
تهران به عنوان پرجمعیتترین شهر کشور و قطب اصلی فوتبال ایران، به شکل جدی با بحران ورزشگاه استاندارد و شایسته برای برگزاری مسابقه روبروست و آزادی وتختی هم در حال بازسازی هستند.
دیدارنیوز ـ شقایق آسیایی: در چند ماه اخیر انتشار تصاویری از جای جای ورزشگاه آزادی شامل سیمهای برق آویزان از سقف، اتاقها و سکوهای نیمه ویران در کنار سقف و سکوهای ترکخورده تماشاگران در مقایسه با تصاویری از پیشرفت چشمگیر و استادیومسازی برقآسای در کشورهای همسایه مثل عربستان و قطر و عراق آنقدر در چشم مخاطب ناراحت کننده است که مسئولان ورزش را وادار به تعطیلی موقت و یا طولانی مدت ورزشگاه آزادی، برای بازسازی کرده است.
اما بحران اساسی تیمهای پرطرفدار تهرانی از همین لحظه یعنی بسته شدن ورزشگاه آغاز میشود آن هم در بحبوحه لیگ و جام باشگاههای آسیا. در واقع همین حالا دو تیم محبوب تهران در بحران هستند چرا که در شهر تهران به غیر از استادیوم ۵۰ ساله آزادی، ورزشگاهی که بتواند استانداردهای لازم برای انجام یک بازی فوتبال را داشته باشد، وجود ندارد.
واقعا چرا تهران یک باره از امکانات به درد بخورش در زمینه استادیوم تهی شد؟
اصولا ورزشگاه سازی در ایران با آمدن مظاهر تمدن در دهه دوم قرن قبل شروع شد. در سال ۱۳۱۸ که ساخت استادیوم امجدیه به پایان رسید، ۱۰ زمین فوتبال در تهران وجود داشت که میشد در آن بازی کرد، اما بهترین زمین تهران همین زمین شماره ۱ و ۲ امجدیه بود و رتبه سوم هم به زمین شهباز داده بودند.
ساخت ورزشگاه امجدیه در آن سالها آنقدر مهم بود که حتی ملک الشعرای بهار در مورد این ورزشگاه شعر گفته است. این ورزشگاهها در طول دهههای بعد مورد استفاده بود تا اینکه به تدریج در دهه ۶۰ و ۷۰ و با بالا رفتن جمعیت در پایتخت و افزایش تراکم در میادین مرکزی شهر، نهادهای حوزه امنیت اجازه ندادند که بازیهای رسمی فوتبال در استادیوم امجدیه برگزار شود، ورزشگاهی که در اردیبهشت سال ۱۳۶۰ به نام شهید شیرودی تغییر نام داد.
از اواخر دهه ۷۰ به خاطر اینکه کاربری این ورزشگاه برای فوتبال تقریبا غیرممکن شده بود این استادیوم را به فدراسیون دو و میدانی سپردند و تنها مورد استفاده آن برای فوتبالی جماعت، تشییع جنازه بازیکنان قدیمی بود که در این سالها از بین ما رفتند!
در سالهای ابتدایی دهه ۴۰ وقتی مسابقات مقدماتی المپیک در تهران برگزار شد مشخص شد ورزشگاه امجدیه ظرفیت کافی برای حضورهواداران پرشمار را ندارد. ایده ابتدایی ساخت استادیوم المپیکی در تهران، در سال ۱۳۴۴ شکل گرفت و در سال ۱۳۴۷ عبدالعزیز فرمانفرمائیان شروع به ساخت ورزشگاه جدید کرد. این ورزشگاه را با الگوبرداری از استادیوم آزتکای مکزیکوسیتی به صورت الگوی تپه شنی طراحی کردند. ورزشگاه آزادی با وجود اینکه از لحاظ معماری، سازه خاصی ندارد، ولی از لحاظ اصول سازه، استاندارد کاملی از لحاظ پژواک صدا و دید تماشاگر در آن رعایت شده است. حتی اگر در دورترین نقطه از طبقه دوم ورزشگاه هم زمین بازی قابل تماشا و در دیدرس است. ۲۵ سال بعد از آن در ایران ورزشگاهی مثل نقش جهان ساخته شده که فاصله تماشاگر تا زمین در بعضی از نقاط آنقدر دور و غیراستاندارد است که تماشاگر نمیتواند بازی را ببیند. یا اینکه در مشهد با وجود اینکه هزینه زیادی صرف ساخت ورزشگاه امام رضا شده، ولی تماشاگران در پشت دروازهها در طبقه اول، دید درستی نسبت به فضای بازی ندارند.
