلی حاصل خواهد شد، به بیان صریح، اگر فلسطینیها به تدریجی مقاومت کنند و فشارهای واقعی بینالمللی نیز بر اسرائیل اِعمال شود.
فلسطینیها در حالی این جنگ را پشت سر خواهند گذاشت که تجربه دهشتناک دیگر انسانی را به چشم دیدهاند، که حجم و شدت آن از نکبت سال ۱۹۴۸ تاکنون بیسابقه بوده است. با این حال به دلیل مقاومت و پایداری قابل توجه خود، دستاوردهای چشمگیری در کسب حمایت و همراهی جهانی از آرمان فلسطین کسب کردهاند، مهمتر از همه در کشورهای غربی که دولتهایشان بسیار زشت، از جنگ افزوزی و نسل کشی اسرائیل حمایت کردند.
جایگاه اسرائیل در جهان ضعیفتر شده، دروغها و افسانههایش به شدت رنگ باخته است. نسلی جدید با دانش و آگاهی جدید از درستیِ آرمان فلسطین شکل گرفته است. این نسل جدید، همواره دولتهایشان را به خاطر ناتواناییها، سیاستهای امپریالیستی و همدستی در ارتکاب جنایات جنگی، زیر سوال خواهند برد.
جهان شاهد موجی دیگر از واقعیات با سیاستهای جدید است، که بر عدالت، آزادی و برابری تمرکز میکند. رهبران و فعالان این جنبشِ رو به گسترش جهانی، مبارزه فلسطینیها را ادامه نبرد برای عدالت در وطن خود میپندارند.
فلسطینیها بار دیگر با این چالش مواجه خواهند شد که چگونه باید متحد شوند و این که دستاوردهای خود را چگونه حفظ کنند. اکثر فلسطینیها دیگر به راه حل دو کشوری اعتقاد ندارند، زیرا رژیم صهیونیستی بارها نیات استعماری خود را برای نسلکُشی فلسطینیها و توسعه شهرکهای یهودینشین ثابت کرده است. شعار "فلسطین از بحر تا نهر آزاد میشود"، بخشی جداناشدنی از گفتمان فلسطین خواهد شد، و هر گونه تلاش برای مقابله با آن، شکست خواهد خورد.
این شعاری مبتنی بر نسلکشی نیست، بلکه هدفی والا است که بر آزادی فلسطینیها از آپارتاید ظالمانه و آزادی جامعه اسرائیل از صهیونیسم، تاکید میکند و به فلسطینیها و یهودیان اجازه میدهد با یکدیگر با حقوق برابر زندگی مسالمت آمیز داشته باشند.