
در تازهترین مطلب از ستون "از سعد آباد تا توپکاپی"، رضا قنبری کارشناس مسائل ترکیه، به بررسی عوامل شکست کودتای ۱۵ جولای در این کشور میپردازد.
دیدارنیوز ـ رضا قنبری*: امروز هفتمین سالگرد کودتای ۲۰۱۶ ترکیه است. بخشی از نظامیان هوادار فتح الله گولن در نیمه شب ۱۵ جولای با اشغال مراکز مهم دولتی در استانبول و آنکارا، علیه رجب طیب اردوغان کودتا کردند. کودتایی که برخلاف روند تاریخ معاصر ترکیه، این بار نافرجام بود و طی کمتر از ۲۴ ساعت با مقاومت مردم شکست خورد.
شماره تازه "از سعد آباد تا توپکاپی" به بررسی عوامل شکست کودتای ۱۵ جولای میپردازد.
ـ رهبر مقتدر: اردوغان قهرمان داستان ۱۵ جولای بود. او که همراه خانوادهاش در جزیره مارماریس، تعطیلات آخر هفته را سپری میکرد، در شب کودتا برخلاف توصیه اطرافیانش به جای فرار از کشور، به فرودگاه استانبول بازگشت تا امید را در دل هوادارنش زنده نگه دارد. سپس به وسیله تماس تصویری با برنامه زنده سی ان ان مردم را به خیابانها فراخواند: "در خانه نمانید و برای دفاع از دموکراسی به خیابان بیایید".
ژنرال هولسی آکار ریس ستاد کل ارتش، بن علی ییلدرم معاون اول رئیس جمهور و دیگر وزرا هم در کنار دولت باقی مانده و مساجد کشور با پخش اذان بر فضای رعب و وحشت کودتا غلبه کردند. مردم پس از اطلاع از حضور اردوغان در استانبول برای دفاع از ریس جمهور منتخب، حکومت نظامی را شکسته و به مقابله با ارتش برخاستند. رویارویی خونین که صحنههایی ماندگار از ۱۵ جولای ۲۰۱۶ را به یادگار گذاشته و البته به کشته شدن بیش از ۲۵۰ شهروند ترکیه منجر شد.
- خاطره جمعی: کودتا در فرهنگ سیاسی ترکیه بیش از آنکه یک مفهوم انتزاعی باشد نوعی تجربهای جمعی است و مردم ترکیه نسبت به عواقب و نتایج فردای کودتا به خوبی آگاه هستند. مثلا پس از کودتای ۱۹۸۱، فعالیت همه احزاب سیاسی متوقف و رهبران آنها به بازنشستگی اجباری فرستاده شدند. یا ناکارآمدی دولتهای پس از کودتای ۱۹۹۷، ترکیه را به دوران وحشت تورم سه رقمی وارد کرد. به همین خاطر تقریبا هیچکدام از گروههای سیاسی، اجتماعی و حتی اپوزیسیون ترکیه در صف حامیان کودتا نرفته و کودتاچیها در برابر همه مردم ترکیه قرار گرفتند. حتی در میان نظامیان هم توافق کامل برای کودتا وجود نداشت و بسیاری از ژنرالهای ارتش، پلیس و ژاندارمری به حمایت از دولت برخاستند.
- زمینههای کودتا: وجود ناکارآمدی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دولتهای مستقر یکی از عوامل مهم زمینه ساز کودتا در ترکیه است و ارتش همواره با سوار شدن بر موج نارضایتی عمومی، علیه دولتهای منتخب وارد عمل شده است. مثلا کودتای ۱۹۷۱ پس از درگیریهای مسلحانه گروههای چپ و دانشجویی با راستگرایان رادیکال در خیابانها و ناامنی گسترده در شهرهای بزرگ رخ داد. یا کودتای ۱۹۸۰ پس از درگیرهای حزبی و جناحی بیسرانجام و دامنهدار در کشور روی داد. زمینههایی که در سال ۲۰۱۶ کمترین اثری از آن در فضای عمومی ترکیه دیده نمیشود. دولت طی حدود یک دهه، اقتصاد ترکیه را به جمع بیست کشور اول دنیا رسانده و اردوغان در انتخابات سال ۲۰۱۴ حدود ۵۰ درصد رای کسب کرد. در واقع علت این کودتا بیشتر به اختلافات فتحالله گولن با رجب طیب اردوغان بر میگشت. شکافی که به پاکسازی گسترده هوادارن گولن از دولت، قوه قضاییه و ارتش منجر شد و "گولنیستها" هم در مقابل، علیه دولت کودتا کردند.
پس از برگزاری انتخابات اخیر ترکیه بسیاری از تحلیلگران، سیستم سیاسی آزاد و رقابتی این کشور را ستودند. اما مشارکت ۸۸ درصدی و رقابت نزدیک انتخاباتی تنها بخشی از صحنه سیاسی ترکیه است. چه آنکه برای حفظ دموکراسی و صندوق رای در ترکیه هزینههای گزاف پرداخته شده است. رهبران این کشور در بزنگاه تاریخی ۱۵ جولای بجای آنکه مثلا، چون اشرف غنی با دزدیدن طلاهای کشور، وطن را به مهاجمان تحویل دهند در میانه میدان باقی ماندند و البته شهروندان هم برای حمایت از دموکراسی، نه از پشت پنجره و صفحه گوشی موبایلها که در کف خیابان به مقابله با نظامیان پرداختند. چه آنکه اگر ژنرالها در ۱۵ جولای عنان کشور را در اختیار میگرفتند شاید انتخابات اخیر ترکیه هم به دورهمی نظامیان برای تقسیم پستهای کشور در میان دوستانشان بدل میشد.
*روزنامهنگار و کارشناس مسائل ترکیه