
در تازهترین مطلب از ستون "از سعد آباد تا توپکاپی"، رضا قنبری کارشناس مسائل ترکیه، به درگیری شدید در غزه و چالشهای ترکیه در مسئله فلسطین ـ اسرائیل پرداخته است.
دیدارنیوز ـ رضا قنبری*: «سربازان ترک به سوی غزه»، این بخشی از شعار هزاران هوادار اردوغان بود که یکشنبه برای حمایت از فلسطین در فرودگاه آتاتورک استانبول تجمع کرده بودند، نشانهای از تند شدن فضای سیاسی بین دو کشور که پس از خروج دیپلماتهای اسرائیل از ترکیه به مرحله خطرناکی وارد شده است. وضعیتی متفاوت از سیاست همیشگی اردوغان برای ایجاد موازنه در بحرانها که احتمالا به نتایجی غیرقابل پیشبینی منجر شود.
در این شماره با بررسی سهگانه روابط ترکیه ـ فلسطین ـ اسرائیل در دهههای اخیر، به تاثیر طوفان الاقصی بر سیاست خارجی ترکیه میپردازیم.
- روابط پیچیده و گاه متناقض ترکیه در قبال بحرانهای جهان اسلام به جایگاه ویژه این کشور در روابط بین الملل باز میگردد. به هرحال آنکارا از یک سو عضوی از ناتو و متعهد قدیمی غرب در بحرانهای منطقه است و از دیگر سو ادعای رهبری امت مسلمان را دارد. همین کارکرد دوگانه باعث شده در بسیاری موارد حامیان و متحدان دو سوی منازعه از "وسط بازی" اردوغان در سیاست انتقاد کنند. غافل آنکه جغرافیا، تاریخ و حافظه تاریخی ترکیه راهی جز ایجاد موازنه در بحرانهای بین المللی ندارد. اردوغان طی دو دهه اخیر در مسائلی، چون کشتار ایغورها در چین، کوچ اجباری مسلمانان میانمار، نزاع چچن ـ روسیه و کودتا علیه اخوان المسلمین مصر، همواره صدای اول مسلمانان در فضای بینالمللی بوده است؛ سیاستی که حداقل بقیه کشورهای مسلمان به صورت گزینشی ـ فرمایشی انجام دادهاند. البته این حمایت هرگز به معنای قطع ارتباط با طرف مقابل نشده و اتفاقا بزرگترین پیمانهای اقتصادی ترکیه با روسیه و چین منعقد شدهاند.
ـ داستان روابط ترکیه با فلسطین ـ اسراییل هم از این سیاست مستثنی نیست. اردوغان طی دو دهه اخیر بارها در مجامع بینالمللی از حق مردم فلسطین برای ایجاد دولتی با مرکزیت قدس دفاع کرده و حتی در داووس ۲۰۰۹ چنان با پرخاش برابر شیمون پرز ایستاد که پایتخت کشورهای عربی تا چند روز بعد از آن شاهد تظاهرات حمایتی از رئیس جمهور ترکیه بودند. در جریان حملات سنگین ارتش اسرائیل به نوار غزه پس از بحران هفت اکتبر هم شاهد حمایت همه جانبه ترکیه از غزه هستیم. تظاهرات بزرگ مردمی در شهرهای مختلف، ارسال چندین هواپیما کمکهای بیمارستانی و غذایی به گذرگاه رفح، تماسهای دیپلماتیک اردوغان و فیدان با رهبران جهان و لغو سفر اردوغان به اسرائیل تنها بخشی از این حمایتها است، اما همه اینها هیچگاه به معنای قطع ارتباط سیاسی ـ اقتصادی با تل آویو نیست. ترکیه و اسرائیل پس از انعقاد توافقنامه تجارت آزاد در سال ۱۹۹۶ روابط خود را گسترش داده و نقش موساد در جریان دستگیری عبدالله اوجالان در سال ۱۹۹۹ غیر قابل انکار است.
پس از ورود احمد داوود اوغلو به وزرات خارجه ترکیه و سیاست "تنش صفر با همسایگان" این روابط گستردهتر هم شد، آنچنانکه حجم مبادلات اقتصادی دو کشور در سال گذشته به بیش از ۶ میلیارد دلار رسیده و حدود ۲۰۰ هزار توریست اسرائیلی مهمان ترکیه بودهاند.
ـ اما ظاهرا بحران ۷ اکتبر شرایط متفاوتی را رقم خواهد زد. همین حالا حدود ۲۵۰ گروگان اسرائیلی در اختیار حماس است و آمارهای رسمی از کشته شدن ۱۵۰۰ اسرائیلی در طوفان الاقصی حکایت میکند. از سوی دیگر در حملات بیسابقه به غزه، بیش از ۸۰۰۰ شهروند فلسطینی کشته شده و نهادهای بینالمللی تقریبا از کار افتادهاند. در این دو قطبی خونین، طرفین تنها به مرگ هم راضی خواهند شد.
از سوی دیگر شعارهای تند رهبران سیاسی ترکیه ظاهرا به مذاق جوانان نسل "زِد" کشور خوش نیامده و مثلا پس از تعیین ضرب الاجل ۲۴ ساعته دولت باهچلی (رهبر حزب حرکت ملی) برای توقف بمباران غزه، کاربران شبکههای مجازی از او خواستند ابتدا خانواده خود را برای جنگ به خط مقدم بفرستد، فضایی متفاوت از یک دهه پیش که نشان از تغییر افکار عمومی نسبت به مسئله فلسطین دارد. چنان که پس از گردهمایی حامیان فلسطین یک روز قبل از عید جمهوریت در فرودگاه آتاتورک، شبکههای اجتماعی پر از پیامهای انتقادی نسبت به زمان و محل برگزاری این مراسم شد. مسئلهای که نه فقط در ترکیه بلکه در مصر، لیبی، لبنان، کرانه باختری و کشورهای حاشیه خلیج فارس هم دیده میشود و جوانان منطقه دیگر، چون گذشته به بحران اسرائیل ـ فلسطین واکنش نشان نمیدهند. شرایطی که اردوغان و دیگر رهبران خاورمیانه را در دو راهی عجیبی گرفتار کرده است. آنها نه قادر به سکوت دربرابر حمله همه جانبه اسراییل به غزه هستند و نه پشتوانه افکارعمومی ـ نظامی لازم برای جنگیدن با محور آمریکا ـ اسراییل را دارند. شرایطی که ترکها در شطرنج به آن «آچمز» میگویند و اتفاقا در خاورمیانه فراگیر شده است.
*روزنامهنگار و کارشناس مسائل ترکیه