اواخر دهه ۱۳۴۰ و بر اساس طرح توسعه شهری و برنامههای پایتخت، قرار شد ورزشگاه غرب تهران به نام آریامهر (آزادی کنونی) ساخته شود و ورزشگاه دیگری نیز در شرق تهران به نام «فرحآباد» یا همان تختی فعلی به مرحله احداث رسید. ظاهرا قرار بوده ورزشگاه غرب تهران برای مسابقات قهرمانی باشد و ورزشگاه شرق تهران برای کنسرتهای شهری و مسابقات مخصوص زنان باشد.
ورزشگاه تختی هم دارای سازه بتنی است و در سه چهارم محیط زمین، جایگاه تماشاگر دارد و از پشت دروازهها شیب گرفته و تا نیمه زمین به حداکثر ارتفاع و صندلیها میرسد. بر اساس یک روش رایج و به خاطر وجود نور آفتاب، فیلمبرداری از غرب به شرق انجام میشود و در ورزشگاه تختی هم فقط در ضلع غربی ورزشگاه سکو ساخته شد تا تماشاگران در اوقات بعد از ظهر در سایه باشند. اما چون قرار بوده فقط در ساعات شب بازیها در این ورزشگاه برگزار شود و در شب مزاحمتی برای فیلمبرداری نیست، در گذشته دوربینها در سمت شرق و مشرف به سکوها و سایهبان زیبای این استادیوم که به شکل سفرهماهی است، قرار داشتند.
استادیوم تختی قرار بود مثل تصویر بالا کامل باشد اما نهایتا فقط استادیوم فوتبال آن کامل شد (تصویر پایین)
ورزشگاه تختی یا فرحآباد سابق قرار بوده توسعه زیادی پیدا کند، ولی بخشهای زیادی از آن نیمهکاره یا مخروبه ماند و بعد از انقلاب و شروع جنگ به محل نگهداری اسرای عراقی تبدیل شد. در زمان بازیهای کشورهای اسلامی قرار بود ورزشگاه تختی هم میزبان این بازیها باشد که البته این اتفاق نیفتاد.
در این هفتهها زمانی که بحث تغییر میزبانی از آزادی به ورزشگاه دیگری مطرح شد اسم ورزشگاه تختی دوباره سر زبانها افتاد، اما این ورزشگاه هم مثل آزادی نیاز به بازسازی دارد. چمن تختی شرایط مطلوبی ندارد و نمیتواند میزبان مناسبی برای بازیهای لیگ برتر باشد.
اگر چه در شهر تهران ورزشگاهها متعدد دیگری به چشم میخورند که با یک مشاهده عادی و غیرکارشناسی هم میتوان فهمید بیشتر آنها شرایط برگزاری یک مسابقه فوتبال را ندارند.
به طور مثال ورزشگاه و زمین چمن دانشگاه تهران که در سال ۱۳۳۷ ساخته شده، به جز مسابقات دانشجویی در دانشکده تربیت بدنی، مورد استفاده دیگری ندارد. ورزشگاههای قدیمی کارگران و مرغوبکار، فقط برای برگزاری تمرینات فوتبال، مورد استفاده قرار میگیرد. در شهرک اکباتان هم دو ورزشگاه قدیمی راه آهن و پاس تهران که روزگاری حتی میزبان مسابقات لیگ و جام باشگاههای آسیا بودند، در این روزها بیشتر برای بازیهای بدون تماشاگر مورد استفاده قرار میگیرند، چرا که به خاطر قرار گرفتن آنها در همسایگی یکی از متراکمترین شهرکهای تهران، تردد تعداد بالای تماشاگران، حمل و نقل آنها و برقراری امنیت را با مشکل روبرو میکند.
پس از آن میرسیم به دو ورزشگاه امام رضا و شهید کاظمی که به عنوان ورزشگاههای اختصاصی دو تیم استقلال و پرسپولیس از آنها یاد میشود. از بین این دو ورزشگاه، مجموعه شهید کاظمی که روزگاری متعلق به استقلال بود شرایط بهتری دارد، اما این استادیوم در زمان سردار آجورلو از استقلال گرفته شد و به پرسپولیس تحویل داده شد و مدتهاست محل تمرین سرخهاست. این ورزشگاه در بزرگراه آزادگان در منطقه ۱۹ قرار گرفته و گنجایش ۱۵ هزار نفر تماشاگر دارد. بر اساس نظر کارشناسان این استادیوم پتانسیل آن را دارد که به یک ورزشگاه حرفهای و سطح بالای اختصاصی برای پرسپولیس تبدیل شود. باشگاه پرسپولیس هم به سازمان لیگ پیشنهاد کرده که برای بازیهای خانگی خود از این ورزشگاه استفاده کند که البته معلوم نیست با توجه به ظرفیت کم آن مورد تایید شورای تامین و نهادهای برگزار کننده قرار بگیرد.
