
پس از خبرهای نگرانکننده اخیر درمورد سرقت و قتل در حوزه هنر که با شوکهای بزرگی در جامعه همراه بوده، دکتر «علیرضا شریفییزدی» رواشناس اجتماعی درخصوص پیامدهای احساس ناامنی در جامعه میگوید: براساس تحقیقات در جامعهای که میزان فقر و اعتیاد زیاد است، میزان سرقت به خصوص سرقتهای خرد به موازات آنها افزایش پیدا میکند. در نتیجه عامل اصلی افزایش سرقت در جامعه میزان فقر افراد است. چهبسا سرقت اولیها از درون همین فقر به وجود آمدند، آنها برای تامین حداقلهای زندگی به سراغ این کار میروند.
دیدارنیوز: به تازگی سارقان از رگ گردن به شهروندان نزدیکتر شدهاند، اما ما بیشتر از وضعیت افراد معروف بهخصوص هنرمندان باخبر میشویم. وگرنه کیست که نداند، امنیت سست شده است؛ امنیتی که این روزها با مشکلات اقتصادی و تورم ۷۰ درصدی که دیروز «پیمان نوری» معاون اقتصادی دادستان کل کشور از آن یاد کرده است، گریبان همگان را گرفته است.
ماه گذشته بود که سرقت سنتور معروف «داریوش مهرجویی» و قتل فجیع او و همسرش وحیده محمدیفر همگان را در بهت و شوک فرو برد؛ سرقتی که بعدها مشخص شد برای ۳۰ میلیون تومان طلب بوده است! اما ماجرای سارقان به همینجا ختم نشد. چند روز پیش «زهره سلطانآبادی»، همسر کیهان کلهر، نوازنده مشهور ایرانی نیز با انتشار پستی در صفحه شخصیاش در اینستاگرام از سرقت برخی لوازم منزلشان خبر داده بود. پستی که در نگاه اول همگان را به یاد همسر مرحوم داریوش مهرجویی انداخت. شاید همگی در انتظار خبری تلختری بودند که سرقت دیگری رخ داد. این بار «امیر نوری» بازیگر طنز سینما و تلویزیون قربانی سارقان شده بود. او به تازگی از سرقت خانهاش خبر داد، این چهره مشهور در این باره عنوان کرد زمانی که در خانه نبوده این سرقت اتفاق افتاده و سارقان از دیوار وارد خانه شدهاند و بعد وسایل را در کمال آرامش از در خارج کردهاند. او میزان تقریبی سرقت از خانهاش را نزدیک به یک و نیم میلیارد تومان عنوان کرده و گفته است به جز اموالی که دزدیده شده بابت گم شدن مدارک مالی و تخریب خانهاش توسط سارقان خسارت سنگینی به او وارد شده است.
سارقان تنها به خانه هنرمندان نمیروند، آنها در خیابان هم جولان میدهند. چند روز پیش سارقی در خیابان دست «علیرضا بیرانوند» را پیچاند و موبایلش را برد! به همین راحتی! البته سرقت از خانه افراد مشهور فقط مربوط به اسامی اعلامشده نیست، بلکه چند سالی است که سرقت از سلبریتیها به تیتر یک اخبار تبدیل شده است. تاکنون سرقت از افراد و چهرههای مشهوری، چون علی دایی، علی پروین، لاله صبوری، بهاره رهنما، پریناز ایزدیار، عادل فردوسیپور، هدیه تهرانی، علی معلم، ساعد هدایتی، جواد نکونام، ایمان مبعلی، احمدرضا عابدزاده، فرهاد مجیدی و… افکار عمومی را به هم ریخته است. با این حال احساس ناامنی در جامعه افزایش یافته است، اما اخبار سرقت از شهروندان معمولی به گوش ما نمیرسد.
این روزها قدم زدن و تردد در ساعاتی که شهر خلوتتر است، دلهرهآور شده و حتی تردد با ماشین به دلیل برخی حواشی غیرقابل پیشبینی این روزها تبدیل به یک فرآیند متشنج شده، سارقان یا افرادی که در قالبهای مختلف تشنج ایجاد میکنند، لذت یک تردد بدون دردسر را از شهروندان به خصوص زنان گرفتهاند.
