
از اوایل شهریور خبر اخراج بسیاری از استادان از دانشگاههای کشور شوک بزرگی را به جامعه دانشگاهی وارد کرد و با گذشت یک ماه از سال تحصیلی، این ماجرا همچنان ادامه دارد.
دیدارنیوزـ نسرین نیکنام: شمار اخراج استادان از دانشگاه روز به روز بیشتر میشود، البته رتبه اول این تصمیمهای عجولانه در لغو تدریس و تعلیق و بیکار شدن بیش از هزاران استاد به دانشگاه آزاد اسلامی میرسد که طبق آمار منتشره بیش از سی هزار استاد به دلایل مختلف این دانشگاه را ترک کردند تا افراد دیگر با تجربه کمتر جایگزین آنها شوند.
خبرسازترین ماجرای ممنوع التدریسی یا اخراجی مربوط به استادان دانشگاه تهران مانند محسن برهانی و استادان دانشگاه شریف مانند علی شریفی زارچی و آمنه عالی و حمیده خادمی استادان دانشگاه علامه بود که واکنشهای زیادی را به همراه داشت و هنوز هم موج خبر اخراج استادان یا قطع همکاری با آنها فروکش نکرده تا جاییکه گفته شده بیشترین اخراج استادان از دانشگاه مربوط به دولت ابراهیم رئیسی است که بی شک این اتفاق در تاریخ این دولت و عملکرد آن در حوزه دانشگاه ثبت خواهد شد.
در میان اسامی استادان اخراج شده، نامهای آشنای دیگری هم وجود دارد مانند داریوش رحمانیان، آذین موحد و حسین علایی (استادان دانشگاه تهران) سید رضا صالحی امیری (استاد دانشگاه آزاد) رهام افغانی خوراسگانی (استاد دانشگاه شهید بهشتی) و محمدرضا نظری نژاد (استاد دانشگاه گیلان) که در هفتههای قبل، احکام بدوی شفاهی یا کتبی ممنوعیت از تدریس دریافت کرده بودند، در شبکههای اجتماعی یا در گفتوگو با پایگاههای خبری اعلام کردند که حکم قطعی پایان همکاری، انفصال از تدریس یا قطع حقوق به ایشان ابلاغ شده است.
موج اخراج استادان از دانشگاه از سالها قبل آغاز شد محمد جواد حقشناس؛ استاد و عضو هیات علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد یکی از استادانی بود که که اواخر سال ۱۳۹۶ از تدریس در دانشگاه برکنار شد، محمد کیانوش راد؛ استاد دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز و داوود سلیمانی؛ استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران که بعد از اتفاقهای سال ۱۳۸۸ وادار به بازنشستگی و خانه نشینی شد، الهام فخاری؛ استاد دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی که نیمه دهه ۱۳۹۰ از تدریس در دانشگاه حذف شد.
جالب است بدانید که تغییر در بدنه آموزش عالی به ویژه دانشگاهها به همین جا ختم نشده و نمیشود و اخباری مبنی بر بکارگیری افراد جدید بدون سابقه و پشتوانه علمی سبب شده که این روزها، جامعه دانشگاهی و اندیشمند کشور بیش از هر زمان دیگر در این دو دهه، بابت آینده آموزش عالی نگران باشند و سقوط آزاد دانشگاههای ایران به قعر جدول رتبهبندی جهانی، خالی شدن دانشگاههای کشور از نخبگان و از دست رفتن رویای توسعه، بخش کوچکی از تبعات این فاجعه است.
نعمت الله فاضلی، جامعه شناس و استاد دانشگاه درباره اخراج استادان در ماههای اخیر میگوید: در دوره سالهای ٦٠ تا ٧٠ برخوردهای ویرانگری با استادان دانشگاه شد، صدای کسی برنخاست. اما ما امروز به موفقیت بزرگی دست یافته ایم و شاهدیم که در همین دو سال اخیر هر استادی که از دانشگاه اخراج شده است موج عظیمی از خودآگاهی در جامعه به وجود آمده است. این موج عظیم بسیار اهمیت دارد و جامعه دارد آن را نشان میدهد.
او به صحبتهای "ربکا سولنیت" نویسنده آمریکایی اشاره میکند و میگوید که این نویسنده معتقد بود که "روایت کردن زخمها در جامعه از پیش شرطهای بهبود جامعه است. وقتی جامعه نسبت به زخمهای خودش حساس و آگاه میشود و آنها را روایت میکند یعنی نیمی از مسئله و نیمی از مسیر امید طی شده است."
این استاد دانشگاه ادامه میدهد که "فردریک میر"، در کتاب "روایت و کنش جمعی" توضیح میدهد که کاری که روایت کردن و به تصویر کشیدن و به زبان درآوردن و رویت پذیر کردن چالشها و زخمهای جامعه انجام میدهد، دقیقا به معنای گام برداشتن در مسیر اصلاح و بهبود جامعه است.
فاضلی، با اشاره به اینکه در گذشته بحرانهای دانشگاه را فقط تعداد کمی از محققان دانشگاهی روایت میکردند، میافزاید:، اما امروزه میبینیم که رسانه ها، مطبوعات، شبکههای اجتماعی روایتگران جدی این اتفاقها هستند.
این جامعه شناس میگوید: با اینکه در این مدت افرادی مثل "مسعود علیا"، "امیر مازیار"، "مهدی خویی" و دیگر استادان اخیرا اخراج شدند، اما باعث شد تمام پرونده استادهای پیشین در صحن علنی جامعه باز شود، این دستاورد بزرگی است و ما باید این را ببینیم.
او ادامه میدهد: امید از همین جا بیرون میآید؛ این که دانشگاهیان بیانیه میدهند. دانشگاهیان در انجمنهای صنفی خودشان درباره اخراج استادان صحبت میکنند و حکومت را بابت این سیاست به چالش میکشند. حکومت و اجزای گوناگونش از نمایندههای مجلس گرفته تا رئیس جمهور، وزرا و دیگران مجبور شدند درباره اخراج اساتید صحبت کنند، دستاورد بزرگی است.
فاضلی با اشاره به اینکه در گذشته استادان اخراج، تعلیق میشدند یا تحت فشار قرار میگرفتند، تاکید میکند: در آن زمان حتی یک رئیس دانشکده یا مدیرگروه هم حرفی نمیزد چه برسد به این که حاکمان یا سطوح دیگر درباره مسئله استادان دانشگاه سخن بگویند.
این جامعه شناس ادامه میدهد: اگر ما تمام این چهل و پنج سال گذشته در چنین وضعیتی بودیم، بدون تردید وضعیت ما بسیار بسیار بهتر از آن چیزی بود که اکنون است.