در آن سو استقلال هم قرار بود که در ورزشگاه امام رضای مشهد میزبان بازیهای لیگ برتر و قارهای باشد، اما مدیر و مربی و بازیکنان این تیم تمایلی به این کار ندارند و شب گذشته اعلام کردند که دوست دارند در تهران میزبانی کنند. البته ورزشگاه امام رضا که در جنوب شهر تهران قرار دارد نیز امکانات نسبی دارد، اما خود استقلالیها هم برای تمریناتشان ترجیح میدهند در کمپ مرحوم حجازی تمرین کنند و عملا این ورزشگاه برای آنها غیر قابل استفاده مانده است.
تحت هر شرایطی چه سرخآبیها در تهران بمانند یا مجبور شوند در شهر دیگری میزبانی کنند دو اتفاق در تهران لازمالاجرا به نظر میرسد اول بازسازی آزادی و دوم ساخت یک استادیوم جدید و مدرن مطابق با استانداردهای روز دنیا.
در مورد بازسازی آزادی زیاد صحبت شده و گاهی به ذهن میرسد که شاید بهتر باشد به جای این همه هزینهای که صرف نوسازی استادیوم آزادی میشود، بهتر است آن را خراب کنند و در محل آن یک استادیوم جدید ساخته شود. در این رابطه با شاپور طاحونی مدیر پروژه نوسازی آزادی صحبت کردیم. او گفت: «خدا نکند روزی بخواهیم آزادی را خراب کنیم و از نو بسازیم. نیازی هم به این کار نیست و بهتر است که به همین روش آن را بازسازی کنیم!»
او ادامه داد: بازسازی کل استادیوم نیازمند یک سال و نیم تا دو سال زمان و البته صرف بودجه زیادی است.
آیا در این بازسازی، مسقف شدن استادیوم آزادی هم دیده شده است؟ طاحونی میگوید: «بودجه مسقف کردن آزادی ۱۰۰۰ میلیارد تومان است و پیشنهاد ساخت آن داده شده، ولی در پروژه بازسازی فعلی اجرا نمیشود.»
اما آخرین بخش از بررسی وضعیت استادیومها در پایتخت، مربوط به ساخت یک ورزشگاه جدید در شهر تهران است، نکتهای که حتی رییس جمهور نیز در مورد آن وعده داد، اما به نظر میرسد این طرح همچنان در مرحله بررسی است و هنوز از جانمایی استادیوم، بودجه و نحوه اجرای آن خبری نیست! جالب اینکه همین امروز شهرداری اعلام کرده یکی از مکانهای مورد نظر برای ساخت استادیوم جدید در جنوب تهران، در منطقهای است که خطر فرونشستبهشدن آن را تهدید میکند.
اما در پروژهای مشابه در کشور عراق با نام الزورا، مهندسان ایرانی در بخش اصلی سازه، شامل طراحی، ساخت و اجرا را بر عهده داشتهاند و شرکت ایرانی با مهندسان ایرانی خود، بیشتر پروژه را اجرا کرده و حضور مهندسان مشاور فرانسوی نیز به خاطر لازمالاجرا بودن قوانین روز فیفا، بوده است.
اما ساخت یک چنین پروژهای در تهران چقدر هزینه دارد؟ برای پاسخ این سوال به سراغ مهندس رامین خدادوستان، مهندس ناظر پروژه الزورای عراق رفتیم. او گفت: «برآورد من برای ساخت یک استادیوم ۴۰ هزار نفره بر اساس مقیاس تقریبی هر صندلی به ازای هر فرد ۲۰۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار است که بودجهای حدود ۴ هزار میلیارد تومان برای ساخت آن مورد نیاز است.»
او ادامه داد: «ساخت چنین ورزشگاهی به شرطی که بودجه لازم موجود باشد، حدود ۴ سال زمان نیاز دارد، ولی در کشور ما آخرین پروژه این چنینی یعنی ورزشگاه نقش جهان ۲۰ سال طول کشیده است؛ که در زمان اتمام آن بخشهایی که ۲۰ سال پیش ساخته شده بود تا حدی فرسوده شده بود و نیاز به بازسازی داشت.»