معنای حقیقی نداشتن امنیت را حس کردم
دیروز «مونا فرجاد» بازیگر زن جلوی یکی از رستورانهای تهران مورد سرقت گوشی موبایل، همراه با قمهکشی قرارگرفته و راهی درمانگاه شده است.
مطلب مرتبط:
حمله با «قمه» به بازیگر زن؛ «معنای نداشتن امنیت را حس کردم» +عکس
او متنی را همراه با عکس در اینستاگرامش منتشر کرده است، آن متن از این قرار است: «دیشب دم در رستوران ایستاده بودیم و داشتیم در فضای مجازی پوستر فیلمهای فرنگی را جستوجو میکردیم. از گوشه چشم حضور سیاهی را در کنارم احساس کردم و تا روبهرویم بایستد چشم در چشم مردی با کلاه مشکی، ماسک بر صورت شدم. در کسری از ثانیه فریاد زدم «دزد» موبایل و یقه دوستم را کشیدم و همزمان چشمانم تیزی قمه دزد را که به قصد ضربه به ما میچرخاند، دیدم. نمیدانم چگونه حداقل دومتر روی زمین پرتاب شدیم. از دورتر، مارال مردی قمه به دست را بالای سر ما میدید که به قصد زدن حملهور است و نوشان طهماسبی که کنار مارال ایستاده بود گمان کرد کار تمام شده و ما را زدهاند. صدای جیغها و فریادها کمک کرد تا دزد ترک موتورسوار همراهش شود و بگریزد. اگر من متوجه حضور دزد نشده بودم. عکسالعمل سریع نشان نمیدادم. دوستان عزیزم که اتفاقی در رستوران حضور داشتند با اولین فریاد شتابان به یاری ما نیامده بودند و خدا همراهمان نبود بیشک اکنون اتفاق ناگواری که حتی فکر کردن به آن لرزه بر بدنم میاندازد، پیش آمده بود. هیچگاه برق لبه قمه را که از کنار شاهرگ گردن دوستم گذشت فراموش نمیکنم.»
او در ادامه نوشته است: «به بیمارستان همان حوالی که رسیدیم فهمیدم هفتهای ۲۰ بار در آن خیابان دزدی و خفتگیری میشود و درست در همان نقطهای که ما این تجربه تلخ را داشتیم شب گذشتهاش به مردی با قمه حمله کرده و به پایش صدمه زده بودند. امروز معنای حقیقی نداشتن امنیت را حس کردم. ممنونم از همه دوستان عزیزم که فرشتهوار به کمک ما آمدند و در بیمارستان حضور داشتند و تلاش کردند لبخند جای تلخی واقعی را بگیرد. ممنونم از مستانه مهاجر، افشین هاشمی نفس بازغی، الهام راد و بقیه عزیزانی که در کنار ما بودند.»
چالش امنیت جان و مال شهروندان
دکتر «علیرضا شریفییزدی» رواشناس اجتماعی درخصوص پیامدهای احساس ناامنی در جامعه گفت: متاسفانه این روزها تعداد سارقان بیشتر شده است. سارقان بیش از همیشه به شهروندان نزدیک شدهاند. اتفاقا یک ماه پیش بود که هنگام خروج از مطب موبایل بنده زنگ خورد و هنگام گفتگو بودم که در کسری از ثانیه موبایلم در محدوده بسیار شلوغی از شهر تهران توسط یک موتوری به سرقت رفت. جدای از سرقت اموال، آسیب روحی و روانیای که به بنده و شاید دیگر افراد وارد میشود، غیرقابل جبران است. سرقت در خیابانهای شهر بسیار رایجشده و محدود به افراد خاص نمیشود. این در حالی است که اختلالات روحی و روانی شهروندان دچار اختلال شده است؛ موضوعی که نگرانیهای زیادی را ایجاد میکند. گاه در برخی از این سرقتها افراد جانشان را از دست میدهند. سرقتهایی که منتج به قتل میشود، در حال افزایش است. سارقان برای چندمیلیون حاضرند جان بگیرند و این موضوع خطرناکی است.
وی افزود: چند وقت پیش سخنگوی آگاهی اعلام کرد که تقریبا حدود ۵۵ درصد بازداشتیها سرقت اولی هستند؛ سرقت اولیها عمدتا سابقه کیفری ندارند؛ بنابراین این روزها جامعه بهشدت دچار مشکل اساسی شده و میزان خردهسرقتها در حال افزایش است. برخلاف تصورات تنها از خانههای شخصیتهای مشهور سرقت نمیشود، بلکه تقریبا بخش بزرگی از جمعیت ایران با این پدیده دست به گریبان است. اما ایراد چیست؟! باید بدانید پدیده سرقت، فقر و اعتیاد سه آسیبی هستند که با یکدیگر ارتباط عمیقی دارند. براساس تحقیقات در جامعهای که میزان فقر و اعتیاد زیاد است، میزان سرقت به خصوص سرقتهای خرد به موازات آنها افزایش پیدا میکند. در نتیجه عامل اصلی افزایش سرقت در جامعه میزان فقر افراد است. چهبسا سرقت اولیها از درون همین فقر به وجود آمدند، آنها برای تامین حداقلهای زندگی به سراغ این کار میروند.
این روانشناس اجتماعی با اشاره به افزایش مقوله اعتیاد بیان کرد: یکی دیگر از عوامل افزایش سرقت، اعتیاد است. نوجوانان و جوانانی که به دام اعتیاد افتادند، برای تامین هزینههای مواد خود به ناچار به سراغ دزدی میروند، با این حال مهمترین عامل از دید من آسیبهای اقتصادی و در بعد آسیبهای اجتماعی مقوله اعتیاد بوده که میزان سرقتها را در جامعه افزایش داده است.
او درخصوص شیوع احساس عدم امنیت در جامعه گفت: افزایش سرقت در جامعه دو پیامد منفی دارد؛ یکی اینکه سرقت یک شغل جذاب با درآمد بالا است، به همین دلیل ممکن است در آینده افراد بیشتری به این شغل جذب شوند، چهبسا طبق مطالعات یک معتاد در طول زندگی خود ۱۳ نفر را معتاد میکند، همچنین یک سارق به طور متوسط بین ۷ تا ۹ نفر را به خیل سارقان افزایش میدهد. پیامد منفی دیگر شیوع احساس عدم امنیت در میان شهروندان است. وقتی فرد به طور مستقیم دچار سرقت شده یا اطرافیان درگیر این مقوله میشوند، او دچار احساس عدم امنیت روانی میشود. یقینا این احساس روی روح و روان فرد اثرات منفی میگذارد. این احساس عدم امنیت زندگی افراد را مختل کرده و او در حوزههای دیگر زندگی نیز احساس ناامنی میکند یا در طولانیمدت برخوردهای نامناسب انجام میدهد. در نتیجه جامعهای که احساس عدم امنیت کند، به لحاظ روانی باید منتظر اختلالات سنگین تری باشد و به لحاظ اجتماعی منجر به کاهش اعتماد عمومی میشود. کمک شهروندان به یکدیگر روزبهروز کمتر میشود و مردم نیز نسبت به همدیگر احساس بیتفاوتی میکنند.
شریفییزدی نقش مسوولان مربوطه در کاهش جرائمی مانند سرقت را توضیح داد: نهادهایی مانند قوه قضاییه و نیروی انتظامی تولیدکننده امنیت در جامعه نیستند، بلکه تنها نگهدارنده و پاسدار امنیت هستند. امنیت توسط نهاد اقتصاد و فرهنگ تولید میشود. اگر مسوولان مربوطه به فکر ایجاد امنیت در کشور هستند باید به سراغ وزارت آموزشوپرورش، وزارت بهداشت، وزارت علوم و وزارت اقتصاد و امور دارایی بروند. این روزها بسترهای اقتصادی باعث ناامنی در جامعه شده است. مسوولان مربوطه باید در ابتدای امر مشکلات اقتصادی کشور را حلوفصل کنند و بعد از نیروهای انتظامی خواستار پاسداری از امنیت باشیم. وقتی تعداد بیکاران از افراد شاغل در جامعه پیشی گرفته است، نیمی از پلیسهای کشور را هم در پایتخت جمع کنند باز هم از پس سارقان برنمیآیند. البته اینکه این روزها اولویتهای نیروی انتظامی تغییر کرده و به بحث حجاب ورود کرده، مقوله جدایی است، زیرا برخلاف تصورات نیروی انتظامی هم مانند دیگر ارگانها احتمالا درگیر کمبود نیروی انسانی است، بنابراین هماهنگی تمامی این امور و پاسداری از امنیت به خودی خود یک بحران جدی است.
مهدیه بهارمست - روزنامه جهان صنعت